استاد رضوی:

نسبت قتل به پیامبران در آیین یهود

استاد سید احمد رضوی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نمونه هایی از نسبت کشتار، به حضرت موسی علیه السلام و وصی ایشان، حضرت یوشع علیه السلام، در کتاب مقدس» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در کتاب مقدس کنونی، نسل کشی های عجیبی به حضرت موسی علیه السلام نسبت داده شده است؛ با این حال، در رسانه های گوناگون، حضرت موسی علیه السلام را پیامبر عشق و رحمت معرفی می کنند؛ امری که با مطالب در کتاب مقدس، کاملا متفاوت است.

 

وی افزود:  در کتاب مقدس موجود، آمده است که حضرت موسی علیه السلام در حمله به شهرها چند گونه عمل می کرد؛ در بعضی موارد فقط مردان جنگی را می کشت و بقیه را به غنیمت می برد؛ در بسیاری از موارد، زن و مرد و کودک، همه را از دم شمشیر می گذراند؛ در کتاب مقدس آمده که هیچ ذی نفس را زنده نمی گذاشت و حتی حیوانات را می کشتند. در کتاب مقدس آمده بعضی از امت هایی که حضرت موسی علیه السلام به جنگ آنها رفت، بزرگتر از امت حضرت موسی علیه السلام بود؛ در کتاب تثنیه باب 7 شماره 1 می خوانیم حتیان و کنعانیان، امت هایی بزرگتر از امت تو هستند.

 

استاد رضوی در ادامه بیان کرد: در کتاب مقدس، تثنیه، باب هفتم می خوانیم: «چون یَهُوَه خدایت تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا می روی در آورد و امت های بسیار را که حِتیان و جِرًجاشیان و اموریان و کنعانیان و فِرِز‌ّیان و حِو‌ّیان و یبوسِیان هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند از پیش تو اخراج نماید.

و چون یَهُوَه خدایت ایشان را به دست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را بالکّل هلاک کن و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما.

و با ایشان مصاهرت منما دختر خود را به پسر ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر.

زیرا که اولاد تو را از متابعت من برخواهند گردانید تا خدایان غیر را عبادت نمایند و غضب یَهُوَه بر شما افروخته شده شما را بزودی هلاک خواهد ساخت.

بلکه با ایشان چنین عمل نمایید مذبح های ایشان را منهدم سازید و تمثال های ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید و بت های تراشیدة ایشان را به آتش بسوزانید.

زیرا که تو برای یَهُوَه خدایت قوم مقدس هستی. یَهُوَه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قوم هایی که بر روی زمین‌اند، قوم مخصوص برای خود او باشی.

یَهُوَه دل خود را با شما نبست و شما را برنگزید از این سبب که از سایر قوم ها کثیرتر بودید؛ زیرا که شما از همة قوم ها قلیلتر بودید.

لیکن از این جهت که یَهُوَه شما را دوست می داشت و می خواست قسم خود را که برای پدران شما خورده، بجا آورد. پس یَهُوَه شما را با دست قوی بیرون آورد و از خانة بندگی از دست فرعون پادشاه مصر فدیه داد.

پس بدان که یَهُوَه خدای تو اوست؛ خدا خدای امین، که عهد و رحمت خود را با آنانی که او را دوست می دارند و اوامر او را بجا می آورند تا هزار پشت نگاه می دارد.

و آنانی را که او را دشمن دارند، بر روی ایشان مکافات رسانیده‌ ایشان را هلاک می سازد. و به هر که او را دشمن دارد تأخیر ننموده، او را بر رویش مکافات خواهد رسانید.

پس اوامر و فرایض و احکامی را که من امروز به جهت عمل نمودن به تو امر می فرمایم، نگاهدار.

پس اگر این احکام را بشنوید و آنها را نگاه داشته،‌ بجا آورید، آنگاه یَهُوَه خدایت عهد و رحمت را که برای پدرانت قسم خورده است، با تو نگاه خواهد داشت.

