استاد میلانی:

اگر فقیهی علاوه بر فقاهت، تقوا و مراتب معنوی جمع کند می تواند کل جامعه را تغییر دهد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد سیدعلی میلانی طی گفتگویی به بیان تمایز علمای شیعه نسبت به علمای سایر مذاهب و فرق پرداخت و خاطرنشان کرد: در وضعیت امروز که متأسفانه درجه انگیزه طلاب در حوزه های علمیه کمتر شده، بیان این احوالات و مطالب، شاید در میان برخی از بزرگان ایجاد انگیزه کند یا انگیزه طلاب را برای تحصیل و رسیدن به مراتبه عالیه در علوم اسلامی تقویت کند و از سوی دیگر عبرت و درسی برای ما باشد تا تحولی در احوالاتمان پیدا شود.

 

وی گفت: اگر بنا باشد طلبه ای عالم باشد، اما از نظر تقوا ضعیف باشد، این مساله نه تنها نافع نخواهد بود بلکه مضر خواهد بود؛ اگر فقیهی علاوه بر فقاهت، تقوا و مراتب معنوی جمع کند، می تواند کل جامعه را تغییر دهد و تحولی در جامعه ایجاد کند. جمع کثیری از بزرگان ما از این قبیل بودند و اصل تزکیه یکی از وجوه تمایز علمای شیعه با علمای فرق دیگر است؛ بسیاری از علمای فرق دیگر درس خواندند، اما روی نفس خود کار نکردند.

 

متن گفت وگوی استاد سیدعلی میلانی که در اوان چهل و چهارمین سالگرد مرحوم آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی منتشر می شود، را می خوانید:

 

شما از اساتید حوزه علمیه هستید . طبیعتا با سوابق شکل گیری، نضج و رشد حوزه های علمیه شیعه و همچنین با سیره و سلوک علما آشنایی دارید، به لحاظ نسبی با مرحوم حضرت آیت الله العظمی میلانی آشنایی نزدیک و شناخت دقیق دارید. لذا بحث خود را از این موضوع شروع می کنم که اگر بخواهیم تمایز علمای شیعه نسبت به سایر مذاهب و فرق که سبب ماندگاری مذهب شیعه در طول تاریخ شده و همچنین مجاهدت ها و دقت هایی که صورت گرفته را برشماریم؛ به نظر شما وجه تمایز علمای بزرگ شیعه نسبت به علمای سایر مذاهب چیست؟

 

سوال بسیار مهم و وسیعی است و پاسخ آن در یک یا دو جلسه نمی گنجد. اجالتاً آنچه فعلاً بیان می کنم نکاتی است راجع به مرحوم جدّم، حضرت آیت الله العظمی سید محمدهادی میلانی که شاید یکی از مصادیق و نمونه هایی باشد برای وجه تمایزی که مورد نظر شماست.

 

شکی نیست که اطلاع از احوالات بزرگان برای ما اثر دارد چرا که با استفاده از آن می توانیم از وجه تمایز و جهات تاریخی و اجتماعی این بزرگان اطلاع داشته باشیم؛ این خود فایده ای است و شکی نیست که مورد توجه همگان است ولکن آنچه من می خواهم عرض کنم اثر و نتیجه عملی اطلاع یافتن از احوالات بزرگان برای ماست و من چون با مرحوم جدّم معاشرت داشتم، مقداری از احوالات ایشان بیان می کنم تا ضمن اطلاع یافتن، وجه تمایزی که مدنظر شماست نیز مشخص شود.

 

مقام علمی مرحوم آقای میلانی مورد قبول همگان است؛ اینکه سیر تحصیلات ایشان چگونه بوده و اساتید ایشان چه کسانی بودند و آثار علمی که از ایشان باقی مانده یا شاگردان ایشان چه کسانی هستند، بخشی از جنبه تاریخی احوالات ایشان است.

