استاد ابراهیمی مطرح کرد؛

دغدغه های حاج قاسم سلیمانی

به مناسبت ۱۳ دی، سالروز شهادت الگوی اخلاص و عمل سردار سپهبد قاسم سلیمانی به دست استکبار جهانی، استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «دغدغه های حاج قاسم» پرداخت.

/270/260/20/

دغدغۀ اول: مظلومان و محرومان

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: اولین دغدغۀ حاج قاسم، دغدغۀ مظلومان و محرومان عالم بود. او به درستی نقشه جنایتکاران عالم برای سرزمین و آینده و منابع مردم مظلوم منطقه را درک کرده بود و زندگی خود را در فرماندهی سپاه قدس در این مسیر قرارداد.

 

وی افزود: آمریکایی‌ها از گذشته به خاطر اهمیت زیاد منطقه غرب آسیا، از جمله ذخایر نفت و شاهراه تجاری بودن آن چشم طمع به این منطقه دارند. آنها به خاطر اهمیت زیاد نفت منطقه، حتی در بازه‌ ای حاضر بودند برای جلوگیری از دسترسی رقیب خود یعنی شوروی، چاه‌ های نفت منطقه را با مواد منفجره زیاد تخریب کنند! یعنی حاضر بودند اقدامی انجام دهند که منجر به مرگ افراد زیادی در منطقه می‌ شد.  از سوی دیگر حفظ و حراست از رژیم غاصب صهیونیستی که عملا پیش برنده اهداف هیئت حاکمه صهیونیستی آمریکا در منطقه است، اهمیت زیادی داشت. مانع و دشمن اصلی روبروی رژیم کودک‌کش اسرائیل نیز کشورهای مسلمان و عرب منطقه بودند. لذا از سال‌های پایانی دهه ۱۹۹۰ میلادی، طراحی پیچیده‌ای برای باز طراحی کشورهای منطقه انجام شد؛ به گونه‌ای که کشورهای حاضر را تکه تکه کرده و بتوانند به راحتی آنها را غارت کنند. و از طرفی با این کار مخالفین رژیم صهيونيستی را نیز تضعیف کرده و اسرائیل را به عنوان قدرت برتر منطقه تثبیت کنند. این طرح و نقشه که از حدود سال ۲۰۰۰ و با عناوین خاورمیانه جدید و اسرائیل بزرگ توسط آمریکا و هم پیمانان غربی او عملیاتی شد، عملیات‌های نظامی و جنگ‌های زیادی را در منطقه به پا کرد و خسارت‌های جانی و مالی زیادی را به جا گذاشت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از حادثه ۱۱ سپتامبر که بهانه ‌ای برای حمله به عراق و افغانستان برای تصاحب نفت و تسلط بر آن کشورها شد تا جنگ ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، ۱۱ روزه، فتنه ‌ها در کشورهای مختلف دنیا و حمله به سوریه و ماجرای داعش همه برای تحقق همان آرزوی خاورمیانه جدید بود. در طرح خاورمیانه جدید ایران را چهار تکه و سایر کشورهای منطقه را نیز تکه‌ تکه می ‌کنند.

 

وی اضافه نمود: آمریکا برای اینکه بتواند خاورمیانه جدید را شکل دهد، ۷۰۰۰ میلیارد دلار یعنی هفت تریلیون دلار هزینه کرد. اگر بخواهیم بدانیم این رقم چقدر است، کافی است یک مقایسه انجام بدهیم. کل بودجۀ نفتی ایران از اول اکتشاف نفت تا همین چند سال پیش ۱۳۰۰ میلیارد دلار بوده است. خسارات جنگ جهانی دوم با آن وسعت جنگ، ۴۰۰۰ میلیارد دلار بوده است.  تصاحب و حضور در این منطقه چرا آنقدر برای آمریکایی ها و غربی ها اهمیت دارد که کشور آمریکا حاضر می ‌شود هفت هزار میلیارد دلار در اینجا هزینه کند. آیا برای خدمت و کمک به مردم این منطقه این هزینه‌ ها را کرده ‌اند؟ این چه خدمتی است که هزاران کشته و میلیون ‌ها آواره و فرزند یتیم و زن بی ‌پناه در این بین اصلاً اهمیتی ندارد!