و تو را دوست داشته، برکت خواهد داد و خواهد افزود و میوة بطن تو و میوة زمین تو را و غله و شیره و روغن تو را و نتاج رمة تو را و بچه ‌های گلة تو را در زمینی که برای پدرانت قسم خورد که به تو بدهد، برکت خواهد داد.

از همة قوم ها مبارکتر خواهی شد و در میان شما و بهایم شما نر یا ماده نازاد نخواهد بود.

و یَهُوَه هر بیماری را از تو دور خواهد کرد و هیچکدام از مرض های بد مصر را که می دانی، بر تو عارض نخواهد گردانید؛ بلکه بر تمامی دشمنانت آنها را خواهد آورد.

و تمامی قوم ها را که یَهُوَه بدست تو تسلیم می کند، هلاک ساخته، چشم تو بر آنها ترحم ننماید و خدایان ایشان را عبادت منما؛ مبادا برای تو دام باشد.

و اگر در دلت گویی که این قوم ها از من زیاده ‌اند، چگونه توانم ایشان را اخراج نمایم؟

از ایشان مترس؛ بلکه آنچه را یَهُوَه خدایت با فرعون و جمیع مصریان کرد نیکو بیاد آور.

یعنی تجربه‌ های عظیمی را که چشمانت دیده است و آیات و معجزات و دست قوی و بازوی دراز را که یَهُوَه خدایت تو را به آنها بیرون آورد. پس یَهُوَه خدایت با همة قوم هایی که از آنها می ترسی، چنین خواهد کرد.

و یَهُوَه خدایت نیز زنبورها در میان ایشان خواهد فرستاد تا باقی‌ماندگان و پنهان شدگان ایشان از حضور تو هلاک شوند.

 از ایشان مترس؛ زیرا یَهُوَه خدایت که در میان توست خدای عظیم و مهیب است.

و یَهُوَه خدایت این قوم ها را از حضور تو به تدریج اخراج خواهد نمود؛ ایشان را بزودی نمی توانی تلف نمایی؛ مبادا وحوش صحرا بر تو زیاد شوند.

لیکن یَهُوَه خدایت ایشان را به دست تو تسلیم خواهد کرد و ایشان را به اضطراب عظیمی پریشان خواهد نمود تا هلاک شوند.

و ملوک ایشان را بدست تو تسلیم خواهد نمود تا نام ایشان را از زیر آسمان محو سازی و کسی یارای مقاومت با تو نخواهد داشت تا ایشان را هلاک سازی.

و تمثال های خدایان ایشان را به آتش بسوزانید به نقره و طلایی که بر آنهاست طمع مورز و برای خود مگیر مبادا از آنها به دام گرفتار شوی؛ چون که نزد یَهُوَه خدای تو مکروه است.

و چیز مکروه را به خانة خود میاور؛ مبادا مثل آن حرام شوی. از آن نهایت نفرت و کراهت دار چون که حرام است.»

 

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کرد: وقتی می خواهد آمار لشکر حضرت موسی علیه السلام را بدهد، می گوید لشکر حضرت موسی 603550 نفر مرد جنگی و شمشیرزن داشته است. لشکری اینچنین باید جمعیت امتش لااقل 2 میلیون نفر بوده باشند؛ و حال که تصریح می کند امت هایی بزرگتر از امت حضرت موسی علیه السلام باشند، و هیچ ذی نفسی زنده نمانند، چه کشتار بزرگی روی خواهد داده باشد. اقلا 8 میلیون کشتار باید صورت گرفته باشد. کشتاری غیر از بهائم و چهارپایان. سؤال این است اگر آمار بدهیم که در کل جنگ های اسلام با مشرکین چند نفر کشته شده باشند. آیا به میلیون می رسد؟

 

