استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «امام زمان در منابع اهل سنت» پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از ابوهريره نقل شده است كه گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «وَ لَوْ لَمْيَبْقَ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ يَوْمٌ لَبَعَثَ فيها رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتى فى اُمَّتى يُوالى، اِسْمُهُ اِسْمى…» [فرائد السمطين، ج ۲، ص ۳۱۸، حديث ۹۱۶]. «اگر از دنيا تنها يك روز باقى بماند خداوند مردى از دودمان مرا بر مىانگيزد كه به ولايت مىرسد، نام او نام من است…».
وی افزود: طبرانى با سند خود از عبد اللّه بن مسعود نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «لا يَذْهَبُ الدُّنْيا حَتّى يَمْلِكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتى، يُوافِقُ اِسْمُهُ اِسْمى»[المعجم الكبير، ج:۱۰، ص:۱۳۱، ح:۱۰۲۰۸ و ص:۱۳۴، ح:۱۰۲۱۷ و ۱۰۲۱۹ و ۱۰۲۲۰].
استاد باقریان در ادامه بیان کرد: در حديث ديگر نظير حديث پيشين در ادامه آمده است: «يَمْلَأُ الاَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا كَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا»[المعجم الكبير، ج:۱۰، ص:۱۳۳، ح:۱۰۲۱۵ و ص:۱۳۴، ح:۱۰۲۱۸].
وی خاطرنشان کرد: ابن كثير دمشقى در كتاب «النهاية فى الفتن والملاحم» فصلى را در باره حضرت مهدى عليهالسلام گشوده است كه برخى از آنها در اينجا نقل مىشود.
استاد باقریان افزود: احمد حنبل با سندى از على نقل كرده است كه گفت: پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاّ يَوْمٌ لَبَعَثَ اللّهُ رَجُلاً مِنّا يَمْلاُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا»[النهاية فى الفتن والملاحم، ص:۲۳ و سنن ابى داود، ج:۴، ص:۱۰۴، ح:۴۲۸۳]، «اگر از دنيا باقى نماند جز يك روز خدا مردى از ما را بر مىانگيزد كه آن [دنيا] را پر از عدالت مىكند پس از اينكه از ستم پر شده باشد».
وی در ادامه بیان کرد: احمد حنبل با سندى از على نقل كرده است كه گفت: پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «اَلْمَهْدِىُّ مِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ، يُصْلِحُهُ اللّهُ فى لَيْلَةٍ» [النهاية فى الفتن والملاحم، ص:۲۳، و مسند الامام احمد بن حنبل، ج:۱، مسند على بن ابى طالب، ص:۱۳۶، ح:۶۴۶، و محمد بن سليمان در مناقب الامام امير المؤمنين عليهالسلام، ج:۲، ص:۱۷۳، ح:۶۴۹، و گنجى در كفاية الطالب، البيان فى اخبار صاحب الزمان، الباب الثانى، ص:۴۸۷I. «مهدى از ما اهل بيت است، خدا كار او را در يك شب اصلاح مىكند».
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: ابو داوود با سندى از عبد اللّه [ابن مسعود] نقل كرده است كه گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اَلْمَهْدىُّ مِنْ عِتْرَتى مِنْ وُلْدِ فاطِمَةَ»[النهاية فى الفتن والملاحم، ص:۲۴ و سنن ابى داود، ج:۴، ص:۱۰۴، ح:۴۲۸۴]. «مهدى از من است، از فرزندان فاطمه».
