استاد موسوی تبریزی:

اخلاق امام حسن مجتبی بهترین و مهم ترین وسیله ترویج دین در برابر خشونت است

امام حسن مجتبی علیه السلام دیدند که اگر ادامه دهند و با معاویه جنگ کنند چیزی که در این بین ضربه می بیند معاویه و قدرت او نیست و امام حسن علیه السلام و شخص ایشان هم نیست بلکه رسالت و راه حقیقی ولایت اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و آن حقانیت واقعی شیعه است که فدا خواهد شد لذا امام مجتبی علیه السلام با طمانینه به هدف خودشان نه به عنوان شخص بلکه برای هدف مقدس اهل بیت علیهم السلام با معاویه از در صلح در آمدند.

 

استاد سید حسین موسوی تبریزی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در مورد شخصیت بزرگوار حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و امام دوم شیعیان جهان و بزرگواری که اولین نوه گرامی حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از طرف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است نکاتی را بیان می کنم امام حسن مجتبی علیه السلام متولد سال سوم هجری قمری است و در شروع خلافت رسمی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه به دنیا آمدند و در دامن حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بزرگ شدند.

 

وی افزود: یکی از فضایل اخلاقی حضرت مساله تواضع ایشان است که تواضع را یکی از بزرگترین اخلاقیات ایشان می شمارند برای این که تواضع در هر کسی باشد، یکی از مهم ترین صفات برای بیشبرد اهداف انسانی و بالخصوص اهداف الهی و دینی است که با دنیا و آخرت مردم کار دارد، با کبر و بدون تواضع هیچ عالمی به هر اندازه هم علم داشته باشد و هیچ عابدی به هر اندازه ای که عبادت کند به تنهایی آن اهداف عالیه خود را در جامعه نمی تواند نفوذ دهد لذا شما می بینید در رابطه با رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دو سه مطلب است که در قرآن عظیم در رابطه با ایشان آمده است که یکی از آنها «انک لعلی خلق عظیم» است.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: تواضع و اخلاق بزرگی که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در راستای اخلاق خودشان داشتند جالب توجه است ایشان شخصیت خودشان را در مقابل اهدافشان به حساب نمی آوردند و سعی می کردند خودشان را در برابر دشمنشان کوچک کنند ولی آن دشمن را از دشمنی با خدا و معاد و دشمنی با دین و اسلام برگردانند، حضرت این تواضع را انجام می دادند.

 

وی افزود: در حالات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم این مطلب نقل شده است که شخصی یهودی که همیشه آن حضرت را آزار می داد و زیر پای ایشان خار می ریخت و در موقع عبور ایشان از پشت بام خاکستر داغ به روی سر آن حضرت می ریخت وقتی که ایشان دیدند که خبری از او نیست از حالش پرسیدند و فرمودند که این شخص کجا است؟ گفتند که آن شخص مریض است، حضرت به عیادت آن فرد رفت برای این که در لحظات آخر این فرد بیدار شود و با شناخت از دین و قرآن از دنیا رود.

 

وی اضافه کرد: ما می بینیم که همین طور شد و وقتی آن فرد یهودی شخصیت و اخلاق و تواضع حضرت را دید، مسلمان شد و با اسلام از دنیا رفت یا وقتی که امیرالمومنین علیه السلام را به یمن می فرستادند و قبل از ایشان خالد رفته بود و کاری کرده بود که هیچ کدام از یمنی ها مسلمان نشده بودند و آمده بود و از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای جنگ با آنها استمداد می طلبید؛ آن حضرت، امیرالمومنین علیه السلام را به سمت یمن فرستادند و به حضرت علی علیه السلام فرمودند اگر یک نفر از آنها به دست تو مسلمان شود از حکومت شرق و غرب و کشورهای دیگر برای من مهم تر است وقتی امیرالمومنین علیه السلام به آنجا رفتند و آنها اخلاق و رفتار و تواضع امیرالمومنین علیه السلام را دیدند همه با اخلاص مسلمان شدند.

 

استاد موسوی تبریزی بیان داشت: امام حسن علیه السلام هم همین طور بودند واقعا یکی از مهم ترین اخلاق های ایشان تواضع بود که این مساله را هم سنی و هم شیعه نقل می کنند که ایشان نسبت به مردم و حتی با مخالفین خودشان برخورد می کردند و غالب اوقات غذای خودشان را در کنار فقرا با مختصر نانی و یا هر چه که داشتند می خوردند و با آنها در غذا خوردن همراهی می کردند، اگر در راهی راه می رفتند و فقیری آن حضرت را دعوت می کرد که بیایید با هم غذا بخوریم، هرگز ایشان نسبت به این مساله کبری نداشتند و یا حتی در آن زمانی که چند ماه خلیفه بودند و یا این که بعد از امیرالمومنین علیه السلام امام مسلمین بودند به خاطر این مسائل مورد توجه همه مسلمانان بودند.

