استاد سید حسین کشفی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به بررسی شبهات مربوط به مصادیق عزاداری در عصر حاضر پرداخت.
/270/260/22/
پاسخی به شبهات پیرامون سیره عزاداری
استاد سید حسین کشفی در ابتدای گفتگو، با اشاره به اهمیت آیینی عزاداری به عنوان ضامن بقای اسلام و احیای امر اهلبیت (ع)، به رایجترین شبهات در این زمینه اشاره کرد. وی اظهار داشت: برخی مدعیاند که انواع کنونی عزاداری، از جمله سینهزنی و لطمزنی، در عصر معصومین (ع) سابقه نداشته یا مورد تأیید ایشان قرار نگرفته است. حتی برخی مدعیاند که در فرمایشات معصومین (ع)، تنها به گریه کردن توصیه شده است. اما با تأمل دقیق در مفهوم "جزع"، میتوان پاسخی روشن و مستند به این شبهات ارائه داد.
تفاوت معنایی «جزع» و «بکاء» در لغت و روایت
استاد کشی در تبیین مبانی لغوی اظهار داشت: "جزع" در لغت به معنای بیتابی کردن است و در مقابل "صبر" قرار دارد. در روایات اهلبیت (ع)، جزع و بیتابی در مصیبتهای عادی، امری مذموم و از نشانههای نادانی دانسته شده و فقها نیز آن را مکروه شمردهاند. اما در مورد عزاداری بر امام حسین (ع)، این حکم به اجماع فقها استثناء شده است.
وی با استناد به روایتی صحیح از کتاب «امالی طوسی» و «کاملالزیارات»، تصریح کرد: امام صادق (ع) صراحتاً میفرمایند: "هر نوع جزع و گریهای مکروه است، مگر جزع و گریه بر حسین (ع)". این روایت نشان میدهد که در مورد سیدالشهدا (ع)، بیتابی و جزع نه تنها مکروه نیست، بلکه مستحب و دارای ثواب است.
مصادیق جزع از دیدگاه صاحب جواهر و فقها
استاد کشفی با اشاره به دیدگاه صاحب جواهر در باب مصادیق جزع، یادآور گردید: صاحب جواهر بر اساس روایات و سیره مستمره شیعیان، بر جواز مصادیق جزع همچون لطمه زدن بر صورت و سینه، فریاد زدن و حتی کندن مو تصریح نموده است. ایشان تأکید میکند که مراد از جزع، همان افعالی است که از شخص بیتاب (جازع) سر میزند، مانند لطم بر وجه و صدر.
وی در تبیین تفاوت میان «بکاء» (گریه) و «جزع» (بیتابی)، افزود: این دو عنوان کاملاً متفاوتاند. در روایاتی مانند دستور امام باقر (ع) برای اعمال روز عاشورا، هر دو عنوان "بکاء" و "اظهار جزع" ذکر شده است. از این رو این ادعا که جزع در روایات به معنای همان گریه است، از نظر علمی و روایی نادرست است.
مرز استحباب؛ هر آنچه در عرف «جزع» باشد
استاد حوزه علمیه قم مرز استحباب را بر اساس عرف تعریف کرد و اظهار داشت: هر عملی که در عرف به عنوان مصداق جزع شناخته شود، مستحب شرعی است. به عنوان نمونه، مرحوم آیتالله العظمی خویی در پاسخ به سؤال درباره سینهزنی که منجر به خون آمدن شود، تصریح فرمودند که این عمل، حتی اگر منجر به خونآلودگی شود، به دلیل قرار داشتن در عنوان "جزع"، از شعائر مستحب است.
وی ابراز داشت: با تکیه بر متون معتبر، میتوان دریافت که عزاداری بر امام حسین (ع) فراتر از یک گریه ساده است و هرگونه بیتابی مؤمنانه در راستای شعائر حسینی، دارای سندیت و استحباب شرعی است.
خاطرهای از حسینیه اهالی بصره
استاد کشفی در ادامه بیان کرد: گفته میشود در اربعین سال ۱۳۹۰، جمعی از زائران در حسینیه اهالی بصره اقامت داشتند. در این میان، خادمی به نام «ابوماجد» روایتی را نقل کرد که توسط یکی از دوستانش، آقای ابوجعفر محمد مالکی، مکتوب شده بود. این روایت، بازتابی از دوران سخت حکومت بعث و تقابل ایمان در برابر تکبر است.
روایتی از صبر و استغاثه
استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: راوی این خاطره میگوید: «در دوران حکومت بعث، همسایهای داشتم که همواره با عبور از کنار من، به امام خمینی (ره) ناسزا میگفت. هدف او تحریک من به پاسخگویی بود تا به بهانه آن، مرا دستگیر کند. من در برابر این توهینها سکوت میکردم، اما این سکوت، خشم و اندوهی سخت را در دلم میپروراند.
سرانجام روزی، در حالی که رو به سوی تهران داشتم، با تمام وجود به امام خمینی (ره) استغاثه کردم و عرض کردم: "یا سید! إن کنت إبن الزهراء فعاقبه و إلا لا أعترف بك" (ای سید! اگر تو فرزند زهرا (س) هستی، این صدامی را به سزای اعمالش برسان، وگرنه من تو را قبول ندارم). تنها یک روز پس از این استغاثه، صدای فریاد و شیون از خانه آن همسایه بعثی بلند شد. با بررسی وضعیت او، مشخص شد که دچار سکته مغزی شده و توان سخن گفتن و حرکت کردن را از دست داده است.
در کنار او رفتم و با آرامش، به همان لهجه محلی بصره در گوشش زمزمه کردم: "شفت السید شسوه بیک؟" (دیدی سید با تو چه کرد؟).» بر اساس این روایت، آن همسایه بعثی پس از سه ماه در وضعیت فلج، از دنیا رفت.
استاد کشفی خاطرنشان کرد: این حکایت، نمونهای از تجلی قدرت الهی در پاسخ به استغاثه مؤمنان و عبرتی برای کسانی است که گمان میکنند ستمهایشان بدون پاسخ میماند.