استاد آسیابها رضائی مطرح کرد؛

تبیین اهداف بعثت و ضرورت عبودیت در مسیر هدایت / تحلیل تمایز میان «عابد» و «عبد»

 استاد حامد آسیابها رضائی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی «نشست دوره ای اساتید» به موضوع «اهداف ولیّ خدا و نقش مردم در پیشبرد این اهداف در جامعه» پرداخت.

/270/260/20/

  دو محور بنیادین در هدف بعثت انبیاء  

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو با استناد به آیات کریمه قرآن کریم، اظهار داشت: هدف از بعثت پیامبران، از جمله خاتم پیامبران (ص)، در یک عبارت جامع را می توان در دو محور کلی خلاصه کرد: نخست، دعوت به "عبودیت" و توحید (عباد الله) و دوم، "اجتناب از طاغوت". اگر مردم بتوانند اهداف زندگی خود را با این دو محور که در واقع اهداف ولیّ الهی در جامعه است تطبیق دهند، به سعادت، رشد و هدایتی دست می یابند که خداوند متعال برای آنان تضمین فرموده است؛ در غیر این صورت، مسیر ضلالت و گمراهی در پیش رو خواهد بود.

 

  تمایز معرفتی میان «عبادت» و «عبودیت» 

استاد رضائی در تبیین محور نخست، به یک نکته کلیدی در تفکر بزرگان اشاره کرد و افزود: باید میان "عبادت" و "عبودیت" تمایز قائل شویم. هدف اصلی انبیاء، صرفاً ترغیب مردم به عبادت نبود، بلکه هدف، ایجاد "عبودیت" در روح انسان ها بود. تاریخ ما از "عابدانی" که تنها به تکالیف ظاهری می پرداختند، خالی نبوده است، اما عابد بودن لزوماً به معنای عبد بودن نیست.

 

وی در تحلیل این تفاوت، به نمونه ای تکان دهنده از نهج البلاغه اشاره کرد: امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه از ابلیس به عنوان یک عابد یاد می کنند. شیطان، عابدی شش هزار ساله بود، اما هرگز "عبد" نبود. "عبد" بودن به این معناست که در روح انسان، تسلیم مطلق در برابر اوامر و نواهی خداوند و ولیّ جامعه ایجاد شود. صراط مستقیمی که خداوند معرفی می کند، مسیر "عبودیت" است، نه صرفاً انجام مجموعه ای از عبادات.

 

درس بزرگ از سقوط شیطان؛ اراده خدا یا اراده بنده؟ 

استاد آسیابها رضائی با بررسی لحظه سقوط شیطان، ابراز داشت: هنگامی که خداوند به شیطان امر به سجده در برابر حضرت آدم (ع) کرد، ابلیس با تکیه بر سابقه عبادتی خود سعی کرد با خدای سبحان معامله کند و عرض کرد: "خدایا، مرا از این یک سجده معاف کن تا تو را چنان عبادت کنم که هیچ موجودی تا به حال نکرده است". در پاسخ به این ادعا، خداوند جمله ای فرمود که درس بزرگی برای همه ماست: "من می خواهم آن گونه عبادت شوم که من می خواهم، نه آن گونه که تو می خواهی". این دقیقاً همان مرز میان عابد و عبد است. شیطان عابد خوبی بود، اما چون نتوانست تسلیم اراده خدا شود و "عبد" باشد، رانده شد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به نقل از مرحوم آیت الله بهجت، از دیدگاه های مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی درباره «محک عبودیت» سخن گفت و افزود: مرحوم ملکی تبریزی معتقد بودند انسان باید در طول عمر خود، رفتارهایش را با محک عبودیت بسنجد. ایشان برای تبیین این مطلب مثال می زدند که برای مثال، فردی تصمیم به انجام یک عبادت مستحب مانند زیارت عتبات می گیرد و تمام تدارکات سفر را فراهم می کند، اما در لحظه عبور از مرز، با چالشی مواجه می شود که برای رد شدن، ناگزیر است کاری حرام (مانند نگاه به نامحرم یا اختلاط) انجام دهد.

