کفران هر نعمتی با آن نعمت سنجیده می شود، اهانت به هر شخصی منوط به شخصیت آن شخص است، اهانت به جاهل با عالم یکسان نیست، قهراً گناه و اهانت به مقام ربوبی قابل مقایسه با هیچ خطایی نیست.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، حضرت آیت الله وحید خراسانی امروز چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پیرامون آیه ۴۱ سوره مبارکه یس پرداختند.
متن درس تفسیر این مرجع تقلید به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث ما به این جا رسید
«وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون»
در این آیه چهار مطلب است یکی تقوا آن هم بالنسبه به ما بین ایدی و ما بین خلف، هم بالنسبه به آنچه پیش رو است و آنچه پشت سر است. آخر امر «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون»، ربط این آیه به آیات قبل این است؛ در آیات قبل خداوند متعال آیات تدوینی و آیات تکوینی را نسبت به انسان شرح داد اول «يس *وَ الْقُرْآنِ الْحَكيم»نزول قرآن بالاترین آیت است بعد آیات تکوین اول برزخ بین خالق و خلق بیان شد «يس *وَ الْقُرْآنِ الْحَكيم*انک لمن المرسلین».
موهبت دوم منت بعثت شخص خاتم است. «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِم» این آیت دوم، بعد شروع کرد به شرح آیات تکوین، آیات تکوین از این جا شروع شد، «وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُون».
تا رسید به آیات عالم بالا و آیات «وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُون» بعد که آیات آفاق و انفس را بیان کرد، نتیجه این است با این همه آیات و با این همه براهین علم و قدرت و حکمت و رحمت، نوبت می رسد به وظیفه بشر، وظیفه چیست؟ اعتقاد، حفظ خود و صیانت نفس «وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّقُوا ما بَيْنَ أَيْديكُمْ وَ ما خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون».
اول قرآن، بعد مدعی، حکمت قرآن این است اول دعوا طرح می شود، بعد دلیل، اما حکمت و نهایة الحکمت این است که اول دلیل را بیان کرد، بعد مدعی را، دعوت کرد به تقوا اما ادله قبلا از آیات تکوینی و تدوینی براهین علمی و کونی و آیات آفاقی و انفسی همه شرح داده شد.
بعد دعوت کرد به تقوا، متعلق این تقوا چیست؟ دو چیز: یکی از پیش رو، بپرهیزید از ما بین ایدیکم، دوم اتقاء از ما خلفکم، کلمات مفسرین در ما بین ایدی و ما خلف مختلف است، از ابن عباس، قتاده و غیر اینها و لکن هیچ کدام مستندی ندارند، اما آنچه قابل طرح هست این است، روایت حلبی از امام جعفر بن محمد علیهما السلام، بعد در تفسیر آیه فرمود مراد از مابین ایدیهم گناهان است و مراد از ماخلفهم اوقات است، آنچه امروز انجام داده می شود اعمال است. آنچه فردا و من خلف می آید جزای این اعمال است. اما ما بین ایدیهم اما ما خلفهم.
ما بین ایدیهم شد گناه، اتقوا ما بین ایدیکم، از ذنوب پرهیز کنید گناه باید دید عظمتش چقدر است، اولاً کفران هر نعمتی سنجیده می شود با آن نعمت این یک مقدمه، مقدمه دوم اهانت به هر شخصی منوط به شخصیت آن شخص است، اهانت به جاهل با عالم یکسان نیست، اهانت به فاقد کمال و واجد کمال عقلاً مساوی نیست، مقدمه سوم این است که به درجات کمال آن اهانت فرق می کند مثلاً اهانت به مقام عالم، با آن اهانت به اعلم عقلاً برابر نیست، چون طرف فرق می کند، قهراً اضافه موثر می شود. اگر طرف اهانت هم حقش بر ذی الحق الی غیر النهایه، هم کمال و عظمتش فوق لایتناهی است، قهراً آن گناه و آن اهانت به مقام ربوبی قابل مقایسه با هیچ خطایی نیست، در گناه دو کار می شود، هر گناهی ولی کوچترین کفران نعمتی که لا تعد و لا تحصی، ما اگر بفهمیم که قرآن چه بیان می کند کافی است، نعمت الی غیر النهایه از این ناخن گرفته تا عدسی چشم تا شیارهای مغز بعد چه کرده است در این بدن چه کرده است در این روح، بعد چه کرده است در این عالم برای اداره این بدن و برای تربیت این روح، آن وقت یک گناه می شود کفران همه این حقوق، عدد، قابل حد و حصر نیست.
