استاد سید محمدصادق علمالهدی، از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاعرسانی نشست دورهای اساتید، به موضوع «وظایف اجتماعی انسان» پرداخت و در یک تحلیل دقیق، مرز میان تکالیف فردی و اجتماعی را در خطابهای شرعی تبیین کرد.
/270/260/22/
تفکیک خطابهای فردی و جمعی در شریعت
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو، ضمن اشاره به اهمیت مسئولیتهای اجتماعی مسلمانان در قرآن، خاطرنشان کرد: برای درک درست از وظایف اجتماعی، ابتدا باید تفاوت میان خطابهای فردی و جمعی را بازشناسیم. خطاباتی که اصالتاً متوجه فرد هستند، افادهکننده تکالیفی فردیاند و در مقابل، خطاباتی که متوجه جمع هستند، تکالیفی را بیان میکنند که مخاطب آنها کل جامعه است.
وی با اشاره به این نکته که جامعه مجموعهای از افراد است، تصریح کرد: هر خطاب جمعی، به تبع آن بر تکتک افراد اثر مینهد؛ اما نکته کلیدی این است که در خطابهای فردی، تکلیف متوجه "ما هو فرد" (یعنی هر یک از اجزای جمع) است، نه لزوماً به عنوان یک کلِ منسجم اجتماعی.
تقسیمبندی تکالیف فردی: از رابطه با خدا تا روابط میانفردی
استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه، خطابهای فردی را به دو دسته کلی تقسیم کرد:
۱. خطابهای فردی محض (فاقد بُعد اجتماعی): این تکالیف مربوط به رابطه مکلف با خودش یا خدای خویش است. مانند توصیههایی به صبر، کسب کمالات اخلاقی، نظافت شخصی یا عباداتی چون نماز و روزه و همچنین توکل و تشکر از خداوند. این دسته از تکالیف، حتی در صورت نبود دیگر انسانها، همچنان قابلیت تحقق دارند.
2. خطابهای فردی واجد بُعد اجتماعی: در این دسته، خطاب اگرچه متوجه "فرد" است، اما موضوع آن «رابطه میانفردی» است. استاد علمالهدی در این خصوص فرمود: «اینها تکالیفی هستند که اگرچه فردی تعریف شدهاند، اما تحقق آنها در گرو حضور دیگری است.»
مصادیق تکالیف فردی با اثر اجتماعی
وی در تبیین مصادیق این دسته از تکالیف، به این موارد اشاره نمود:
حوزه معاشرتها: مانند تکالیف زوجین در قبال یکدیگر یا حقوق والدین و فرزندان.
تکالیف مالی: مانند انفاق در حق مسکین و فقیر، یا پرداخت خمس و زکات که هرچند تکلیف بر دوش فرد است، اما اثر آن اجتماعی است.
مسئولیتهای هدایتی: مانند امر به معروف و نهی از منکر که فرد را مامور میکند تا در برابر دیگران نقشآفرینی کند.
حوزهی قضایی: مانند تکالیف یک قاضی که متوجه اوست تا رابطه میان دو طرف متخاصم را اصلاح نماید.
استاد علمالهدی تأکید کرد: تفاوت بنیادین این تکالیف با تکالیف فردی محض در این است که در تکالیف فردی محض، اگر انسان تنها باشد، باز هم تکلیفش باقی است؛ اما در تکالیف فردیِ اجتماعی، حتماً باید فرد دیگری در میان باشد تا بتوان تکلیف را اجرا کرد؛ مانندما که برای انفاق، نیاز به وجود یک نیازمند داریم یا برای امر به معروف، به یک مخاطب نیازمندیم.
وابستگی تکالیف اجتماعی به حضور مخاطب
استاد علمالهدی در تبیین تفاوت بنیادین این دو دسته از تکالیف اظهار داشت: در تکالیف فردی محض، اگر انسان تنها موجود روی زمین باشد، باز هم تکلیفش در رابطه با خودش یا پروردگاریاش باقی است. اما در تکالیف فردیِ اجتماعی، تحقق تکلیف در گرو حضور "دیگری" است.
وی با ارائه مثالی برای تشریح این مطلب تصریح کرد: به عنوان نمونه، اگر خداوند به مکلف توصیه به انفاق بر مسکین نماید، این تکلیف در صورتی که تنها یک انسان در عالم باشد، هیچ مصداقی نخواهد داشت؛ زیرا برای تحقق این تکلیف، لزوماً باید فرد دیگری (مسکین) وجود داشته باشد تا مخاطب این بخشش قرار گیرد.
گستره تکالیف فردی با اثرات جمعی
ایشان در ادامه، حوزههای مختلفی را که تحت تأثیر این نوع خطابها قرار دارند، برشمرد:
حوزه هدایت: در امر به معروف و نهی از منکر، حتماً باید فرد دیگری باشد تا مامور به امر یا منبهی به منکر در برابر او نقشآفرینی کند.
حوزه معاملات: در احکامی که مربوط به حذف «رِبَا» از خرید و فروش یا قرض است، هر دو طرف معامله (فروشنده و خریدار) حضور دارند و تکلیف فردی در اینجا، اثری اجتماعی و حقوقی دارد.
حوزه قضایی: خطاب متوجه فرد «قاضی» است، اما هدف این خطاب، اصلاح رابطه میان دو طرف متخاصم و حل اختلاف اجتماعی است.
نتیجهگیری: پیوند ناگسستنی فرد و جامعه در شریعت
استاد درس خارج حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: تکالیفی مانند پرداخت خمس و زکات، اگرچه از نظر فقهی در قالب خطاب فردی تعریف شدهاند، اما در حقیقت ابزاری برای تعامل اجتماعی و عدالت توزیعی هستند. لذا، تفکیک میان «خطاب فردی» و «هدف اجتماعی» در بسیاری از تکالیف شرعی وجود ندارد و هر تکلیفی که متوجه فرد باشد، در نهایت در راستای اصلاح و تعالی جامعه بشری است.