استاد مهدی احدی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «مرحوم کاشف الغطاء و باطل کردن سنگ های سحر» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ما معتقدیم به اینکه فقهای ما چشم برزخی را به عارف یا به سیر عرفانی یا سلوکی اختصاص نمی دهند. خودِ همین فقه و فقاهت، چشم باطن را می آورد. بسیاری از فقهای ما محقق حلی، محدث بزرگوار، بزرگانی دیگر،.حقیقتا چشم باطن داشتند. اگر چه دو دور اسفار را تدریس کرده ام؛ اما معتقدم نیازی به این اصطلاحات نیست؛ اما آنچه که نیاز است، جواهر و فقه است. در نزد مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی هم که بودیم، دیدیم نظر حضرت آقا نیز همین است. حاج آقا آخوند، حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، و امثال این بزرگواران، همین سیر را داشته اند. شیخ مفید و شیخ طوسی اعلی الله مقامهما نیز اینچنین بودند. شیخ مفید اعلی الله مقامه که حضرت صاحب الامر (عج) او را آنچنان بزرگ می شمارد، کتاب های محی الدین را که نخوانده بود.
این شاگرد علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه افزود: فرق طلبه های امروز با روحانیون گذشته در این است که روحانیون گذشته که در فقاهت بودند، عاشق معنویت بودند. کسی از اهل فقه نبود که نشست معنوی نداشته باشد. البته تعداد آنها کم شد. مرحوم حاج آقا نجفی در شب های رمضان، 100 رکعت نماز می خواند و شب های حرم حضرت معصومه سلام الله علیها پر از جمعیت می شد. ما خودمان هم در آن مراسم شرکت می کردیم. جواب می داد. ریشه های معنوی بسیاری از فقها بالا بود.
استاد احدی در ادامه بیان کرد: جوهر بر پنج قسم است؛ اشیاء یا محل است یا حال است؛ اگر اشیاء محل باشد، هیولا می شود و ماده می شود. اگر حالّ باشد و حلول کند، صورت می شود. اگر مرکب از حالّ و محلّ، یعنی مرکب از ماده، و صورت باشد، جسم می شود. اگر متعلق به بدن باشد و در تطبیق بدن و در تصرف بدن مؤثر باشد، قلب، روح، نفس می گویند. و اگر فراتر از بدن باشد و شامل افلاک بشود، عقل می شود. پس جوهر پنج قسمت است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: فقیه بزرگوار، کاشف الغطاء فرمودند اگر روزی دشمن، کلّ منابع فقهی را از بین ببرد، من همه را از حفظ می نویسم. ایشان می گوید چشم برزخی مربوط به روح و نفس، (یعنی قسم چهارم جوهر) است. سپس ایشان قاعده ای تأسیس کرد که برای بنده بسیار جالب بود. «کلّ جنس لائق بجنسه» هر جنسی ملحق به جنس خودش می شود. مثال زیبایی زد و گفت اگر امیرالمؤمنین علیه السلام بخواهد متولد بشود، هم نور است و هم تراب است. جسم ترابی ایشان به کعبه می رود و جسم نوری ایشان آن است که خطاب می آید علی برای من است و به داخل کعبه بیاید. نتیجه ای زیبا می گیرد. اگر کسی جسم ترابی اش برای عالم پایین باشد، جسم نوری اش در آن عالم بالا باشد، «مسح الله یده» وقتی خدا او را مسح کند، همه عالم را می گیرد و به همه عالم می رسد. به این حدیث شریف پیامبر اشاره می کرد: «کان النبی یحدث عن المعراج ان الله عزوجل وضع یده علی کتفه حتی احسست بردها علی کبدی» یقینا خدا که دست ندارد؛ مطلب همان قاعده ای است که کاشف الغطاء گفتند «کلّ جنس لائق بجنسه» یعنی وقتی نفست و روحت ارتقاء پیدا کرد، ذات اقدس اله را مشاهده می کنی. خدای تعالی نیز شما را انس و تقرب اختیار می کند و مقرّب خدا می شوی.
استاد احدی افزود: اگر این اصل پرورش داده بشود، اصل بسیار جالبی است. خدا ایشان را رحمت کند؛ یکی از سیک ها به نزد ایشان آمد و عرض کرد هر چه شما بگویید، من می فهمم. آقا که خودشان کلید دار حرم امام حسین علیه السلام بود، دست در جیب گذاشت و مهر جانماز که از تربت اصل بود را گرفت؛ و گفت این چیست. آن مرد سیک نتوانست بفهمد. کاشف الغطاء به او آموخت که هر چه می فهمی برای این دنیا است. ریاضتی که شما کشیدی، غلط است. آن ریاضت ها برای این است که اگر بخت کسی بسته شد، باز شود یا سحر و جادو باطل بشود؛ اما اصل امور از دیگر موارد است. حضرت آقا از او خواست تا چیزی به دست بگیرد. او نیز یکی از سنگریزه های کوهی که برای سحر به کار می برند را به دست گرفت. خودم این سنگ را دیدم و استاد در کلاس به ما نشان داد. او این سنگ را به دست گرفت؛ آقا فرمود کاری کردم که دیگر نمی تواند سحر انجام بدهد. هر چه آن سنگ را انداخت، نمی توانست با آن سحر انجام بدهد. پرسید از کجا این توانایی را به دست گرفتید؟ گفتند از فقه.