جواب دادن به شبهات برای همه مسلمانها واجب کفایی است اما نهاد روحانیت ابتدائا مسئول پاسخ به شبهات است. دروس امروز حوزه باید خیلی گسترده باشد تا بتوان بر اساس آن به این شبهات پاسخ داد.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، درس اخلاق هفتگی آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، چهارشنبه شب در دفتر مقام معظم رهبری در قم برگزار شد.
متن بیانات آیت الله مصباح یزدی که بعد از قرائت آیاتی از قرآن مجید ایراد شد به شرح زیر است:
وقتی در محاورات گفته می شود که من علم به چیزی دارم یا علمی باید پیدا کنم، منظور علم اطمینانی است که بسیاری از معلومات انسان از نوع همین علم اطمینانی می باشد. ما در اینجا به دنبال علمی نیستیم که جوابی داشته باشد که غیر آن محال باشد. مگر اینکه کسی که در امور دینی در معرض شبهاتی باشد که حالت غیر عادی دارد. مثل کسی که در معرض بیماری واگیر دار است، باید حتما برود و واکسن بزند، اما واکسن زدن برای همه در همه حالات لازم نیست.
در شرایط عادی آن علم دقیق که منطقیون می گویند، لازم نیست. خدای متعال قریحه ای را به انسان داده است که بر اساس آن می تواند با استفاده از علم اطمینانی، بر خیلی از چیزهای زندگی اش علم داشته باشد. اگر هم بگوییم که این امر فطری است، چیز غلطی نگفته ایم. بر این اساس انسان به احتمالات یک در هزار و یک در میلیون توجهی نمی کند و نه تنها توجهی نمی کند بلکه اگر کسی توجه کند، می گویند که این آدم وسواسی است و یا مریض است.
خداوند ما را مکلف کرده است و شرط تکلیف هم علم است.
نکته دیگر این است که ما خیلی چیزها را می دانیم و اگر از ما سوال کنند، می توانیم جوابش را قطعی بدهیم. ولی همیشه یادمان نیست. ما وقتی به یک مساله توجه داریم از صدها مساله دیگر غافلیم. صرف اینکه ما چیزی را بدانیم کافی نیست. اگر از ما در مورد حضور خداوند پرسیده شود می گوییم قطع داریم که خدا ما را می بیند، اما همه ما کما بیش به این حالت مبتلا هستیم که در حالت عادی مان به این توجه نداریم که خدا حضور دارد. «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَینَما كُنْتُمْ» و کارهایی انجام می دهیم که اگر حتی بچه ای آنجا باشد، خجالت می کشیم و آن کار را انجام نمی دهیم. ما می توانیم دانسته ها را به سه دسته ناآگاهانه، نیمه آگاهانه و آگاهانه تقسیم کنیم. خیلی اوقات چیزی را می دانیم اما فراموش کرده ایم و باید فکر کنیم تا یادمان بیاید.
خیلی اوقات چیزی را می دانیم اما به آن توجه نداریم. این حالت به عنوان ذکر در قرآن زیاد به کار رفته است. اینجا مساله ای مطرح می شود که چه کنیم چیزهایی که می دانیم یادمان بماند. یکی از مواردش همین ذکر است. یکی از چیزهایی که باعث می شود تا دانسته های ما تاثیر در رفتارمان داشته باشد، همین ذکر زبان است.
بحث دیگری که هست ای که ریشه در معرفت شناسی دارد و می گوید که آیا اصلا امکان دارد که انسان علم یقینی بهدست آورد؟ از قدیم الایام کسانی بودند که گرایش های شکاکیت داشتند. امروز یک افراد زیادی از فلاسفه اعتقاد دارند که نمی توان علم قطعی به دست آورد و حتی دیگران را با یک عنوانی توهین آمیز خطاب می کردند که اینها دگماتیست هستند. پس حالا برای چه باید درس بخوانیم؟ برای اینکه احتمالا به واقعیت نزدیک تر شویم و از این دفاع می کنند. اما ما بر اساس تعالیم قرآن می گوییم که انسان می تواند علم یقینی به دست آورد.
پس انسان می تواند علم یقینی یا لااقل علم اطمینانی داشته باشد. علم اطمینانی دایره اش خیلی وسیع است و در خیلی موارد می توان آن را به دست آورد. این ها را عرض کردم به عنوان مقدمه سوال جلسه قبل که دین از ما چه مرتبه ای از علم را می خواهد. در کتابهای اعتقادی آمده است که ما باید به اعتقادات یقین اجتهادی داشته باشیم نه حتی تقلیدی. این یعنی چه؟ آیا یعنی اینکه هر مسلمانی باید برود و یک دوره علم کلام بخواند و مقدمه اش منطق بخواند و بعد خداشناسی و غیره بخواند؟ یعنی یک علم برهانی داشته باشیم؟ اگر اینطور باشد کلاه همه مان پس معرکه است، کم هستند کسانی که در همه اعتقاداتشان، اینگونه علم داشته باشند. این به عنوان تکلیف نیست و به عنوان واجب کفایی مطرح است.
باید ببینیم که پیامبران با مخاطبانشان چگونه رفتار می کنند و از ایشان چه می خواهند؟ جواب این است که آن علم اطمینانی را می خواهند. یعنی آن چیزی که انسان به صحت آن اطمینان دارد و دغدغه ندارد که نکند اینگونه نباشد. یعنی در امور اعتقادی نه به این خاطر که معلم یا پدر و مادر فرد گفته است، بلکه خودش باید اعتقاد داشته باشد و نگرانی و تزلزل نداشته باشد. اما کسانی که در معرض شبهات هستند باید تلاش کنند، که در مورد آن علم دقیقتر کسب کنند.
