استاد حمیدرضا آلوستانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «لزوم بذل علم و منع کتمان آن» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به کلام شهید ثانی در منیة المرید، صفحه 184 اظهار داشت: این عالم ربّانی می فرماید: «السادس: بَذْلُ العلم عند وجود المستحِقِّ و عدمُ البخلِ به فإنّ اللّهَ سبحانه أخذ على العلماء من العهود و المواثيق ما أخَذَه على الأنبياء ليُبَيِّنُنَّهُ للناس و لا يَكْتُمُونَه». یعنی بر معلّم لازم است که علم را به شخصی که لیاقت و استحقاق آموزش دادن را دارد، بذل و بخشش نموده و نسبت به آن بخلی نورزد؛ زیرا خداوند متعال عهد و پیمانهای متعدّدی که از پیامبران أخذ نموده است، از علماء نیز أخذ کرده است تا قطعا علم را برای مردم تبیین نموده و آن را کتمان نکنند.
وی خاطرنشان کرد: به تعبیر شهید ثانی، در صورت وجود مستحق، معلّم نباید از تعلیم و تربیت امتناع و بخل بورزد؛ چون خداوند متعال همان مقدار که از انبیاء عهد و پیمان گرفته است که شما نباید در تعلیم و تربیت مردم کوتاهی کنید، از علماء نیز به همان مقدار عهد و پیمان گرفته است؛ به عنوان نمونه در مورد نبیّ مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ» به همین جهت علماء نیز همانند روش پیغمبران الهی میبایست درصدد اصلاح و معالجه برآیند و با اندک ناملایمتی، مردم را رها نکنند و سختی مسیر را تحمّل کنند.
استاد آلوستانی در ادامه بیان کرد: از مجموع بیان شهید ثانی این نتیجه حاصل میشود که در صورت وجود مستحقّ، شخص از بذل و بخشش علم، بخل نورزد؛ از این رو سؤالی که شاید مطرح شود آن است که امروزه افراد زیادی وجود دارند که تمایل به مدرّس و معلّم شدن دارند؛ بدون اینکه توجّهی به مستحقّ بودن متعلّم داشته باشند، با این وجود، مراد شهید ثانی رحمت الله علیه از اینکه فرمودند: «علم را به شخص مستحقّ بذل کند و بخل نورزد» چه میباشد؟ و آیا مصداقی برای آن در زمان حاضر پیدا میشود؟
وی در مقام پاسخ، یادآور گردید: مصادیق و موارد «بَذْلُ العلم عند وجود المستحِقِّ و عدمُ البخلِ به» در زمان ما فراوان است به عنوان نمونه گفته میشود برخی برای اینکه مزایای مدّنظر آنها برای تدریس لحاظ نمیشود؛ چه به لحاظ حقّ التدریس و چه به لحاظ جایگاه آن مَدْرس یا نوع مادّه درسی، امر تعلیم و تربیت را ترک میکنند. چند سال قبل در جایی درس داشتم که یک روز وقتی میخواستم به سمت منزل بروم، دیدم که بعضی از اساتید منتظر سرویس هستند؛ به یکی از آنها که او را میشناختم عرض کردم: شما که ماشین دارید، با ماشین شخصی خودتان بیاید که به راحتی برگردید و اذیّت نشوید، در جواب گفت: «مگر برای این تدریس چه مقدار مزایا میدهند که من با ماشین شخصی بخواهم بیایم؟!». این نوع نگاهها و این گونه عملکردها که نتیجهای جز بخل ورزیدن در آموزش دادن نیست، در بین ما طلبهها که منسوب به امام زمان«عجّلاللّهتعالیفرجهالشریف» هستیم اصلا پسندیده نسیت.
این استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: برخی به دلیل کم بودن شاگرد از امر تدریس استنکاف و بخل میورزند؛ یعنی اگر تعداد شاگردان زیاد باشد با یک شور و حرارتی تدریس میکنند؛ ولی اگر شاگردان کم باشند یا با بی میلی تدریس میکنند؛ و یا اینکه اصلا تدریس نمیکنند. در مستندهایی که برای مرحوم شهید مطهری ساخته شده است، گاهی فقط یک شاگرد حضور داشت و گاهی دو شاگرد؛ ولی با این وجود شهید مطهری، آن چنان با جدیّت تدریس میکنند که اگر فقط صوت این جلسات را گوش دهید، بدون اینکه تصویر آن را دیده باشید، تصوّر میکنید که برای هزار نفر درس را توضیح می دهند
وی عنوان داشت: برخی برای اینکه دستی بالای دست آنها پیدا نشود، علوم و فنونی که در اختیار دارند را به دیگران بذل و بخشش نمیکنند و نسبت به آموزش دادن آن علم و آن فنّ بخل میورزند؛ مانند اینکه وسیله نقلیه شما هنگامی که خراب میشود و خرابی آن بسیار جزئی باشد، اگر به تعمیر کار مراجعه کنید میتواند با یک راهنمایی ساده مشکل شما را حل کند، امّا به گونهای برخورد میکند که گویا مشکل ماشین شما بسیار پیچیده است و فقط او است که میتواند این مشکل را حل کند؛ و مانند اینکه برخی به بنده مراجعه کرده بودند و سؤالی در مورد عقد نکاح داشتند که آیا خود مرد و زن میتوانند عقد دائم را بخوانند؟ عرض کردم: «بله میتوانند بخوانند و ایراد شرعی هم ندارد ولی به لحاظ قانون چون جایی ثبت نمیشود جرم است»، یک طلبهای که آنجا بود به بنده گفت: «به مردم نباید این جور جواب داد چون اگر این کارها را یاد بگیرند دیگر به ما مراجعه نمیکنند».
استاد آلوستانی افزود: برخی برای اینکه پول اندکی به آنها داده میشود، نسبت به امر تعلیم بخل میورزند؛ مانند اینکه در مسجدی که جمعیّت نسبتا زیادی داشت، به شخصی گفتند که برای سخنرانی دعوت هستید، این سخنران نیز بسیار کوتاه سخنرانی کرد و وقتی به او گفتند که چرا اینقدر کم سخنرانی کردید؟ در جواب گفت: چون پول بسیار کمی میدهند؛ و مانند اینکه برخی از افراد وقتی برای تبلیغ به جایی دعوت میشوند اوّلین سؤالی که برای آنها ایجاد میشود این است که چقدر پول می دهند؟ که اگر کم باشد، امسال به اندازه آن مقدار پول مطلب گفته شود، در حالی که اوّلا اصلا شأن یک طلبه این نیست که برای پول تبلیغ برود و ثانیا روش گذشتگان ما این چنین نبوده است؛
وی اضافه نمود: برخی به جهت موانع درونی ابای از بیان بعضی از مطالب دینی دارند که این مصداق دیگری برای بخل ورزیدن در آموزش دادن است مانند اینکه امروزه مردم احکام شرعی را به خوبی بلد نیستند و وقتی به بعضی از این افراد گفته میشود که در منبر به مسائل شرعی هم بپردازید، در جواب می گویند: «شأن ما نیست که مسأله شرعی بیان کنیم مگر ما رساله گو هستیم؟!، یک نفر را بیاورید که او احکام شرعی بگوید».
استاد آلوستانی اظهار داشت: تمام این موارد از جمله مصادیق بخل ورزیدن از آموزش دادن کسی است که مستحقّ آموزش بود و از همین جا معنای عبارت مرحوم شهید نیز روشن میگردد. بنابراین بذل علم به کسی که استحقاق آموزش دارد، همیشه به امر تدریس نیست. یکی از هنرهایی که پیامبر اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» داشتند این بود که خوب به حرف مردم گوش میدادند و اساسا اقتضای «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ» نیز همین است به همین خاطر گاهی اوقات وظیفه ما این است که در اختیار مردم باشیم و درد و دل آنها را خوب گوش بدهیم و در مقابل آنها با صبوری رفتار کنیم یعنی صبوری را یاد گرفته باشیم و با همین رفتار خودمان عملاً صبر کردن را به آنها یاد بدهیم.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مرحوم شهید ثانی در ادامه مطب مورد ششم، به روایاتی در این زمینه اشاره مینمایند؛ در اولین کلام از امام صادق علیه السلام روایت می کند: «قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيّ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لأَنَّ العِلمَ کَانَ قَبْلَ الجَهْل؛ یعنی خداوند متعال بی تردید از هیچ انسان جاهلی عهد و پیمان برای طلب علم نگرفت تا زمانی که از علماء عهد و پیمان گرفت که شما وظیفه دارید که به مردم جاهل، علم را بذل کنید و آموزش دهید زیرا رتبه علم قبل از جهل است لذا خداوند متعال اوّل با عالم کار دارد و بعد با جاهل.»
وی خاطرنشان کرد: در روایتی دیگر، امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه: «وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ» فرمودهاند: «لِيَكُنِ النَّاسُ عِنْدَكَ فِي الْعِلْمِ سَوَاءً». یعنی همه مردم نزد تو در مقام تعلیم و تربیت مساوی باشند. به تعبیری با مردم با بی میلی و بی رغبتی برخورد نکنید.