 

وی اضافه کرد: حدیث «الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه» فقط مربوط به شیعه نیست و اهل تسنن هم این مطلب را نقل کردند و ایشان مورد احترام همه بودند و لذا با همه احترام و بزرگواری که ایشان داشتند با فقرا می نشستند و با آنها غذا می خوردند، اگر لباسی داشتند لباس کهنه را خودشان می پوشیدند و لباس نو را به فقرا می دادند و این است که در میان مردم مقام بسیار بسیار بالایی داشتند و از طرف دیگر در کنار همین تواضع، اخلاق بسیار رفیعی داشتند که هر کسی به ایشان بدی می کرد، هرگز با او مقابله نمی کردند بلکه با او با احسان رفتار می کردند و آنها را یاری می کردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: در روایت داریم که وقتی که امام حسن علیه السلام از راهی رد می شدند، دیدند گوسفندی پایش شکسته است، حضرت فرمودند چه کسی این کار را کرده است، شخصی جواب داد: «من این کار را کردم» ایشان فرمودند: «چرا این کار را کردی» او جواب داد: «برای این که تو را غصه دار کنم» حضرت خندیدند و فرمودند: «لأسرک والله و اعتقه» و این غلام را آزاد کردند و به او احسان کردند. هر جا آن حضرت فقیر و مسکینی می دیدند، بی تفاوت از او نمی گذشتند.

 

وی خاطرنشان کرد: بعد از آنی که بیعت و صلح با معاویه را پذیرفتند، خیلی از دوستانشان حتی نمی توانستند از نظر سیاسی تحلیل کنند که چرا امام حسن علیه السلام این صلح را پذیرفتند وقتی به ایشان می رسیدند، گاهی طعنه می زدند و گاهی تصریح می کردند و می گفتند: «یا مذل المومنین» ای کسی که مومنین را ذلیل کردی، ایشان در آن جا بر می گشتند و با بزرگواری و اخلاق عظیمشان می نشستند و با آنها صحبت می کردند و حق آنها را مراعات می کردند و چون این اشکال به ذهنشان آمده بود به آنها حق اعتراض می دادند چرا که وظیفه امامت این است که شبهه را از دل مردم در آورد. آن حضرت می نشستند و شبهه او را با منطق حل می کردند و برای آن شخص توضیح می دادند که در چه اوضاع و احوالی بودند که این مساله صلح را قبول کردند.

 

استاد موسوی تبریزی بیان داشت: ایشان زمانی از جایی رد می شدند و از اهل شام یک نفر را دیدند که از اطرافیان معاویه بودند و معاویه را می شناخت و حقوق بگیر معاویه هم بود که حقد و حسد و عداوت را در دل آنها نسبت به اهل بیت علیهم السلام ایجاد کرده بود وقتی از مقابل امام حسن علیه السلام رد شد، آن حضرت را سب کرد و امام علیه السلام ساکت ماندند و هیچ نگفتند هر چه او گفت ایشان گوش کردند بعد از این که حرف او تمام شد امام علیه السلام به او توجه کردند و با لحن بسیار لطیف و نه خشن با او برخورد کردند.

 

وی خاطرنشان کرد: امام حسن علیه السلام با قیافه باز و بشاش به آن مرد گفتند: «أیها الشیخ أظنک غریبا» ای پیرمرد من فکر می کنم که تو غریب هستی «لو سالتنا أعطیناک» اگر چیزی نیاز داری و بخواهی ما می دهیم «و لو استرشدتنا ارشدناک» این جمله والا فقط از یک شخصیت عظیم صادر می شود. ایشان می فرمایند اگر از ما طلب ارشاد کنی ما هم شما را ارشاد می کنیم «و لو استحملتنا حملناک» اگر از ما بخواهی چیزی را تحمل کنیم ما حاضریم، اگر گرسنه هستی در خانه منزل ما به روی تو باز است «و ان کان محتاجا اغنیناک» اگر محتاج هستی ما تو را غنی می کنیم. اگر شما را از خانه و کاشانه و وطن بیرون کردند و رانده شده هستی منزل ما برای شما باز است و شما را پناه می دهیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: امام حسن علیه السلام همین طور این مطالب را بیان می کردند تا این که روح دشمنی و آن عداوتی که معاویه در دل او کاشته بود و شیطنتی که در دل او ایجاد کرده بود از دلش خارج کند و احسانشان را تمام نکردند تا این که آن طرف خجل شد و اصلا نمی دانست چطور از امام عذر بخواهد و چگونه از گناهش طلب عفو کند، آن پیرمرد یک جمله گفت: «الله أعلم حیث یجعل رسالته» خداوند می داند رسالتش را در چه خاندانی و در چه شخصی قرار دهد، شخصیتی مثل تو لیاقت این رسالت پروردگار را دارد و ادامه دهنده راه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است. این مطلب را مناقب ابن شهر آشوب و کامل مبرد نقل می کند.

