استاد مقامی:

نسبت دادن کفر به غیرشیعیان کج فهمی است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد عبدالمجید مقامی، استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و عضو هیأت رئیسه مجمع عمومی جامعه مدرسین طی گفت‌وگویی به مسائلی که سیدکمال حیدری اخیراً در یکی از رسانه‌ها مطرح کرده، پرداخته است که مشروح این گفتگو در ادامه آمده است.

 
سید کمال حیدری معتقد است که علمای شیعه به اجماع اهل سنت را تکفیر کرده‌اند، چنین ادعایی چقدر با واقعیت تطابق دارد؟
 
پیش از شیخ صدوق و خود شیخ صدوق در کتاب «الهدایه فی الاصول و الفروع» تا شهید ثانی، محقق کرکی، مرحوم امام و مرحوم محقق خوئی، اظهار شهادتین را برای مسلمان شدن کافی می‌دانند و هرگز هیچ یک از فقهای شیعه و متکلمین، مانند خواجه نصیرالدین طوسی، اعتقاد به امامت ائمه اطهار را جزو اصول دین ندانسته‌اند. البته به غیر از نواصب و غلات که حساب آن‌ها از سایر ادیان، فرق و مذاهب متفاوت است؛ بنابراین از میان فقها تا متکلمین مخصوصاً خواجه نصیرالدین طوسی و از میان فقها مانند علامه حلی در کتاب «مختلف الشیعه» به صراحت، شرط مسلمان بودن را پذیرش ولایت ائمه اطهار ندانسته‌اند.
 
 
البته مرحوم آقای خوئی، ولایت را از دو جنبه بیان کرده‌اند؛ ولایت به معنای محبت و دوست داشتن، که جزوی از ضروریات دین است و میان شیعه و اهل سنت مشترک می‌باشد؛ یعنی همان‌طور که ما محبت اهل بیت و ائمه اطهار را داریم، اهل سنت نیز ولایت ائمه اطهار را دارند. ولی ولایت به معنای خلافت را به‌هیچ شکلی جزو ضروریات دین و شرط مسلمان بودن نیست بلکه این شرط، شرطی برای مذهب به حساب می‌آید که ربطی به دین ندارد.
 
 
آن چه که سیدکمال حیدری در شبکه العراقیه مطرح کرد دو مدعا بود؛ مدعای اول ایشان این است که با قاطعیت می‌گوید که همه علمای شیعه بالاجماع به کفر باطنی سایر مسلمانان معتقد هستند، مدعای دوم ایشان نیز این است که دیدگاه علمای شیعه بر کفر باطنی سایر فرق مسلمان، سر از داعشی‌گری شیعه در می‌آورد! بنابراین تقریب مذاهب را یک امر ظاهری و غیر واقعی دانست؛ چرا که تقریب میان کفر و مسلمان اصلاً معنا ندارد.

 
اجماع بر کفر باطنی سایر مسلمانان وجود ندارد!
اولاً، چنین ادعایی را که با قاطعیت بر اتفاق و اجماع علمای شیعه بر کفر باطنی سایر فرق مسلمان مطرح می‌کنند، دلیل بر ناپختگی ایشان است؛ چون باید پرسید آیا ایشان آرای تمام علمای شیعه را دیده است؟ چه بسیار از علمای شیعه که در این زمینه اصلاً اظهار نظر نداشته‌اند و یا بسیاری از آن کسانی که اظهار نظر کرده‌اند، کتاب‌هایشان از بین رفته و آن کسانی که اظهار نظر کرده‌اند و کتاب‌هایشان موجود است چنین کفر باطنی را به آن‌ها نسبت نداده‌اند و این به نوعی کج فهمی و بدسلیقگی است.
 
 
این جست‌وجوی سیدکمال حیدری در میان فتاوای فقهای شیعه اگر نگوییم دیگران این مطالب را برایشان فراهم می‌کنند؛ اما می‌توان گفت این جست‌وجو در راستای اقدامات کسانی است که به دنبال تفرقه میان امت اسلامی‌اند؛ مانند عبدالملک‌بن‌عبدالرحمان شافعی.

 
شافعی و تفرقه افکنی در تشیع
 
شافعی کتابی به نام «الفکر التکفیری عند الشیعه، حقیقه ام افتراء؟» دارد. در این کتاب وی می‌گوید: «فکر تکفیری نتیجه حتمی شیعه است.» چرا؟ به خاطر اینکه امامت را جزو اصول دین می‌داند و وقتی دیگران قبول نداشتند باید کافر به حساب بیایند و تکفیر علمای شیعه شامل تمام فرق و مذاهب اسلامی است؛ بنابراین آقای عبدالملک‌بن‌عبدالرحمان شافعی دو دروغ مهم و روشن را به علمای شیعه نسبت داده است. دروغ اول این است که شیعه امامت را جزو اصول دانسته. درحالی که عرض کردیم امامت بالاجماع جزو اصول دین نیست. دروغ دوم نیز این است که شیعه تمام فرق اهل سنت را کافر می‌داند در حال دیگر بالاجماع فقهای امامیه تمام اهل سنت را به غیر از ناصبی و غلات، همه را مسلمان می‌دانند.

 
ادعای داعشی‌گری شیعه!
در پاسخ به مدعای دوم ایشان باید بگوییم که اولاً هیچ‌گونه ملازمه‌ای بین این مطلبی که آقای کمال حیدری به علمای شیعه نسبت می‌دهد، بین این مطلب داعشی‌گری شیعه ابداً هیچ ملازمه‌ای وجود ندارد؛ چون اسلام نسبت به اهل کتاب، مثل مسیحیت دعوت می‌کند که با همدیگر همکاری، محبت و زندگی مسالمت آمیز داشته باشید.

 
قرآن به زندگی مسالمت آمیز با غیرمسلمان‌ها توصیه می‌کند
قرآن کریم در سوره عنکبوت آیه ۴۶ می‌فرماید: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَأُنْزِلَ إِلَیْکُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُکُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ؛ هرگز با اهل کتاب مجادله نکنید مگر با یک روش احسن و نیکو و مگر با کسانی که ظالم هستند. به اهل کتاب بگویید ما ایمان آورده‌ایم به آنچه که به ما نازل شده و آنچه به شما نازل شده و خدای ما و شما یکی است و همه تسلیم خداوند متعال هستیم.» این توصیه‌ای است که قرآن کریم در نسبت برخورد مسلمانان با اهل کتاب بیان می‌کند.
 

پیامبر اکرم فرمود: «هرکسی ذمی را آزار دهد من دشمن او هستم.» ذمی یعنی کسانی که در ممالک مسلمین زندگی می‌کنند و مسلمان نیستند و اهل کتاب هستند. وقتی قرآن کریم و روایات اهل بیت و پیامبر اکرم نسبت به غیر مسلمان‌ها و اهل کتاب چنین توصیه‌هایی دارد و چنین نظری دارد چگونه شیعه که سر منشاء اقوال و فتاوای فقها و کتاب و روایت است سر از داعشی‌گری در می‌آورد؟
 
 
وهابیت ساخته و پرداخته انگلیس و منشاء اصلی داعش است
من معتقدم که حتی داعش ربطی به اهل سنت نیز ندارد و قائل به رفتار‌های داعشی نیستند. وهابیت حسابش جداست و این فرقه از فرقه‌های اهل سنت نیست؛ بلکه وهابیت ساخته و پرداخته انگلیس است. این سخن که داعشی‌گری سر از تفکر شیعی دارد واقعاً افتراء بزرگی می‌باشد.
 
 
تقریب مذاهب اسلامی بر اساس مسلمان بودن است؛ نه کفر ایمان باطنی. سیدکمال حیدری در این بحث گرفتار خلط شده و خودش نیز متوجه این خلط نیست. تمام تعاملات بین آحاد مسلمانان، از فرقه‌های مختلف و از عصر ائمه تا امروز بر اساس مسلمان بودن می‌باشد و این گونه تعاملات ربطی به کفر و ایمان باطنی اصلاً ندارد.
 

