استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «ارزش شیعه در سنت پیامبر (ص) پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدا خاطرنشان کرد: احاديث شريف پيامبر صلی الله علیه و آله در فضيلت شيعه به صورت مستقل - با چشم پوشى از تفسير آيات - فراوان است؛ و در این گفتگو اين احاديث در اينجا با عنوان هاى مخصوص نقل مى شود.
1. شيعه، برگ شجره نبوّت
استاد باقریان افزود: از عبد الرحمن بن عوف نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «أَنَا الشَّجَرَةُ، وَ فاطِمَةُ اَصْلُها - أَوْ فَرْعُها - وَ عَلِىٌّ لِقاحُها، وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ثَمَرَتُها، وَ شيعَتُنا وَرَقُها، فَالشَّجَرَةُ اَصْلُها فى جَنَّةِ عَدْنٍ، وَ اْلاَصْلُ وَ الْفَرْعُ وَاللِّقاحُ وَ الْوَرَقُ وَ الثَّمَرُ فِى الْجَنَّةِ». (ابن عساکر، تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 168، ح 3505) یعنی: «من درخت [پيامبرى] هستم و فاطمه ساقه اصلى - يا ساقه فرعى - آن، على پيوند دهنده آن، حسن و حسين ميوه آن و شيعه ما برگ آن هستند، ريشه آن درخت در بهشت برين، ساقه اصلى، ساقه فرعى، پيوند، برگ و ميوه در بهشت هستند».
وی افزود: ابن جوزى در «الموضوعات» اين حديث را ساخته شده خواند و تنها دليل او اين اتهام است كه راوى - يعنى مينا غلام عبد الرحمان بن عوف - غلوّ در تشيّع داشته است.( الموضوعات، ج 2 ص 5). در نگاه ابن جوزى و برخى از علماى مدعى تسنن، احتمال شيعه بودن ملاك ضعف روايت است، اگرچه راوى موثّق باشد، شيخ محمد صالح غرسى در اين باره نوشته است: «يكى از علامتهاى وضع و جعل حديث كه بر شمردهاند اين است كه راوى رافضى و حديث در مناقب اهل بيت، يا در تضعيف كسانى باشد كه با آنان نبرد كردهاند». (فصل الخطاب فى مواقف الاصحاب، ص 30)؛ در حالى كه اولا آنان به عدالت همه صحابه اعتقاد دارند و غلام عبد الرحمان بن عوف نيز ظاهرا از صحابه بود؛ پس چرا حديث او معتبر نباشد؟! و بر فرض كه از تابعين باشد دليلى بر شيعه بودن او و اگر شيعه باشد دليلى بر غلوّ او وجود ندارد، افزون بر اينكه او از عبد الرحمان صحابى نقل كرده و مضمون اين حديث - چنانكه در ادامه مىخوانيد - با سندهاى ديگر با اندك تفاوت در عبارات نقل شده است.
2. شيعه، داراى فطرت توحيدى
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حافظ كوفى از أبىّ بن كعب نقل كرده است كه گفت: من از پيامبر صلی الله علیه و آله شنيدم مى فرمود: «يا عَلِىُّ أَنْتَ وَ شيعَتُكَ عَلَى الْفِطْرَةِ، وَ سائِرُ النّاسِ مِنْهُمْ بُرَاءٌ». (مناقب الامام امير المؤمنين علیه السلام ، ج 1، ب 20، ص 224 - 227، ح 142 و ص 416 - 419، حديث 330) یعنی: «اى على! تو و شيعه ات بر فطرت هستيد، و ديگر مردم اينگونه نيستند».
3. رستگارى شيعه على (ع)
استاد باقریان خاطرنشان کرد: خداوند در قرآن فرمود: «... فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ اُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ...» (آل عمران: 185) یعنی: «هر كس از آتش دوزخ دور گرديده و به بهشت در آيد رستگار است»؛.و فرمود: ... أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ».(حشر: 20) یعنی: «ياران بهشت رستگارانند».؛ بنابراين رستگارى در كلام خداوند تنها از آنِ بهشتيان است.
وی افزود: در احاديث پيامبر صلی الله علیه وآله رستگارى از آثار مهم شيعه على علیه السلام بيان شده است.