وی افزود: ابن ماجه با سندى از عبد اللّه بن حارث بن جزء زبيدى نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «يَخْرُجُ ناسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِىِّ يَعْنى سُلْطانَهُ»[النهايه فى الفتن والملاحم، ص:۲۵]. «مردمى از مشرق بر مىخيزند و زمينه را براى مهدى آماده مىكنند، يعنى زمينه حكومت او را»
استاد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: از باقر [امام محمّد] عليهالسلام، از پدرش، و از جدش [امام حسين عليهالسلام] از على عليه السلامنقل شده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «اَلْمَهْدِىُّ مِنْ وُلْدى، تَكُونُ لَهُ غِيْبَةٌ، اِذا ظَهَرَ يَمْلَاُ اْلاَرْضَ قَسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما»[ينابيع الموده، ج:۳، ص:۲۹۶، ح:۶]. «مهدى از فرزندان من است، او غيبتى خواهد داشت، و آنگاه كه ظهور كند زمين را پر از عدل و داد كند آنگونه كه از ظلم و تجاوز پر شده باشد.
وی اضافه نمود: ابن صباغ از طريق دارقطنى صاحب جرح و تعديل از ابن هارون نقل كرده است كه گفت: من نزد ابو سعيد خدرى رفتم، و به او گفتم: «آيا در جنگ بدر حضور داشتهاى؟»، گفت: «آرى»، گفتم: «آيا از آنچه از پيامبر صلىاللهعليهوآله در باره على صلىاللهعليهوآله و فضيلت او شنيدهاى براى ما حديث نمىگويى؟»، گفت: به تو خبر مىدهم كه پيامبر صلىاللهعليهوآله به بيمارى دچار شد كه از آن رهايى پيدا كرد، فاطمه عليهاالسلام نزد او آمد، و من در سوى راست پيامبر صلىاللهعليهوآله نشسته بودم، آنگاه كه فاطمه عليهاالسلام ضعف پيامبر صلىاللهعليهوآله به سبب بيمارى را ديد به گريه افتاد تا آنجا كه اشكهاى او بر گونهاش غلطيد، پيامبر صلىاللهعليهوآله از او پرسيد: «چرا گريه مىكنى؟»، گفت: «مىترسم از اينكه از دست بروى»، پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «يا فاطِمَةُ! اِنَّ اللّهَ تَعالى اَطَّلَعَ عَلَى الاَرْضِ اِطِّلاعَةً عَلى خَلْقِهِ فَاخْتارَ مِنْهُمْ أَباكِ، فَبَعَثَهُ نَبِيّا، ثُمَّ اطَّلَعَ ثانِيَةً، فَاخْتارَ مِنْهُمْ بَعْلَكِ، فَأَوْحى اِلَىَّ أَنْ أُنْكِحَهِ فاطِمَةَ، فَأَنْكَحْتُهُ اِيّاكِ، وَ اِتَّخَذْتُهُ وَصِيّا، أَما عَلِمْتِ أَنَّكِ بِكَرامَةِ اللّهِ اِيّاكِ زَوْجُكِ أَغْزَرُهُمْ عِلْمَا، وَ أَكْثَرُهُمْ حِلْما، وَ أَقْوَمُهُمْ سِلْما»[اى فاطمه! خداوند توجهى ويژه به خلق خود كرد، و از ميان آنان پدرت را بر گزيد، و او را پيامبر قرار داد، سپس براى بار دوم توجهى ويژه كرد، و از ميان آنان شوهرت را بر گزيد، و به من وحى فرستاد تا او را شوهر فاطمه قرار بدهم، و او را وصى خود بگيرم، مگر نمىدانى كه خدا به تو كرامت بخشيد از اينكه شوهر تو در دانش از آنان فزونتر، و در بردبارى بردبارتر از آنان، و نيرومندترين اسلام را دارد] فاطمه با اين بشارت شاد شد، و پيامبر صلىاللهعليهوآله خواست از آنچه خدا براى محمد صلىاللهعليهوآلهدر نظر گرفت بيشتر براى فاطمه بگويد، به او گفت: «يا فاطِمَةُ لِعَلِىٍّ ثَمانِيَةُ مَناقِبَ: ايمانٌ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ حِكْمَتُهُ، وَ زَوْجَتُهُ، وَ سِبْطاهُ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ، وَ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهْيُهُ عَنِ الْمُنْكَرِ، يا فاطِمَةُ اِنّا أَهْلُ بَيْتٍ أُعْطينا سِتَّ خصالٍ، لَمْ يُعْطِها أَحَدٌ مِنَ اْلاَوَّلينَ، وَ لا يُدْرِكُها أَحَدٌ مِنَ الاخَرينَ غَيْرُنا: نَبِيُّنا خَيْرُ الاَنْبِياءِ، وَ وَصيُّنا خَيْرُ الاَوْصِياءِ، وَ هُوَ بَعْلُكِ، وَ شَهيدُنا خَيْرُ الشُّهَداءِ، وَ هُوَ عَمُّ أَبيكِ، وَ مِنّا مَنْ لَهُ جَناحانِ، يَطيرُ بِهِما فِى الْجَنَّةِ حَيْثُ يَشاءُ، وَ هُوَ جَعْفَرُ، وَ مِنّا سِبْطا هذِهِ الاُمَّةِ، وَ هُما اِبْناكِ، وَ مِنّا مَهْدِىُّ الاُمَّةِ الَّذى يُصَلّى خَلْفَهُ عيسَى بْنُ مَرْيَمَ»[اى فاطمه! براى على هشت منقبت است: ايمان به خدا و پيامبرش، و حكمت او، و همسر او، و دو سبط او حسن و حسين، و امر به معروف او، و نهى از منكر او، اى فاطمه! ما اهل بيتى هستيم كه شش خصلت به ما داده شده است، كه به هيچ يك از پيشينيان داده نشد، و هيچ يك از آيندگان به آن نمىرسند جز ما: پيامبر ما بهترين پيامبر است، و وصى ما بهترين وصيها است، و او شوهر تو است، و شهيد ما بهترين شهيدان است، و او عموى پدرت است، و از ما كسى است كه دو بال دارد با آن دو در بهشت هر جا بخواهد پرواز مىكند، و او جعفر است، و از ما دو سبط اين امّت مىباشند، و آن دو دو پسر تو مىباشند، و از ما مهدى اين امّت است كه عيسى بن مريم در پشت سر او نماز مىخواند] سپس بر روى شانه حسين زد، و گفت: «مِنْ هذا مَهْدِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ»[الفصول المهمه، ص:۲۸۱] «مهدى اين امّت از نسل او است».
وی افزود: گنجى شافعى نيز حديث ياد شده را از طريق حافظ ابو نعيم در كتاب «حلية الاولياء»، و با سندى از سفيان بن عيينه، از على هلالى، از پدرش، و نيز از طريق دارقطنى با سندى ابو سعيد خدرى روايت كرده است[كفاية الطالب، البيان فى اخبار صاحب الزمان، ب:۱، ص:۴۷۸ – ۴۷۹، و ص:۵۰۲ – ۵۰۳].
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: محب طبرى نيز حديث ياد شده را از على بن [على] هلالى روايت كرده و به جاى «مِنْ هذا مَهْدِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ» آورده است: «اِنَّ مِنْهُما مَهْدِىُّ هذِهِ الاُمَّةِ»[مختصر ذخائر العقبى، ص:۲۳۰ ۲۳۱].
وی اضافه نمود: البانى پژوهشگر اهل سنّت با اينكه برخى از احاديث مربوط به مهدىعليهالسلام را تضعيف كرده، از ابن مسعود نقل كرده است كه پيامبرصلىاللهعليهوآله فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيا اِلاّ لَيْلَةٌ لَمَلَكَ فيها رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتى، يُواطِىءُ اِسْمُهُ اِسْمى».
و اين چيزى است كه از عاصم حفظ شده است، به خاطر روايت گروهى از او[سلسلة الاحاديث الضعيفه والموضوعه، ج:۱۳، قسم دوم، ص:۱۰۹۶، ذيل حديث:۶۴۸۵].
