استاد ابوالحسینی مطرح کرد؛

واکاوی ریشه‌های فتنه در جامعه بر اساس آموزه های نهج البلاغه

استاد رحیم ابوالحسینی، از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به موضوع «منشأ فتنه و پیامدهای آن در جامعه امروز» پرداخت و ابعادی از خطبه ۵۰ نهج‌البلاغه را مورد تحلیل قرار داد.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد که خطبه ۵۰ نهج‌البلاغه در عین کوتاهی، محتوایی بسیار جامع دارد که به‌طور کامل با چالش‌های جامعه امروز قابل تطبیق است. وی با اشاره به کلام نورانی امیرالمؤمنین (ع) در این خطبه که می‌فرماید: «آغاز وقوع فتنه‌ها، پیروی از هواهای نفسانی و وضع احکامی است که بدعت‌آمیز باشند و با کتاب خدا در تضاد باشند...»، تصریح کرد که مولای متّقیان (ع) در این کلام، از سه زاویه به موضوع فتنه پرداخته‌اند: منشأ فتنه، دسته‌بندی جامعه و نتایج این دسته‌بندی‌ها.

 

هوای نفس؛ ریشه تناقض‌گویی و تشویش اذهان

استاد ابوالحسینی در تبیین اولین منشأ فتنه، به عبارت «أهواء تتّبع» (پیروی از هواها) اشاره کرد و اظهار داشت: «زمانی که افراد دارای نفوذ اجتماعی یا مسئولان، از هوای نفس تبعیت کنند، می‌توانند جامعه را دچار فتنه سازند؛ چرا که سخنان و رفتارهای آن‌ها بر اقشار وسیعی تأثیر می‌گذارد

وی با تحلیل ویژگی‌های این افراد، «تناقض‌گویی» را مشخصه اصلی آن‌ها دانست و افزود: برخی افراد که در فضای مجازی یا اجتماعی دنبال‌کنندگان بسیاری دارند (سلبریتی‌ها)، به دلیل تصمیم‌گیری بر اساس سلیقه و هوای نفس، دچار تناقض در موضع‌گیری می‌شوند. آن‌ها ممکن است در مسائل کوچک موضع بگیرند، اما در برابر حوادثی که اهمیت حیاتی دارد و نیازمند موضع‌گیری اصولی است، سکوت کنند. این تناقض در گفتار و رفتار، موجب تشویش اذهان جامعه و زمینه‌ساز فتنه می‌گردد.

استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: نمونه بالاتری از تناقض گویی، در موضع گیری اخیر اتحادیه عرب است؛ که از یک سو حملات اسرائیل به جنوب لبنان را محکوم کردند؛ اما از طرف دیگر، همین اتحادیه عرب، جبهه منطقه ای تشکیل دادند، متشکل از چندین کشور، علیه کشور یمن، کشوری که از لبنان دفاع می کند. این حرکت متناقض، یعنی محکوم کردن حمله به جنوب لبنان و محکوم کردن مدافع لبنان، از منشأ هوای نفس است.

 

بدعت‌گزاری و به بهانه «به‌روزرسانی»، تخریب احکام

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو، دومین منشأ فتنه را «أحکام تبتدع» (احکامی که بدعت می‌آیند) دانست. وی در این باره تبیین کرد: برخی جریان‌ها با ادعای "به‌روزرسانی" احکام اسلامی و کهنه جلوه دادن آن‌ها، به بدعت‌گذاری روی می‌آورند. این افراد با تلاش برای تغییر احکام قطعی و تغییر دادن معیارهای اعتقادی، در واقع با باورهای مردم بازی می‌کنند.

وی با ذکر نمونه‌هایی از تلاش برای تغییر احکام نجاسات یا حلال و حرام‌ها به بهانه مدرنیته، تأکید نمود: عملکردهای اینچنینی که با کتاب خدا و احکام الهی در تضادّ است و به دنبال تغییر در بنیادین‌ترین احکام دین است، نه تنها به بهبودی جامعه منجر نمی‌شود، بلکه خود منشأ درگیری‌های اعتقادی و گسترش فتنه در میان مردم است.