 

بخش دیگری از جنبه تاریخی احوالات ایشان مسایل سیاسی و اجتماعی است که در زمان ایشان واقع شده و مرحوم میلانی در این مسایل و امور نقش و دخالت داشتند. بخش دیگری از احوالات ایشان آثار و اقداماتی است که از ایشان به خصوص در استان خراسان باقی ماند. مرحوم آیت الله میلانی حدود چهل سال در نجف اشرف، بیست سال در کربلا و بیست سال در مشهد حضور داشتند.

 

آنچه برای همگان به خصوص طلاب مفید است و باید به آن اشاره کنم، احوالات مرحوم آیت الله میلانی است. در وضعیت امروز که متأسفانه درجه انگیزه طلاب در حوزه های علمیه کمتر شده، بیان این احوالات و مطالب، شاید در میان برخی از بزرگان ایجاد انگیزه کند یا انگیزه طلاب را برای تحصیل و رسیدن به مراتبه عالیه در علوم اسلامی تقویت کند و از سوی دیگر عبرت و درسی برای ما باشد تا تحولی در احوالاتمان پیدا شود.

 

به دنیا آمدن انسان در خاندانی که صاحب علم، تقوا و معنویت باشد بسیار مهم و موثر است، مرحوم آیت الله میلانی در چنین خاندانی به دنیا آمد، ایشان از همان سنین جوانی ذاتاً دارای ملکاتی بوده است. گذشته از این دو جهت، مرحوم آیت الله میلانی اساتیدی داشتند که از نظر اخلاقی و معنوی مربیان ایشان بودند و این نکته ای بسیار مهم است. خود بنده شاهد بودم که طلاب در حوزه های علمیه مربی و استاد داشتند، استاد درس می گفت، ولی مربی طلبه را پرورش می داد و اکنون متأسفانه یکی از مواردی که در حوزه های علمیه کمرنگ شده، همین مساله است.

 

* یعنی رابطه شاگرد و استاد از جنبه تربیتی دور شده و تنها به سمت رابطه علم آموزی رفته است؟

بله، امروز اینگونه شده است. غیر از رابطه استادی و شاگردی که جنبه تربیتی دارد، اساساً مربیانی در حوزه علمیه وجود داشتند که معلم اخلاق بودند و مرحوم آقای میلانی نیز در این جهت موفق بودند بنابراین جهاتی در ایشان جمع شد و از ایشان شخصیتی ساخت که غیر از جهات علمی و جهات دیگری که به طور اشاره عرض کردم، می تواند برای ما شخصیتی الگو باشد.

 

مرحوم آقای میلانی مانند سایرین، جوان بودند و وارد حوزه علمیه شدند لذا باید تحقیق و بررسی کنیم که چطور ایشان چنین خصوصیتی را داشتند و پس از آن همان راه را برویم به امید اینکه به جایی برسیم البته می توان گفت که اگر واقعاً و به طور جدّ مسیر ایشان را طی کنیم، به خصوصیات و ویژگی هایی که آیت الله میلانی داشتند، می رسیم.

 

مرحوم آیت الله میلانی بر روی نفس خود کار کرده بود و در کنار تحصیل علم، روی نفس کار کردن و تزکیه و تهذیب نفس پیدا کردن، یکی از ضرورت ها در عالم طلبگی است. طلبه باید در علم و مراتب عالیه تقوا و جهات معنوی و اخلاقی جامع باشد.

 

اگر بنا باشد طلبه ای عالم باشد، اما از نظر تقوا ضعیف باشد، این مساله نه تنها نافع نخواهد بود بلکه مضر خواهد بود و کسانی را هم در جامعه داشتیم و امروزه هم داریم که مردمان با تقوایی هستند، اما درس نخواندند. این افراد تنها می توانند خود یا چند نفر از اطرافیانشان را نجات دهند و دستگیری کنند؛ اما اگر فقیهی علاوه بر فقاهت، تقوا و مراتب معنوی جمع کند، می تواند کل جامعه را تغییر دهد و تحولی در جامعه ایجاد کند. جمع کثیری از بزرگان ما از این قبیل بودند و این اصل(کار کردن روی نفس خود) یکی از وجوه تمایز علمای شیعه با علمای فرق دیگر است؛ بسیاری از علمای فرق دیگر درس خواندند، اما روی نفس خود کار نکردند.