استاد سید احمد رضوی افزود: حضرت یوشع، وصیّ حضرت موسی علیهما السلام است. یکی از انبیای الهی، که کتاب مقدس که به تصریح کتاب مقدس، بنده خدا، برگزیده موسی علیه السلام است؛ و از روح حکمت، مملو. کسی که خدا به عنوان وصی موسی علیه السلام، او را انتخاب نمود و قرار شد ایشان بنی اسرائیل را به سرزمین موعود برساند؛ و کسی است که خدا بارها و بارها با او گفتگو کرد. مستر هاکس در کتاب قاموس کتاب مقدس وقتی می خواهد ایشان را معرفی کند، می گوید یوشع نمونه عیسی بود؛ و بر حسب کتاب مقدس زندگانی او خالی از لکه و بی عیب بود.» اما جناب یوشع در کتاب مقدس جنگ های متعددی داشت.

 

حمله حضرت یوشع علیه السلام به شهرهای مختلف

وی افزود: بر طبق گزارش کتاب مقدس، ایشان پنج جنگ داشته اند. یکی از جنگ های ایشان، حمله به شهر اریحا است. در کتاب یوشع باب 6، آیه 21 به بعد آمده دارد که وقتی یوشع به آن سرزمین حمله کرد، نه فقط مردان جنگی، بلکه زن و بچه، و حتی گاو و گوسفند و الاغ های آن مردم را هم با شمشیر کشت.

1 مردم شهر اريحا از ترس اسرائیلی ها دروازه های شهر را محكم بسته بودند و اجازه نمی دادند كسی وارد يا خارج شود.

 2 خداوند به يوشع فرمود: «من شهر اريحا را با پادشاه و سربازانش به تو تسليم می كنم.

 3-4 تمام لشكر شما بايد تا شش روز، و روزی يک بار شهر را دور بزنند. هفت كاهن پيشاپيش صندوق عهد، در جلو شما حركت كنند و هر يک از آنها يک شيپور كه از شاخ قوچ درست شده، در دست خود بگيرند. در روز هفتم در حالی که كاهنان شيپور می نوازند، شما به جای يک بار، هفت بار شهر را دور بزنيد.

 5 آنگاه وقتی صدای ممتد و بلند شيپورها را بشنويد، همه با هم با صدای بلند فرياد بزنيد تا حصار شهر فرو ريزد. آنگاه از هر سو به داخل شهر هجوم ببريد.»

6 يوشع كاهنان را احضار نمود و به ايشان گفت: «صندوق عهد را برداريد و هفت نفر از شما شيپور در دست بگيريد و جلو آن حركت كنيد.»

7 سپس به افرادش دستور داد تا شروع كنند به دور زدن شهر، در حالیکه مردان مسلح، پيشاپيش كاهنان حركت می كردند.

 8-9 پس طبق فرمان يوشع، مردان مسلح پيشاپيش كاهنانی كه شيپور می نواختند، حركت كردند. سپس كاهنانی كه صندوق عهد را حمل می كردند، به دنبال آنها به حركت درآمدند. پشت سر آنها نيز بقيهٔ سربازان روانه شدند. در تمام اين مدت شيپورها همچنان نواخته می شد.

 10 اما يوشع به افرادش گفته بود كه حرف نزنند و فرياد برنياورند تا وقتی كه او دستور دهد.

 11 آن روز صندوق عهد را يک بار به دور شهر گرداندند و پس از آن برای استراحت به اردوگاه بازگشتند و شب را در آنجا به سر بردند.

 12-14 روز بعد، صبح زود يک بار ديگر شهر را به همان ترتيب دور زدند و دوباره بازگشتند و استراحت كردند. اين كار شش روز تكرار شد.

15 روز هفتم نيز صبح زود برخاستند؛ ولی به جای يک بار، هفت بار شهر را دور زدند.

 16 در دور هفتم وقتی كاهنان شيپورها را با صدای ممتد و بلند نواختند؛ يوشع به افرادش دستور داد: «با صدای بلند فرياد برآوريد، زيرا خداوند شهر را به ما تسليم كرده است!

