استاد محمدی مطرح کرد؛

دعای فربهی مناسک؛ دستمایه‌ای برای سکولاریزه کردن جامعه

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد رضا محمدی طی گفتگویی در مورد مناسک دینی مباحثی را بیان داشت که شرح این گفتگو در ادامه آمده است:

 

برخی دینداری را در یک تقسیم بندی به مناسکی، عقلی، عرفانی و... تقسیم می کنند، آیا اساسا این تقسیم بندی درست است؟ علت این که این افراد اصرار دارند القا کنند که ما در این مقطع با فربهی مناسک روبرو هستیم، چیست؟

 

ابتدا باید از کسانی که این تقسیم بندی را مطرح می‎کنند، سؤال کرد که برای هر یک از دینداری مناسکی، عقلی، عرفانی و... چه تعریفی دارند؛ به عنوان مثال اگر منظور این افراد از مناسک واجبات است، باید در جواب آنها گفت که واجبات در دایره عقل نمی گنجد و آن را باید در قالب تعبد پذیرفت؛ عقل در پاسخ به این سؤال که نماز صبح چند رکعت است، چه پاسخی دارد؟

 

بنابراین ما برای کشف حقیقت، چهار وسیله در اختیار داریم که شامل عقل، شرع، علم، شهود و هر یک از اینها ابزار است که کاربرد خاص خود را دارد و نمی‎توان یکی از آنها را معیار قرار داد و بقیه را کنار گذاشت؛ اگر بگوئیم عقل ملاک و معیار است، پاسخ این است که عقل در بسیاری از موارد مانند اعمال تعبدی عقل ورودی نمی تواند داشته باشد.

 

اگر بگوئیم فقط شرع ملاک است این از کجا ثابت می شود؟ چراکه اگر عقل نباشد شرع هم در کار نخواهد بود؛ اگر ملاک کشف حقیقت را علم بدانیم، باید در نظر داشت که این گزینه هم در بسیاری از موارد قدرت ورود و کشف ندارد و اگر شهود را ملاک یافتن حقیقت بگیریم راهی برای اثبات آن نداریم.

 

بنابراین هر یک از چهار ابزار عقل، شرع، شهود و علم را باید با هم به کار ببندیم و هر کدام تکلیفی دارند که باید به آن عمل کنند و به تنهایی نمی توانند معیار قرار بگیرند؛ اگر منظور از مناسک، عزاداری‎هاست، ما بر این نکته تأکید می‎کنیم که افراط و تفریط در هر کاری باطل است.

 

چنانکه امیر المؤمنین(ع) می فرمایند؟ «لَا يُرَى الْجَاهِلُ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً» انسان جاهل مدام در حال افراط و تفریط کردن است؛ به عبارت دیگر اگر در عزاداری‎ها افراط شود کار درستی نیست؛ از عزاداری ها به عنوان نمک مجالس اهل بیت(ع) یاد می شود؛ اما اگر همه غذا نمک شد، دیگر آن غذا قابل خوردن نخواهد بود.

 

به عبارت دیگر پافشاری بر مناسک صرف، ما را از نور معارف الهی که به‌واسطه خورشید وجود سید الشهدا(ع) و معصومین بر ما می تابد، محروم می کند و در مقابل اگر تنها عقلانیات و وجه شعوری مناسبت هایی همچون عاشورا و... را در نظر بگیریم، معلوم می شود انسان را تک بعدی فرض کرده ایم.

 

انسان هم قلب دارد و هم عقل و هر یک غذای خاص خود را می طلبد؛ بنابراین هر دوی این وجوه مهم هستند و به هر دو باید پرداخت و اگر بخواهیم به هر یک از این دو بعد بی توجه باشیم، قسمتی از وجود انسان را گرسنه نگه داشته ایم و این افراط و تفریط است و جایز نیست.

 

چند سالی است که برخی در تقابل با نظام اسلامی و با ادعای حکومتی بودن، علیه شعائر مذهبی و مناسک دینی موضع می‎گیرند؛ در این زمینه چه تحلیلی دارید؟

«چون غرض آمد هنر پوشیده شد» برخی از روی غرض با مناسک از جمله مناسک عاشورایی روبرو می‎شوند و با آن به نوعی مقابله می کنند و این طبیعی است؛ چراکه این گروه، ضربه شست این مناسک را چشیده‎اند؛ بسیاری از این شیاطین مانند وهابیت زمان زیادی صرف می کنند، کتاب‎های متعدد با تیراژ میلیونی بر علیه شیعه به چاپ می‎رسانند یا ده‎ها شبکه ماهواره ای فارسی زبان و صدها کانال و گروه کار می‎کنند، تا با ایجاد شبهات شیعه را تضعیف کنند، اما یک دهه محرم، سیلی می شود و همه پلشتی های آنان را با خود می برد.

 

دشمن به خوبی دریافته است که مناسکی همچون پیاده روی اربعین چه کمری از کفر و شرک، نفاق و تکفیر می شکند و دشمن، قدرت این مناسک را دریافته است و سعی می‎کند با مناسک هراسی و ایجاد دوگانه غلط، دینداری مناسکی و دینداری عاقلانه این قبیل مراسمات را هر چه می تواند کمرنگ کند.

