استاد شفیعی شاهرودی

تبیین ادله قرآنی لزوم معرفت امام و تحلیل مفهوم «عصمت»

 استاد محمدحسن شفیعی شاهرودی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی نشست دوره‌ای اساتید، به بررسی مبانی و ادله لزوم شناخت امام پرداخت و محورهای قرآنی این ضرورت را مورد تحلیل قرار داد.

/270/260/21/

ساختار ادله قرآنی در لزوم معرفت امام

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از دلایل لزوم معرفت و شناخت امام، ادله قرآنی است. ما در این راستا، سه دلیل کلی را ترتیب دادیم که دلیل اول، در واقع یک فرمول و بسته جامع قرآنی مشتمل بر ۶ دسته از آیات بوده است.

 

وی در ادامه بیان کرد: دسته اول مربوط به انحصار هدایت، حکومت و ولایت در خداوند و تعهد او بر هدایت خلق بود. دسته دوم به موضوع نصب خلیفه، هادی و امام در راستای اجرای این وظیفه، دسته سوم به قرار دادن ولایت برای این هادیان و دسته چهارم به وظیفه مردم و حضور آنان در صحنه جامعه دینی اشاره داشت.د ر این راستا می توان به آیات مربوط به «اطاعت»، «تبعیت»، «تحکیم»، «خذوا ما آتیناکم»، «لیقوم الناس بالقسط» و همچنین آیه ۲۴۶ سوره بقره اشاره نمود.

 

آیات عصمت و ضرورت پاکی امام

استاد حوزه علمیه قم ابراز داشت: اکنون به دسته پنجم از آیات رسیده‌ایم که مربوط به "عصمت" است. در این دسته، خداوند تأکید می‌کند که گروهی که نامشان خلیفه، هادی، امام یا ولی است، باید حتماً معصوم باشند.

 

وی یادآور گردید: اگرچه واژه «عصمت» به طور لفظی در قرآن نیامده، اما مفهوم و محتوای آن در آیات متعددی جاری است. وی با استناد به آیه ۳۵ سوره یونس («أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَم مَّن لَّا يَهْدِي إِلَّا أَن يُهْدَىٰ») تحلیل کرد: بر اساس این آیه، انسان‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند: کسانی که "هادی الی الحق" هستند و کسانی که تا هدایت نشوند، راه هدایت را نمی‌شناسند. عقل حکم می‌کند که گروه دوم باید در تمام ابعاد زندگی از گروه اول تبعیت کنند. از آنجا که تنها کسی که هرگز دچار خطا و گناه نمی‌شود و نیاز به هادی ندارد، شخص معصوم است، پس نتیجه می‌گیریم که هادی، خلیفه و امام باید معصوم باشد

 

تحلیل مفاهیم «ظلم» و «خلیفه» در مقام عصمت

استاد شفیعی شاهرودی با اشاره به آیه ۱۲۴ سوره بقره اضافه نمود: از فراز "لا ينال عهدي الظالمين" نیز عصمت امام استخراج می‌شود. در اصطلاح قرآن، "ظلم" به معنای شرک درونی و گناه بیرونی است؛ بنابراین عهد امامت تنها به کسی می‌رسد که هیچ‌گونه ظلم (گناه) در درون و بیرون نداشته باشد.

 

وی همچنین با اشاره به آیه ۳۰ سوره بقره («إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً») افزود: واژه "خلیفه" به معنای مظهر أسماء و صفات الهی است. کسی که دچار خطا یا گناه شود، دیگر مظهر صفات خدا نیست، بلکه مظهر صفات شیطانی است؛ لذا کلمه خلیفه نیز بر ویژگی عصمت امام دلالت دارد.

 

«معادله هدایت»؛ پیوند میان اراده الهی و وجود هادی

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با بیان عنوان «معادله هدایت» و با کنار هم قرار دادن سه آیه، منطق هدایت را چنین تبیین کرد:

۱.  تعهد خدا به هدایت: «إنّ علینا لّلهدی» (سوره لیل، آیه ۱۲(

۲.  پاسخ به چگونگی هدایت: «لکل قوم هاد» (سوره رعد، آیه ۷)؛ یعنی برای هر قومی یک هادی قرار داده شده است.

۳.  شرط پیروی از هادی: «أفمن یهدی إلی الحق...» (سوره یونس، آیه ۳۵)؛ یعنی کسی که به حق هدایت می‌کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود.

 

وی افزود: بر اساس این معادله منطقی، خداوند هدایت خلق را وظیفه خود می‌داند و این وظیفه را از طریق گماشتن "هادی" (امام معصوم) به انجام می‌رساند تا انسان‌ها بتوانند در مسیر درست حرکت کنند.

 

معیار شناسایی هادی حقیقی در برابر مدعیان

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در تبیین «معادله هدایت» اظهار داشت: ممکن است برخی افراد در طول تاریخ ادعای هدایت و امامت داشته باشند (مانند معاویه و یزید)، اما معیار تشخیص هادی حقیقی، عبارت «یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ» (کسی که به سوی حق هدایت می‌کند) است. هادی حقیقی کسی است که هدایت او خالی از جهل مرکب، نادرستی و خلاف واقع باشد. بنابراین، هر کس ادعای امامت کند اما هدایتش به سوی حق نباشد، در زمره هادیان الهی قرار نمی‌گیرد.