17 اين شهر با هر چه كه در آن است، حرام می باشد، پس آن را به کلی نابود كنيد و فقط راحاب فاحشه را با كسانی كه در خانهٔ او هستند، زنده نگه دارید، زيرا او از جاسوسان ما حمايت نمود.

 18 مواظب باشيد كه چيزی را به غنيمت نبريد، چون همه چيز حرام است. اگر چيزی برای خود برداريد، قوم اسرائيل را به مصيبت و نابودی دچار خواهيد كرد.

 19 اما طلا و نقره و ظروف مسی و آهنی از آنِ خداوند خواهد بود و بايد به خزانهٔ او آورده شود.»

20 پس قوم اسرائيل وقتی صدای بلند شيپور را شنيدند، با صدای هر چه بلندتر فرياد برآوردند. ناگهان حصار شهر اريحا در برابر اسرائيلی ها فرو ريخت! بنابراين قوم اسرائيل از هر سو به داخل شهر هجوم بردند و آن را تصرف كردند.

 21 هر چه كه در شهر بود از بين بردند؛ زن و مرد، پير و جوان، گاو و گوسفند و الاغ، همه را از دم شمشير گذراندند.

 22 در اين هنگام يوشع به آن دو مردی كه قبلاً برای جاسوسی به اريحا فرستاده شده بودند، گفت: «به قول خود وفا كنيد و به خانهٔ آن فاحشه برويد و او را با كسانی كه در خانهاش هستند، نجات دهيد.»

 23 آن دو نفر رفته، راحاب را با پدر و مادر و برادران و ساير بستگانش آوردند و ايشان را بيرون اردوگاه اسرائيل جا دادند. 24 بعد از نجات راحاب و خانوادهٔ او، اسرائيلی ها طلا و نقره و ظروف مسی و آهنی را برای خزانهٔ خانهٔ خداوند جمع نمودند و شهر را به آتش كشيدند.

 25 بدين ترتيب، يوشع راحاب و بستگانش را كه در خانه اش بودند، زنده نگاه داشت. آنها تا به امروز با قوم اسرائيل زندگی می كنند؛ زيرا راحاب آن دو جاسوس را كه يوشع به اريحا فرستاده بود، در خانهٔ خود پناه داد.

 26 بعد يوشع اخطار نموده، گفت: «لعنت خداوند بر كسی كه اقدام به بازسازی شهر اريحا كند. او به قيمت جان پسر ارشدش پايه های آن را خواهد نهاد و به قيمت جان پسر كوچكش دروازه های آن را بر پا خواهد نمود!»

 27 شهرت يوشع در همه جا پيچيد، زيرا خداوند با وی بود.

 

استاد سید احمد رضوی در ادامه  بیان کرد: در کتاب مقدس، کتاب یوشع، باب 8 آمده که در حمله به شهر آی، 12 هزار مرد و زن را کشت. شما می دانید که در هیچ آیه و روایت ما اجازه داده نشده که به زن شمشیر بکشیم؛ و همچنین روی افرادی که قصد جنگ ندارند. چنین نسبت هایی را در کتاب مقدس خودشان به پیامبرانشان می دهند و با این حال بیان می کنند که حضرت موسی علیه السلام پیامبران عشق هستند.  در حمله به پنج شهر همه مردم را قتله عام می کند. در مورد حضرت موسی علیه السلام مواردی وجود داشت، مانند دختران باکره، که اسیر می گرفت؛ اما در مورد حضرت یوشع موردی نداریم که کسی را زنده بگذارد. در کتاب یوشع باب 10 آیه 22 به بعد آمده است ایشان به پنج شهر حمله می کند و ملوک این شهرها را می گیرد و شکنجه می کند به لشکریان خود می گوید پا بر گردن این اسرا بگذارد و تحقیر می کند؛ وقتی اینچنین کردند، آنها را هم اعدام کرد.

کشتن پنج پادشاه اَموری

16 و اما آن پنج پادشاه گریختند و خود را در غار مَقّیدَه پنهان کردند.

