چه چیزی سبب گردید تا از ابوالحسن، علی (ع) عیبجویی کنند؟ عیب او گفتند؛ زیرا شمشیرش، خویش و بیگانه، شجاع و ترسو نمی شناخت. دریافتند که او به مرگ توجهی ندارد. دیدند که او چگونه بر آنها می تازد و آنان را به وادی فنا می افکند و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران باقی می گذارد. به کتاب خدا مسلط و دانا و خشم او در راه خوشنودی خداوند بود.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید استاد محمد باقر ساعی ور بیان داشت: دین اسلام دین جامعی است که علاوه بر احکام فردی، از احکام اجتماعی نیز برخوردار است و اساسا کمال یک دین به این است که تمام ابعاد انسان را لحاظ کرده باشد.
وی افزود: یکی از ابعاد این دین _ که ضامن حفظ آن است_ مسأله «رهبری و امامت» است البته در این زمینه دو مکتب در اسلام است: یکی از این مکاتب مسأله «خلافت و رهبری» بعد از رسول خدا صلی الله علیه و سلم را صرفا «سیاسی» می داند و مکتب دیگر مکتب حقّه شیعه امامیه است که «امامت» را علاوه بر بُعد سیاسی، از بعد ولایتی و باطنی نیز در نظر دارد.
استاد ساعی ور بیان داشت: از منظر مکتب شیعه «امام» شخصیتی است که تنها یکی از شؤونش حکومت است؛ از دیگر شؤون یک امام می توان به «مرجعیت علمی» او اشاره داشت؛ امام مبیّن دین است و دین را از تحریف و بدعت حفظ می نماید. از دیدگاه شیعه امام دارای ولایت باطنی است و ولایت به امر می کند و نفوس مستعدّه را به کمال می رساند. امام به تمام معنای کلمه، رهبر و واسطه فیض بین خالق و مخلوق است.
وی اضافه کرد: مرجعیت علمی، معنوی و ولایتی «امام» از منظر تشیع است که عمق نگاه این مکتب تعالی بخش را به بحث رهبری و امامت نشان می دهد. ابعاد روحی و عرفانی «امام» نیز همگام با شأن سیاسی حاکم و حکومت در جامعه اسلامی است البته با این نگاه در اسلام حکومت بر انسان ها در سایه شعاعی از «ولایت» تعریف می شود چون تعریفی که اسلام از رشد انسان ارائه می دهد بسیار فراتر از ابعاد مادی و رفاهی او است. راهبری انسان ها و جوامع انسانی از سوی دین نیز با این تعریف در ارتباط است.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: بعد از جریان غدیر اتفاقاتی در امّـت اسلامی پدید آمد که می توان به این موارد اشاره کرد: حسادت نسبت به امیرالمومنین علیه السلام با توجه به ویژگی ها و برتری های آن حضرت نسبت به سایرین از جمله: سبقت در دین، «باب مدینة العلم» بودن و رزم آوری ایشان که در بین مردم تبدیل به مثل شده بود.
وی با اشاره به اتفاقات پدیده آمده در امت اسلامی پس از واقعه غدیر افزود: ریاست طلبی از جمله اتفاقاتی بود که پس از واقعه غدیر و قطعی شدن نزدیکی رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در میان برخی از مسلمانان پدید آمد. دیگر اتفاق پدید آمده در این جامعه تکبر بود. اجتهاد کردن افراد در مقابل نص هم از جمله این اتفاقات به شمار می رود. علامه امینی موارد زیادی از اجتهادات صحابه را برشمرده است و در کتاب الغدیر به همین نام _اجتهاد در مقابل نصّ_ بابی را به همین نام بدان اختصاص داده است.
استاد ساعی ور افزود: کینه ورزی نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام هم از جمله وقایعی بود که پس از واقعه غدیر ظهور و بروز بیشتری یافت. این کنیه ورزی ریشه در کشته شدن بسیاری از اعراب به دست امیرالمؤمنین داشت که بعضا از اقوام صحابه نیز بودند.
وی اضافه کرد: نگاه قبیله ای به مقوله امامت و خلافت هم از جمله اتفاقات پس از واقعه غدیر و بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود به این معنا که این مسأله را صرفا مانند حکومتی دنیوی می دانستند. لذا حضرت زهرا سلام الله علیها به این مسأله اشاره می کنند: «فکر کردید اتفاق مهمی نیفتاده است و شتری است که بجای آنکه درِ این خانه ببندید، بر در آن خانه بسته اید.»
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اینها بخشی از عواملی هستند که در شعله ور شدن جریان سقیفه نقش داشتند. حضرت زهرا سلام الله علیها در این رابطه خطاب به زنان مدینه می فرماید: «و ما الذي نقموا من أبي الحسن نقموا مِنْ أَبِی الْحَسَنِ نَقَمُوا مِنْهُ وَاللَّهِ! نَکیرَ سَیفِهِ، وَ قِلَّةَ مُبَالاتِهِ بِحَتْفِهِ، وَ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ، وَ نَکالَ وَقْعَتِهِ، وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ» چه چیزی سبب گردید تا از ابوالحسن، علی (ع) عیبجویی کنند؟ عیب او گفتند؛ زیرا شمشیرش، خویش و بیگانه، شجاع و ترسو نمی شناخت. دریافتند که او به مرگ توجهی ندارد. دیدند که او چگونه بر آنها می تازد و آنان را به وادی فنا می افکند و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران باقی می گذارد. به کتاب خدا مسلط و دانا و خشم او در راه خوشنودی خداوند بود.