شبهات گوناگون الان جوانان ما را مورد هدف قرار می دهد و در کارشان هم موفق هستند. اما جواب دادن به اینها برای همه مسلمانها واجب کفایی است اما نهاد روحانیت ابتدائا مسئول پاسخ به شبهات است. دروس امروز حوزه باید خیلی گسترده باشد تا بتوان بر اساس آن به این شبهه ها پاسخ داد. پس انبیا در مقام دعوت، در همان حدی بوده است که شما به سایر چیز های زندگی تان علم پیدا می کنید. قرآن را ببینید که انبیا که آمدند و با مردم چگونه صحبت کردند و جواب سوالاتی که از آنها پرسیده می شد را چگونه می دادند. سیره معصومین علیهم السلام هم این را نشان می دهد که از همان راهی که مردم سایر مسائل را می دانند و به جواب اطمینانی می رسند، در مورد دین هم باید همانگونه باشد. شاید به زحمت بتوان در قرآن جمله ای را پیدا کرد که بگوید مردم خدا هست، به آن معتقد باشید. بحث های قران راجع به توحید ربوبی است، وجود را بدیهی دانسته است.
آیه ای در قرآن است که می فرماید: «ام خلقوا من غير شيء ام هم الخالقون» خداوند می فرماید از اینها بپرسید که شما همینطوری یک دفعه پیدا شدید، یا خودتان، خودتان را خلق کردید. شما بالاخره می دانید که قبلا نبودید، آیا می توانید خودتان را خلق کنید، هیچ عقلی این را می پذیرد؟
پس پاسخ ما به این سوال که انبیاء چه کردند تا مردم آن اعتقاد لازم را پیدا کنند این است که سعی کردند شواهد و دلایلی را برای آنها نشان دهند تا حدی که اطمینان برای آنها به دست آید. بیش از این از مردم خواسته نشده است. چیزی که ما به آن مکلف هستیم همان علم حصولی است و مرتبه اش هم مرتبه اطمینان است.
باید سعی کنیم چیزی را که نمی دانیم بدانیم و چیزی را که می دانیم، آگاهی اش را حفظ کنیم. این دو تا ارتباط تنگاتنگی دارد. به این ارتباط در قرآن کریم هم اشاره شده است. « ان فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ الَّذینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ». در این آیه می بینید که تذکر و تفکر هم آغوش هستند. یک چیزهایی را ما باید اول بدانیم.
اگر ما می خواهیم در مورد خداشناسی بحث کنیم، اگر یک سری چیزها را ندانیم چیز جدیدی هم کسب نمی کنیم. این علوم بدیهی است که انسان به آنها اعتقاد داشته باشد و مثلا در قیاس هم شکل و هم محتوای قیاس باید بدیهی باشد. علومی را هم که می دانیم باید خاطر بیاوریم. ما باید دانسته هایمان یادمان باشد. این همان ذکر است. قرآن می فرماید که در خلقت آسمان و زمین و شب و روز نشانه هایی است برای خلقت خدا. یعنی چیزهایی که با استفاده از آنها می توانید خدا و صفات او را بشناسید.
یکی از چیزهایی که به ما در این یاد آمدن کمک می کند این است که وقتی یکبار یادمان آمد، سعی کنیم تا آن را برنامه قرار دهیم و به آن عادت کنیم. چند روز تکرار کنیم تا برایمان ملکه شود. مثل تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها. این برنامه های ثابت که در روایات ذکر شده برای این است. مداومت در عبادت در روایات خیلی سفارش شده است.
خداوند می فرماید: «یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ» یعنی اینکه این طور نباشد که یکدفعه اتفاقی به یاد داشته باشیم. همیشه باید دانسته هایمان را زنده نگه داریم و این تمرین و برنامه می خواهد تا در ما اثر داشته باشد. قرآن بعد از ذکر می فرماید «وَ یَتَفَكَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً» خدا این علم را به ما داده است تا در فکر به کار بگیریم و نتیجه این فکر است که خداوند این همه مخوقات را باطل نیافریده است. سر سوزنی در دستگاه بی نهایت خلقت خلاف حکمت وجود ندارد.
نه تنها آسمانها و زمین هدف دارد بلکه ما هم برای هدفی خلق شده ایم. «أفحسبتم أنما خلقناكم عبثا». اگر این دنیا هدف دارد، پس باید حساب و کتابی هم داسته باشد. با توجه به این مسئولیت و توانایی، حساب و کتابی هم هست. بعد از این قر،ن می فرماید: «فَقِنا عَذابَ النَّار» خدایا ما را از آتش جهنم به دور بدار. این سیر تفکر الهی است.
پس انبیا خواستند تا با عقل ما را به راه راست هدایت کنند و عقل همین است که ما به چیزهایی که می دانیم به گونه ای توجه کنیم که علم جدیدی از آن پیدا شود. امامان ما هم وقتشان بیشتر صرف فکر کردن می شد. قرآن در جای دیگری می فرماید: «ان فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» ما باید به عنوان انسان مکلف و مسئول، عقل مان را در هر چیزی که ضروری تر است به کار بگیریم و برای این انسان باید مقدماتی را فراهم کند تا مطالب در ذهنش بماند تا برایش ملکه شود، اما بعد از ذکر نوبت تفکر است.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین/250/31/20
دیدگاه جدیدی بگذارید