استاد جلالی:

سیره امیرمؤمنان(ع) در بیان محترمانه و صابرانه وقایع پس از وفات پیامبر(ص)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد مصطفی جلالیدر یادداشتی به تحلیل سخنان امام جمعه خاش پرداخت و هفت نکته درباره مناقشات اخیر از جمله موقف جهان اسلام، تله دشمن، سیره امیر بصیرت و صبر، اختلاف روایت، ظهور حقیقت، وظیفه امت و بشارت مطرح کرد. متن این یادداشت در ادامه از نظر می‌گذرد.

 

 

این روزها موضوع شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در فضای مجازی، میان برخی، گاهی محور بحث و گفت‌وگو و گاهی هم بهانه جدل و نزاع لفظی شده است. طبعاً با پیش‌بینی اتفاقات پیش رو این موضوع احتمالاً تشدید خواهد شد.

 

 

به عنوان یک طلبه ناچیز چند نکته به ذهنم می‌رسد که به نظرم ضروری است در گفت‌وگوهای این روزها و روزهای سخت پیش رو ملاحظه شود:

 

 

۱- موقف جهان اسلام

شکی نیست که جهان اسلام، در موقف تاریخی و سرشار از بیم و امید قرار دارد. امید به فضل الهی و پیروزی بر کفار و مشرکین و اعتلای مجدد پرچم توحید و تمدن اسلامی و اظهار دین اسلام علی الدین کله و نجات بشریت از شیاطین و سلطه‌گران...

 

 

و از طرفی بیم شکست از صهیونیسم و کفار و به حاشیه رفتن آرمان اسلام تا سالها و بلکه قرن‌های متمادی و افساد شیاطین در حرث و نسل و افتادن بشریت در دام تمدنی که دین و دنیای او را تباه ساخته و تباه خواهد ساخت.

 

 

مسئله امروز جهان اسلام مساله ترویج گسترده کفر و بی‌خدایی و اباحه‌گری و فساد جنسی و انهدام خانواده و به طور کلی تمدنی است که انسانیتِ انسان را هدف گرفته است و شیعه و سنی نمی‌شناسد. نوجوان، در خانه ی من طلبه شیعه و در خانواده مولوی اهل سنت امروز آماج حمله ناپیدای کفار است و دین و دنیای او در خطر است. اگر این تمدن شیطانی را شکست ندهیم اصل اسلام به تاراج می‌رود و معلوم نیست چه زمانی و توسط چه کسی دوباره علم توحید بالا برود؟!

 

 

۲- طراحی پیچیده در موضوعی حیاتی برای شیعه و سنی

روزی که شنیدم جریان شیعه انگلیسی با هزینه‌ای فوق‌العاده تصمیم گرفته فیلم شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها را منتشر کند به دقت و پیچیدگی طراحی شیطنت بار آنها احسنت گفتم! هیچ موضوعی در جهان اسلام و بین فرق اسلامی توان ایجاد یک شکاف عمیق و حتی یک جنگ مذهبی سراسری را مانند این موضوع بزرگ ندارد.

 

 

از طرفی شیعیان هستند؛ و دردی که قرن‌ها در سینه داشته‌اند و غیرت عجیبی که در این موضوع دارند و این مساله برایشان موضوعی حیاتی و ناموسی است...

 

 

و از طرفی اهل سنت؛ که در مقابل کثرت آیات و روایات اکرام و محبت ذوی‌القربی، چنین روایتی از روزهای بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) هویت مذهبی آنها را به شدت به خطر می اندازد و ابدا برایشان چنین روایتی باور پذیر نیست.

 

 

پس اگر می‌خواهی در میان امتی که تمدن شیطانی‌ات را به خطر انداخته جنگ بیافرینی و در شکاف این امت زمان بخری و خودت را در منطقه بازسازی کنی؛ شیعه انگلیسی را حمایت کن که فیلمی دقیقا منطبق بر روایت شیعه بسازد که هیچ شیعه‌ای (در فضای روایات شیعه) نه جرئت کند و نه بتواند آن را نقد کند و سنی آمریکایی را تحریک کن که معتقدین به این روایت را تکفیر کند؛

 

 

آنگاه جوان شیعه در حمایت از ناموس اهل بیت علیهم السلام و جوان سنی در جلوگیری از انحراف دینی و دفاع از خلفای رسول الله(ص ) هر دو خالصانه به جهاد خواهند رفت و آنکه پیروز می‌شود تو هستی؛ زمان می‌خری و خود را بازسازی می‌کنی...

 

 

۳- سیره اهل بیت و خصوصا امیرالمؤمنین (علیهم السلام) در این موضوع

صاحب این حق و امیر بی‌بدیل بصیرت و صبر در چنین موقفی چه می‌کند؟ می‌فرمایند: «فَرَاَيْتُ اَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا اَحْجى، فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذًى، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً». او دو کار می‌کند: اول اینکه اصل روایت اتفاقات بعد از وفات رسول الله(ص) را بدون اینکه حساسیت و بی‌احترامی و تحریک ایجاد کند نگهداری می‌کند و حق را صابرانه و محترمانه به زبان می‌آورد و دوم اینکه کمر همت می‌بندد و بر حرکت نورانی امت به سمت «لیظهره علی الدین کله» تمرکز می‌کند.

