استاد ساجدی فر مطرح کرد؛

نگاهی به فضایل اهل بیت علیهم السلام

استاد عیسی ساجدی فر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاهی به فضایل اهل بیت علیهم السلام» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: برخى از فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام، غیر اختیارى و خدادادى است؛ یعنى خود حضرت در ایجاد آن فضایل نقشى نداشته اند. هم چنان كه برخى از فضایل آن حضرت اكتسابى است؛ یعنى به سبب اعمال و رفتارى كه خودشان انجام داده‌اند و به طور اختیارى، آن فضایل را كسب كرده اند. عبادت‌ ها و مناجات‌ ها و رشادت ‌ها و ایثارهاى آن حضرت در راه اسلام، همه از سنخ فضایل اختیارى آن حضرت است. همه اینها ویژگى ‌هاى خاص آن حضرت بود كه با اختیار خودشان انجام مى‌ گرفت. البته همانند همه مؤمنان در انجام اعمال صالحشان، آن حضرت در انجام این اعمال از توفیق الهى مدد مى ‌جستند، ولى به هر حال اصل انجام فعل از مجراى اراده و اختیار خودشان بود.

 

وی افزود: فضایل و مناقب خدادادى آن حضرت علیه السلام نیز خود به دو دسته تقسیم مى ‌شود: تكوینى و تشریعى. مثلاً این كه نور مقدس پیامبر صلى الله علیه و آله، امیرالمؤمنین، ائمه معصومین و حضرت زهرا علیهم السلام پیوسته در طول تاریخ در صلب مؤمنان و موحدان بوده و به هیچ شرك و كفرى آلوده نشده، یك فضیلت «تكوینىِ» خدادادى است كه خود آن بزرگواران نقشى در آن نداشته اند.

 

استاد ساجدی فر در ادامه بیان کرد: موهبت‌ هاى خدادادىِ «تشریعى» نیز عبارت است از منصب‌ هایى كه خداى متعال براى اولیاى خودش تعیین كرده است؛ منصب ‌هایى كه لازمه اش تكالیف و حقوق خاصى است. مثلاً خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و وجوب اطاعت از فرمان آن حضرت، منصبى است كه خداى متعال به ایشان عطا فرموده است؛ یا بعضى از موارد تشریعى دیگر كه اختصاص به آن حضرت داشت؛ مثل اینكه پس از صدور فرمان «سدّ ابواب» از جانب خداى متعال، درِ همه خانه ‌ها مسدود گردید و فقط خانه حضرت على علیه السلام از این حكم مستثنا شد. در ثبوت این حكم خود ایشان نقشى نداشتند و این امتیازى بود كه خداوند براى اهل بیت علیهم السلام قرار داده بود. البته این امتیاز اختصاص به ایشان نداشت و فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام هم در این فضیلت شریك بودند.

 

وی خاطرنشان کرد: در این میان، مهمترین موهبت تشریعى كه باید به آن بسیار اهمیت بدهیم و بزرگان و علماى ما در طول تاریخ براى آن خون دل‌ ها خورده ‌اند و عمرى را صرف تبیین و تثبیت این فضیلت كرده اند، مسأله خلافت و امامت آن حضرت است. ما باید در مورد این مسأله كاملا حساس باشیم و سعى كنیم با مطالعه و تحقیق، تحلیلى درست از آن به دست آوریم، تا در دام فتنه گران و خنّاسان نیفتیم.

 

وی افزود: اعطاى موهبت‌هاى تكوینى خداوند اختصاصى به پیامبر و امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام ندارد؛ بلكه مراتبى از آن به دیگران نیز داده شده است؛ براى مثال، بعضى از افراد در برخى جهات، نبوغ و استعدادى فوق العاده دارند. گاهى بچه‌ هایى دیده مى‌ شوند كه در سن سه چهار سالگى، ریاضیات پیش رفته مى‌ خوانند؛ چیزى كه بسیارى از جوان‌ هاى بیست ساله هم پس از سال‌ ها تحصیل به زحمت مى ‌توانند بفهمند. شبیه این استعدادها، اما در مرتبه بسیار عالى و ممتاز آن را، خداوند به انبیا و اولیاى خود داده است.