 

تعیین مصداق «امام و ولی» در امت اسلامی

وی در ادامه به بررسی عناوین «خلیفه، هادی، امام، ولی و اولی‌الامر» پرداخت و ابراز داشت: تمامی این عناوین از فرازهای مختلف قرآن استخراج شده و در نهایت به یک حقیقت واحد اشاره دارند. وی در پاسخ به این سؤال که مصداق این عناوین در امت اسلامی چه کسانی هستند، به آیه ۳۳ سوره احزاب (آیه تطهیر) استناد کرد: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»

 

استاد شفیعی شاهرودی با اشاره به کلمه «إنّما» که مفید حصر است، یادآور گردید: خداوند تنها می‌خواهد هرگونه پلیدی را از اهل‌بیت دور کرده و آنان را کاملاً پاک سازد. بر اساس اجماع مسلمانان و روایات متواتر، مصداق اهل‌بیت در این آیه، پنج‌تن آل عبا (پیامبر اکرم ص، امیرالمؤمنین ع، فاطمه زهرا س، امام حسن ع و امام حسین ع) هستند.

 

تحلیل لغوی و قرائتی در رد ادعاهای مخالفان

وی در پاسخ به کسانی که سعی دارند همسران پیامبر (ص) را نیز در مصداق این آیه قرار دهند، استدلال‌های متین زیر را ارائه کرد:

۱.  ریشه لغوی «اهل»: واژه «اهل» از ریشه «آل» به معنای بازگشت است و به بستگان نسبی اطلاق می‌شود، نه بستگان سببی مانند همسر.

۲.  قرینه‌های آیات دیگر: آیات «مودت» و «مباهله» قرینه دقیقی بر این معنا هستند. در آیه مودت، واژه «القرُبا» (خویشاوندان نزدیک) به کار رفته که منحصراً به بستگان نسبی اطلاق می‌شود. همچنین در آیه مباهله، پیامبر (ص) تنها پنج نفر (خودشان و علی، فاطمه، حسن و حسین ع) را به همراه بردند.

۳.  روایات متواتر: در منابع معتبر اهل سنت (مانند صحیح بخاری، صحیح مسلم و تفاسیر طبری و ابن کثیر) نیز روایاتی نقل شده که بر انحصار اهل‌بیت در آیه تطهیر به پنج‌تن آل عبا دلالت دارد.

 

نقد دیدگاه‌های غیرمتخصص و تحلیل شأن نزول

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به برخی جریان‌های تکذیب‌گر، اظهار داشت: برخی از اهل مکابره هرگونه اعتقادی را بدون دلیل نفی می‌کنند، اما این ادعاها باطل است. حتی اگر فرض کنیم واژه اهل در برخی موارد بر همسران صدق کند، با توجه به شأن نزول آیه تطهیر و عصمت قطعی ائمه، این آیه در شأن معصومین نازل شده است. همسران پیامبر (ص) تا زمانی که در خانه بودند و حجاب بر آن‌ها بود، از پاکیزگی برخوردار بودند، اما پس از خروج از خانه و برداشتن حجاب، دیگر نمی‌توانند در زمره مصادیق این آیه قرار گیرند. چون آیات تطهیر، مودت و مباهله در یک سیاق نازل شده‌اند و بر اساس روایات متواتره، همگی به پنج‌تن آل عبا اشاره دارند، هیچ جای بحث و تردیدی در این حقیقت وجود ندارد.

 

جمع‌بندی نهایی: لزوم معرفت امام بر اساس سنت الهی و ادله متکامل

استاد محمدحسن شفیعی شاهرودی در پایان این گفتگو، با تأکید مجدد بر اینکه پنج‌تن آل عبا (ع) تنها مصادیق حقیقی آیه تطهیر هستند، خاطرنشان کرد: این پنج بزرگوار کسانی هستند که خداوند متعال آنان را از هرگونه پلیدی و گناه پاک نموده و به مقام عصمت کبرا رسانده است.

 

وی در جمع‌بندی مباحث مربوط به «لزوم شناخت و معرفت امام»، با اشاره بر هم‌گرایی ادله مختلف اظهار داشت: ضرورت شناخت امام، نه تنها در ادله قرآنی، بلکه در ادله روایی، برهان‌های عقلی و اجماع امت نیز جاری است و در واقع، تبیین این موضوع، در راستای یکی از سنت‌های دیرینه‌ی الهی است.

 

استاد درس خارج حوزه علمیه قم با تأکید بر «معادله هدایت» در قرآن کریم ابراز داشت: خداوند برای هدایت بشر، ابتدا خود را "هادی" معرفی کرده است (إنّ علینا لّلهدی)؛ سپس برای هر قومی یک "هادی" قرار داده (لکل قوم هاد) و در نهایت از ما خواسته است که از کسانی پیروی کنیم که به حق هدایت می‌کنند (أفمن یهدی إلی الحق)، نه از کسانی که خود نیازمند هدایت هستند (من لا یهدی إلا أن یهدی)

س, 05/27/1405 - 19:33