 

 

نه حق را به فراموشی می‌سپارد؛ که این هنر علی و شیعیان اوست که حق را بدون تحریک طرف مقابل حفظ می‌کنند؛ و نه آرمان رسول الله را فراموش می‌کند و یادش نمی‌رود که صدیقه طاهره نیز فدایی همین آرمان بود و به عشق شنیدن نام رسول الله از مأذنه‌های عالم صبر کرد.

 

 

۴- مسلم بودن شهادت حضرت زهرا(س) از نظر شیعیان و وفات ایشان از نظر اهل سنت با توجه به منابع خودشان

این مطلب خیلی طبیعی است. موضوعی بدین پایه از حساسیت از هر دو طرف به شدت محافظت می‌شود و به نظر بنده هیچ کس نخواهد توانست در بحث علمی مبتنی بر منابع تاریخی و حدیثی طرف مقابل را بر روایت خود از وقایع بعد از وفات پیامبر(ص) اقناع کند. لذا به نظر بنده در موضوع، بحث علمی منتفی نیست؛ لکن بحث علمی منتج که طرف مقابل را به اقناع برساند قطعا منتفی است...

 

 

۵- در اعتقاد شیعه و سنی موضوع چه زمانی مشخص می‌شود و اثرش چه خواهد بود؟ در اعتقاد شیعیان این موضوع تا قیامت مخفی نخواهد ماند. شیعیان معتقدند در رجعت به اذن الهی افرادی از گذشتگان بازخواهند گشت و موضوعات سرنوشت ساز که هدایت بشر به آنها وابسته است روشن خواهد شد.

 

 

در آثار شیعیان این مطلب بیان شده است که خلفا نیز رجعت خواهند داشت و مسئله از آنها استعلام خواهد شد و طبعا مبتنی بر محکمات قرآن و حدیث و آنچه از زبان ایشان در رجعت بازگو می‌شود حق از پشت ابر ضخیم تاریخ بیرون خواهد آمد و این خود اسباب هدایت فوج های عظیمی از انسان‌ها خواهد بود.

 

 

اهل سنت نیز اعتقاد دارند این ظلم بزرگ به خلفا در قیامت که یوم تبلی السرائر است روشن خواهد شد و آنها که روایات شهادت را جعل کرده‌اند و گروه فراوانی را به گمراهی برده‌اند به عذاب الهی گرفتار می‌شوند.

 

 

طبعاً پیروان هر مذهب مبتنی بر آثار خود حجت دارند و مبتنی بر حجت خود عمل می‌کنند و اگر در این مسیر توهین و تحریک انجام نشود می‌توان بر این دو عقیده بود و در کنار هم زندگی کرد. کما اینکه طبق اعتقاد شیعیان، امیرالمؤمنین(ع) که خود شاهد و و صاحب این حقیقت است چنین زیسته.

 

 

۶- وظیفه امروز امت اسلامی

امت اسلامی تا روزی که حق آشکار نشده، به دلالت نص صریح قرآن موظف است از تفرقه بپرهیزد و به حبل الله اعتصام ورزد. باید به حکم عقل، آنچه را که موضوع اختلافی است و امکان بررسی علمی منتج ندارد، تا زمان مقدر خودش به تعویق بیندازد. البته طبعا این مطلب به این معنا نیست که شیعیان عزاداری نکنند و اهل سنت تاریخشان را نگویند! بلکه عزاداری صدیقه طاهره که حامل این روایت در طول تاریخ است بدون توهین و تحریک انجام می‌شود و روایت تاریخی اهل سنت نیز همچنان تعلیم و تعلم می‌شود تا در زمان خود حق آشکار شود.

 

 

آنچه مهم است نبردن این بحث به میان توده‌های مردمی است که بر عقاید خود استوارند و حاضرند برایش به فتوای علما و بزرگان خود جان بدهند. میدان‌دار روزهای سخت پیش رو باید علمای پخته و اهل دقت و اولوا الالباب باشند. افسار سخن را نباید به سخنرانانی سپرد که هیجان مذهبی طرف مقابل را تحریک می‌کنند.

 

 

و اما نکته پایانی...

 

 

ما شیعیان و اهل سنت؛ زخم‌خوردگان یک تاریخ طولانی از استعمار و  شیاطین؛ دست تفرقه انگیز اهل باطل را خوانده ایم و محال است از این موضع دوباره گزیده شویم...

بعون الله و توفیقه

انه ولی التوفیق و علیه التکلان

«رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا؛ إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا؛ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا»

/260/12/

ش, 11/04/1399 - 13:20