 

وظیفه ما در این مقطع این است که با چشم باز حرکات دشمن را رصد کنیم و کسانی که آگاهانه سعی در تضعیف مناسک دینی دارند به چشم دشمن بنگریم و از سوی دیگر از آثار و برکات مجالس اهل بیت(ع) و عزاداری ها غافل نشویم و شکرگزار این نعمت الهی باشیم.

 

مجالس و عزاداری امام حسین(ع) را می‎توان به بهشت تشبیه کرد؛ چراکه انسان در بهشت هرچه که بخواهد موجود است و در مجلس عزاداری اباعبدلله(ع) هرچه که طلب کنیم، یافت می‎شود و ما باید این امتیازات خاص مناسک عاشورایی را ببینیم و فریب شیاطین را نخوریم.

 

برخی مدعی اند که مناسک مذهبی از جمله عاشورا و اربعین اهرم سیاسی جناح خاصی به شمار می روند، از این‎رو با آن چندان موافق نیستند.

در اینکه مناسکی چون عاشورا و از جمله اربعین یک حرکت سیاسی است تردیدی نیست؛ حرکت اباعبدالله(ع) یک حرکت سیاسی بود و مناسکی که در تعظیم، تجلیل و تذکار عاشورا هم برگزار می‌شود، رنگ و بوی سیاسی خواهد داشت؛ اما اینکه یک جریان سیاسی در داخل کشور برگزاری مناسک مذهبی و از جمله عاشورا را ابزار سیاسی جناح مقابل به حساب آورد کمی عجیب است، چرا که اگر این ادعا درست باشد متقابلا آن ها هم می توانند از این اهرم بهره ببرند.

 

اگر جناح مقابل از مناسک مذهبی کمک می‎گیرد و این جناح هم کمک بگیرد، اگر این جناح دستجات عزاداری و هیأت به راه می اندازد جناح مقابل هم همان‌طور عمل کند؛ بنابراین اگر این جریانات تعلقات دینی و مذهبی دارند و خود را شیعه می پندارند از ظرفیت مناسک دینی خود را محروم نکنند، مگر اینکه بخواهند پز روشنفکری بدهند و خود را در تقابل با این مناسک می بینند که در این صورت راه آن ها از سیره اهل بیت(ع) جدا می شوند.

 

با توجه به برگزاری مناسک دینی در تاریخ تشیع؛ سابقه و جایگاه آن را در سیره اهل بیت(ع) بیان بفرمایید.

وقتی بحث از مناسک و رسوم و آداب به میان می آید باید دانست که این ها بیشتر جنبه فرهنگی دارد و طبیعی است که بیشتر نسک الگو گرفته از فرهنگ و آداب و رسوم مردمی دارد که آن نسک در بین آنها برقرار است، به این دلیل که مناسک جزء فرهنگ عامه به حساب می آید و از تأثیرات آن بی بهره نخواهد بود.

 

با این حال بسیاری از این مناسک را می توان در سیره اهل بیت(ع) یافت و نمونه بارز آن مجالسی است که امام رضا(ع) برپا می داشتند و از کسانی همچون دعبل خزاعی دعوت می کردند تا به مرثیه سرایی و شعر خوانی در وصف امام حسین(ع) بپردازد.

 

طبق آنچه در حدیث مناجات حضرت موسی(ع) آمده است، ایشان از پروردگار عالم، علت برتری امت پیامبر اکرم(ص) را نسبت به دیگر امم جویا شدند، خداوند ده دلیل برای این برتری برشمرد که یکی از آنها عاشورا بود؛ این روایت نمایانگر عظمت این حادثه بزرگ است و نشانگر این مطلب است که باید عاشورا بزرگ داشته شود؛ اما در عین حال جایی نداریم که به فرض امام صادق(ع) زنجیر زده باشد؛ چراکه این ها به فرهنگ هر جامعه مربوط می شود و از آن نشأت می گیرد.

 

شکل عزاداری ها تابع فرهنگ هر قومی است؛ همان‌طور که در هر قومی نحوه احترام گذاشتن، احوالپرسی و... متفاوت است. وجه مشترک فرهنگ های مختلف در عزاداری ها این است که همه می خواهند از مقام بالای امام حسین(ع) تجلیل کنند.

 

مسأله مهم این است که مناسک تأثیرگذار هستند و به انتقال فرهنگ حسینی کمک می کنند، اما نباید این عزاداری‎ها به شکلی برگزار شود که موجب وهن دین و مکتب شود و هتک و بی احترامی به مذهب را به دنبال داشته باشد.

 

به صورت کلی آیا رویکرد برگزاری مناسک در جامعه اسلامی، تقابل عقل و عشق است یا به نظر شما کدامیک باید وجه غالب باشد؟

مناسک مذهبی به خصوص مناسک عاشورا تقابلی با عقل ندارد، چنان که ما هم‌گامی عقل و عشق را در خود قیام عاشورا و حرکت اباعبدلله(ع) نیز شاهد هستیم.