 

وی تاکید کرد: در کتاب کامل دارد «إن الأعرابی إنصرف» آن مرد اعرابی وقتی از حضور امام حسن مجتبی علیه السلام برمی گشت «و هو یقول» با خودش حرف می زد و می گفت: «والله ما علی وجه الارض احب الی من الحسن» خدایا خودت می دانی و او را قسم می داد و می گفت من از نزد امام حسن مجتبی علیه السلام برمی گردم در حالی که در روی زمین هیچ کس از او برای من محبوب تر نیست واقعا اخلاق امام حسن علیه السلام بهترین و مهم ترین وسیله ترویج دین در برابر خشونت است.

 

استاد موسوی تبریزی گفت: ما در آیات الهی داریم «و لا تستوی الحسنة و لا السیئة» در سوره فصلت آیه ۳۴ است که «من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا و قال اننی من المسلمین» چه کسی بهتر از آن شخصی است که به خدا دعوت می کند و اسلام و قول حسن و عمل صالح را رعایت می کند و در برابر مردم می گوید که من از مسلمانان هستم «و لا تستوی الحسنة و لا السیئة» هرگز خوبی با بدی مساوی نیست در برابر بدی نباید فورا بدی کرد «ادفع بالتی هی احسن» اگر بدی را دیدی بدی را با خوبی جواب ده، اگر چنین کردی «فاذا الذی بینک و بینه عداوة کانه ولی حمیم» در این زمان است که بین تو و کسی که با تو دشمنی داشت، دوستی نزدیکی ایجاد می شود.

 

وی افزود: بنده در یک جلسه ای گفتم که در انجیل حضرت عیسی نقل شده است که اگر کسی به شما سیلی زد، طرف دیگر صورتت را در برابر او بگذار آن موقع است که با تو دوست می شود، این آیه شریفه عبارت اخرای همان سخن است، معلوم است کسی که مظلوم واقع می شود، نباید در برابر ظالم سکوت کند اما در مقابل همان ظالم اگر راه دوستی و اتمام حجت اختیار کنیم کار پسندیده ای است، مانند امام حسین علیه السلام که تا آخرین لحظات در روز عاشورا اتمام حجت می کرد تا از آن سی هزار نفر شاید دو نفر اصلاح شوند و به سوی حقیقت برگردند و لشر ظلم و ستم و شیطان را رها کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: همه انبیا ما به راه واحدی رفتند عبارات مختلفی در این زمینه ها از آنها وجود دارد اما در همه آن عبارات معانی واحدی به چشم می خورد. امام حسن علیه السلام آن چنان آن طرف را که از شاگردان معاویه بود و معاویه کینه و عداوت اهل بیت علیهم السلام را در دل او کاشته بود با یک برخورد کریمانه عوض کردند که این عبارت «الله یعلم حیث یجعل رسالته» خدا می داند چه کسی لیاقت دارد که به او رسالتش را عطا کند از دهان آن مرد خارج شد.

 

وی اضافه کرد: ادب امام حسن علیه السلام آن چنان بود که حتی دشمن ترین دشمنان از ایشان تعریف می کرد وقتی امام حسن علیه السلام در حال احتضار بودند به سید الشهدا علیه السلام وصیت کردند: «اول مرا به سوی حرم پیامبر گرامی ببرید اگر گذاشتند که مرا در کنار جدم دفن کنید اگر نگذاشتند من راضی نیستم به خاطر جنازه من خونی از دماغ کسی آید.» این حالات امام حسن علیه السلام است که حتی بعد از رحلتشان هم به فکر این بودند که به خاطر دفن شدن در جایی نباید خونی ریخته شود، امام حسین علیه السلام طبق همین وصیت عمل کردند و وقتی که خواستند ایشان را کنار پیامبر دفن کنند عایشه و گروهی و حتی خود مروان هم نگذاشتند که آن حضرت را در آن جا دفن کنند.

 

استاد موسوی تبریزی بیان داشت: زمانی که پیکر امام حسن علیه السلام را به سمت بقیع بردند در این هنگام امام حسین علیه السلام دیدند که مروان زیر تابوت امام حسن علیه السلام رفته است و تابوت ایشان را حمل می کنند و در زیر تابوت ایشان با حالت محزون آن حضرت را تشییع می کند، سید الشهدا علیه السلام به مروان فرمودند: «تحمل الیوم سریره و بالامس تجرعه الغیظ» امروز جنازه امام حسن را حمل می کنی در حالی که تا دیروز غصه در دل آن بزرگوار می کردی مروان گفت: «کنت أفعل ذلک بمن یوازن حلمه الجبال» اگر امروز این کار را از من دیدی که زیر تابوت آن حضرت را گرفته ام به خاطر آن شخصیتی است که حلمش معادل کوههای عالم بود و این مساله باعث شد که من در زیر جنازه ایشان با حزن و غصه حاضر شدم.

