استاد محمدامین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید به موضوع «ماهیت، مبانی و روش تفسیر موضوعی قرآن کریم» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: در بررسی روش تفسیر موضوعی، تلاشهای ارزشمندی از سوی مرحوم آیتالله سبحانی (ره) صورت گرفته است تا این روش تئوریزه شده و ادبیات علمی مشخصی برای آن تدوین شود. ایشان در این مسیر، مباحث مربوط به سنن اجتماعی و تاریخی قرآن را با این روش تطبیق دادهاند که نتایج آن در قالب آثار چاپی منتشر شده است.
وی با تبیین تفاوت میان رویکردهای تفسیری افزود: در ادبیات گذشته، عبارت «تفسیر موضوعی» یا «تفسیر توحیدی» در تقابل با «تفسیر ترتیب» یا «تفسیر جزئی» به کار میرفت و گویا بود؛ اما امروزه با گسترش مدارس و مکاتب مختلف تفسیر موضوعی، نیاز به تبیین دقیقتر این اصطلاح داریم. در واقع باید میان «تفسیر موضوعی منجمد به یک دیدگاه خاص» و «تفسیر موضوعی برونمتنی» تفکیک قائل شویم؛ به گونهای که موضوع با تمام ظرفیتهای نظریاش، از بیرون به منظومه کلان متن قرآن عرضه شود تا بتوان نظریه یا مکتب قرآن را در رابطه با آن موضوع استنتاج کرد.
استاد اسدپور در ادامه به بررسی پیشینه این روش پرداخت و تصریح کرد: اگرچه در تاریخچه حوزه قم، مواجهههای متعددی با تفسیر موضوعی وجود داشته، اما در حوزه نجف شاهد تئوریزه کردن و تدوین ادبیات علمی این روش بودهایم.
وی در تحلیل تطبیقی این روش با جریانهای فکری اشاره کرد: باید بررسی کرد که آیا روش پیشنهادی آیتالله سبحانی با رویکردی که جریانهای روشنفکری دینی در دهه ۲۰ و ۳۰ شمسی دنبال میکردند، همسو است یا خیر. در آن دوران، تلاش میشد موضوعاتی که در علوم طبیعی یا انسانی شکل گرفته و تکیهگاه تئوریک دارند، به ادبیات اسلامی و متن قرآن عرضه شوند؛ رویکردی که برخی آن را «تفسیر علمی از قرآن» مینامیدند.
وی با تحلیل معرفتشناسانه این جریان افزود: آن رویکردها متأثر از پوزیتیویسم (اثباتگرایی) بودند که تنها حس و تجربه را معیار معرفت میدانستند. هدف روشنفکران دینی نسل اول، استفاده از ظرفیت علوم مدرن برای دفاع از متن مقدس بود تا ثابت کنند برخلاف متون مقدس غربی که در رنسانس مورد نقد قرار گرفتند یا تحریف شدند، متن قرآن حتی در برابر سختترین نقدهای عقلگرایی و باورهای پوزیتیویسم نیز قابل دفاع است و با یافتههای علمی هماهنگی دارد.
استاد اسدپور در این راستا، نقش روشنفکران دینی در جذب نسل تحصیلکرده و دانشگاهی به سوی دین و معنویت را مورد بررسی قرار داد و در این زمینه به پیشگامانی چون سید جمالالدین الافغانی و در ایران، مرحوم بازرگان اشاره کرد. وی تصریح کرد: مرحوم بازرگان در ایران از نخستین کسانی بود که تفسیری موضوعی با گرایش علمی را مطرح کرد.
وی با اشاره به آثار سال ۱۳۲۲ مرحوم بازرگان گفت: ایشان در آثار خود، بهویژه در مبحث «مطهرات در اسلام»، با رویکردی تجربی و طبیعی اثبات کردند که احکام پاکیزگی و بهداشت در اسلام، با آزمایشات آزمایشگاهی و معیارهای علمی مدرن (مانند از بین بردن میکروبها) کاملاً سازگار است. نکته حائز اهمیت این است که ایشان هرگز ابعاد معنوی، نیت و تقرب به خدا را نفی نکردند و هرگز دین را به علم تقلیل ندادند، بلکه تلاش کردند تا همزمانی علم و ایمان را در آثارشان به تصویر بکشند.
استاد اسدپور در تبیین سازگاری آموزههای دینی با قوانین طبیعت اشاره کرد: هدف از این رویکرد، اثبات این نکته است که آموزههای دینی در روند طبیعی دنیا نیز کاربرد دارند و مفید هستند. ایشان در تحلیل اثر «مطهرات در اسلام» اثر مرحوم بازرگان، خاطرنشان کرد که ایشان دقیقاً از «پایگاه علم مدرن» شروع میکنند؛ یعنی ابتدا موضوع (بهداشت و پاکیزگی) را در علوم جدید بررسی کرده و دادههای علمی را گردآوری میکنند و سپس این موضوع را به منظومه دین و اسلام عرضه مینمایند.
وی افزود: این ساختار دقیقاً مشابه پیشنهاد آیتالله سبحانی است که در آن، ابتدا موضوع و تئوریهای مربوط به آن در مکاتب علمی مختلف تجمیع میشود و سپس در متن قرآن جستجو میگردد. مرحوم بازرگان در اثر خود، حتی با ارائه نمونههایی از غریزه پاکیزگی در حیوانات (مانند تکاندن خاک توسط مرغ یا رفتار گربهها)، استدلال میکند که میل به نظافت در نهاد تمام موجودات و از جمله انسان قرار داده شده است. ایشان معتقد است اگرچه جزئیات احکام تطهیر (مانند نحوه استفاده از آب و خاک) در شرع تبیین شده، اما اصلِ پاکیزگی ریشه در طبیعت انسان دارد و دین بر همین اساس عمل میکند. در واقع، ایشان در اینجا یک «تفسیر علمی از قرآن» ارائه میدهند.
در بخش پایانی این گفتگو، استاد اسدپور به یک پرسش بنیادین در مورد جایگاه معرفتشناختی این روش پرداخت و تصریح کرد: سؤال اساسی این است که آیا این روش تطبیقی و استفاده از علوم روز، با مبانی فلسفی و معرفتشناختی غرب، بهویژه «پوزیتیویسم» و «پراگماتیسم»، سازگار است یا خیر؟
وی تأکید کرد که بررسی این موضوع، در واقع بازگشت به همان پرسش کلیدی است که «آیا دین اسلام با یافتههای علمی روز متناسب است یا خیر؟» و آیا میتوانیم این رویکرد تطبیقی را به عنوان یک مکتب و روش علمی در فهم دین به رسمیت بشناسیم.