استاد خیاط:

چرا به امام هشتم «رضا» می‌گویند / درس‌هایی در هم‌نشینی با فقرا

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد علی خیاط گفت: امام هشتم(ع) القاب زیادی دارند که دو لقب یعنی رضا و رئوف مشهورتر از بقیه است. سؤال اینجاست که چرا لقب رضا بیشتر مطرح شده است؟ رضا به معنای کسی است که راضی به رضا و قضای الهی و اراده او است؛ ممکن است مجدداً این سؤال مطرح شود که مگر بقیه ائمه(ع) راضی به رضای الهی و قضای او نبودند. جواب مثبت است، اما شرایطی برای هر امام ایجاد می‌شود که لقبی در مورد یک امام بروز پررنگتری دارد.

 

خیاط تصریح کرد: امام جواد(ع) در روایتی فرمودند: پدرم رضا نامیده شد، چون هم در آسمان‌ها از او راضی بودند و هم در زمین او از خدا راضی بود؛ «بزنطی» می‌گوید که من به امام گفتم که برخی می‌گویند پروردگار شما را رضا نامیدند، چون به ولایتعهدی مأمون راضی بود؛ حضرت فرمودند که این دروغ است و هر کسی چنین عقیده‌ای داشته باشد، گناهکار است؛ پدرم را خدا رضا قرار داده است، چون به خداوندی خدا در آسمان و رسالت پیامبر(ص) و ائمه(ع) در زمینش راضی است.

 

وی گفت: بزنطی گفت که مگر همه ائمه(ع) این صفت را نداشتند و امام(ع) فرمود: چون مخالفان ایشان مانند موافقان از ایشان راضی بودند؛ یعنی فرد مورد توافقی میان مخالفان و موافقان بودند و چنین چیزی برای پدرانش به وجود نیامده بود؛ لذا به رضا معروف شد؛ روایت این است که «انه رضی به المخالفون من اعدائه و رضی الموافقون من اولیائه فلم یکن ذلک لاحد من آبائه(ع) و لذلک سمی بینهم الرضاء» (علل‌الشرایع، جلد دوم، صفحه ۱۳۷).

 

این استاد حوزه علمیه اظهار کرد: لقب دیگر امام، رئوف است که خطاب به ایشان می‌گوییم: «السلام علیک ایها الامام الرئوف»؛ رئوف مرحله‌ای بالاتر از رحمت است؛ رحمت شاید مهرورزی باشد که در کنار آن گزند و آسیبی هم باشد، مثلاً اگر جراحی فردی را جراحی می‌کند، از روی رحمت است، ولی در کنار آن رنجی هم به او می‌رسد، ولی اگر مهربانی به فردی برسد که در کنار او هیچ رنجی نباشد، رأفت است.

 

تبیین صفت رضا و رئوف

خیاط بیان کرد: امام رضا(ع) به این صفت موصوف شده است، زیرا کسی وارد حرم مطهر امام رضا(ع) نمی‌شود مگر اینکه با حاجت برآورده از آن خارج شود. در روایت بیان شده که حضرت فرمودند: اگر کسی از راه دور به زیارت من بیاید، من در سه جا به فریاد او می‌رسم و از جمله در روز قیامت او را یاری و از مشکلات قیامت او را رها می‌کنم؛ «حتی اذا طائرت الکتب یمینا و شمالا»، پل صراط و لحظه‌ای که از خاک بیرون آمده و در کنار میزان الهی جواب پس می‌دهد.

 

وی افزود: بزرگان هم در مورد رأفت امام(ع) مطالب زیادی دارند؛ از جمله مرحوم علامه طباطبایی فرموده است که وارد حرم که می‌شویم، از همه در و دیوار آن رأفت می‌بارد؛ کسانی که اهل مکاشفه بودند، این طور درکی داشتند.