1. این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: ابن عساكر، سبط بن جوزى و گنجى شافعى، هر يك با سندى از ابو سعيد خدرى نقل كردهاند كه او گفت: پيامبر صلی الله علیه وآله به على بن ابىطالب[علیه السلام] نگاه كرد و فرمود: «هذا وَ شيعَتُهُ هُمُ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ» (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 333؛ تذكرة الخواص، چاپ تهران، ص 54؛ كفاية الطالب، ب 86، ص 313) يعنى: «او و شيعه او در روز رستاخيز رستگارانند».
2. وی در ادامه بیان کرد: از طريق جابر - كه در كنار كعبه قرار داشتهاند - نقل شده است: پيامبر صلی الله علیه وآله آنگاه كه ديد على مىآيد، فرمود: «قَدْ أَتاكُمْ أَخى» [برادرم نزد شما آمد]؛ سپس به كعبه رو كرد و با دست خود بر آن كوبيد، آنگاه فرمود: وَالَّذى نَفْسى بِيَدِهِ اِنَّ هذا وَ شيعَتَهُ لَهُمُ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقَيامَةِ». (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 371؛ خوارزمى، المناقب، ص 111، ح 120؛ ابن عقده، فضائل امير المؤمنين علیه السلام ، ص 219، ح 234؛ گنجى، كفاية الطالب، ب 62، ص 244 - 245؛ جوينى، فرائد السمطين، ج 1، ص 155 - 156، ح 118) یعنی: «سوگند به كسى كه جانم در دست او است او و شيعه او در روز رستاخيز رستگارانند».
3. وی افزود: ابن عقده با سندى از محمد بن على [امام باقر علیه السلام] نقل كرده است كه گفت: من از ام سلمه همسر پيامبر صلی الله علیه وآله در باره على علیه السلام پرسيدم، او گفت: من از پيامبر صلی الله علیه وآله شنيدم كه فرمود: «إنَّ عَلِيّا وَ شيعَتَهُ هُمُ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ» (فضائل امير المؤمنين علیه السلام ، ص 101، ح 98) یعنی: «على و شيعه او در روز رستاخيز رستگارانند».
ابن عساكر آن را با سندى ديگر از امّ سلمه، از على [علیه السلام] روايت كرده است. (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 333).
4. این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حافظ كوفى با سندى از ام سلمه نقل كرده است كه گفت: «شيعَةُ عَلِىٍّ هُمُ الْفائِزُونَ».(مناقب الامام امير المؤمنين علیه السلام ، ج 2، ص 284، ح 749)
5. وی افزود: بلاذرى از مردى نقل كرده است كه گفت: من نزد امّ سلمه از شيعه على و عثمان ياد كردم، او گفت: «از شيعه على چه ياد مى كنيد؟ در حالى كه آنان در روز رستاخيز رستگارانند».«ما تَذْكُرُونَ مِنْ شيعَةِ عَلِىٍّ؟ وَ هُمُ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقِيامَةِ». (أنساب الأشراف، ج 2، ص 405)
4. آمرزش گناه شيعه
1. استاد احمد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: خوارزمى از طريق شيخ ابوبكر محمد بن عبداللّه نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه و آله به على فرمود: «يا عَلِىُّ اِنَّ اللّهَ قَدْ غَفَرَ لَكَ وَ لَأَهْلِكَ وَ لِشيعَتِكَ وَ مُحِبّى شيعَتِكَ وَ مُحِبّى مُحِبّى شيعَتِكَ، وَ أَبْشِرُ فَاِنَّكَ اْلاَنْزَعُ الْبَطينُ، مَنْزُوعٌ مِنَ الشِّرْكِ، بَطينٌ مِنَ الْعِلْمِ». )المناقب، ص 294، ح 284؛ موصلى، النعيم المقيم، ص 256(. یعنی: «اى على! خدا تو را و اهل بيت تو و شيعه تو و دوستان شيعه تو و دوستان دوستان شيعه تو را مورد مغفرت خود قرار داده است. تو را بشارت مىدهم كه انزع بطينى، انزع [كنده شده] از شرك بوده و شكمى پر از علم دارى».
