استاد علی ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «بررسی شبهه استبعاد ظلم نسبت به حضرت زهرا (س)» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: صحابه و مسلمانان نسبت به حضرت فاطمه زهرا (س) که بر اساس منابع و روایی فریقین دارای مقام و مزلت بسیار بالا و برجسته بودند، رفتار بد و نامناسبی داشتند. این در حالی بود که جا داشت به جهت جایگاه ایشان، وی را مورد احترام فوق العاده قرار می داند؛ نه مورد آزار و توهین و اذیت. اما متاسفانه گزارشات تاریخی بعد از رحلت پیامبر (ص) مجالی برای محقق بی طرف در تردید در این مساله نمی گذارد. این حادثه ای که جای سرافکندکی داشته و در نهایت منجر به شهادت حضرت زهرا (س) در اثر این صدمه های جسمی و روحی شد.
وی افزود: برخی در برابر این شواهد تاریخی و روایی، موضع استبعاد گرفته اند. این استبعاد آنها دو منشا دارد: در مورد منشا اول گفته اند: مقام و منزلت و جایگاه اصحاب پیامبر (ص) به حدی بود که بعید به نظر می رسد دست به چنین کاری زده باشند. برخی از این اصحاب هجرت کرده و برای همراهی با پیامبر (ص) دست از مال و منال خود برداشتند و برخی مانند انصار به استقبال از این مهاجرین پرداختند. این صحابه کسانی بودند که در جنگ ها جانفشانی کردند و با مال و جانشان اسلام را یاری کردند. چگونه می توان قبول کرد که بلافاصله بعد از رحلت پیامبر (ص) نسبت به خاندان و تنها یادگار ایشان چنین رفتارهایی داشته باشند؟
استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: نظیر همین استبعاد در مورد امامت امیرالمومنین (ع) نیز بیان شده است. آنان گفته اند چگونه ممکن است صحابه با شناختی که از آنان داریم، این نصوص پیامبر (ص) در مورد امیرالمومنین (ع) را نادیده گرفته و زیر پا گذاشته باشند؟ این بعید به نظر می رسد.
این استاد کلام تأکید کرد: این نگاه قداست آمیز به صحابه به گونه ای که آنان را مبرا از هرگونه عیب و نقص بداند، با عقل و واقعیت های تاریخی و آیات قرآن و احادیث نبوی سازگاری ندارد.
مصونیت صحابه از جهت عقل
وی افزود: از نظر عقل صرف اینکه فردی به پیامبری ایمان آورده باشد، شرط کافی برای عصمت او نیست. عقل چنین لازمه ای را در اینجا نمی بیند. بله اگر بیش از این مقدار، افرادی مورد عنایت ویژه ای قرار گرفته باشند، این مصونیت در مورد آنها قابل قبول است مانند نزول آیه تطهیر در مورد خاندان خاص پیامبر (ص)، و یا مانند عنایت ویژه در مورد حضرت یوسف (ع) آنجا که قرآن کریم می فرماید: «وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصين» (سوره یوسف، آیه 24) حضرت یوسف (ع) اگر مورد عنایت ویژه قرار نگرفته بود و برهان پروردگار را ندیده بود به سمت زلیخا رو می کرد. بنابراین از جهت عقل امکان مصونیت برای افرادی وجود دارد اما دلیل می خواهد و صحابی بودن پیامبر (ص) کفایت برای این امر نمی کند.