 

وی خاطرنشان کرد: ایشان حدود چهل و شش سال عمر کردند که حدودا هفت سال در خدمت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بودند و بعد هم در خدمت امیرالمومنین علیه السلام بودند و بعد هم در حدود نزدیک هشت ماه خلافت را به عهده داشتند اما عمده مساله ای که در مورد ایشان باید بگوییم این است که هر مسلمان و بالخصوص هر مسئولی باید از این بزرگوار یاد بگیرد و ادب و رفتار و اخلاق خودش را به تناسب این شخصیتی که از او به عنوان امام خودمان یاد می کنیم، قرار دهد و آن این که خود و اغراض شخصی خود و دیگران را در رابطه با اهداف مقدسی که یک انسان متعالی می تواند داشته باشد، دخالت ندهد.

 

این استاد حوزه علمیه قم گفت: امام حسن مجتبی علیه السلام به ما یاد داد که اگر مصلحت مسلمین اقتضا کند و اگر مصلحت عاجل و یا آجل جامعه اسلامی اقتضا کند که از آن منافع ظاهری شخصی چه مال و جان و قدرت باشد، بگذریم یک مسلمان باید این چنین کند و در برابر آن مصلحت واقعی سر خم کند. حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام دیدند با آن وضعی که آن روز بود و تبلیغاتی که معاویه کرده بود و پول هایی که داده بود و بزرگان قوم را بعد از خلفا دور خودشان جمع کرده بود و حتی کسانی که تابع پیامبر بودند به هر دلیلی که یا آنها را فریب داده بود و یا این که در کنار معاویه شریک شده بودند در این حکومت ظالمانه حضور داشتند بهترین راه صلح با معاویه است.

 

وی افزود: امام حسن مجتبی علیه السلام دیدند که اگر ادامه دهند و با معاویه جنگ کنند، چیزی که در این بین ضربه می بیند معاویه و قدرت او نیست و امام حسن علیه السلام و شخص ایشان هم نیست بلکه رسالت و راه حقیقی ولایت اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و آن حقانیت واقعی شیعه است که فدا خواهد شد لذا امام مجتبی علیه السلام با طمانینه به هدف خودشان نه به عنوان شخص بلکه برای هدف مقدس اهل بیت علیهم السلام با معاویه از در صلح درآمدند.

 

استاد موسوی تبریزی بیان داشت: امام حسن علیه السلام با شرایط ویژه ای که در آینده به ضرر معاویه بود و می دانستند که معاویه به آن شرایط عمل نمی کند اما چون خلاف عهد عمل کردن همه جا و در همه قوم ها بد است و در میان عرب هم بد بود و عرب ها تحمل این که کسی عهدی ببندد و خلافش را عمل کند را نداشتند فلذا امیرالمومنین علیه السلام به مالک اشتر می فرمایند: «و لا تنقضن عهدک» هرگز عهدی که ولو با دشمنت بستی نقض نکن ولو این که آن عهد از طرف دشمنت نقض شود، این صلح را امضا کردند. در هر حال ایشان کاری کردند که بنی امیه نتوانند آن ابهت و عظمت و آن روشی را که معاویه ترسیم کرده بود ادامه دهند.

 

وی خاطرنشان کرد: امام حسن علیه السلام دیدند که مصالح و بقای شیعه و بقای حقانیت طرفداران ولایت اهل بیت علیه السلام در این صلح است و صلح معاویه به نظر من اولین ضربه به کمر بنی امیه در جامعه بود و دومین ضربه بسیار بزرگ را سیدالشهدا علیه السلام زدند که بعد از این ضربه دیگر ماندن بنی امیه راه و جایی نداشت و بنی عباس آمدند و این خلافت را از دست آنها گرفتند و این مساله به خاطر ذلت و معیوب بودن بنی امیه در جامعه بود که خیلی سریع به دست بنی عباس که آنها هم با شعار طرفداری از اهل بیت علیهم السلام قیام کرده بودند از بین رفتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش بیان داشت: خداوند ان شاءالله ما را از شیعیان واقعی اهل بیت علیهم السلام قرار دهد و ما را طوری قرار دهد که منافع شخصی خودمان را در برابر منافع اجتماعی جامعه و دین و ولایت اهل بیت علیهم السلام فدا کنیم و خداوند شهادت در راه اهل بیت علیهم السلام را در حضور امام زمان علیه السلام قسمت ما گرداند./۲۶۰/۴۳/۲۰

 

۱۳۹۵/۹/۷ - ۱۹:۵۴

دیدگاه جدیدی بگذارید