5. ورود با رضايت شيعه به محشر
این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ابن مردويه از ابن عباس نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله به على فرمود: «اِنَّكَ سَتَقْدِمُ عَلَى اللّهِ وَ شيعَتَكَ راضينَ مَرْضيينَ». )مناقب على بن ابىطالب(ع)، ص 187، ح 255(. یعنی: «تو و شيعهات به زودى بر خدا وارد مىشويد، در حالى كه از خدا راضى بوده و خدا از شما راضى است.»
6. ورود شيعه به بهشت
1. وی افزود: از انس نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «اِذا كانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ يُنادُونَ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ بِسَبْعَةِ أَسْماءٍ: يا صِدّيقُ، يا دالُّ، يا عابِدُ، يا هادِىُ، يا مَهْدِىُّ، يا فَتى، يا عَلِىُّ، مُرُّوا أَنْتَ وَ شيعَتُكَ اِلَى الْجَنَّةِ بَغَيْرِ حِسابٍ». (خوارزمى، المناقب، ص 319، ح 323(. یعنی: «آنگاه كه روز رستاخيز فرا برسد على بن ابىطالب را با هفت نام مىخوانند: اى صدّيق، اى دلالت كننده، اى عبادت كننده، اى هدايت كننده، اى هدايت شده، اى جوانمرد، اى على! تو با شيعهات بدون حساب به بهشت برويد.»
2. استاد باقریان خاطرنشان کرد: ابن عقده با سندى از زيد بن على نقل كرده است كه گفت: پدرم از پدر خود حسين بن على علیه السلام نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله به على بن ابىطالب[علیه السلام] فرمود: «أَنْتَ يا عَلِىُّ وَ أَصْحابُكَ فِى الْجَنَّةِ، أَنْتَ يا عَلِىُ وَ أَتْباعُكَ فِى الْجَنَّةِ». (فضائل امير المؤمنين، ص 200، ح 204(. یعنی: «تو اى على با يارانت در بهشت خواهيد بود، تو اى على با پيروانت در بهشت خواهيد بود.»
3. وی اضافه نمود: از انس بن مالك روايت شده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «يَدْخُلُ منْ أُمَّتى الْجَنَّةَ سَبْعُونَ أَلْفا لا حِسابَ عَلَيْهِمْ» [هفتاد هزار تن از امّت من بدون حساب به بهشت مىروند]؛ سپس پيامبر صلی الله علیه وآله به على رو كرد و فرمود: هُمْ مِنْ شيعَتِكَ، وَ أَنْتَ اِمامُهُمْ». (ابن مغازلى، مناقب على بن ابى طالب علیه السلام ، ص 293، ح 335؛ محمّد بن سليمان، مناقب الامام امير المؤمنين علیه السلام ، ج 2، ص 285، ح 751(. یعنی: «آنان از شيعيان تو هستند و تو امام آنان هستى».
4. این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: از ابو رافع نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله به على فرمود: «أَنْتَ وَ شيعَتُكَ تَرِدُونَ عَلَىَّ الْحَوْضَ، رُوّاتا مَرْويّينَ مُضيئَةً وَجُوهُكُمْ، وَ اِنَّ عَدُوَّكَ يَرِدُونَ عَلَىَّ الْحَوْضَ ظَمَأءَ مُقَبَّحينَ». (سمهودى، جواهر العقدين، القسم الثانى، ج 1، ص 177 - 178؛ صاعدى، المقتطفات من كتاب فضائل الصحابه، فصل 12، ص 285، ح 323/1(. یعنی: «تو و شيعيانت در حوض كوثر نزد من وارد مىشويد، در حالى كه سيرآب و سيرآب شده با چهرههايى نورانى هستيد و دشمنان تو در حوض كوثر بر من وارد مىشوند در حالى كه تشنهكام زشت چهره هستند.»
5. وی افزود: سمهودى از على [علیه السلام] نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «اَلسّابِقُونَ إلى ظِلِّ الْعَرْشِ يَوْمَ الْقِيامَةِ طُوبى لَهُمْ». [«پيشى گيرندگان به سايه عرش در روز رستاخيز خوشا به آنان»]، از پيامبر صلی الله علیه وآله پرسيدند: «اى پيامبر خدا! آنان چه كسانى هستند؟»، فرمود: «شيعَتُكَ يا عَلِىُّ وَ مُحِبُّوكَ» )جواهر العقدين، القسم الثانى، ج 1، ص 178) یعنی: «اى على! شيعه و دوستداران تو هستند».