 

استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: در طی این بیست سال جنایت آنها در منطقه چه کسی توانست روبروی آنها بایستد؟ کدام مرد میدانی توانست شب و روز خود را برای دغدغه مردم مظلوم منطقه صرف کند؟ اما در مقابل، ما چقدر هزینه کردیم؟ در سال ۹۷، رئيس جمهور وقت آمریکا، ترامپ، در یک پیام نوروزی به ملت ایران گفت: «ایران تا الان ۱۶ میلیارد دلار هزینه کرده است.» طبیعتا گفته او درست نیست و بیشتر از واقعیت است؛ ولی حتی اگر گفته او را بپذیریم، ما ۱۶ میلیارد دلار ما هزینه کرده‌ایم. آمریکا ۷۰۰۰ دلار میلیارد دلار هزینه کرده است.

 

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: با گذشت این ۲۰ سال و جنگ ‌افروزی‌ های بسیار زیاد توسط آمریکا برای تصاحب و تکه تکه کردن ملت‌ های منطقه واضح است که چه کسی پیروز شد و چه کسی توانست جلوی پروژه خاورمیانۀ جدید آمریکا بایستد. سردمدار این جریان در خط مقدم چه کسی بود؟ «حاج قاسم سلیمانی». این عظمت جهاد حاج قاسم سلیمانی و تدبیر او و همرزمان او برای خنثی کردن نقشه آمریکا و غرب در منطقه بود.

 

وی اضافه نمود: دغدغۀ اصلی حاج قاسم سلیمانی حمایت از مظلومان و محرومان عالم بود. آمریکا و ناتو به هر کشوری که وارد شدند آن کشور را غارت کردند و وضعیت مردم آنجا روز به روز بدتر شد. طی سال‌های اولیه حمله به عراق، از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ بیش از ۲ میلیون نفر از عراق فرار کردند؛ بیش از ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بی‌ خانمان شدند. حاج قاسم اینها را نجات داد. هر ماه در عراق میانگین ۳۰۰۰ نفر کشته می ‌شدند. از آغاز ورود آمریکا به افغانستان نیز که به بهانه مبارزه با طالبان و بهبود وضعیت آنها انجام شد روز به روز وضعیت افغانستان بدتر شد. تعداد حملات نظامی و تروریستی در خاک این کشور به‌طور مستمر افزایش داشته و تا کنون ۱۰۹ برابر شده  و کشته ‌شدگان بر اثر حملات تروریستی نیز ده‌ها برابر افزایش یافته است. براساس گزارش بانک جهانی، نرخ فقر در افغانستان طی سالیان حضور آمریکا در این کشور از ۳۴ درصد به ۵۵ درصد رسیده است.  بنابر اعلام وزارت اقتصاد این کشور، ۹۰ درصد از مردم این کشور زیر خط فقر ۲ دلار در روز زندگی می ‌کنند. طی بیست سال گذشته، شرکت‌ های آمریکایی بسیاری از کمک‌ های مالی بین المللی به افغانستان را به جیب زده و غارت کردند و پرونده‌ های فساد آنها در دنیا رسوایی به پا کرد. بررسی بخشی از پروژه‌ های عمرانی آمریکایی ‌ها، ۱۷ میلیارد دلار هدر رفت این سرمایه ها را گزارش می ‌کند. واشنگتن ‌پست در گزارشی از ۲۰ سال بازسازی افغانستان با عنوان «ساخته شده تا ویران شود» می ‌نویسد که تلاش‌ های آمریکا در بازسازی افغانستان «نتیجه معکوس» داشته است. اینها بخشی از نتایج حضور آمریکا در کشورهای منطقه است.

 

استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: حاج قاسم نگذاشت نقشۀ آمریکا برای ایران و سوریه و عراق و سایر کشورهای منطقه محقق شود. حاج قاسم نگذاشت مردم منطقه آواره شوند و وطن خود را از دست بدهند. برخی به اشتباه می‌گویند به محور مقاومت کمک کردیم و آنها را قربانی خودمان کرده‌ایم. چه کسی گفته‌است ما عراق و سوریه را قربانی خودمان کرده‌ایم؟ ما مظلومان عالم را نجات داده ‌ایم. حاج قاسم سلیمانی این کار را انجام داد.