 

من در احوالات علمای برخی از فرق خواندم و منابع آن را یادداشت کردم که حتی برخی از آنها در عین اینکه قاضی و عالم بزرگی هم بودند، مرتکب برخی از گناهان کبیره می شدند در صورتی که علمای ما اینطور نبودند و نیستند. ما در بین علمای شیعه و بزرگانی که مورد احترام ما هستند به جز علم و تقوا نمی یابیم؛ آنان بین علم و تقوا را جمع کردند.

 

مرحوم آقای میلانی جهات اخلاقی بسیار برجسته ای داشتند و معاشرت با ایشان درس بود. کسانی که با ایشان زندگی می کردند یا در لحظه های مختلف در کنار ایشان بودند، دچار این تحول می شدند. ایشان در نشستن، برخاستن، غذا خوردن و حتی در تکلم خود با افراد احیاناً اگر می خواستند بخندند حتی خنده ایشان کیفیت های خاصی داشت و برای ما درس بود.

 

کیفیت معاشرت با همگان، تواضع، اخلاق و برخورد ایشان با عموم مردم، هر یک در زمان و موقعیت خود نوعی درس آموزی بود. مرحوم آیت الله میلانی در ورودی حیاط و جلسه می نشستند و هر کسی که وارد می شد، آزاد و راحت بود و به قدر خود، مورد احترام شخص ایشان قرار می گرفت؛ همه این مسایل و موارد از جمله حالات شخصی، حالات اجتماعی، برخورد با مردم، تواضع و اخلاق ایشان برای ما درس بوده و هست.

 

شخصیت و سیره ویژه مرحوم آیت الله میلانی در اثر زمینه هایی بود که در ذات، محیط خانوادگی و اساتید و مربیان ایشان وجود داشت؛ این مجموعه عوامل، ایشان را ساخت و ایشان به جایی رسید که دارای حالاتی معنوی و حتی دارای کراماتی شده بود. نوعاً کسانی که دارای این حالات می شوند، اخفا و کتمان می کنند لذا ما که با ایشان معاشرت داشتیم و در خدمت ایشان بودیم از حالات و کرامات ایشان بی خبر بودیم. بعد از فوتشان، بنده شخصاً پیگیری کردم و برخی از موارد را پیدا کردم. مهم است که بدانیم چگونه انسانی دارای این حالات می شود!؟

 

بزرگان ما با قرآن انس داشتند و دارند؛ بنده این جهت را در دو نفر از بزرگان خود که با آنها معاشرت داشتم، دیدم؛ یکی مرحوم آقای میلانی که ایشان مقداری از وقت خود را صرف تلاوت قرآن می کرد و در زمان تلاوت منقلب و متأثر می شد و اشک چشمانش جاری می گردید و دیگری مرحوم آقای گلپایگانی بود؛ من خدمت آقای گلپایگانی درس خواندم و ملازم مرحوم آقای گلپایگانی در تحصیل و درس  بودم؛ ایشان در اتاقی به تنهایی تلاوت قرآن می کردند.

 

ویژگی دیگری که مرحوم آقای میلانی داشتند، توسل به اهل بیت(ع)، مقام ولایت و امام زمان(عج) بود. ایشان عملاً التزام و تعهد داشتند و نامه ای نبود که به کسی نوشته باشند مگر اینکه در آن، نام امام زمان(عج) و دعا برای حضرت را نوشته باشند یا در گفتارها و جلساتشان حتماً نام حضرت را ذکر می کردند؛ این سیره، عمل وصیت پیامبر اکرم(ص) است که فرمودند: « إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ اَلثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی کِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ اَلْحَوْضَ» به طور کلی مأنوس بودن مرحوم آقای میلانی با قرآن و اهل بیت(ع) در سیر تکاملی ایشان بسیار موثر بود.