 17 و به یوشَع خبر رسید که، «آن پنج پادشاه یافت شده‌اند و در غار مَقّیدَه پنهانند.»

 18 یوشَع گفت: «سنگ هایی بزرگ بر دهانۀ غار بغلتانید و مردانی چند در آنجا به نگهبانی ایشان بگمارید.

 19 اما خود در آنجا نمانید؛ بلکه دشمنانتان را تعقیب کنید، و از عقب بر ایشان حمله برید و مگذارید به شهرهایشان داخل شوند؛ زیرا یهوه خدایتان آنان را به دست شما تسلیم کرده است.»

20 پس از آنکه یوشَع و بنی‌اسرائیل از کشتن آنان به کشتاری بس عظیم فارغ شدند، تا اینکه همگی ایشان را نابود ساختند، و چون آنانی از ایشان که جان به در برده بودند به شهرهای حصاردار درآمدند،

21 آنگاه تمامی قوم به سلامتی نزد یوشَع به اردوی مَقّیدَه بازگشتند، و هیچ ‌کس زبان خود را بر اَحَدی از بنی‌اسرائیل تیز نساخت.

 22 سپس یوشَع گفت: «دهانۀ غار را بگشایید و آن پنج پادشاه را از غار نزد من بیرون آورید.»

 23 پس چنین کردند، و آن پنج پادشاه یعنی پادشاه اورشلیم، پادشاه حِبرون، پادشاه یَرموت، پادشاه لاکیش و پادشاه عِجلون را از غار نزد وی بیرون آوردند.

 24 چون آن پادشاهان را نزد یوشَع بردند، او تمامی مردان اسرائیل را فرا خواند و به سرداران سپاه که با او آمده بودند، گفت: «نزدیک بیایید و پاهای خود را بر گردن این پادشاهان بگذارید.» پس نزدیک آمدند و پاهای خویش را بر گردن ایشان نهادند.

 25 یوشَع به ایشان گفت: «مترسید و هراسان مشوید. قوی و دلیر باشید، زیرا خداوند با همۀ دشمنانتان که با آنان می‌ جنگید چنین خواهد کرد.»

 26 سپس یوشَع آن پادشاهان را زد و کشت و بر پنج درخت آویخت، و آنان تا عصر بر درختان آویخته بودند.

 27 به هنگام غروب آفتاب، به فرمان یوشَع آنان را از درختان به زیر آوردند و به درون همان غار که در آن پنهان شده بودند، افکندند. و بر دهانۀ غار سنگ هایی بزرگ نهادند که تا به امروز باقی است.

 

وی افزود: نمونه ای دیگر از کشتاری که در کتاب مقدس به حضرت یوشع علیه السلام نسبت داده اند، در حمله به شهر مقیده است؛ آنچنان که در کتاب یوشع باب 10 آمده است.

28 در آن روز یوشَع مَقّیدَه را تسخیر کرد و شهر و پادشاهش را از دم تیغ گذرانید، و همه را به نابودی کامل سپرده، کسی را باقی نگذاشت، و با پادشاه مَقّیدَه همان کرد که با پادشاه اَریحا کرده بود.

29 آنگاه با تمامی اسرائیل از مَقّیدَه به لِبنَه پیشروی کرد و با آن جنگید.

 30 خداوند آن شهر و پادشاهش را نیز به دست اسرائیل تسلیم کرد. یوشَع شهر و هر که را در آن بود از دم تیغ گذرانید و کسی را در آن باقی نگذاشت، و با پادشاه آن همان کرد که با پادشاه اَریحا کرده بود.

31 سپس یوشَع با تمامی اسرائیل از لِبنَه به لاکیش پیشروی کرد و بر ضد آن اردو زده، با آن جنگ کرد.

32 خداوند لاکیش را به دست اسرائیل تسلیم کرد و یوشَع آن را در روز دوّم تسخیر نموده، شهر و هر که را در آن بود از دم تیغ گذراند؛ همانگونه که با لِبنَه کرده بود.