 

استاد ساجدی فر در ادامه بیان کرد: سؤالى كه در این جا پیش آمد این بود كه آیا این امر موجب تبعیض نمى‌شود؟ چرا خداوند به برخى از بندگان خود چیزى مى‌دهد كه به دیگران نمى ‌دهد؟ در پاسخ این پرسش اشاره كردیم كه این كار از مقوله تفاوت بى جا و تبعیض نیست. اختلافاتى كه در عالم خلقت وجود دارد، لازمه نظام هستى است و اگر این اختلافات در خلقت نمى‌بود انسانى هم پدید نمى ‌آمد. اگر بنا بود خداوند همه چیز را یكسان بیافریند، بنابراین، مثلاً، بین انسان و حیوان و نباتات هم نمى ‌بایست فرقى باشد و همه یا باید انسان مى ‌بودند یا حیوان یا گیاه! حال اگر همه انسان بودند، آنگاه انسان از چه گوشتى تغذیه مى‌ كرد یا از چه گیاهى مى‌ خورد؟! از این رو بقاى این عالم مرهون همین اختلافات است. اختلافات نیز گاهى بین یك نوع و نوع دیگر است؛ مثل اختلاف بین انسان و حیوانات دیگر، گاهى بین یك صنف و صنف دیگر است؛ مثل اختلاف مرد و زن، و گاهى نیز اختلاف بین افراد یك صنف است؛ مثل ویژگى‌ هاى شخصیتى افراد انسان. بنابراین اگر خداى متعال همه را یكسان آفریده بود، این عالم دوام نمى‌ آورد.

 

وی افزود: تفاوت نه تنها هیچ اشكالى ندارد، بلكه لازمه خلقت است. تفاوت در جایى ممنوع است كه مخالف عدالت باشد، و عدالت هم در جایى مطرح است كه كسانى حقى داشته باشند و حقشان به آنها داده نشود. اما انسان یا هر موجود دیگرى، پیش از آن كه آفریده شود حقى بر خداوند نداشته است. خداوند طبق آنچه مصلحت مى ‌دانسته و حكمتش اقتضا مى‌ كرده، موجودات را به صورت‌ هاى مختلف و با ویژگى‌ هاى خاص آفریده است. البته هیچ یك از این تفاوت ‌ها بیهوده نیست و حكمت الهى آنها را اقتضا كرده است و در هر صورت، كسى حقى نداشته كه پایمال شده باشد.

 

استاد ساجدی فر خاطرنشان کرد: آنچه حكم عقل اقتضا مى ‌كند این است كه پس از آنكه خداوند به افراد طبق آنچه مصلحت و حكمتش اقتضا مى ‌كرد، استعدادها، امكانات و نعمت‌ هاى مختلفى داد، آنگاه در مقام تكلیف باید بر هر كس به اندازه توانش تكلیف بار كند. پس از ابلاغ تكالیف نیز هر كس كه تكلیف خود را انجام دهد پاداش مى‌ گیرد و هر كس نیز تخلف كند، متناسب با آن كیفر مى ‌شود. عدالت خداوند در این دو مرحله اخیر است كه مطرح مى ‌شود. تكلیفى كه خداوند از یك فرد ضعیف مى‌ خواهد، نباید با تكلیفى كه از یك شخص قوى مى‌ خواهد مساوى باشد. آن تكلیفى كه براى پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام با آن استعدادها و توانایى ‌هاى روحى تعیین مى‌ كند، نباید براى ما تعیین شود؛ چرا كه ما هیچگاه از عهده آن تكالیف برنمى آییم. هم چنین پس از ابلاغ و وصول تكلیف، عدل خداوند اقتضا مى‌كند كه افراد متناسب با رفتارشان پاداش یا كیفر ببینند.

 

وی افزود: از آنجا كه خداى متعال مى ‌دانست برخى اولیاى خاصش، و از جمله امیرالمؤمنین علیه السلام، از امتیازات تكوینى كه به آنها اعطا كرده حداكثر استفاده را خواهند كرد، از این رو برخى امتیازات تشریعى نیز به آنان عطا فرمود: «اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ» خداوند داناتر است كه رسالتش را در كجا قرار دهد. خدا مقام نبوت را به هر كسى نمى ‌دهد، بلكه باید لیاقتى ذاتى در فرد وجود داشته باشد؛ مثل این لیاقت كه بتواند با فرشته وحى تماس بگیرد. همه انسان‌ ها این لیاقت را ندارند. چه بسا عوامل ژنتیكى و عوامل ارثى هم در آن مؤثر باشد. در سوره آل عمران هنگامى كه خداوند نام چند تن از انبیاء (آدم، نوح و ابراهیم علیهم السلام) را ذكر مى‌ كند، مى‌ فرماید: اینها تیره‌ اى بودند كه پشت در پشت پیغمبر و از اولیاى خدا بودند.

ي, 09/26/1402 - 16:23