 

عبودیت در مقام عمل؛ ترجیح رضایت خدا بر منافع شخصی 

استاد آسیابها رضائی در ادامه تبیین مفهوم «محک عبودیت»، برای ایجاد درک عمیق تر، مثالی کاربردی زد و افزود: فرض کنید فردی برای انجام یک عبادت مستحب و ارزشمند مانند زیارت سیدالشهدا (ع) تمام تدارکات را دیده است، اما در لحظه عبور از مرز، متوجه می شود که برای رد شدن، ناگزیر است مرتکب گناهی شود. در اینجا محک عبودیت است؛ آیا فرد برای رسیدن به یک عبادت مستحب، عبودیت و تسلیم خود در برابر خداوند را زیر پا می گذارد و مرتکب حرام می شود، یا اینکه ترجیح می دهد همان لب مرز، با تسلیم مطلق، سلام خود را به امام حسین (ع) عرض کند و بگوید: "هر آنچه را که در بارگاهت است، همین جا به من عطا کن، اما من حاضر نیستم برای زیارت تو، نافرمانی خدا را بپذیرم"؟

 

وی یادآور گردید: عبودیت صرفاً یک ادعای زبانی یا تشریفاتی نیست، بلکه یعنی در تمام لحظات، تسلیم اراده الهی باشیم. گاهی ما برای انجام یک امر مستحب یا حتی ترک یک مکروه، بسیاری از واجبات یا محرماتی را که شاید در رساله ها به طور صریح نیامده باشند اما در مقام عبودیت اهمیت دارند، نادیده می گیریم. در حالی که هدف انبیاء، ایجاد روح تسلیم مطلق در انسان است.

 

اجتناب از طاغوت؛ از دشمن شناسی تا ایستادگی 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، در ادامه به محور دوم اهداف بعثت یعنی «اجتناب از طاغوت» پرداخت و اظهار داشت: اجتناب از طاغوت در زبان امروز را می توان در دو مولفه کلی خلاصه کرد: نخست، "دشمن شناسی" و دوم، "ایستادگی در برابر دشمن". طاغوت همان جبهه ای است که در مقابل ولیّ الهی قد علم کرده و با نهضت توحیدی به مبارزه برخاسته است. بدون داشتن معرفت و شناخت درست از دشمن، گام دوم یعنی اجتناب و مبارزه، امکان پذیر نخواهد بود.

 

  سیاست «ناآگاه سازی»؛ از بنی امیه تا استکبار امروز 

استاد آسیابها رضائی با استناد به روایتی از امام صادق (ع) در مورد استراتژی بنی امیه، تصریح کرد: حضرت (ع) می فرمایند که بنی امیه مردم را در یادگیری ایمان آزاد می گذاشتند، اما در یادگیری "شرک" و شناخت آن محدود می کردند. دلیل این سیاست این بود که اگر مردم شرک و ماهیت دشمن را نشناسند، هرگاه بنی امیه بخواهند آن ها را به سوی شرک بکشانند، به راحتی موفق شوند.

 

وی با تطبیق این روایت با فضای معاصر، تأکید کرد: امروزه نیز برخی در پی آن هستند که مردم را از دشمن شناسی دور کنند. می خواهند ما به عبادت، نماز و زیارت بپردازیم، اما هرگز فریاد "مرگ بر استکبار" سر ندهیم. هدف این است که با ناآگاه کردن مردم، مفاهیمی چون "اسلام آمریکایی" یا "تشیع انگلیسی" را ترویج کنند تا مردم به راحتی در دام طاغوت های زمانه بیفتند و مطابق با امیال آن ها عمل کنند.

 

الزام مواجهه با طاغوت در مسیر حق 

استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هدف پیامبر اکرم (ص) و تمامی انبیاء این بود که انسان علاوه بر تسلیم در برابر خدا، شناسایی دقیقی از فرعون و نمرود زمانه خود داشته باشد و در مقابل آن ها بایستد تا در دام اهداف آن ها گرفتار نشود. تحقق این دو هدف (عبودیت و اجتناب از طاغوت) همان مسیری است که پیامبر (ص) با زحمات فراوان برای جامعه بشری فراهم کردند. مردم در مواجهه با این اهداف الهی به سه دسته تقسیم می شوند و برای تبیین این تقسیم بندی، به اشعاری از مولوی اشاره نمودند.

 

تمثیل «مجنون و شتر»؛ تضاد اهداف و عدم دستیابی به مقصد 

استاد آسیابها رضائی برای تبیین این نکته که چگونه باید اهداف شخصی را با اهداف ولیّ جامعه تطبیق داد، از تمثیلی تکان دهنده استفاده کرد و افزود: داستانی هست که مجنون در حالی که مشتاق دیدار لیلی است، بر ناقه ای سوار می شود تا به شهر او سفر کند. اما این ناقه، تازه فرزندش را به دنیا آورده و تمام فکر و ذکرش در طویله و نزد فرزندش است. در این سفر، هرگاه مجنون در حالتی از شوق، افسار را رها می کند، ناقه به سمت طویله می رود و هرگاه مجنون به خود می آید، دوباره افسار را به سمت شهر لیلی می کشد. در واقع، هر دو در حال حرکت اند، اما هر یک هدفی متفاوت دارند.