 

مرحوم آیت الله میلانی بر روی نفس خود بسیار کار کرده بودند. وقتی طلاب می خواستند برای تبلیغ به سایر شهرها و استان ها بروند، ایشان طی جلسه ای برای طلاب صحبت می کردند (در حال حاضر برخی از نوارهای این صحبت ها را در اختیار داریم) و تأکید داشتند و سفارش می کردند که «با ضعفا گرم بگیرید، با تواضع با مردم برخورد کنید، مطلقاً نامی از من نیاورید و اگر کسی پرسید چه کسی شما را فرستاده، بگویید که ما نوکر امام حسین(ع) هستیم؛ اگر کسی مقلّد مرجعی از مراجع بود و مساله ای سوال کرد، مطابق فتوای مرجع خود به او حکم شرع را بیان کنید، مبادا از تقلید کسی، کسی را برگردانید، دخالت در امر تبلیغ مردم نکنید، تقاضای مادی از احدی نداشته باشید، شب های جمعه دعای کمیل و صبح جمعه دعای ندبه را فراموش نکنید، مرکز فعالیت خود را مسجد قرار دهید، اگر در جایی مسجد نبود، این مرکز را حسینیه قرار دهید» به برکت توصیه های ایشان در بلاد خراسان مساجد، حسینیه های بسیار و حتی پل و غسالخانه ساخته شد.

 

این روش و منش به جهات خانوادگی، تربیتی و امثالهم در مرحوم آیت الله میلانی پیدا شده است و برای همگان درس و عبرت است.

 

مرحوم آقای میلانی با قرض زندگی می کرد، با اینکه برای ایشان وجوهات زیاد می آمد و ایشان شهریه می داد، ولی زندگی ایشان با قرض بود. کسانی بودند که ایشان از آنها قرض می کردند و بعدها دین خود را ادا می کردند. این نوع زندگی کردن دو فایده دارد، یک فایده این است که انسان وقتی مقروض شد، در خرج مواظبت می کند که روی حساب خرج کند. جهت دیگر این بود که در وجوهات تصرف نکنند. اگر پولی به دست ایشان از غیر وجوهات می رسید، قرض خود را ادا می کردند و اگر نمی رسید، از وجوهات به عنوان یک طلبه ای که خدمتگزار و مشغول کار است، دین خود را ادا می کرد؛ این احتیاطات برای انسان بسیار موثر و نتیجه بخش است.

 

مرحوم آیت الله میلانی چندان شخصیت معنوی قوی داشت که از حالات اشخاص خبر می یافت. شخصی خدمت ایشان آمده که باید غسل واجبی را انجام می داد، ایشان آهسته به آن فرد گفت: «حضور شما با این حال در این جلسه سزاوار نبود! » چطور می شود که انسان از حالات خصوصی اشخاص اطلاع پیدا کند!؟

 

فردی از طلاب یا غیر طلاب، از اهل علم یا غیر اهل علم برای زیارت به مشهد آمده و احیاناً پولش تمام یا گم شد، مرحوم آیت الله میلانی دقیقاً همان مقدار مبلغی که از ایشان سرقت یا گم شده بود، به او دادند در حالی که این شخص اصلاً مبلغ گم شده یا سرقت شده خود را اظهار نکرده بود!

 

در زمینه اطلاع یافتن آیت الله میلانی از احوالات اشخاص، مطالب متعددی دارم، اما نکته ای که بر آن تأکید دارم این است که چرا مرحوم آقای میلانی به این درجه برسد و سایر طلاب نرسند؟ چرا ایشان دارای این حالات باشند و سایرین نباشند؟ مرحوم آیت الله میلانی هم یک جوانی بوده که وارد حوزه علمیه شده است.  اگر بخواهیم در احوالات بزرگان خود بررسی و تحقیق کنیم و از آنها اطلاع یابیم، اولاً وجه تمایز علمای خود با علمای فرق دیگر مشخص می شود، ثانیاً برای خودمان درس عبرت است و می توانیم آنها را برای خود سرمشق و الگو قرار دهیم.

