استاد خان بلوکی مطرح کرد؛

قطره ای از دریای فضایل امیرالمومنین

نوع اداره کردن این منطقه و برخوردی که حضرت امیر علیه السلام به عنوان یک حاکم اسلامی با افرادی که بعضا مسلمان نبودند داشتند در فرازی از عهدنامه مالک اشتر مشخص است که آن حضرت می فرمایند: مردم یا با تو در دین و عقیده برادر ایمانی هستند یا لااقل در خلقت و آفرینش با تو همجنس هستند.

 

استاد امیر خان بلوکی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید گفت: در این روز با برکت شایسته است به صورت ویژه نمادها و راهنمایی های کلی امیرالمؤمنین علیه السلام را در باب حکومت و رفتار حاکمان اسلامی با مردم و وظایفی که به عهده حکومت ها است، بررسی کنیم و شیوه حکومتی آن حضرت را ببینیم.

 

وی افزود: سایر ائمه علیهم السلام هم دستوراتی در این زمینه دارند اما چون در مرحله اجرا تجربه حکومت علوی برای هیچ یک از ائمه علیهم السلام اتفاق نیفتاد سخنان آنها تا این میزان مبسوط و گسترده نیست حتی در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم مشاهده می کنیم که حکومت ایشان محدوده کوچکی را فرا گرفته بود مانند حکومت امیرالمومنین علیه السلام گسترده نبود چون در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام ایران فتح شده بود. تقریبا در سال هفده هجری مقداری از ایران و شام فتح شده بود و زمانی که حضرت امیر علیه السلام حاکم شدند تقریبا همه ایران فتح شده بود و از شمال هم هم تا شامات و فلسطین به دست مسلمین افتاده بود.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نوع اداره کردن این منطقه و برخوردی که حضرت امیر علیه السلام به عنوان یک حاکم اسلامی با افرادی که بعضا مسلمان نبودند داشتند در فرازی از عهدنامه مالک اشتر مشخص است که آن حضرت می فرمایند: مردم یا با تو در دین و عقیده برادر ایمانی هستند یا لااقل در خلقت و آفرینش با تو همجنس هستند. بر این اساس به مالک اشتر توصیه می کنند لااقل باید سهم انسانی و شهروندی آنها را در نظر بگیری، خیلی شایسته است که به صورت استدلالی و روش خارج فقه و اصول وارد این امور شویم و این مطالب را ببینیم و ویژگی های شخصیتی آن حضرت را در جایگاه یک حاکم در رابطه با دعوت و ترویج دین بررسی کنیم.

 

وی اضافه کرد: مورخین نوشته اند که امیرالمؤمنین علیه السلام شخصا در بازارها می گشتند و می فرمودند: «معاشر التجار الفقه ثم المتجر» اول فقه را بیاموزید و سپس تجارت را انجام دهید که این مسأله متأسفانه امروزه وجود ندارد که کسبه اول احکام را یاد گیرند و بعد تجارت انجام دهند چون از این تجارت نان حلال و حرام در خواهد آمد و نسلی از این ارتزاق خواهند کرد و نسل های بعدی ثمره این نسل خواهند بود به همین خاطر این مسأله خیلی موثر و با اهمیت است.

 

استاد خان بلوکی اظهار داشت: نوشته اند که آن حضرت آخرین نفری بودند که به منزل می رفتند و مراقب بودند که مسافری بی پناه نباشد و فردی بی جا و مکان، بی غذا و خوراک نباشد. حکایت آن کنیزی که پولش را گم کرده بود و به حضرت رجوع کرد معروف است که به همین علت روی داد که حضرت امیر علیه السلام آخرین نفری بودند که به خانه می رفتند. آن حضرت نسبت به آداب دینی، اخلاقی و اجرای سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اهمیت زیادی قائل بودند.

 

وی اضافه کرد: نوشته اند که در همان سالی که حضرت وارد کوفه شدند، ماه رمضان رسیدند؛ متأسفانه اهل کوفه که بعضی از امروزی ها فکر می کنند که همه آنها شیعیان دوازده امامی با همین عقیده امروزی ما بوده اند و بعضی از آنها در سپاه امیرالمومنین علیه السلام می جنگیدند نماز تراویح را به جماعت خواندند، حضرت منادی فرستادند و در بعضی از نقل ها امام حسن علیه السلام را فرستادند که به اینها ندا بده: «لا جماعة فی النفل» اما آنها جزع و فزع کردند و زیر بار نرفتند.