 

وی افزود: در بخشی از کتاب «سلیمانی عزیز» می‌خوانیم: «مگر می‌شد ژنرال را نشناسند. از خیلی وقت پیش برایشان نام آشنایی بود. زیر نظرش داشتند. درباره نقش و نفوذش تحلیل می ‌کردند برنامه می ‌ساختند مقاله می ‌نوشتند؛ اما وقتی مقابل غول آدم ‌کشی که فرستاده بودند تا منطقه را ناامن کند ایستاد و پوزه‌اش را به خاک مالید از سلیمانی بیشتر گفتند و بیشتر نوشتند هم غربی‌ ها، هم آمریکایی ‌ها. مجله آمریکایی نیوزویک عکس حاج قاسم را زده بود روی جلد و تیتر زده بود: «اول با آمریکا جنگید، حالا دارد داعش را له می ‌کند.»

 

 دغدغۀ دوم: زنان بی‌ پناه

استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: دومین دغدغۀ حاج قاسم دغدغۀ حمایت از زنان بی ‌پناه است. علیرغم ادعاهای گزاف و دروغین رسانه ‌های غربی و آمریکایی در دلسوزی و اقدام برای نجات زنان، آن کس که به راستی از حقوق زن دفاع کرد حاج قاسم سلیمانی بود. حاج قاسم سلیمانیِ ما با اقداماتی که انجام داده مهم‌ترین مدافع زنان کشورهای منطقه بود.

 

 وی افزود: برای روشن شدن مطلب باید ادعاهای دروغین غربی‌ ها در حمایت از زنان منطقه و در عمل، جنایات آنها در قبال زنان منطقه را مرور کنیم. آمریکایی ‌ها دو مرتبه و هر دو بار با بهانه دفاع از حقوق زنان و کودکان و فضاسازی رسانه ‌ای در این باره به عراق حمله کردند. اولین بار در زمان حمله عراق به کویت و در ماجرای جنگ خلیج فارس بود که دختر نوجوانی در جلسه‌ ای با گریه زیاد گزارش داد که کودکان زیادی در بیمارستان ‌های کویت توسط سربازان عراقی کشته شده‌ اند. بوش در صحبت‌ های خود در توجیه حمله سنگین به عراق بارها به صحبت‌های او استناد کرد. بعدها مشخص شد که آن گزارش‌ ها همه دروغ بوده و آن دختر، نیره الصباح، دختر سفیر کویت در آمریکا بوده است؛ آن برنامه ساختگی نیز با هدف فریب افکار عمومی و سوء استفاده دولت آمریکا تولید شده بود.  جنگ خلیج فارس منجر به بیش از یک دهه تحریم اقتصادی و انزوای سیاسی شد. عراقی ‌ها – به ویژه زنان – از اساسی ‌ترین نیازهای خود محروم بودند: در این دهه ۱.۵ میلیون نفر که ۵۰۰۰۰۰ نفر آنها کودک بودند جان خود را از دست دادند. زنان افزایش نرخ مرگ و میر را تجربه کردند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دومین بار نیز در سال ۲۰۰۳ میلادی، دولت آمریکا افکار عمومی مردم خود را به بهانه بهبود وضعیت آزادی و بهداشت و آموزش و معیشت زنان عراق با حمله نظامی به عراق همراه کرد. اما نتیجه این حمله چه بود؟ در طی دوران حضور آمریکا در عراق آمار بسیار زیادی از بازداشت زنان عراقی بدون دلیل و همچنین سوء استفاده و اخاذی از همسران آنها گزارش شده است. یکی از گزارش‌ های صلیب سرخ در ماه می سال ۲۰۰۴ نشان داد که طی سال ۲۰۰۳، حدود ۴۳ هزار زن عراقی توسط سربازان آمریکایی بازداشت شده بودند که ۷۰ تا ۹۰٪ از آنها اشتباهاً دستگیر شده بودند و جرمی نداشتند! چرا باید زنان عراقی بدون دلیل توسط سربازان آمریکایی زندانی شوند؟ نیروهای ایالات متحده به طور معمول به زندانی کردن اقوام زن مظنون‌های مرد، برای استفاده به عنوان گروگان و چانه زنی، می‌پردازند. بنا به گفته وزارت امور خارجه ایالات متحده، تعداد مراکز بازداشت زنان بیش از ۴۵۰ مورد است. زنان در ایست‌های بازرسی و در حین تفتیش خانه‌هایشان مورد آزار جسمی و جنسی قرار می‌گیرند. تعداد کل زنان بازداشت شده در عراق از ابتدای حضور آمریکا تا کنون مشخص نیست. در سال ۲۰۰۵، ایمان خامس از مرکز بین المللی دیده‌بان اشغال، ۶۲۵ زن را در زندان الرسافه و ۷۵۰ زن را تنها در الکاظمیه گزارش کرد که از دوازده تا شصت سال سن داشتند. زنان در معرض شکنجه، تجاوز و تحقیر قرار دارند؛ آنها با موهایشان کشیده می ‌شوند، با برق می ‌سوزند، مجبور می ‌شوند از توالت ‌های کثیف غذا بخورند و روی این زنان عراقی ادرار می ‌کنند. در مارس ۲۰۰۶، دختر ۱۴ ساله عراقی به نام عبیر قاسم حمزه توسط سربازان آمریکایی به صورت گروهی مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد! خانواده و خواهر هفت‌ ساله‌اش که در اتاق کناری بودند نیز توسط سربازان آمریکایی، همانجا، اعدام شدند. کمی بعد گزارش‌های دیگری از زنان عراقی منتشر شد که خبر از تجاوزهای گروهی داشت. این‌ها فقط مشت نمونه خروار است.  طبق گزارش کتاب فمینیسم و جنگ که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده است، به گفته پنتاگون، بیش از ۵۰۰ مورد از تعرض جنسی نیروهای امریکایی در عراق و افغانستان علیه زنان، گزارش شده است.