 

* اشاره کردید که آیت الله میلانی می فرمود در مرجع مردم دخالت نکنید. بفرمایید اساساً چرا مرحوم آیت الله میلانی راجع به این مساله حساسیت داشتند و تأکید می کردند که طلاب مبلغ این اصل را رعایت کنند؟ چنانچه این مساله مورد توجه قرار نگیرد، می تواند چه آسیبی وارد کند؟ 

 

در صورت پاسخ دادن به این سوال، وارد بحث های دیگری می شویم. من می خواستم این دوجهت را عرض کرده باشم که اولاً چگونه می توانیم از اثرات عملی اطلاع از احوالات علما بهره ببریم که این اثر، جنبه تربیتی دارد و از سوی دیگر بیان کنم که وجه تمایز بین علمای شیعه با علمای فرق دیگر چیست. بنده در احوالات علمای فرق دیگر بسیار مطالعه کردم و اطلاعات بسیار مهمی دارم که برخی از آنها برای بسیاری جای تعجب خواهد داشت و نشان می دهد که علمای فرق دیگر  با علمای شیعه تا چه میزان متفاوت هستند.

 

* اشاره کردید که مرحوم آیت الله میلانی مربیانی داشتند که مشی آنان علاوه بر آموزش، در تربیت ایشان نیز بسیار موثر و مهم بوده اند. مایل هستید نام مربیان ایشان را ذکر کنید؟

 

مرحوم پدر آیت الله میلانی از علما بودند و شخصیت علمی فوق العاده ای داشتند. علاوه بر آن آیت الله میلانی داماد مرحوم آیت الله محمدحسن مامقانی بودند. وضعیت خانوادگی مرحوم آیت الله میلانی به گونه ای بوده که از ابتدا ایشان تحت یک تربیت خاصی قرار گرفته بودند. همچنین در احوالات ایشان داریم که در جلسه مرحوم آقای قاضی حاضر شدند و بعد از مدتی جلسه ایشان را ترک کرده (که علت آن باید بررسی شود) و به جلسه سید عبدالغفار مازندرانی از مربیان اخلاق در نجف رفتند. همه این موارد اسبابی می باشد که دست به دست داده و چنین شخصیتی را ساخته است.

 

* در دوران مرجعیت مرحوم آیت الله میلانی در حوزه فتاوی، فتوای خاصی مدنظر دارید که نشان از تمایز میان علمای شیعه با علمای سایر فرق، باشد؟ یا اینکه این فتوا به گونه ای باشد که میان علمای شیعه با علمای سایر فرق، تمایز ایجاد کند؟

 

فتاوای ایشان مانند فتاوی دیگر علما بود. مرحوم آیت الله میلانی در استنباط حکم شرعی، راه و روشی که سایر فقها داشتند و امروز هم دارند را پیش می گرفتند. تا حدودی فتاوی مرحوم آیت الله میلانی در حاشیه عروه ایشان منعکس است و اگر کسی دقت کند، می تواند در دقت نظر وجه تمایز میان ایشان و برخی از فقهای دیگر را تشخیص دهد البته همه این موارد جنبه های تخصصی دارد و چندان مورد توجه بنده نیست. وقتی کسی با بنده راجع به ایشان صحبت می کند، چندان به جنبه های فقه و شخصیت اجتماعی و سایر ابعاد شخصیتی ایشان تأکید ندارم و بیشتر تأکید بنده در آن جهت است که  اگر احوالات ایشان را بازگو کنیم و در مورد آنها به گفت وگو بپردازیم که چه اثری برای ما خواهد داشت./260/12/

پ, 03/29/1399 - 16:15