استاد روح الله حریزاوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع این موضوع پرداخت: «یمنی ها را بهتر بشناسیم»
/270/260/21/
قوم یمن در قرآن
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از سرزمین یمن در قرآن کریم یاد شده است؛ «سبا» نام سوره ای در قرآن است که بخشی از یمن امروزی است. «قوم سبا» که در زمان حضرت سلیمان وجود داشتند، ابتدا خداپرست نبودند؛ ولی بعد از نامه سلیمان نبی به آنها، خداپرست شدند.
پادشاه خانم
وی افزود: تنها پادشاه خانمی که در قرآن از آن نام برده شده، ملکه سبا (بلقیس) است. او حکومت بسیار قوی و باعظمتی در یمن ایجاد کرده بود؛ ولی خورشیدپرست بود. بعدها با دعوت حضرت سلیمان به خداپرستی، یکتاپرست شد. برخی می گویند تنها حکومتی که ذوالقرنین نتوانست آن را فتح کند، حکومت بلقیس بوده است. ( تفسیر مجمع البیان؛ ج ۷؛ ص ۳۷۲؛ تاریخ مدینة دمشق؛ ج ۶۹؛ ص ۶۸)
بانوان و مدیریت جامعه
استاد حریزاوی در ادامه بیان کرد: یمنیها پس از پذیرش توحید توسط ملکه خود نیز وی را برای رهبری برگزیدند. بلقیس بعد از ایمان آوردن به حضرت سلیمان، با تایید ایشان تا چند سال حاکم یمن باقی ماند. تاریخ مدینة دمشق؛ ج ۶۹؛ ص ۶۷)
ازدواج با سلیمان نبی
وی خاطرنشان کرد: بعد از ایمان آوردن به خدا، بقلیس و حضرت سلیمان با هم ازدواج کردند.
«... فَأَتَاهُ الرَّسُولُ بِذَلِكَ فَأَمَرَ سُلَيْمَانُ ع بَعْضَ جُنُودِهِ مِنَ الدِّيدَانِ فَأَخَذَ خَيْطاً فِي فَمِهِ ثُمَّ ثَقَبَهَا وَ أَخْرَجَ الْخَيْطَ مِنَ الْجَانِبِ الْآخَرِ وَ قَالَ سُلَيْمَانُ لِرَسُولِهَا فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها أَيْ لَا طَاقَةَ وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ فَرَجَعَ إِلَيْهَا الرَّسُولُ فَأَخْبَرَهَا بِذَلِكَ وَ بِقُوَّةِ سُلَيْمَانَ فَعَلِمَتْ أَنَّهُ لَا مَحِيصَ لَهَا فَارْتَحَلَتْ وَ خَرَجَتْ نَحْوَ سُلَيْمَانَ فَلَمَّا أَخْبَرَ اللَّهُ سُلَيْمَانَ بِإِقْبَالِهَا نَحْوَهُ قَالَ لِلْجِنِّ وَ الشَّيَاطِينِ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ عَفَارِيتِ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ قَالَ سُلَيْمَانُ أُرِيدُ أَسْرَعَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالَ آصَفُ بْنُ بَرْخِيَا أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَدَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْأَعْظَمِ فَخَرَجَ السَّرِيرُ مِنْ تَحْتِ كُرْسِيِّ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ع فَقَالَ سُلَيْمَانُ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها أَيْ غَيِّرُوهُ نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ فَلَمَّا جاءَتْ قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَ كَانَ سُلَيْمَانُ قَدْ أَمَرَ أَنْ يُتَّخَذَ لَهَا بَيْتٌ مِنْ قَوَارِيرَ وَ وَضَعَهُ عَلَى الْمَاءِ ثُمَ قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَظَنَّتْ أَنَّهُ مَاءٌ فَرَفَعَتْ ثَوْبَهَا وَ أَبْدَتْ سَاقَيْهَا فَإِذَا عَلَيْهَا شَعْرٌ كَثِيرٌ فَقِيلَ لَهَا إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
فَتَزَوَّجَهَا سُلَيْمَانُ وَ هِيَ بِلْقِيسُ بِنْتُ الشَّرْحِ الْجُبَيْرِيَّة» (بحار الأنوار (ط – بيروت)؛ ج 14؛ ص 111)
سرسبزی یمن
استاد حریزاوی خاطرنشان کرد: در سوره نمل از نعمات و سرسبزی بسیار زیاد یمن (قوم سبا) سخن گفته شده. به قدرى این سرزمین پر بركت بود كه در تواريخ آمده است: اگر كسى سبدى بر روى سر مى گذاشت، و در فصل ميوه از زير درختان عبور مى كرد، آن قدر ميوه در آن مى ريخت كه، بعد از مدت كوتاهى سبد پر مى شد! (تفسیر نمونه؛ ج ۱۸؛ ص ۷۱)