وی تأکید کرد: سقیفه معنایش انحراف از عقیده امامت بود اما کسانی که سقیفه را تشکیل دادند راضی به این حد نبودند و می خواستند لباس حقّانیت به آن بپوشانند تا رسمیت بیابد. برخی از محقّقین هم به این مورد تصریح کرده اند که شیعه به دنبال حقیقت و تحقّق آن چیزی است خدا و رسولش فرموده اند اما مخالفین می خواستند آنچه واقعیت یافته را به عنوان حقیقت تبلیغ نمایند. در این راستا جریاناتی را در تاریخ اسلام رقم زدند. از جمله آنها می توان به «رسمیّت دادن و حجت دانستن اجماع اهل حلّ و عقد» اشاره کرد.
استاد ساعی ور بیان داشت: مورد دیگر تلاش برای «بیعت گرفتن از امیرالمومنین علیه السلام» با حکّام بود. همانطور که بیان شد، این امر در راستای حقّانیت بخشیدن به واقعیت موجود بود اما «امامت» امری شخصی و مربوط به خود امیرالمؤمنین علیه السلام نیست بلکه حقّ الله و مربوط به راهبری انسان ها و ابعاد گسترده دین است.
وی افزود: از طرف دیگر اگر امیرالمؤمنین علیه السلام عملاً وارد درگیری با جریانات روبرو می شدند از دو حال خارج نبود: یا به شهادت می رسیدند و حتی اگر زنده می ماندند _ بنا بر روایات ما_ بسیاری از تازه مسلمانان از دین بر می گشتند چون به جامعه تازه تأسیس شده ای نگاه می کردند که بزرگان از مسلمانان در آن درگیر تصاحب قدرت هستند و به غلط ریاست طلبی را اساس دین می پنداشتند البته در این بحرانها فتنه ابوسفیان ها و فرصت طلبی آنها در سوار شدن بر این موج و خطر قدرت های غرب و شرق جهان اسلام هم در نحوه تصمیم گیری امیرالمؤمنین علیه السلام بی تأثیر نبود.
این استاد حوزه علمیه قم بیان داشت: امیرالمؤمنین نه می توانست از این حقّ بگذرند، به این دلیل که حقّی شخصی نبود و مربوط به خداوند متعال و نه می توانست نگذرد، زیرا خطر از هم گسیختگی مسلمانان جامعه اسلامی را تهدید می کرد. در اینجا به این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ی شقشقیه نهج البلاغه می رسیم :«صبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی» صبر کردم در حالی که تیغ در چشم و استخوان در گلویم بود. مثل این بود که آن حضرت نه می توانستند این استخوان را فرو ببرند و از این حق بگذرند و نه آن را بیرون بیاورند و درگیری نظامی ایجاد کنند.
وی افزود: با توجه به اینکه طبق آیه اکمال در سوره مائده، امامت اکمال دین و اتمام نعمت است؛ با امامت است که دین از خطرات، حوادث، تحریف و حتی حذف و نابودی حفظ می شود. در اینجا فاطمه زهرا سلام الله علیها نقش خود را به احسن وجه ایفا کردند.
استاد ساعی ور تأکید کرد: دفاع از ولایت یعنی، دفاع از عقیده ای که حافظ دین است دفاع از ابعاد گسترده انسان، دفاع از مکتب بزرگتر، از نظم بخشی به جامعه و دفاع از به تعالی رسیدن انسان در حکومت ها لذا اگر کارکرد اصلی امامت و ولایت را حفظ دین در تمام ابعاد آن بدانیم، نقش حضرت زهرا سلام الله علیها حفظ امامت بوده است لذا ارزش فعالیت حضرت زهرا سلام الله علیها در این حرکت سیاسی آن است که حقّانیت امامت و ولایت به عنوان حافظ دین اسلام به اثبات رساندند. اگر چه نتیجه مرحله نخستین سقیفه در عمل 25 سال به طول کشید لکن اما حضرت زهرا سلام الله علیها با عمل خود توانستند عدم حقّانیت را از قامت امامت دور کنند.
وی افزود: برای این مطلب مصادیقی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می شود: 1- حضرت زهرا سلام الله علیها با غاصب خلافت بیعت نکردند و به مردم مدینه عموما و زنان مدینه خصوصا حق ولایت امام علی علیه السلام را یادآوری کردند.2- حضرت زهرا سلام الله علیها در این راستا مبارزه ایجابی هم کردند و خطبه فدکیه از مصادیق این درگیری است. 3- سرانجام با عدم رضایت از دستگاه حاکمه به شهادت رسیدند.4- غصب فدک را اثبات کردند.
این استاد حوزه علمیه قم در انتهای سخنانش افزود: این عناوین تابلویی شد برای اثبات حقانیت امامت. اگر امام موسی کاظم علیه السلام بیان می کنند: «السلام علیکِ ایّتها الصّدّیقة الشّهیدة.» ، اشاره به این جریانات دارد که بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اتفاق افتاد یا نسبت به این کلام از وجود مبارک امام حسن عسکری علیه السلام که می فرماید: «ما حجت بر مردم هستیم و زهرا حجت بر ماست» یکی از معانی که در این روایت می توان از واژه «حجت» استنباط کرد «حافظ و دلیل» است. یعنی ائمه علیهم السلام ادلّه ای هستند که مردم به واسطه آنها دین خود را حفظ می کنند و زهرای مرضیه نیز دلیل حجت بودن ائمه علیهم السلام است./270/260/20/