قرآن و مساله صحابه
استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: آیات قرآن درباره صحابه چند دسته هستند؛
1. وی افزود: دسته ای از صحابه ای مورد ستایش ویژه قرآن قرار گرفته اند. روشن است که از این دسته خطاهای آشکار و نمایان مانند آنچه در باره حضرت زهرا (س) واقع شد سر نمی زند. از جمله قرآن می فرماید:
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا» (سوره احزاب، آیه 23)
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُون» (سوره حجرات، آیه 15)
2. این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دسته دوم صحابه ای که در شرایط حساس و سخت نمره قبولی نگرفتند، مانند اینکه در میدان جنگ گریختند و یا برای کسب غنائم جنگی از فرمان پیامبر (ص) سرپیچی کردند، و یا برای تجارت نماز و پیامبر (ص) را رها کرده و رفتند.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا في سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليل» (سوره توبه، آیه 38)
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليم» (سوره مائده، آیه 54)
«كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُون» (سوره صف، آیه 3)
«وَ إِنَّ فَريقاً مِنَ الْمُؤْمِنينَ لَكارِهُون» (سوره انفال، آیه 5)
«ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا في سَبيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُم» (سوره محمد، آیه 38)
«وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقين» (سوره جمعه، آیه 11)
وی افزود: این آیات که نمونه هایی از آن بیان شد بیانگر آن است که در میان صحابه افرادی بودند که ایمان راسخی نداشتند و دلبستگی های مادی بر آنها تاثیر داشت و در نتیجه از برخی دستورات پیامبر (ص) سرپیچی می کردند و به همین خاطر مورد نکوهش خدای متعال قرار گرفتند.
3. استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: دسته از صحابه هم منافقین بودند که ایمان ظاهری آوردند. تعداد اینها زیاد و تاثیر گذار بودند. آیات فراوانی در این باره آمده است از جمله:
«وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى عَذابٍ عَظيم» (سوره توبه، آیه 111)
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنين» (سوره بقره، آیه 8)
«إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُون» (سوره منافقون، آیه 1)
وی تأکید کرد: در برخی روایات آمده است که منافقون در زمان پیامبر (ص) از طریق بغض نسبت به امیرالمومنین (ع) شناخته می شدند.
«حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ، عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيِّ، قَالَ: «إِنْ كُنَّا لَنَعْرِفُ المُنَافِقِينَ نَحْنُ مَعْشَرَ الأَنْصَارِ بِبُغْضِهِمْ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ». هَذَا حَدِيثٌ غَرِيبٌ. وَقَدْ تَكَلَّمَ شُعْبَةُ فِي أَبِي هَارُونَ " وَقَدْ رُوِيَ هَذَا عَنِ الأَعْمَشِ، عَنْ أَبِي صَالِحٍ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ» (سنن ترمذی، ج4، ص 473، ح 3717، باب مناقب علی بن ابی طالب (ع))
وی افزود: در برخی روایات نیز آمده است که دوستی با امیرالمومنین (ع) نشانه ایمان و دشمنی با ایشان نشانه نفاق است.
«حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ عُثْمَانَ ابْنِ أَخِي يَحْيَى بْنِ عِيسَى الرَّمْلِيِّ قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ عِيسَى الرَّمْلِيُّ، عَنْ الأَعْمَشِ، عَنْ عَدِيِّ بْنِ ثَابِتٍ، عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ، عَنْ عَلِيٍّ، قَالَ: «لَقَدْ عَهِدَ إِلَيَّ النَّبِيُّ الأُمِّيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يَبْغَضُكَ إِلَّا مُنَافِقٌ» قَالَ عَدِيُّ بْنُ ثَابِتٍ: أَنَا مِنَ القَرْنِ الَّذِي دَعَا لَهُمُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ» (سنن ترمذی، ج4، ح 3736، باب مناقب علی بن ابی طالب (ع)
«131 - (78) حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، وَأَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ، ح وَحَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى، وَاللَّفْظُ لَهُ، أَخْبَرَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنْ عَدِيِّ بْنِ ثَابِتٍ، عَنْ زِرٍّ، قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ: وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ، إِنَّهُ لَعَهْدُ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَيَّ: «أَنْ لَا يُحِبَّنِي إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضَنِي إِلَّا مُنَافِقٌ» (صحیح مسلم، ج1، ح 131)
استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: برای این افراد بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) زمینه برای زیر پاگذاشتن دستور پیامبر (ص) فراهم بوده است اعم از تاثیر مستقیم و یا تحریک دیگران. بنابراین این نگاه قدسی به صحابه و اینکه آنان مبرا از مخالف دستورات پیامبر (ص) می داند از نظر عقل و آیات قرآن غیر قابل قبول است.