33 حورام پادشاه جازِر به یاری لاکیش برآمد، اما یوشَع او و قومش را نیز شکست داد تا آنجا که کسی را باقی نگذاشت.

34 آنگاه یوشَع با تمامی اسرائیل از لاکیش به عِجلون پیشروی کردند؛ آنها بر ضد آن اردو زده، با آن جنگیدند.

 35 ایشان آن شهر را در همان روز تسخیر کرده، از دم تیغ گذراندند، و یوشَع در آن روز هر که را در شهر بود به نابودی کامل سپرد، همانگونه که با لاکیش کرده بود.

36 سپس یوشَع با تمامی اسرائیل از عِجلون به حِبرون پیشروی کرده، با آن جنگیدند.

 37 آنان شهر را تسخیر کردند و پادشاه، شهرهای آن و هر که را در آن بود از دم تیغ گذراندند. او مطابق هرآنچه با عِجلون کرده بود، کسی را باقی نگذاشت؛ بلکه آن را با هر که در آن بود به نابودی کامل سپرد.

38 آنگاه یوشَع با تمامی اسرائیل به سوی دِبیر دور زدند و با آن جنگیدند.

 39 او آن را با پادشاه و همۀ شهرهایش تسخیر کرد و ایشان آن را از دم تیغ گذرانده، هر که را در آن بود به نابودی کامل سپردند. یوشَع کسی را باقی نگذاشت، و با دِبیر و پادشاهش همان کرد که با حِبرون و لِبنَه و پادشاهش کرده بود.

40 پس یوشَع تمامی آن سرزمین، یعنی کوهستان و نِگِب و پستی‌ها و دامنه ‌ها را با همۀ پادشاهانش مغلوب کرد. او هیچ‌ کس را باقی نگذاشت؛ بلکه هر ذی‌ نَفَسی را به نابودی کامل سپرد، همان‌ گونه که یهوه خدای اسرائیل امر فرموده بود.

 41 و یوشَع ایشان را از قادِش ‌بَرنِع تا غزه، و نیز تمامی سرزمین جوشِن را تا به جِبعون، شکست داد.

 42 او در یک زمان تمامی این پادشاهان و سرزمین هایشان را تسخیر کرد؛ زیرا یهوه خدای اسرائیل برای اسرائیل می‌ جنگید.

43 آنگاه یوشَع با تمامی اسرائیل به اردوی جِلجال بازگشتند.

 

استاد سید احد رضوی افزود: نمونه دیگر در قتله عام مردمان شمال است؛ آنجا که در کتاب یوشع باب 11 آمده است. حضرت یوشع وصی حضرت موسی علیه السلام، وقتی به شهرهای متعدد از مردمان شمال حمله کرد، همه مردم را به دم شمشیر کشتند؛ بنی اسرائیل تمام غنائم آنجا را برای خود به غارت بردند؛ اما همه مردم را کشتند؛ این کار اولا امر خدا بوده؛ چنانچه بنده خود، موسی را امر فرموده بود. و همچنین موسی به یوشع امر فرموده بود. اینچنین مردم را نسل کشی و قتله عام کردند.

 

این استاد درس خارج حوزه در بخش پایانی گفتگو با خبرگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: به استناد کتاب مقدس می توان گفت چند میلیون نفر را کشتند؛ گرچه ما اینها را تحریف می دانیم و این نسبت ها به پیامبران را درست نمی دانیم. بعضی اندیشمندان مسیحی این موارد را به نقد می کشتند و می گویند اینها جزو کتاب مقدس نیست و در دوره های بعد به کتاب مقدس افزوده شد. هانس کویک، مشاور پاپ در امور ادیانی پاپ، در بعضی نوشته هایش می گوید ما نمی توانیم این نسبت ها را به انبیای بنی اسرائیل بدهیم؛ آنها از انبیای الهی هستند. اما باید دانست که یک مورد از چنین مواردی را نمی توان در قرآن کریم یافت. «و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین».

 

د, 09/26/1403 - 16:43