تمام زندگی دنیوی ما در روابط بین فرق مختلف و حتی در تعاملاتمان با دیگران، همه بر اساس مسلمان بودن است وگرنه اگر بخواهید کفر باطنی را در این جا حساب کنید ممکن است درمیان خود شیعیان در اثر عدم تفکر صحیح یا در اثر عدم پاکسازی و تهذیب قلب، رگه‌هایی از نفاق، شرک و کفر ممکن است در درون قلب این‌ها وجود داشته باشد؛ ولی این ملاک نیست.

 
رسا ـ با توجه به فرمایشات رهبر معظم انقلاب در شرایط حاضر وحدت جهان اسلام راه علاج مشکلات مسلمانان است؛ بنابراین اظهارات تفرقه افکنانه افرادی، چون سید کمال حیدری با چه انگیزه‌هایی صورت می‌گیرد؟
 
هرعاقلی اگر مقداری به زمانه خویش بصیرت داشته باشد، متوجه می‌شود که هجمه علیه اسلام و پیامبر اکرم(ص) روزبه‌روز درحال افزایش است. حتی برخی از رؤسای‌جمهور کشور‌های غربی مانند رئیس جمهور فرانسه در مقابل پیامبر اکرم(ص) موضع گیری کرده‌اند. چرا این‌ها موضع گیری می‌کنند و هجمه‌ها علیه اسلام زیاد شده است؟

 
گسترش اسلام و بغض بیدار دشمن
اسلام موجودی زنده و فعال است که می‌خواهد با برهان عقلی و فطرت، انسان‌ها را هدایت کند. انسان‌ها دارای فطرت الهی هستند؛ از هر آیین و مذهبی که می‌خواهند باشند فرقی نمی‌کند. چون می‌بینند اسلام به صورت وسیع در حال گسترش در میان مردم است، حساس می‌شوند و وقتی نمی‌توانند از نفوذ اسلام جلوگیری کنند، مجبور هستند بغض خودشان را به این صورت ابراز کنند که گاهی اوقات به شکل جنگ درمیان مسلمین ظهور می‌کند.
 
 
حتی برخی از جامعه‌شناسان و دانشمندان فرانسوی گفته‌اند ممکن است آینده اسپانیا و فرانسه، آینده مسلمانان باشد. به‌هرصورت تنها راه دفاع از اسلام و پیامبر اکرم(ص) و امت ایشان، وحدت است. اگر درهمین عصر پیامبر اکرم(ص) درمیان ما بود کاری می‌کرد میان امتش اختلاف پیدا شود یا تمام تلاششان را می‌کردند تا وحدت باشد؟ پاسخ این مسأله واضح و روشن است، پیامبر اکرم(ص) حرف و سخنی که بویی از تفرقه بدهد را نمی‌زد و همه افراد امت را به وحدت دعوت می‌کرد.

 
رسا ـ چرا سیدکمال حیدری به جای طرح این مباحث در محافل تخصصی و علمی به کنشگری رسانه‌ای روی آورده و عموم مردم را مخاطب خود قرار داده است؟

اولاً بسیاری از انسان‌ها دوست دارند دیده بشوند. برای دیده شدن هرکسی راهی را می‌پیماید. در میان حوزه‌های علمیه برخی نیز برای دیده شدن، حرف‌های آن‌چنانی می‌زنند تا دیگران آن‌ها را ببینند. حرف‌هایی می‌زنند تا دیگران را حساس کنند تا دیده شوند. این یک مشکل روانی است که برخی دارند که باید با عمل به علم اخلاق، این مشکل خودشان را حل کنند.

 
مسأله نفوذ در حوزه علمیه
باید دقت داشت که امروز حوزه علمیه، زیر ذره بین دشمنان اسلام است و امکان دارد طی یک برنامه طولانی مدت و با صبر و حوصله، دشمنان، افرادی را با چندین واسطه در میان روحانیت و حوزه علمیه نفوذ بدهند تا به صورت طولانی مدت بر روی افراد کار کنند که منجر می‌شود به اینکه برای دیده شدن، حرف‌های آن چنانی می‌زنند؛ از جمله حرف‌های تفرقه آمیز؛ بنابراین علمایی که دارای سلوک عالمانه هستند، این چنین سخن نمی‌گویند، بلکه مراقب سخنان خودشان هستند.