استاد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: البانی در باره کسی که عقیده به خروج مهدی (علیه السلام) را قبول نداشته باشد و منکر شود گفته است: مثال اینان مانند کسی است که عقیده نزول عیسی (علیه السلام) در آخر الزمان را – که احادیث صحیح درباره آن به تواتر رسیده است – را منکر شود… مطمئنا و قطعا میگویم که هر کس عقیده مهدی را ناخواسته (بر اثر لغزش) بیان کرده، [سلسلة الاحادیث الموضوعه جلد ۴ ص ۴۳].
وی افزود: محب طبرى از طريق ابوحاتم بن حِبّان و ابن السّرى با تفاوتى در بعضى از الفاظ، از عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «اِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ اخْتارَ اللّهُ لَنا اْلاخِرَةَ عَلَى الدُّنْيا، وَ اِنَّ اَهْلَ بَيْتى سَيُلْقَوْنَ بَعْدى اثْرَةً وَ شِدَّةً وَ تَطْريدا فِى الْبِلادِ حَتّى يَاْتِىَ قَوْمٌ مِنْههُنا – وَ اشارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ – اصحابُ راياتِ سُودِ، فَيَسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلايُعْطُونَهُ [مَرَّتَيْنِ اَوْ ثَلاثا]، فَيُقاتِلُونَ فَيُنْصَرُونَ، وَ يُعْطُونَ ماشاؤُا فَلايَقْبَلُونَهُ، حَتّى يَدْفَعُوها اِلى رَجُلٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتى، فَيَمْلَؤُها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْما…» [مختصر ذخائر العقبى، ص:۲۹]. «ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما برگزيده است، و اهل بيت من پس از من با دشوارى و سختگيرى و در بدرى رو برو مىشوند، تا اينكه مردمى از اين سوى بيايند – با دست خود به جانب مشرق اشاره كرد – دارندگان پرچم سياهرنگ، [دو يا سه بار] براى گرفتن حق تلاش مىكنند، به آنان داده نمىشود، پس جنگ مىكنند و پيروز مىگردند، و هر چه بخواهند به آنان مىدهند [تا از حق جويى خود دست بشويند]، آنان نمىپذيرند، تا اينكه آن را به مردى از اهل بيت من مىسپارند، و آن مرد زمين را پر از عدالت مىكند، پس از اينكه از ستم پر شده باشد…».
وی اضافه نمود: از حُذيفه نقل شده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنيا اِلاّ يَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ حَتّى يَبْعَثَ رَجُلاً مِنْ وُلْدى اِسْمُهُ كَاِسْمى»، سلمان پرسيد: «از نسل كدام يك از فرزندانت است؟» پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «مِنْ وَلَدى هذا» و در آن حال دست خود را بر حسين زد.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: محب طبرى پس از نقل اين حديث گفت: «روايات مطلق كه پيش از اين نقل شده است بر اين مقيَّد حمل مىشود[مختصر ذخائر العقبى، ص:۲۳۲].
يعنى با اين روايت مىگوييم مقصود از آن مهدى عليهالسلام كه از نسل پيامبرصلىاللهعليهوآله و از على و فاطمه عليهماالسلام است از نوادگان حسين عليه السلام است. البته از برخى از روايات پيشين استفاده مىشود كه مهدى عليهالسلام از نسل حسن و حسين عليهماالسلام است، جمع ميان اين روايات اين است كه او از نسل پسرى امام حسين عليهالسلام و از نسل دخترى امام حسن مجتبى عليهالسلام است، زيرا امام على بن حسين عليهالسلام با دختر امام مجتبى عليهالسلام ازدواج كرده بود، و از امام پنجم تا امام دوازدهم از جهت پدر به امام حسين عليهالسلام و از جهت مادر به امام حسن مجتبى عليهالسلام مرتبط مىشوند.