 

وی افزد: با این اوصاف، این کشورهای جنایتکار به ما در رابطۀ با حقوق زن اعتراض می‌ کنند. کسانی که برای بهبود وضعیت زنان عراق به آنجا رفتند این بلاها را بر سر زنان عراقی آوردند. اکنون پس از سال ‌ها حضور آمریکا در عراق ببینید آیا وضعیت بهداشت، معیشت و آموزش زنان عراقی بهبود پیدا کرد یا خیر. بر خلاف آنچه درباره افغانستان و وضعیت زنان در افغانستان شنيده ‌ايم، در دهه ۱۹۵۰ میلادی دختران در کابل و سایر شهرهای افغانستان در مدرسه تحصیل می ‌کردند؛ نیمی از دانشجویان حاضر در دانشگاه ‌ها زنان بودند و ۴۰ درصد از پزشکان افغانستان‌ زن بودند. همچنین ۷۰ درصد از معلمان و ۳۰ درصد از کارمندان زن بودند.  برخلاف دروغ‌ پردازی ‌های رسانه ‌های آمریکایی درباره وضعیت بد زنان افغانستان، قانون اساسی افغانستان که در سال ۱۹۶۴ نوشته شد، حقوق پایه بانوان را به رسمیت شناخته بود؛ از جمله حق رای و پرداخت برابر نسبت به مردان. حتی تعدادی از زنان نیز به پست ‌های مهم سیاسی و همینطور عضویت در پارلمان و قضاوت رسیده بودند. و برخلاف چیزهایی که درباره پوشش اجباری زنان افغانستان دیده و یا شنيده ‌ايم، در این دوران بسیاری از زنان افغانستانی برقع نمی‌پوشیدند.  پس از شروع درگیری‌ های نظامی در افغانستان که حمایت آمریکا در مسلح کردن برخی از این گروه ‌ها تاثیر داشت، گروه‌ های افراطی مذهبی مانند طالبان با حمایت ‌های تسلیحاتی روی کار آمدند. علیرغم اینکه آمریکا از رفتارهای نامناسب این گروه‌ ها نسبت به زنان آگاه بود اما چون فعالیت آنها از نظر سیاسی در ابتدا راستای اهداف آمریکا بود، آمریکایی‌ها حمایت کامل از آنها داشتند و هیچگونه انتقادی راجع به رفتارهای بد آنها با زنان نمی‌ کردند.

