استاد احمد قاسمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «نقش شیطان و نحوۀ رابطۀ او با انسان وبه نابودی کشیدن آدمی» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: شیطان در ادراکات و تخیّلات انسان، به واسطۀ امور دنیایی تصرّف می نماید و باطل و زشتی و پلیدی را برای آدمیان می آراید و البتّه در این راه، سلطه ای بر کسی ندارد و جز به واسطۀ خودِ نفسانی انسان کاری نمی تواند بکند. در خطبه 192 نهج البلاغه، که به خطبه قاصعه معروف است، امیر مؤمنان علی (ع) دربارۀ این حقیقت چنین رهنمود داده است:
«فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ عَدُوَّ اللَّهِ أَنْ يُعْدِيَكُمْ بِدَائِهِ وَ أَنْ يَسْتَفِزَّكُمْ بِنِدَائِهِ وَ أَنْ يُجْلِبَ عَلَيْكُمْ بِخَيْلِهِ وَ رَجِلِهِ [رَجْلِهِ]؛ فَلَعَمْرِي لَقَدْ فَوَّقَ لَكُمْ سَهْمَ الْوَعِيدِ وَ أَغْرَقَ إِلَيْكُمْ بِالنَّزْعِ الشَّدِيدِ وَ رَمَاكُمْ مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ، فَقَالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ قَذْفاً بِغَيْبٍ بَعِيدٍ وَ رَجْماً بِظَنٍّ غَيْرِ مُصِيبٍ صَدَّقَهُ بِهِ أَبْنَاءُ الْحَمِيَّةِ وَ إِخْوَانُ الْعَصَبِيَّةِ وَ فُرْسَانُ الْكِبْرِ وَ الْجَاهِلِيَّةِ، حَتَّى إِذَا انْقَادَتْ لَهُ الْجَامِحَةُ مِنْكُمْ وَ اسْتَحْكَمَتِ الطَّمَاعِيَّةُ مِنْهُ فِيكُمْ، فَنَجَمَتِ [فَنَجَمَتْ فِيهِ] الْحَالُ مِنَ السِّرِّ الْخَفِيِّ إِلَى الْأَمْرِ الْجَلِيِّ، اسْتَفْحَلَ سُلْطَانُهُ عَلَيْكُمْ وَ دَلَفَ بِجُنُودِهِ نَحْوَكُمْ، فَأَقْحَمُوكُمْ وَلَجَاتِ الذُّلِّ وَ أَحَلُّوكُمْ وَرَطَاتِ الْقَتْلِ وَ أَوْطَئُوكُمْ إِثْخَانَ الْجِرَاحَةِ طَعْناً فِي عُيُونِكُمْ وَ حَزّاً فِي حُلُوقِكُمْ وَ دَقّاً لِمَنَاخِرِكُمْ وَ قَصْداً لِمَقَاتِلِكُمْ وَ سَوْقاً بِخَزَائِمِ الْقَهْرِ إِلَى النَّارِ الْمُعَدَّةِ لَكُمْ، فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِي دِينِكُمْ حَرْجاً وَ أَوْرَى فِي دُنْيَاكُمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِينَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِينَ وَ عَلَيْهِمْ مُتَأَلِّبِينَ، فَاجْعَلُوا عَلَيْهِ حَدَّكُمْ وَ لَهُ جِدَّكُمْ. فَلَعَمْرُ اللَّهِ لَقَدْ فَخَرَ عَلَى أَصْلِكُمْ وَ وَقَعَ فِي حَسَبِكُمْ وَ دَفَعَ فِي نَسَبِكُمْ وَ أَجْلَبَ بِخَيْلِهِ عَلَيْكُمْ وَ قَصَدَ بِرَجِلِهِ سَبِيلَكُمْ يَقْتَنِصُونَكُمْ بِكُلِّ مَكَانٍ وَ يَضْرِبُونَ مِنْكُمْ كُلَّ بَنَانٍ، لَا تَمْتَنِعُونَ بِحِيلَةٍ وَ لَا تَدْفَعُونَ بِعَزِيمَةٍ فِي حَوْمَةِ ذُلٍّ وَ حَلْقَةِ ضِيقٍ وَ عَرْصَةِ مَوْتٍ وَ جَوْلَةِ بَلَاءٍ.» پس، اى بندگان خدا بترسيد از اين كه دشمن خدا شيطان شما را به بيمارى خود [تكبر و خودپسندى] دچار گرداند و به نداى خود شما را از جاى برانگيزد و سواران و پيادگان خود را به سر شما آورد. به جان خودم سوگند كه او تير تهديد در كمان رانده و كمانش را سخت كشيده است و از جايى نزديك بر شما تير مى بارد. و گفت: «اى پروردگار من چون مرا نوميد كردى. در روى زمين بدي ها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم.» با اين سخن تير به تاريكى مى افكند، تيرى كه هرگز به هدف نمى رسيد. ولى جماعتى از زادگان حميّت و قومى از متعصبان و سواركاران ميدان تكبر و جهالت سخنش را راست پنداشتند. تا آن گاه كه آن سركش و طاغى از ميان شما برپاى خاست و مطيع فرمان وى شد. شما در او طمع بستيد و در طمع خود پاى فشرديد تا آن وسوسه ها كه در دل داشتيد، آشكار گرديد و استيلاى او بر شما نيرو گرفت و لشكرهاى خود بر