 

وی خاطرنشان کرد: نوشته اند که فردی از بزرگان کوفه وضو می گرفت، حضرت فرمودند که در وضو اسراف نکن به حسب نقل جسارتی هم به حضرت کرد که زیر بار حرف حضرت نرود که آب می ریزم اما متعرض خون مسلمین نمی شوم، در فضای کوفه حضرت امیرالمومنین علیه السلام منتقدین جدی ای هم داشته اند، در باب حرمت خون مسلمین در نقلی است که در مسجد کوفه ازدحامی شد و فردی در زیر دست و پا از بین رفت و حضرت از بیت المال دیه او را پرداختند. این عمل حضرت به واسطه این روایت بود: خون مسلم هدر نمی رود و باید دیه اش را تقبل کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: در بحث های اخلاقی نقل شده است که فردی به شدت در محل وضو گرفتن مسجد کوفه به ایشان اصابت کرد و به دلیل این که هیکل بسیار تنومندی داشت، آن حضرت محکم با مشت به سینه او کوبیدند، حضرت فرمودند: این مشت را به تو زدم برای این که اگر با بی احتیاطی به یک فرد ضعیفی برخورد کرده بودی، او را مجروح و مصدوم می کردی. این مطلب نشان می دهد که آن حضرت تا این حد به آداب اجتماعی روز مره اهمیت می دادند. در ابعاد مختلف شخصیتی حضرت امیرالمومنین علیه السلام درس های بسیاری برای ما نهفته است.

 

وی تصریح کرد: نکته مهم و قابل توجه در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام جریان تکفیر و خوارج بوده است که برداشت بد از دین خدا توسط این جماعت باعث شهادت آن حضرت شد. حضرت امیرالمومنین علیه السلام در برخورد با این مسأله از جهت فرهنگی هم خودشان مباحثه، بحث و استدلال می کردند و هم کسانی مثل عبدالله بن عباس را مأمور کردند که با اینها صحبت کند و استدلال کند که آنها اشتباه می کنند، آنها معتقد بودند که فرد در هنگام گناه کردن کافر می شود و دین ندارد و لذا در آن حال اگر کشته شود، کافر از دنیا می رود، حضرت امیر علیه السلام و شاگردان آن حضرت بیان می کردند که این فرد مومن است که عمل فسقی از او سر زده است اما کافر نیست و به این واسطه، تندی در رفتار آنها با بحث های علمی و بهره گیری از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کوبیده می شد.

 

استاد خان بلوکی اظهار داشت: الحمدلله به فضل مجاهدت های علمی حضرت امیر علیه السلام و اصحاب آن حضرت و جنگی که اتفاق افتاد-هر چند که حضرت خیلی تلاش کردند که خونی از مسلمانی نریزد-آن فکر از بین رفت ولو این که متأسفانه آن چند نفری که باقی ماندند، موجب شهادت آن حضرت گردیدند.

 

وی تاکید کرد: بالأخره ما مکلفیم به عنوان شیعیان آن حضرت در سطوح حاکمیت برنامه ای داشته باشیم فلذا در راستای روشنگری و در این جهت که مردم را در راه برداشت های دینی سلیم قرار دهیم، باید قدمی برداریم. گه گاه می شنویم که فردی فلان آیه قرآن را می خوانَد و می رود یک مسلمان را می کشد، خودش زود تصمیم می گیرد و حکم می دهد و اجرا می کند، این مسأله انحرافی است که در جامعه اسلامی واقع شده است و ما باید بالأخره با این مسأله هم به صورت علمی و هم عملی برخورد کنیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: نکته پایانی که باید به آن توجه کنیم این است که هیچ گاه حکومت و حاکمیت اسلامی نباید در اجرای عدالت از مردم عقب بمانند یعنی نباید موردی باشد که مردم در آن مدعی باشند که در این مورد حاکمیت اسلامی به عدالت برخورد نکرده است. این هم در بیانات حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه روشن است لذا می پرسیدند که آیا در میان شما به عدالت برخورد نکردم؟ در این حال کسی جواب منفی نمی داد و هیچ وقت کسی نیامد و بیان نکرد که در میان ما به عدالت برخورد نکردید.

 

وی افزود: این یک رویکرد و زاویه دید و یک نوع عملکرد خاصی است که هیچ وقت نباید تا آن جایی که می توانیم و قدرت و حوصله داریم از اجرای عدالت سرباز زنیم، حاکمیت اسلامی باید به گونه ای باشد که بتواند چنین ادعایی را بکند. چنین نیست که مسائل مادی در جامعه اسلامی بی اهمیت باشد که امروزه برخی چنین نظری دارند که غرض از تشکیل حکومت اسلامی مادیات نیست حتی در لحظات آخری که حضرت امیرالمومنین علیه السلام ضربت خورده بودند از بزرگان قبایل کوفه پرسیدند که آیا نوع رفتار من در فیء و سهم شما از بیت المال نیفزود، همه آنها قسم خوردند که چنین بوده است و دنیای ما را آباد کردید.

 

وی در انتهای سخنانش اظهار داشت: حاکمیت جامعه اسلامی فقط مامور به مسائل اخروی نیست، مأمور به اخلاق و اجرای دین، دیانت، شریعت، قانون و مامور به تقسیم عادلانه اموال و بیت المال و سهم مردم از آن است و باید هم دنیای مردم و هم عقبای آنها را آباد کند. امیدوارم که خداوند توفیق دهد که ما از کلمات آن بزرگوار استفاده کنیم و آنها را به کار ببندیم و به این دستورات عمل کنیم که هم دنیای آباد داشته باشیم و هم در آخرت شرمنده آن بزرگواران نباشیم./260/21/

 

س, 05/30/1397 - 23:04