شیعه شدن توسط ایرانی ها
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مقام معظم رهبری حفظه الله بیان کردند: «از همین مازندران ما و گیلان ما – منطقه شمال رشته کوه البرز – یک عده ای از ایرانی های ما بلند شدند و به یمن رفتند و حکومت شیعه زیدی (زیدبن علی/ فرزند امام سجاد علیه السلام) را در آنجا برپا کردند. یمنی ها شیعه زیدی هستند و حکومت زیدی داشتند؛ این به وسیله سربازان ایرانی و مجاهدان و مدافعان اسلام و تشیع صورت گرفت.» (بیانات ۱۳۸۳/۱۲/۰۵)
قم و یمن
وی افزود: خاندان اشعری، گروهی از یمن بودند که به دلیل سختگیریهای حجاج بن یوسف ثقفی به شیعیان، از کوفه به قم مهاجرت کردند و قم را محل سکونت خود و مرکز ترویج تشیع در ایران ساختند. از آن به بعد بود که قم، قم شد. (السیرة النبویة؛ ج ۱؛ ص ۸)
اولین حاجیها
استاد حریزاوی خاطرنشان کرد: بعد از اینکه خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام ماموریت داد تا وجوب حج را بر مردم بیان کند، اولین گروهی که دعوت جناب ابراهیم را برآورده کردند، اهل یمن بودند. (الكافي؛ ج ۴؛ ص ۲۰۵)
علاقه پیامبر به یمن
وی در ادامه بیان کرد: ابن عباس (پسر عموی) پیامبر می گوید: حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هر وقت اهل یمن را می دید، با رویی خوش به آنها می فرمود: مرحبا به خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی!
«51- كِتَابُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَيْحٍ، عَنِ الْمُعَلَّى الطَّحَّانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَيْمُونٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ كَانَ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ أُنَاسٌ مِنَ الْيَمَنِ قَالَ مَرْحَباً بِرَهْطِ شُعَيْبٍ وَ أَحْبَارِ مُوسَى.» (بحار الأنوار؛ ج ۵۷؛ ص ۲۲۲)
شخصیت معروف یمنی
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: «کمیل» یکی از یاران خاص امام علی امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن مجتبی علیه السلام اهل یمن بود. دعای کمیل از یادگاریهای اهل یمن برای شیعیان است که توسط امیرالمومنین علیه السلام به او آموزش داده شده است. (نهج البلاغه دشتی؛ ص ۵۹۹)
یمنیها در کربلا
وی افزود: بسیاری از شهدای معروف کربلا اهل یمن بوده اند؛ مثل عابس، بُریر، نافع بن هلال و... تا حدی که برخی می گویند ۳۴ نفر از ۷۲ شهید کربلا، یمنی بوده اند. (نقش قبائل یمنی در حمایت از اهل بیت؛ ص۳۳۰)
پیامبر یمنی
استاد حریزاوی خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بهترین ایمان و حکمت در یمن است، اگر ماموریت هجرت از مدینه به مکه نبود، من هم اهل یمن بودم و به آنجا می رفتم. (کافی؛ ج ۸؛ ص ۷۰)
«27- أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي قَتَادَةَ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: ...رِجَالُ أَهْلِ الْيَمَنِ أَفْضَلُ الْإِيمَانُ يَمَانِيٌّ وَ الْحِكْمَةُ يَمَانِيَّةٌ وَ لَوْ لَا الْهِجْرَةُ لَكُنْتُ امْرَأً مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ الْجَفَاءُ وَ الْقَسْوَةُ فِي الْفَدَّادِينَ ...» (الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج 8؛ ص 69)
دوست یمنی ها
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام می فرمودند: پیامبر خدا به ما می گفتند: هر کس اهل یمن را دوست بدارد، گویا من را دوست دارد و هر کس با آنها دشمنی کند، گویا با من دشمنی کرده است. (كمال الدين و تمام النعمة؛ ج ۲؛ ص ۵۴)