استاد اسماعیل عفت پناه، از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به شرح تفسیری آیات نخست سوره مبارکه فاطر و بررسی جایگاه فرشتگان، رحمت واسعه الهی و تحلیل روان شناختی «زینت زشتی ها پرداخت.
/270/260/20/
فرشتگان؛ عقول مجرد در خدمت تکوین و تشریع
استاد عفت پناه در ابتدای گفتگو با تحلیل آیه اول سوره فاطر، به بررسی ماهیت فرشتگان پرداخت و اظهار داشت: «فرشتگان در اصطلاح فلسفی، "عقول مجرده" و "مفارقات عقلی" هستند که در سلسله علل طولی قرار دارند. این موجودات مجرد از ماده و جسم اند و هرچند با چشم دیده نمی شوند، اما به اذن الهی می توانند متمثل شوند تا انبیاء و اولیای الهی آن ها را مشاهده کنند.
وی با تبیین رسالت فرشتگان، تصریح کرد: «خداوند به فرشتگان دو نوع رسالت داده است؛ رسالت تشریعی که عبارت است از دریافت وحی و رساندن آن به پیامبران، و رسالت تکوینی که شامل تدبیر عوالم، ثبت اعمال انسان، قبض روح و حتی هلاکت طاغوت و ظالمان است. در این راستا، بال های فرشتگان در قرآن کریم، کنایه ای از قدرت فوق العاده و شدت وجودی آن هاست. انسان می تواند با تکیه بر علم، ایمان و اعمال صالح، حتی از فرشتگان نیز سبقت بگیرد.
رحمت واسعه الهی؛ کلید آزادی و عزت انسان
استاد حوزه علمیه قم با بررسی آیه دوم سوره فاطر، تأکید کرد که هرگاه خداوند رحمت خود را برای مردم بگشاید، هیچ قدرتی قادر به جلوگیری از آن نیست و بالعکس، آنچه خدا منع کند، هیچ کس نمی تواند آن را ارسال نماید.
استاد عفت پناه در تبیین آثار روانی این باور فرمود: «ایمان به اینکه تمام نعمات مادی و معنوی از سرچشمه الهی جاری می شود، موجب تحول روحی انسان به سوی کمال است. انسانی که بداند رزق و رحمت تنها در دست خداست، احساس آزادگی می کند و از رذائل اخلاقی و چاپلوسی در برابر دیگران مبرا می ماند.
وی با تطبیق این آموزه با مسائل روز، اظهار داشت: «امروزه بخشی از قدرت لایزال الهی در رهبری، ملت و نیروهای مسلح (سپاه، ارتش و بسیج) تجلی کرده است. اقتدار میدان در تنگه هرمز و خنثی سازی نقشه های شوم آمریکا و استکبار جهانی، نتیجه ایمان به همین قدرت مطلق الهی است که موجب حیرت جهان مادی شده است.
بصیرت در برابر «زینت زشتی ها و زوال وجدان
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در تحلیل آیه هشتم سوره فاطر، به موضوع «بصیرت پرداخت و فرمود: «در تاریخ بشر، دو گروه متضاد وجود دارند؛ مؤمنان واقع بین که در پرتو ایمان، خوب و بد را تشخیص می دهند و گروهی که دچار "زینت زشتی ها" شده اند؛ یعنی کسانی که کردار زشتشان برای آن ها زیبا جلوه می کند.
وی با تبیین مراحل سقوط انسان در گرداب گناه، خاطرنشان کرد: «انسان در ابتدا از ارتکاب گناه ناراحت می شود و وجدانش او را محاکمه می کند، اما با تکرار گناه، ابتدا حساسیت وجدان کاهش یافته، سپس دچار بی تفاوتی شده و در نهایت به مرحله ای می رسد که زشتی ها در نظرش زیبا می نماید و حتی به انجام گناه و جنایت افتخار می کند. فطرت انسانی، عقل سلیم و تعالیم انبیاء، ابزارهایی برای بازداشتن انسان از ظلم و حرام هستند و هر کس در پرتو ایمان و بصیرت گام بردارد، از این تله های شیطانی رهایی می یابد.
تضاد میان بصیرت مؤمنانه و ظاهربینی منافقان
استاد عفتپناه با استناد به آیه شریفه «أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا ، اظهار داشت: «در طول تاریخ بشر، انسانها به دو گروه کلی تقسیم میشوند؛ گروه نخست، مؤمنانی هستند که دارای بصیرتاند و واقعیات را درست درک میکنند. در مقابل، گروه دوم کافران و منافقانی هستند که ظاهربین و بیبصیرتاند و حقیقت را گم میکنند.