 

خیاط اظهار کرد: واقعاً این امام کانون عاطفه، مهر و مهربانی و مظهر عشق و محبت نسبت به همه بودند و زوایای زندگی ایشان هم نشان می‌داد؛ فردی به نام ابراهیم بن عباد گفته من در مسیری با امام رضا(ع) بودم، هرگز ندیدم کسی را که با سخن امام(ع) آزرده خاطر شود؛ ندیدم سخن کسی را قطع کند و وارد سخن کسی نمی‌شد تا اینکه سخنش تمام شود؛ هرگز حاجت کسی را که توان برآورده شدن آن را نداشت، رد نمی‌کرد؛ هرگز نزد کسی پای خود را دراز نکرد و سخن درشتی به خادمان خود نمی‌گفت. هرگز ندیدم با قهقهه و صدای بلند بخندد.

 

رابطه امام با فقرا و خادمانش

وی تصریح کرد: زمانی که به خانه می‌رفت و سفره می‌انداخت، همه خدمتکاران را بر سر سفره می‌نشاند؛ کلینی در روایتی نقل کرده است که روزی در بین راه، سفره غذا پهن کردند، ایشان تمام خادمان و غلامان را بر سر سفره جمع کرد. آن مرد به امام(ع) گفت که بهتر نبود سفره جدا برای آنان می‌انداختم، امام(ع) برافروخت و فرمودند که خدای ما واحد است، پدر و مادر ما یکی است و پاداش اعمال هم در دست خداوند است و مقام و جاه و مال هم در این مسئله تأثیری ندارد.

 

وی افزود: وقتی مقام امام(ع) را در کنار مقام معنوی حضرت قرار می‌دهیم، رأفت و مهربانی امام(ع) متجلی می‌شود؛ این درسی است که همه باید بگیریم و صرف اینکه به جایگاه و مقام و پستی رسیدیم، نباید در رفتار ما نامهربانی دیده شود؛ به خصوص در زندگی‌های مدرن امروز و زندگی‌های پر زرق و برق، رأفت و مهربانی و مواسات و همدلی در دستور کار ما باشد؛ به ویژه در این ایام که مردم از یک طرف گرفتار رنج و مشکلات ناشی از کرونا و از طرف دیگری گرانی هستند. می‌طلبد در  این شرایط با تأسی به امام رئوف، مهرورزی را در دستور کار خود قرار دهیم و با همه افراد، ارتباط خوب و مهربانانه داشته باشیم.

 

وی در پاسخ به این سؤال که مرز میان رضایت به رضای الهی و اراده انسان چگونه قابل تمییز و تشخیص است، افزود: انسان برای برآورده کردن نیازهای خود باید تا جایی که در دست اوست تلاش و کوشش کند؛ در روایتی از امام رضا(ع) بیان شده است کسی که چیزی را می‌خواهد، ولی از خود تلاش به خرج نداده و حرکت نمی‌کند، خودش را مسخره کرده است؛ یعنی فرد باید تلاش خود را بکند و به آنچه خدا برایش مقدر کرده، راضی باشد.

 

خیاط اضافه کرد: اگر در برخی موارد، او به چیزی که دعا کرده و تلاش داشته، نرسید، بداند که خداوند از پدر و مادر برای او مهربان‌تر و خیرخواه‌تر است؛ حتماً آن مطلب به مصلحت او نبوده است؛ چون علم ما محدود است، در دعا کردن به ما توصیه شده که وقتی می‌خواهید دعا کنید، در قالب ادعیه مأثور ائمه این کار را بکنید، زیرا آنها می‌دانند که چه چیزی برای ما خوب و به نفع ما هست.

 

تفاوت توکل و تواکل

وی افزود: ما گاهی مانند بچه‌ای هستیم که به خوردن چیزی اصرار داریم، ولی پدر و مادر و طبیب چون درک بیشتری از فرزند دارند، مانع او می‌شوند؛ اگر خداوند چیزی را به مصلحت ما ندانست، باید راضی باشیم و از این زاویه بنگریم. بعد از اینکه کاری را که از دستمان بر می‌آمده، انجام داده‌ایم، باید اطمینان داشته باشیم که به نفع ما بوده و باید بر خدا توکل کنیم.   

 

خیاط تصریح کرد: اینکه بنشینیم و بگوییم ما توکل داریم، توکل نیست، بلکه تواکل و رها کردن امور و به گردن دیگران انداختن است؛ انسان باید توکل داشته و به آنچه خدا مقدر فرموده راضی باشد./260/12/

پ, 04/12/1399 - 15:23