لا تحصوها، اما عظمت، علم، حکمت در طرف که نافرمانی او می شود، فوق ما لایتناهای بما لا یتناهی است، یک گناه در نهایت کوچکی به کفران آن نعمت لا تعد و لا تحصی و به اهانت به این عظمت، علم، حکمت، قدرت، رافت، لا محاله صدای این گناه قابل حد و حصر نیست، این نمونه ما بین ایدیهم. اما ماخلفهم جزای این گناه است، جزای این عمل از کجا شروع می شود، به کجا ختم می شود، اول شروع آن، لحظه جدا شدن روح از بدن «اجْتَمَعَتْ عَلَيْهِمْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ وَ حَسْرَةُ الْفَوْت»، «اتقوا مابین ایدیکم» آن و «ما خلفکم» این، حسرت بر فوت این سرمایه حیات ابد، آن وقت است که اول عقوبت و جزا است اول عقوبت، حسرت است، سرمایه از دست رفت بقی الی لایتناها نه زادی، نه راحله ای.
دوم سکرت موت، این روحی که این همه تعلق دارد، تعلق به بدن، فرزند، ارحام، آن باید از همه کنده بشود، این اول ما خلفهم، بعد نوبت می رسد به قبر، از آنچه مرحله دوم است. این روایات دقت نشده است، سعد بن معاذ از دنیا رفت خاتم انبیا صلی الله علیه و آله و سلم بر جنازه او نماز خواند، بر آن میت، در آن نماز هفتاد تکبیر گفت، بعد دعا کردند یا رسول الله این همه تکبیر در نماز این میت به چه جهت؟ حضرت فرمودند: دیدم هفتاد صف از ملائکه برای نماز بر سعد صف بستند، آن هم چه ملائکه هایی من ملائکته اسکنت السموات. همچنین ملائکه از عالم بالا به زمین آمدند که از فیض تشییع این جنازه نمانند، از کجا به این مقام رسید، از آنجا که راکباً، ماشیاً، جالساً، قائماً در همه احوال قرائت می کرد سوره توحید را، نص معتبر است که این سوره ثلث قرآن و تورات و انجیل و زبور و صحف و همه اینها مندرج در این سوره، سه مرتبه خواندنش خواندن این کتب است. حالا سعد چه کرده است، چه عملی دارد. جنازه دفن شد، به مجرد اینکه خاک روی قبر ریخته شد رنگ پیغمبر تغییر کرد، خودش را انداخت روی قبر، پرسیدند چه خبر شده است؟ گفتند قبر آنچنان فشار داد سعد را من چاره ندیدم برای دفع این فشار خودم را روی قبر قرار دهم، از آنطرف آن نماز، از این طرف این فشار. پرسیدند: چرا این فشار؟ فرمودند: چون با اهلش خلقش بد بود «وما خلفکم» این است.
این تازه مرحله دوم است ،مرحله سوم کی است؟ مرحله سوم فوق تقریر و بیان است.
«يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَت» روزی برای همه در پیش است، که مادر بچه شیر خوار را فراموش می کند .این نص قرآن است. در قرآن مبالغه و اغراق نیست، آن روز، روزی است که بچه تازه به دنیا آمده پیر می شود، از شدت آن روز، هم چنین روزی معاذ الله پشت سر این است، پیش روی آن، پشت سر این. بالاتر از همه خبر آن روز خاتم انبیا را پیر کرد. نص کلام این است: سه چیز مرا پیر کرد، یکی سوره واقعه، «إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ *لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ *خافِضَةٌ رافِعَةٌ *» من را پیر کرد این خط، این ربط. آن روز دو کار می کند، بعضی را پایین می آورد، بعضی را بالا می برد، پایین رفتن تا کجا، بالا رفتن تا کجا؟ سیر نزولی می رسد به اسفل السافلین و اگر صعودی بود می رسد به اعلی علیین.
«وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا »./240/31/20
دیدگاه جدیدی بگذارید