سر شما كشيد، و در مغاك خوارى و مذلتتان افكندند، و در ورطه هلاكتان سرنگون ساختند و با تنى مجروح پايمالتان نمودند. نيزه ها در چشمانتان، نشاندند و گلوهايتان را بريدند و بينى هايتان را خرد كردند بدين قصد كه شما را بكشند و مهار در بينى كرده به سوى آتشى كه برايتان مهيا شده است بكشند. پس شيطان به سبب آسيب رساندنش به دين شما و آتش افروزيش در دنياى شما بزرگتر از كسانى است كه به نبردشان برخاسته ايد و براى پيكار به آنان آرايش لشكر داده ايد. پس همه سعى خود را بر دفع او گماريد. به خدا سوگند كه او بر پدر شما فخر كرد و بر حسب و نسب شما عيب گرفت و سوارانش را بر سر شما آورد و پيادگانش را بر سر راهتان بداشت. چنانكه، در هر جا شكارتان مى كند و سر انگشتانتان را مى برد. به هيچ حيله خود را در امان نتوانيد داشت و به هيچ افسون دفع آن نتوانيد كرد. در لجّه خوارى گرفتار مانده ايد، در چنبر تنگى افتاده ايد و در عرصه مرگ و فنا و جولانگاه بلا اسير شده ايد. پس بندگان خدا! بپرهیزید از اینکه دشمن خدا ـ شیطان ـ شما را به بیماریِ خود مبتلا گرداند. و یا بانگِ خویش برانگیزانَد و سوارگان و پیادگانِ خود را بر سرِ شما کشانَد. به جانم سوگند که تیرِ تهدید را برایتان در چلّۀ کمان نهاده، و آن را سخت کشیده و شما را نشانه ساخته و از جای نزدیک تیر ـ گمراهی ـ بر شما افکنده است که گفت: «پروردگارا! به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، من نیز گمراهی شان را در زمین برایشان می آرایم و همۀ آنان را گمراه نمایم».
استاد احمد قاسمی خاطرنشان کرد: در این سخن، مراد از دشمن خدا، ابلیس است؛ و مراد از بانگ ابلیس و سوارگان و پیادگان و تیر او، همان وسوسه ها و شهوات است. ابلیس به وسیلۀ آنها فرزندان آدم را به دام می اندازد و گمراه می کند.
این خطیب توانمند در ادامه بیان کرد: غفلت عامل نفوذ شیطان در جان انسان است. امیر مؤمنان علی (ع) این سخن شیطان را که همۀ مردمان را گمراه می نماید، سخنی به خطا و از روی گمان دانسته است. در واقع شیطان خود، نادانسته اندیشه ای در دل نهفته است؛ وگرنه تا آدمی خود به سبب میل به طبیعت حیوانی برای شیطان راه نگشاید، شیطان نمی تواند او را مقهور و خوار سازد و به ورطۀ هلاکت دراندازد. البتّه انسان به دلیل غفلتی که ناشی از روی کردن به خود و پشت کردن به حقّ است، آنچه را شیطان بر اساس این زمینۀ مناسب بدو القا می کند، از خود می پندارد؛ معنای فریب شیطان را خوردن و تحت سرپرستی او درآمدن هم همین است؛ به طوری که انسان گمراه می شود و نمی داند چه کسی او را گمراه کرده است.
وی افزود: واقعیّت این است که شیطان به کسی تجاوز نمی کند؛ بلکه او فقط میآراید، نیکو جلوه میدهد. میفریبد و وعده های دروغ می دهد. اختیار انسان به دست خود اوست و می تواند به سود شیطان فرو بلغزد و زمام خود را به او بسپارد تا شیطان هرچه خواست با او انجام دهد و از نزدیک ترین جایگاه، او را به تیر گمراهی بزند و همچون خون در رگ های او جاری شود. برخی عارفان گفته اند که شیطان مؤدّب است؛ او در می زند و سپس پنهان می شود؛ اگر در برایش گشوده شود، به درون می آید و اگر گشوده نشود به راه خود می رود.
استاد قاسمی تأکید کرد: لازمه مقابله با شیطان، مراقبه و تزکیه نفس است. ازاین رو، آدمی باید سخت مراقبت نماید تا تحت تأثیر القائات شیطانی قرار نگیرد و در را برای او نگشاید. امام علی (ع) دراین باره چنین هشدار داده است: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الشَّیْطَانَ إِنَّمَا یُسَنِّي لَکُمْ طُرُقَهُ لِتَتَّبِعُوا عَقِبَهُ» بدانید که شیطان راه های خود را برای شما هموار می کند، تا در پی او بروید و از راه خدا به در شوید.