 

برخی معتقدند که امام حسین(ع) در حادثه عاشورا عاشقانه عمل کرد نه عاقلانه، اما این پذیرفته نیست، چراکه این حرکت به طور کامل در دایره عقل تعریف می شود؛ اما اگر ایشان با یزید بیعت می کرد و به فرض 10 سال بیشتر زنده بود آیا این عاقلانه بود؟ به طور قطع این در مقابل کاری که امام کردند به هیچ وجه عاقلانه نبود، زیرا با این حرکت  هم خود ابی عبدلله(ع) تا ابد زنده ماندند و هم میلیاردها انسان را زنده کردند.

 

بنابراین ما معتقدیم راهی که شیعه می‎رود در ضمن اینکه شور و عشق و احساسات در آن موج می زند، به طور قطع عاقلانه هم هست و عشق‎های مجازی که مبنای آن هوی و هوس است، در تقابل با عقل است و عشق حقیقی همان حب بالله و حب فی الله است که تقابلی با عقل ندارد.

 

بدین جهت عشق، شور و محبت حقیقی و همچنین علم و معرفت، مظاهر اسماء الهی هستند و در عالم لاهوت همه یک حقیقت می شوند و اسماء عین هم هستند و همه عین ذات خداوند هستند، بنابراین تقابلی با هم ندارند.

 

درباره کارکردهای مختلف مناسک مذهبی به ویژه عزاداری سید الشهدا(ع) توضیح دهید؟  

مناسک از جمله عاشورا و به طور ویژه تر مراسم اربعین در ابعاد متفاوت کارکردهای متنوعی می تواند داشته باشد و یکی از این کارکردها، کارکرد سیاسی آن است که می توان در عرصه بین المللی از آنها به عنوان نمایش اقتدار سیاسی در مقابل دشمن بهره برد.

 

کارکرد دیگری که برای مناسک دینی می توان برشمرد بعد معرفتی آن است و بسیاری از افراد در این مجالس و محافل با دین آشنا می شوند، عقاید و اخلاق آن ها اصلاح می شود و رشد معرفتی پیدا می کنند و این بسیار با اهمیت است.

 

کارکرد سومی که می توان برای مناسک ذکر کارکرد اجتماعی است؛ اینکه ما شاهدیم چه دستگیری هایی از اقشار آسیب پذیر جامعه صورت می گیرد و به نیازمندان کمک های قابل توجهی می شود و همه این ها به برکت این مجالس و محافل است و در نهایت باید گفت انسان دارای قلب و روح است و باید قلب خود را تغذیه کند و این مهم در مجالس اهل بیت(ع) اتفاق می افتد.

 

در مقابل تقویت مناسک آیا در بعد عقلانی و معرفتی دین هم این تقویت و فربهی را شاهد هستیم؟

اگر در برخی مواقع شاهد فربهی مناسک هستیم این به مذهب و به معارف دینی ما برنمی گردد؛ ما عزاداری و ذکر مصیبت را نمک مجالس سید الشهدا(ع) می دانیم، اما متأسفانه در برخی مجالس شاهدیم، زمان مناسبی در اختیار سخنرانان به عنوان متولیان بعد عقلانی و معرفتی مجالس دینی قرار نمی گیرد یا حتی آن ها را تحریک می کنند که وجه احساسی کار را تقویت کنند و در مقابل بهترین ساعت جلسات در اختیار مداحان قرار می گیرد و گاهی چندین ساعت صرف برنامه مداحی می شود.

 

بنابراین این مسأله به خود مذهب برنمی گردد و این به جهت افراط برخی از هیئات و مسؤولان این برنامه هاست و قابل قبول نیست؛ اما با این حال باید گفت اگر موضوع عزاداری های سید الشهدا(ع) را به صورت یک امر کلی نگاه کنیم، خواهیم دید که بعد عقلانی در آن قوی تر است؛ چراکه در طول تاریخ اتفاقات تلخ بسیاری رقم خورده است و خیلی ها جان خود را از دست داده اند.

 

به طور مثال واقعه حره در فاصله زمانی کوتاهی بعد از قیام عاشورا رخ داد و افراد بسیاری کشته شدند اما کسی از آن ها یاد نمی کند و کسی برای آن ها اشک نمی ریزد، اما نام امام حسین (ع) همچنان زنده است و پس از سال ها مردم بر ایشان اشک می ریزند، چرا که بعد معرفتی این حرکت بر جنبه احساسی آن می چربد.

 

به نظر می رسد برخی از ایجاد دوگانه عقل و احساسات در رابطه با مناسک مذهبی و گرفتن جانب عقل، قصد دارند با استفاده از اهرم عقلانیت و عقل گرایی نسبت به سکولاریزه کردن جامعه اقدام کنند و از آب گل آلود ماهی مقاصد شوم خود را صید کنند.

 

حوزه های علمیه متأسفانه از امکانات محدودی برخوردارند، اما با این حال نباید از این مسائل غفلت کنند و در تقویت شور و شعور در مجالس اهل بیت(ع) نقش جدی ایفا کنند.

/260/12/

ش, 07/26/1399 - 17:30