استاد اسدالله شکریان آملی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «پاسخی به سلیمانی اردستانی پیرامون همسانی شهادت دادن زنان و مردان در عصر کنونی» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یک عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه مدتی قبل در دو مصاحبه با دیدار نیوز، مطالب نادرست و تناقض آمیزی گفته است که شاید پاسخ به آنها ضروری این ایام باشد.
وی افزود: سلیمانی اردستانی، استاد دانشگاه مفید به این حکم الهی می تازد که چرا در زمان کنونی همچنان باید شهادت یک زن را کافی در شهادت ندانست؛ در حالی که عامل اصلی این حکم در صدر اسلام به ضعف عقل تجربی زن برمی گردد و به همین جهت، شهادت دو زن در آن جامعه مقابل یک مرد، توجیه پذیر بوده است؛ اما زن امروز مساوی با مرد بوده و قوّت عقل تجربی در زمان حاضر، او را به این جایگاه متعالی سوق داده است!
استاد شکریان آملی تأکید کرد: پرسش این است که معیار پویایی و شکوفایی زن امروز در چیست که توانست آن ضعف و ناتوانی عقل تجربی را درهم بشکند؟ از دو حال خارج نیست: یا خود شریعت و اندیشه دینی توانسته این ضعف عقلی را جبران کند و یا اندیشه ای بیرون از مکتب اسلام توانسته این ارتقاء عقلانی را شکل دهد! اگر عامل نخست مورد نظر باشد، در پاسخ باید گفت همین بسترهای دینی قوی در عصر بعثت و دوران امامت اهل بیت (ع) نیز وجود داشته و زنان نیز از خرمن معارف دینی بهره مند بودند و کاستی در این جهت وجود نداشته است. بنابراین مسئله شهادت دو زن در مقابل یک مرد، امری دینی محسوب شده و بعد از گذشت زمان، تغییری در آن ایجاد نخواهد شد تا حکمی قابل تغییر باشد؛ اما اگر عامل دوم را تعریف تمدن غرب از زن بدانیم و نگاه مکتب فمینیستی غرب به زن را ملاک این توانایی قرار دهیم، باز این پرسش مطرح می شود که در اندیشه غربیان، مگر غیر از این است که زن را یک کالا برای بهره کشی ارزان در اقتصاد دانسته و نهایت ارزشمندی او در میزان مراودات جنسی او بوده است! تمدّنی که امثال آقای سلیمانی اردستانی آن را مآل پیشرفت و دانایی تصور می کنند، دستاورد جدید خود را رونمایی کرده و همجنس گرایی را نسخه انسان حیوانگون خود قرار داده است! آیا چنین تمدن بیمار و توحش زده ای می تواند بر عقل تجربی زن، تأثیر ایجابی داشته و او را از چالش ناداری و ضعف عقل تجربی بیرون آورد؟!
وی در ادامه بیان کرد: مشکل آن است که برخی چنان محو داشته های غرب شدند که چشم بر حقایق بسته و ثروت های دینی خود را فراموش کرده اند! این افراد نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که در اسلام زن از جهت زن بودن، جایگاه خاصی دارد که او را سلطان بروز احساسات و محور پرورش عواطف انسانی و گرمابخش محیط خانواده قرار داده است و چنین حقیقت تابناکی نباید به اموراتی که بیرون از ظرفیت جسمانی و عاطفی او شکل گرفته، سرگرم شود و چه بسا معطوف بودن به اموراتی که مخصوص زنان است، حضور اجتماعی و سیاسی او را تحت الشعاع قرار می دهد و لذا در مواقع حساس، حاکمیت احساسات و عواطف، قدرت حضور در عرصه های اجتماعی و کلان را در وی ضعیف می نماید و از این رو لازم است شهادت او با قرینی از جنس او تجمیع گردد تا تأثیرات احساسی در زن تقلیل پیدا کند. به بیانی دیگر زن در یک ظرفیت بالای احساسی و عاطفی قرار گرفته است تا کانون بسیار مهم و با عظمت خانواده را مهرورزانه مدیریت کند و همین عنصر مهم، محدودیتی را در حضور اجتماعی برای وی ایجاد می کند که برخی از نتائج آن، جایگاه وی در شهادت است. البته دلائل متقن فقهی نیز توسط فقهاء عظام ارائه شده است که در این گفتگو از بیان آنها صرف نظر می کند.
استاد شکریان آملی خاطرنشان کرد: نکته پایانی به نوع نگاه برخی جریان های شبه روشنفکری حوزوی به مقوله زن دارد که ظهور این نگاه افراطی در حمایت های بی دریغ آنها از فتنه زن زندگی آزادی ۱۴۰۱ که بی شک یکی از خطرناکترین حرکت های ضد دینی دهه های اخیر قلمداد می گردد، ظهور و بروز پیدا کرده است. کلید شورش بر علیه حجاب و عفت و پاکدامنی را باید در شعار «حجاب اختیاری» جستجو کرد که برخی از تجدید نظر طلبان حوزوی از چند سال قبل مطرح کردند و در سال ۱۴۰۱، آن را به ثمر نشانده اند! البته نتیجه رویکرد نفی ارزش الهی حجاب، کشف گسترده آن و عریان گردی های بی محابای زنان و دختران در خیابان ها و اماکن عمومی است و تنها چیزی که از چنین زنان به خیابان کشیده شده دیده نمی شود، قوّت عقلانی و فهم متعالی است و سرگرمی آنها را باید در حرکت های متوهمانه آنها جستجو کرد.