 
رسا ـ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چه فرآیندی را طی کرد که منجر به صدور بیانیه صریح و شفاف علیه سیدکمال حیدری شد؟

اولین کسانی که علیه این شخص رصد کردند و موضع گرفتند شخص مراجع بودند و علیه او موضع گیری کردند. بعد از آن نیز جامعه مدرسین حساس شد و موضع گیری کرد و اتفاقاً این موضع گیری، کاملا موضع گیری صحیح و درستی است که در راستای تقویت جایگاه مرجعیت است که مرجعیت رکن اساسی حوزه علمیه می‌باشد؛ بنابراین کاملا موضع گیری جامعه مدرسین به موقع و در زمانه خودش است.
 
 
در پایان نیز باید یک نکته را بیان کنم. در خیلی از کلیپ‌های سیدکمال حیدری، مغالطه و خلط وجود دارد. برای مثال در مورد یکی از کلیپ‌هایی که در سال ۱۳۹۸ از جانب ایشان درمورد شیخ مفید پخش شده بود. ایشان قبل‌تر گفته بودند که اگر شیخ مفید زنده بود باید شاگرد من می‌شد!
 

این گونه برخورد کردن بی‌ادبانه با استوانه‌های علمی شیعه، حاکی از غرور و تکبر یک انسان است. علمای پخته ما که در سلوک عالمانه ورزیده هستند، هرگاه می‌خواهند به یکی از فقها و اعلام فقه، اشکالی را وارد کنند، ابتدا او را تکریم و تعظیم می‌کنند و سپس اشکال را به صورتی لطیف بیان می‌کنند!

 
نتیجه یک مغالطه برای مخاطب عوام
سیدکمال حیدری گفتند شیخ مفید در کتاب «اوائل المقالات» فرموده امامیه بالاتفاق پیامبر نص بر امامت حضرت علی(ع) کرده است؛ امام باید معصوم باشد؛ امامت باید فقط در بین بنی هاشم باشد که از امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و مابقی باید از نسل امام حسین(ع) باشد و این که در هر زمانی باید امام باشد تا خداوند به وسیله او احتجاج نماید. خوب این چهار مورد کاملاً درست و از اصول تشیع است.
 
 
بعد از این سخنان، می‌گوید سیدمرتضی و دیگران نیز همین چارچوب را دنبال کردند. ولی سیدکمال حیدری نمی‌گوید اساس این چهار چیز در کتاب و سنت است! این چارچوب را برای عوام مطرح می‌کند و حالا مخاطب با شنیدن این سخنان چه چیزی را می‌فهمد؟ می‌فهمد که این چارچوب در کتاب و سنت ریشه ندارد و ساخته و پرداخته شیخ مفید و افراد پس از او هستند؛ مانند سیدمرتضی. در حالی که این چارچوب را که علما و فقها گفته‌اند همگی در کتاب و سنت و احادیث اهل عصمت ریشه دارد.
 
 
حتی برخی از اصحاب بدون واسطه ائمه اطهار، در مورد امامت کتاب نوشته‌اند و هم از آیات و هم از روایات اهل سنت استفاده کرده‌اند؛ مانند ابوجعفر، احمدبن‌حسین‌بن‌عمربن‌یزیدبن‌صیقل‌کوفی که از اصحاب امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) است.
 
 
در حال حاضر دشمنان تمام تلاش خود را می‌کنند تا میان علما تفرقه بیندازند و فهمیده‌اند که این تفرقه اندازی، باعث تفرقه افتادن در میان علماست و برای ورود در عرصه تفرقه افکنانه، یک سری افراد را ولو با واسطه وادار می‌کنند تا مبانی کفر آمیزی را نسبت به اهل سنت و یا بالعکس انجام بدهند که این کار، کار درستی نیست.
/260/12/
چ, 08/28/1399 - 12:31