استاد آلوستانی یادآور گردید: چند سال قبل آقایی دنبال این بود که بنده در جامعة المصطفی تدریس داشته باشم، ولی بنده در پاسخ میگفتم: «من فرصت مطالعه ندارم» و او در جواب میگفت: «کاری ندارد که چون نیاز به مطالعه زیاد ندارد و بدون مطالعه هم میتوان درس داد» ولی آیا اگر به این آقا پیشنهاد تدریس در فلان دانشگاه معروف داده میشد، باز نوع رفتار اینگونه بود؟. استاد وظیفه دارد که تمام متعلّمین را با یک نگاه ببیند لذا اینکه برای استاد مهمّ نباشد که با مطالعه به کلاس درس برود یا بدون مطالعه، اصلا پسندیده نیست؛ زیرا در حقیقت برای شاگرد ارزش قائل نشده است و در این میان نباید میان طلبهای که از یک خانواده معمولی است با طلبهای که از یک خانواده غیر خاصّ باشد فرق بگذارد و باید تساوی را بین آنها رعایت نماید.
وی در مقام بیان نمونه ابراز داشت: در درس حضرت آیت اللّه العظمی زنجانی شرکت میکردیم و دیدیم که اگر کسی سؤالی را مطرح مینمود که به جا بود، ایشان و لو اینکه سؤال کننده چهره ناشناختهای هم بود، با استقبال جواب میدادند؛ یعنی اصلا مهمّ نبود که این شخصِ سؤال کننده چه کسی است و از طرفی فراوان هم اتّفاق افتاده کسانی که از نزدیکان ایشان بودند و سؤالی که چندان دقیق نبود را بیان میکردند، آقای زنجانی حفظه الله اصلا به سؤال و حتّی به شخصی که سؤال را بیان کرده اهمیّت نمیداد؛ یا اینکه چند سال قبل که ما سیوطی تدریس میکردیم چند دانشجو درخواست داشتند که به صورت خصوصی و جداگانه به ما سیوطی تدریس کنید و ما هم در جواب میگفتیم که همین کلاسی که برگزار شده را اگر تمایل دارید شرکت کنید و ما کلاس دیگری نداریم، بعد از اتمام سیوطی دوباره مراجعه کردند که به ما از ابتداء سیوطی را تدریس کنید که عرض کردیم سیوطی را تدریس کردیم و دیگر هم کلاس سیوطی برگزار نمیشود، همین قضیّه را نسبت به کتاب مختصر هم پیاده کردند ولی جواب ما همان بود یعنی اگر دوست دارید در درس شرکت کنید. دلیل این برخورد آن بود که برای آنها سخت است که با طلبه ها در یک کلاس درس باشند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شهید ثانی در منیة المرید از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: «زَكَاةُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّه». حدیث مذکور به گونههای مختلفی از اهل بیت علیهم السلام بیان شده است؛ مثلا امام صادق علیه السلام در این زمینه فرمودهاند: «إِنَّ لِکُلِّ شیءٍ زَکاةٌ و زَکاةُ العِلْمِ أَنْ یُعَلِّمَهُ أَهْلَهُ»؛
وی ابراز داشت: بیشتر دانشپژوهان در برخورد با همانند روایت فوق، تعبیر «زکاة» را به صورت اصطلاحی ترجمه مینمایند و میگویند: «زکات علم، آموزش آن به بندگان خدا است» در حالیکه در وهله اوّل الفاظ موجود در روایات را میبایست حمل بر معنای لغوی کرد به همین جهت گفته میشود: صاحب «المنجد في اللغة العربیة المعاصرة» در این زمینه میفرمایند: «رُکُوَّا و زَکاةً: نما و زاد ...» یعنی واژه «زَکَاة» در لغت به معنای رشد و نموّ میباشد به همین جهت هنگامی که این واژه به علم نسبت داده شود: «زَكَاةُ الْعِلْمِ أَنْ تُعَلِّمَهُ عِبَادَ اللَّه» به معنای این خواهد بود که رشد و نموّ علم نزد معلّم در گرو تعلیم و آموزش آن است.
استاد آلوستانی خاطرنشان کرد: هر امری برای اینکه بخواهد رشد پیدا کند و به جایگاه حقیقی خود برسد یک اسبابی دارد و اسباب رشد علم هم تعلیم و تربیت آن است و الّا اینکه خود شخص یک سری اصطلاحات را حفظ کرده باشد و بخواهد همان ها را مرور کند، ولی درصدد آموزش دیگران بر نیاید این علم به رشد واقعی منجرّ نمیشود.