وی در تبیین ویژگیهای مؤمنان بصیر تصریح کرد: «مؤمنان همواره در تلاشاند تا از ارتکاب زشتیها دوری کنند و اجازه نمیدهند شیطان یا هوای نفس، اعمال ناپسند را برایشان زیبا جلوه دهد. آنها هرگز اعمال زشت را توجیه نمیکنند و در صورت لغزش، با احساس ناراحتی و ندامت، به سوی توبه میشتابند؛ اما در مقابل، شیطان و هوای نفس، اعمال زشت کافران و منافقان را در نظر خودشان زیبا و جذاب جلوه میدهند.
ابزارهای شناخت حقیقت و اثرات گناه بر ادراک
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به ابزارهای الهی برای تشخیص خیر و شر، فرمود: «خداوند مهربان، ابزارهای شناخت زیباییها و زشتیها را در اختیار انسان قرار داده است. فطرت انسانی، عقل سلیم و تعالیم انبیاء، سدهایی هستند که انسان را از ارتکاب ظلم و حرام باز میدارند.
وی با هشدار نسبت به پیامدهای تربیت نادرست، خاطرنشان کرد: «انسان در اثر تربیت غلط، ارتکاب گناهان کوچک و ترک وظایف الهی، ابزار شناخت خود را بی اثر میکند. در این وضعیت، تکرار گناه باعث میشود انسان فاقد درک و شعور گردد و در نهایت، زشتترین اعمال را در نظر خود زیبا ببیند.
تحلیل پنج مرحلهای سقوط انسان در گرداب گناه
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در تحلیل روانشناختی زوال وجدان، پنج مرحله را برای تبدیل یک عمل زشت به یک «افتخار برشمرد:
۱. مرحله نخست (بیداری وجدان):* در ابتدای ارتکاب گناه، انسان احساس ناراحتی میکند و وجدان و عقل او، رفتار او را به محاکمه میکشند.
۲. مرحله دوم (کاهش حساسیت): در اثر تکرار گناه، شدت ناراحتی وجدان کاهش مییابد و انسان به خطا عادت میکند.
۳. مرحله سوم (بیتفاوتی): در این مرحله، انسان نسبت به گناه بیتفاوت میشود و وجدان پاک او دیگر توانایی واکنش نشان دادن را ندارد.
۴. مرحله چهارم (زینت زشتیها): در این سطح، گناهان و زشتیها در نظر انسان زیبا و آراسته جلوه میکنند.
۵. مرحله پنجم (افتخار به جنایت): در بدترین حالت، انسان به انجام گناه، قتل و غارت افتخار میکند، آن را هنر یا فضیلت خود میشمارد و دیگران را به دلیل عدم انجام این اعمال، «بیعرضه میانگارد.
عزت؛ قدرتی در برابر خضوع در برابر ظالمان
استاد عفتپناه با تحلیل آیه دهم سوره فاطر، اظهار داشت: «عزت در لغت به معنای پیروزی و شکستناپذیری است؛ حالتی که انسان را مقاوم میسازد. این عزت، در اصل متعلق به خدای قادر مطلق است و هر کس در جستوجوی آقایی و عزت باشد، باید آن را تنها از منبع اصلی یعنی خداوند طلب کند.
وی با تبیین مسیر دستیابی به این مقام، تصریح کرد: «انسان با تکیه بر علم، ایمان و عمل صالح میتواند به اذن الهی به مقام عزت دست یابد. این قدرت که در روح و جان انسان تحقق مییابد، او را از خضوع و تسلیم در برابر ظالمان و طاغوت باز میدارد. در مقابل، کسانی که عزت را از شرق و غرب یا از ظالمان طلب میکنند، در حقیقت به سوی ذلت و رسوایی گام برمیدارند. سخنان پاکیزه و اعمال صالح، تنها ابزارهایی هستند که انسان را به سوی تعالی و قرب الهی میبرند.
فقر ذاتی انسان؛ کلید تواضع و رهایی از بندگی غیر
استاد حوزه علمیه قم در بررسی آیه پانزدهم سوره فاطر، بر مفهوم «فقر ذاتی تأکید کرد و فرمود: «تمام وجود انسان و هر موجود ممکنالوجودی، عین فقر و وابستگی به واجبالوجود (الله) است. در حالی که تنها خداوند است که غنی بالذات است و هیچ نیازی به حمد و ستایش انسان ندارد، اما انسان برای رشد و تعالی، نیازمند عبادت و اطاعت از اوست.
