به مناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان و سالروز ولادت منجی عالم بشریت، استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «منجی در ادیان مختلف» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: موعودگرایی اعتقاد به ظهور نجات دهنده ای است که به عنوان ناجی یا آزادی دهنده گروهی از مردم عمل می کند. شماری از ادیان برآنند که سرانجام مردی ظهور می کند که با رسالتی الهی انسان ها را از تاریکی و ظلم و گمراهی و گناهکاری می رهاند و برای زمین و زمینیان خوشبختی و خیر می آورد.
وی افزود: ادیان ابراهیمی و آیین های زرتشتی و هندو و بودایی از وجود منجی با صراحت یا کنایه یاد کرده اند که در بین آنها، به خصوص ادیان ابراهیمی اشتراکات زیاد و تفاوتهایی وجود دارد. وجود او در معارف و تعالیم ادیان نویدی است از اینکه سرانجام جهان روی به خوشبختی و آسایش می دهد، که این منجی در آیین اسلام به مهدی موعود معروف و در آیین مزدیسنا به سوشیانس و در مسیحیت به عنوان پسر انسان (عیسی مسیح) و در یهودیت به ماشیح از او یاد شدهاست.
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: در دین یهود، ماشیح را موعود می دانند. در دین مسیحیت، عیسی مسیح (پسر انسان) و بعضاً فارقلیط را موعود میدانند. در دین مزدیسنا (زرتشتیت)، سوشیانس را موعود میدانند. در دین بودایی، میتریا را موعود میدانند. در دین هندو، کالکا را موعود میدانند. در اکثر ادیان و مذاهب، هویت منجی به طور دقیق تعیین نشده و تنها از نام هایی به عنوان القاب منجی یاد شدهاست.
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: در اسلام (شیعه و سنی) مهدی را موعود می دانند؛ اما در اینکه مهدی کیست اختلاف وجود دارد، شیعیان دوازده امامی معتقدند مهدی، پسر حسن عسکری، امام دوازدهم و امام زمان آنها است که از قبل به دنیا آمده و اکنون بیش از هزار سال است که در غیبت به سر می برد و در زمان مقرر ظهور می کند. اما از نظر بعضی از اهل سنت مهدی کسی است از نسل پیامبر (احتمالً سلسلهٔ سادات) که هنوز به دنیا نیامده. او در آینده متولد می شود و منجی بشریت می شود. همچنین اکثر اهل سنت مهدی را یک انسان معمولی و بسیار پاک می دانند که این دیدگاه در تناقض با سایر پیشگویی های ادیان ابراهیمی است.
وی افزود: اکثر مذاهب ادیان ابراهیمی بر این موضوع تأکید کردهاند که منجی آخرالزمان یک فرستاده الهی برای بشریت است. نزد شیعیان مهدی یک برگزیده الهی، حجت خدا و معصوم است. همچنین آنان علامتهای زیادی را دربارهٔ ظهور مهدی ذکر کردهاند. شیعیان مهدی را یک امام میدانند و بر خلاف اهل سنت، آنها بر طبق ادعای خود با تکیه بر احادیث و روایات و آیات قران، به ویژه ابتلای ابراهیم در سوره بقره، امامت را یک مقام الهی دانسته و آن را بالاترین مقام در نظام خلقت قبل از مقام محمد به عنوان اشرف مخلوقات میدانند. شیعیان بر ولایت تکوینی امامان تأکید میکنند و آنان را جلوه خدا میدانند و بارها در آثار خود به قدرتهای فوق بشری که از طرف خدا به امامان داده شدهاست اشاره کردهاند. شیعیان درواقع نخستین کسانی نیستن که منجی آخرالزمان را به عنوان جلوه خدا مطرح کردهاند. در آیین هندو نیز به منجی آخرالزمان آواتار گفته میشود که به معنای تجلی است، آواتار از واژه آواتارای میآید که به معنای جلوه یک قدرت برتر است. گروههایی از مسلمانان به ویژه وهابیها این ادعای شیعیان را کاملاً شرک دانسته و خرافه میدانند. در تورات، سفر پیدایش از ۱۲ پادشاه از نسل اسماعیل سخن به میان آمده که شیعیان این ۱۲ پادشاه را همان ۱۲ امام خود میدانند. در کتب حدیثی اهل سنت نیز از ۱۲ خلیفه بعد از پیامبر اسلام یاد شده که آخرین آنها همان مهدی موعود است اما هویت هیچکدام مشخص نیست. تمام مسلمانان بر بازگشت عیسی مسیح اتفاق نظر دارند و بعضی از اهل سنت و تمام شیعیان دوازده امامی به بازگشت مسیح در زمان ظهور مهدی باور داشته و او را یکی از یاوران خاص مهدی موعود می دانند.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از جمله مسائلی که بیانگر اهمیت «مسئله مهدویت» است، این است که در طول تاریخ، به نام کسانی برخورد می کنیم که با جعل و تطبیق نام «مهدی موعود» بر خود، و یا اطلاق این عنوان از سوی دیگران به آنها، داعیه های بزرگی داشته، یا برای آنها قائل بودند که این خود یکی از ادله مهم در اصالت مهدویت است.
وی افزود: مهمترین ویژگی این ادعا آن است که پیروان آنها، قائل شدهاند که آنها نمردهاند و در جایی نسبتا نامعلوم در جهان زندگی می کنند و در آینده، ظهور خواهند نمود و بر ظالمان غلبه پیدا کرده و دین خود را در جهان گسترده خواهند کرد.
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: اطلاق مهدی موعود بر اشخاص، از همان دوران صدر اسلام آغاز شده است و به نظر می رسد اولین نفری که وی را مهدی خواندند، محمد حنفیه، پسر امام علی امیرالمؤمنین علیه السلام است که از سوی کیسانیه، «موعود» خوانده شده است. این فرقه اعتقاد داشتند محمد حنفیه مهدی موعود است و پس از مرگ او، ادعا کردند که او هرگز نمرده است؛ بلکه در کوه رَضْویٰ که در نزدیکی مدینه است، در میان دو شیر قرار گرفته، که حافظ و نگهبان او هستند.
وی خاطرنشان کرد: پس از محمد حنفیه، اشخاص دیگری بودند که یا خود را مهدی می خواندند یا اینکه پیروانشان، به آن افراد، مهدی می گفتند. مهمترین این افراد، محمد بن عبدالله محض، عبیدالله المهدی فاطمی، اسحاق سبتی، غلاماحمد قادیانی، علی محمد شیرازی و مهدی سودانی است.