6. استاد باقریان در ادامه بیان کرد: خوارزمى با سندى از فاطمه دختر حسين علیه السلام ، او از پدر و نيز از عموى خود حسن بن علىّ علیه السلام نقل كرده است كه گفتهاند: امير المؤمنين على بن ابىطالب علیه السلام گفت: پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: [در هنگام معراج] آنگاه كه به بهشت داخل شدم، در آنجا درختى را ديدم كه زيور و پارچه مىروياند، در زير آن اسب ابلق و در وسط آن حور العين و در بالاى آن رضوان خدا قرار داشت، گفتم: اى جبرئيل اين درخت براى كيست؟ گفت: اين درخت براى پسر عمويت على بن ابى طالب است، آنگاه كه خدا به مخلوق فرمان مىدهد به بهشت داخل شوند شيعه على را مىآورند، تا به اين درخت مىرسند و بر آنان زيور و لباس بهشتى مىپوشانند و بر اسب ابلق سوار مىشوند و منادى ندا مىدهد: اينان شيعه على بن ابىطالب هستند، بر آزار بردبار بودند و امروز به آنان عطا شده است».( )المناقب، ص 73، ح 52(.
7. وی خاطرنشان کرد: خوارزمى با سندى از سلمان فارسى نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله به على فرمود: «تَخْتِمْ بِالْيَمينِ تَكُنْ مِنَ الْمُقَرَّبينَ» [انگشترى را در دست راست بگذار از مقرَّبان مىشوى]، گفت: اى پيامبر [مقرّبان چيست؟] و اى پيامبر چه انگشترى بگذارم؟»، فرمود: «بِالْعَقيقِ الاَحْمَرِ فَاِنَّهُ جَبَلٌ أَقَرَّ لِلّهَ بِالْوَحْدانِيَّةِ، وَ لِىَ بِالنُّبُوَّةِ، وَ لَكَ بِالْوَصِيَّةِ، وَ لِوُلْدِكَ بِالاِمامَةِ، وَ لِمُحِبّيكَ بِالْجَنَّةِ، وَ لِشيعَةِ وُلْدِكَ بِالْفِرْدَوْسِ». (المناقب، ص 326، ح 335(. یعنی: «با عقيق سرخ، زيرا آن [عقيق سرخ] كوهى است كه براى خدا به يگانگى او، براى من به پيامبرى من، براى تو به وصىّ بودن تو، براى فرزندان تو به امامتشان، براى دوستداران تو به بهشت و براى شيعه فرزندان تو به فردوس اعتراف كرده است.»
8. وی افزود: از ابوهريره نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله [به على علیه السلام] فرمود: «وَ كَأَنّى بِكَ وَ أَنْتَ عَلى حَوْضى، تَذُودُ عَنْهُ النّاسَ وَ أَنَّ عَلَيْهِ لَاَباريقَ مِثْلَ عَدَدِ نُجُومِ السَّماءِ وَ اِنّى وَ أَنْتَ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَ فاطِمَةُ وَ عَقيلٌ وَ جَعْفَرٌ فِى الْجَنَّةِ اِخْوانا عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلينَ، أَنْتَ مَعى وَ شيعَتُكَ فِى الْجَنَّةِ» ثُمَّ قَرَأَ: «إخْوانا عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلينَ» [الحجر:47] لا يَنْظُرُ أَحَدٌ فى قَفا صَاحِبِهِ». )مجمع الزوائد 9:173(. یعنی: «گويا من تو را در حوض كوثرم مىبينم كه مردم را از آن مىرانى، بر كنار آن جامهايى به تعداد ستارگان است و من، تو، حسن، حسين، فاطمه، عقيل و جعفر در بهشت برادرانه بر روى تختها رو به روى يكديگر خواهيم بود، تو با من حواهى بود و شيعه تو در بهشت هستند»؛ سپس پيامبر صلی الله علیه وآله اين آيه را خواند: «برادرانه بر روى تختهايى رو به روى يكديگر»هيچيك پشت گردن ديگرى را نگاه نمىكند». آن مردمى كه على علیه السلام آنان را از حوض كوثر مى راند و دور مى گرداند منافقاناند.