وی در تبیین آثار تربیتی این باور، خاطرنشان کرد: «اعتقاد به غنای ذاتی خدا و فقر ذاتی انسان، آثار شگرفی دارد؛ از جمله اینکه انسان را از غرور، خودخواهی و طغیان باز میدارد و مانع از بندگی طاغوت میشود. کسی که یقین داشته باشد رزاق تنها خداست، نه به اموال دیگران چشم میاندازد و نه در برابر دنیاپرستان ذلیل میشود. وی در ادامه افزود: «ذلت غربپرستان و منافقانی که در دامن استکبار زیست میکنند، نتیجه وابستگی به غیر خداست؛ چرا که شرافت و آقایی تنها در بندگی خالص خدای مهربان نهفته است.
رسالت پیامبران؛ توازن میان بیم و امید
استاد عفتپناه در تحلیل آیه بیستوچهارم سوره فاطر، رسالت پیامبر اسلام و تمامی انبیاء را «حق دانست و تصریح کرد: «پیامبران را با دو مأموریت بنیادین یعنی "بشارت" و "انذار" فرستادهاند. آنها مردم را به پاداشهای الهی بشارت میدهند و از کیفرهای دنیا و آخرت بیم میدهند.
استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این توازن میان بیم و امید، ابزاری است تا انسان با حفظ ابعاد انسانیت خود و حرکت بر اساس فطرت، مسیر هدایت را بازشناسد.
همافزایی فطرت و وحی در مسیر هدایت
استاد عفتپناه با اشاره به توازن میان بیم و امید در رسالت پیامبران، اظهار داشت: «انسانهایی که ابعاد انسانیت خود را حفظ کرده و بر اساس عقل سلیم رفتار میکنند، ندای بشارت و انذار پیامبر را با جان و دل میپذیرند. تمام اقدامات پیامبران و امامان، بر اساس اصول انسانی و دین آسمانی است و هدفی جز خیر انسان ندارد.
وی در تبیین ساختار هدایت، تصریح کرد: «انسان همواره به دو نوع هدایت نیاز دارد؛ "واعظ درونی" که شامل فطرت، عقل سلیم و نفس لوّامه است و "واعظ بیرونی" که تجلییافته در کلام پیامبران و امامان است. نکته حائز اهمیت این است که اگر انسان ندای واعظ درونی خود را استماع نکند و فطرتش را تهذیب ننماید، هرگز قادر نخواهد بود ندای واعظ بیرونی و پیامهای الهی را به درستی بشنود و درک کند.
تداوم رسالت در عصر حاضر و مسیر معرفت
استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم با اشاره به قاعده لطف الهی، خاطرنشان کرد: «خداوند مهربان در طول تاریخ برای تمامی امتها پیامبرانی را به عنوان بشیر و نذیر فرستاده است. امروز نیز امامان معصوم، نایبان امام زمان (عج) و مجتهدان جامعالشرایط، ادامه دهندگان این مسیر نورانی هستند. وی در ادامه توصیه کرد: «بسیار ارزشمند است که انسان با "سوار شدن بر قطار تاریخ"، خود را به درگاه پیامبر و ائمه (ع) برساند و از طریق مطالعه سیره ایشان، کسب معرفت نماید.
تطبیق مفاهیم بشارت و انذار در زندگی روزمره
استاد عفتپناه در پایان، کاربرد عملی مفاهیم «بشارت و «انذار را در روابط انسانی و خانگی مورد تحلیل قرار داد و فرمود: «والدین در برابر فرزندان خود نقش بشیر و نذیر را دارند؛ بنابراین باید در تربیت فرزندان، توازنی میان امیدبخشی و هشدار دادن ایجاد کنند تا اعجاز این دو رکن در رشد شخصیت فرزند تجلی یابد.
وی در مورد مسئولیت اجتماعی مؤمنان در مقام "انذار"، با بیانی تأملبرانگیز اظهار داشت: بسیار زیباست که اگر ببینیم شیشه اتومبیل همسایهمان شکسته یا باز است، به او خبر دهیم و هشدار دهیم؛ اما زیباتر و والاتر آن است که اگر دیدیم پنجره قلب انسانی در اثر گناه در حال شکستن است، با بصیرت و مهربانی به او هشدار دهیم و او را از سقوط نجات دهیم.