 

آمیزش حق و باطل؛ چالش تشخیص در عصر فتنه

استاد ابوالحسانی در جمع‌بندی این بخش از گفتگو، به نکته‌ای کلیدی در خطبه ۵۰ اشاره کرد و یادآور گردید: امیرالمؤمنین (ع) هشدار می‌دهند که اگر باطل خالص باشد یا حق خالص، تشخیص آن‌ها برای حق‌جویان آسان است؛ اما مشکل اصلی زمانی است که پاره‌ای از حق با پاره‌ای از باطل در هم آمیزد. در این حالت است که شیطان بر پیروانش مسلط می‌شود و تنها کسانی نجات می‌یابند که لطف حق شامل حالشان شده باشد.

وی افزود: در شرایط پیچیده کنونی، شناخت دقیق منشأ فتنه‌ها و تکیه بر کتاب خدا و سیره معصومین (ع)، تنها راه نجات از تلاطم‌های اجتماعی و سیاسی است.

سه‌گانه جامعه در مواجهه با فتنه‌ها؛ از بصیرت تا تردید

استاد رحیم ابوالحسینی در ادامه تحلیل خود، جامعه را در مواجهه با فتنه‌ها به سه گروه تقسیم کرد. وی اظهار داشت: گروه نخست، کسانی هستند که پیروی آگاهانه‌ای از حق دارند. این افراد با سخنان سازگار با فطرت بشری، موجب آرامش جامعه می‌شوند. در مقابل، گروه دوم کسانی هستند که آگاهانه از باطل پیروی می‌کنند و با اقداماتی همچون توهین به مقدسات و کلام الله، تنها به ایجاد اختلاف و تشویش اذهان عمومی دامن می‌زنند.

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، گروه سوم را «مردم ناآگاه و مردد» دانست و با اشاره به تعبیر «مرتادین» در خطبه، تصریح کرد: این دسته از جامعه، موضع مشخصی ندارند و اگر حق برای آن‌ها تبیین شود، به دلیل سازگاری با فطرت، به سوی حق می‌آیند؛ اما در نبودِ تبیین، ممکن است در دام باطل گرفتار شوند. از این رو، ضرورت دارد در فضای مجازی و رسانه‌ها، بصیرت‌آفرینی کرده و حق را به گونه‌ای معرفی کنیم که این گروه بزرگ از جامعه به جبهه حق ملحق شوند.

 

سلطه شیطان و ضرورت شناخت ویژگی‌های حق و باطل

استاد ابوالحسینی در تبیین پیامدهای عدم تشخیص، خاطرنشان کرد: زمانی که بصیرت‌آفرینی صورت نگیرد و مردم نتوانند حق را از باطل تشخیص دهند، زمینه برای تسلط شیطان فراهم می‌شود؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه می‌فرمایند: "در این وقت شیطان بر دوستانش مسلط می‌شود".

وی با اشاره به اینکه حق همواره در برابر باطل است، اما لزوماً برای همگان روشن نیست، بر ضرورت شناخت ویژگی‌های هر دو جبهه تأکید کرد و در این راستا به تمثیل زیبای خداوند در سوره رعد (آیه ۱۷) اشاره نمود: در این آیه، حق به آبی تشبیه شده که سودمند است و در زمین می‌ماند، اما باطل مانند کفّی است که روی آب می‌آید و سپس می‌رود. حق، همواره مفید است اما اغلب بی صدا و متواضع است؛ در حالی که باطل، مانند رعد و برقی است که سر و صدای بسیار دارد اما هیچ بارشی ندارد که تشنگان را سیراب کند.

 

بارش نعمت در برابر هیاهوی باطل

این استاد حوزه علمیه قم در پایان گفتگو، با استناد به خطبه‌ای دیگر از امیرالمؤمنین علی (ع) در توصیف خصوم، تفاوت میان «ادعای باطل» و «عمل حق» را تبیین کرد. وی با نقل عبارت «و قد أرعدوا و أبرقوا... و لسنا نرعد حتى نوقع»، اظهار داشت: دشمنان حق تنها رعد و برق می‌زنند (هیاهو می‌کنند) اما شکست می‌خورند. در مقابل، جبهه حق به گونه‌ای است که تا نبارد و نعمت را پراکنده نکند، رعد نمی‌زند. یعنی عمل و اثرگذاری بر اساس حقیقت است، نه ادعا و جنجال.

وی در جمع‌بندی نهایی ابراز امیدواری کرد که جوامع بشری و به‌ویژه جامعه اسلامی ایران، با شناخت ویژگی‌های حق، بیش از پیش به سوی حقیقت گرایش یابند و بتوانند احکام و منویات رسول الله (ص) را به بهترین نحو در زندگی اجتماعی پیاده کنند.

 

د, 05/12/1405 - 20:03