 

وی با اشاره به شعر معروف در این باره، تصریح کرد: سرانجام مجنون متوجه می شود که با این ناقه نمی توان به مقصد رسید؛ زیرا هدف او آب و علف و فرزندش است و هدف مجنون، رسیدانن به معشوق. او در نهایت افسار را رها کرده و می گوید: "ای ناقه، چون هر دو عاشقیم اما دو ضد، بس است که با هم راهی نالایقیم". این تمثیل به ما می آموزاند انسان هایی که اهدافشان با اهداف ولیّ الهی یکسان نیست، هرگز نمی توانند تا پایان مسیر با ایشان همراه بمانند.

 

گونه شناسی مردم در مواجهه با اهداف انبیاء 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، در ادامه به تحلیل واکنش های مردم در برابر اهداف الهی پرداخت و خاطرنشان کرد: در مواجهه با اهداف انبیاء و اولیاء، مردم را می توان به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول، کسانی هستند که اهدافشان کاملاً از اهداف ولیّ خدا جداست. نمونه بارز این گروه در تاریخ، عمر سعد است.

 

وی با اشاره به ملاقات امام حسین (ع) و عمر سعد در کربلا، تأکید کرد: برخی این دیدار را مذاکره نامیده اند، اما همان طور که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) فرموده اند، این یک "نصیحت" بود، نه مذاکره. حضرت (ع) به عمر سعد فرصت دادند تا از جنگ دست بردارد و حتی تمام تضمین های دنیوی او را پذیرفتند. اما عمر سعد بهانه آورد؛ از خراب شدن خانه گرفته تا آتش زدن باغ ها و کشتن خانواده اش سخن گفت و در نهایت به "ملک ری" دل بسته بود.

 

تضاد بنیادین؛ دنیاپرستی در برابر آرمان های الهی 

استاد آسیابها رضائی در تحلیل این رفتار خاطرنشان کرد: امام حسین (ع) دریافتند که هدف عمر سعد با هدف ایشان کاملاً متفاوت است و او در واقع همان "ناقه" تمثیل قبلی است که دلش در طویله دنیاست. لذا حضرت (ع) فرمودند که او حتی به آن هدف دنیوی اش (گندم ری) نیز نخواهد رسید؛ زیرا هر کس در برابر ولیّ جامعه بایستد، حتی از دنیا نیز محروم می شود.

 

وی با استناد به سخنی از امیرالمؤمنین (ع)، اظهار داشت: درد بزرگ حضرت علی (ع) در مواجهه با مردم عصر خویش این بود که می فرمودند: "من شما را برای خدا می خواهم، اما شما مرا برای خودتان می خواهید". این دقیقاً همان تضاد هدفی است که باعث می شود برخی نتوانند ولیّ الهی را همراهی کنند و در عوض، به دنبال این باشند که با پذیرفتن توافقاتی با ابرقدرت ها و طاغوت ها به اهداف کوچک دنیوی خود برسند؛ در حالی که این مسیر هرگز به سعادت ختم نمی شود.

 

ضرورت تطبیق اهداف فردی با اهداف ولیّ جامعه

استاد آسیابها رضائی خاطرنشان کرد: کلید سعادت انسان در هر عصری، توانایی او در تطبیق اهداف شخصی با اهداف ولیّ جامعه است. ما باید تلاش کنیم تا اهداف زندگی خود را با اهداف ولیّ الهی هماهنگ سازیم؛ چه در زمان حضور و ظهور معصوم (عج) که امید داریم لیاقت ملاقات با ایشان را داشته باشیم و چه در زمان غیبت که رهبری جامعه، به عنوان نایب امام عصر (عج)، هدایت ما را بر عهده دارد.

 

وی افزود: اگر بتوانیم اهداف خود را با آرمان های ولیّ جامعه مطابق کنیم، به رشد، بالندگی و سعادت ابدی دست می یابیم؛ در غیر این صورت، مانند کسانی که در تاریخ نامشان به عنوان بازماندگان از قافله حق ثبت شد، دچار حیرت و حسرت خواهیم شد.

 

اصول دین در مقام عمل؛ عبودیت و اجتناب از طاغوت

استاد آسیابها رضائی در پایان گفتگو، با اشاره به دیدگاهی کاربردی از اصول دین ابراز داشت: گاهی ما در مباحث نظری غرق می شویم، اما اگر بخواهیم اصول دین را در مقام عمل و به شکلی ساده تعریف کنیم، می توان آن را در دو محور اساسی خلاصه کرد: نخست، "ان اعبدو الله" (پرستش و عبودیت خالصانه برای خدا) و دوم، "اجتنبوا طاغوت" (دوری و اجتناب از طاغوت ها). این دو اصل، در واقع همان زیربنای حرکت انسان به سوی کمال و محور اصلی هدایت انبیاء است.

ج, 05/23/1405 - 10:04