 

وی افزود: ناآرامی‌ها و از بین رفتن ثبات در افغانستان و همچنين روی کار آمدن طالبان وضعیت زنان افغانستانی را نابسامان کرد. گرچه طالبان در ابتدا مورد حمایت آمریکا بود، اما چون از نظر سیاسی کاملاً همراه با آمریکا نبودند آمریکایی ‌ها همین رفتارهای محدودیت زای طالبان برای زنان را بهانه مداخله و حضور خود قرار دادند. در واقع آن‌ها با شعار مبارزه برای چیزی وارد افغانستان شدند که خود آن را به وجود آورده بودند! پس از آن نیز به مدت بیست سال، همواره تداوم حضور خود را به بهانه همان توجیه کردند. در حالی که مسبب آن خودشان بودند. اما وضعیت زنان پس از حضور آمریکا هیچ تغییری نکرد و حتی بدتر شد.

 

حاج قاسم سلیمانی بود که زنان و کودکان عراق را نجات داد و برای نجات زنان و کودکان افغانستان در تلاش بود. داستان ‌های زنان سوری و عراقی در ماجرای حمله داعش را نیز شنیده‌ایم که گروه تروریستی مورد حمایت آمریکا چطور آنها را اسیر کرده و به بردگی می‌ فروختند و حاج قاسم آنها را نجات داد. حاج قاسم می ‌گوید: «در دیاله دیدیم کودکی را از سینه مادرش گرفتند و آن را روی آتش سرخ کردند و لای پلو گذاشتند و برای مادرش فرستادند. این جنایات وحشتناک در سابقه بشریت نایاب است. داعش بیش از دو هزار زن جوان ایزدی را بین خودشان دست به دست می‌ کردند و به فروش می‌ رساندند و کشتارهای پانصد نفره انجام می‌ دادند. آن طفلی را که دیدیم با خنده سرش را در شرق حلب بریدند، گوشه‌ ای از جنایات آنها بود.» حاج قاسم سلیمانی حقیقتا منجی واقعی زنان و کودکان منطقه بود از چنگال داعش و آمریکا و ناتو. به همین جهت است که زنان ایزدی در شهادت حاج قاسم با سوز دل عزاداری می کردند و مراد شیخ کالو، فرمانده شاخه ایزدی حشد شعبی می گفت: «تنها دو نفر بودند که پای اقلیت ‌هایی چون ایزدی ‌ها ایستاده و از آنها دفاع کردند؛ ابومهدی المهندس و حاج‌قاسم.»

 

وی افزود: حتی شاید بتوان گفت که حاج قاسم سلیمانی سربازهای زن آمریکایی را هم نجات داد. کافی است به گزارش‌ هایی که از وضعیت زنان در ارتش آمریکا در زمان حضور در عراق رجوعی بکنیم. مارجوری کوهن در کتاب «ارتش علت مرگ زنان سرباز را پنهان می‌کند» در سال ۲۰۰۶ می‌نویسد: «اخیراً کارپینسکی به هیئتی از قضات که در مورد نقض حقوق بشر تحقیق می‌کردند، گفت که ژنرال ریکاردو سانچز، فرمانده ارشد سابق ارتش آمریکا در عراق، دستور داد تا علت مرگ چند سرباز زن که در عراق خدمت می‌کردند، پنهان بماند. کارپینسکی شهادت داد که این زنان به دلیل کم آبی جان خود را از دست دادند. آن‌ها از نوشیدن مایعات در اواخر روز خودداری می‌کردند؛ زیرا می‌ترسیدند که مجبور شوند اواخر شب از توالت استفاده کنند. آنها می‌ترسیدند که اگر مجبور به استفاده از توالت - که دور از پادگان آنها بود – شوند، مورد حمله و تجاوز سربازان مرد به خود بعد از تاریک شدن هوا قرار بگیرند.» ما چنین دنیایی داریم ولی افسوس که این‌ها را کسی نمی‌داند. ما باید راجع به ظلم آمریکا به زن صحبت کنیم.

چ, 10/12/1403 - 19:07