استاد مهدوی:

لزوم بهره گیری از اکسیر دعا در طول مدت زندگی

در واقع در رتبه قبل از دعا کردن، شخص باید به این باور رسیده باشد که همه کاره عالم خداوند متعال است و عالم بر طبق مشیت اوست که اداره می شود و تدبیر عالم به دست خدای متعال است. این اعتقاد مقدمه می شود تا شخص قهرا در تمام حالات و خصوصا در مواقع بروز و ظهور مشکلات رو به خدا بیاورد و از او استمداد کند.

 

 

استاد غلامرضا مهدوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به کرونا و شیوع عالمگیر آن، به رقّت قلب مردم جهان در این ایام اشاره کرد که زمینه مساعدی برای «دعا کردن» می باشد؛ از این رو وی به بحث اهمیت «دعا» پرداخت.

 

وی ابتدا به عنوان مقدمه خاطرنشان کرد: امر دعا از امور فعلی انسان است و اساسا اعمال اختیاری ما ناشی از «اعتقادات» و «خلقیات و صفات» در یک انسان می باشد لذا می توان گفت: دعا کردن ناشی از این دو امر است؛ یعنی اعتقادات افراد و همینطور خلقیات و صفات هر شخص.

 

این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: به فرموده قرآن کریم در سوره مبارکه اسراء هر کسی، عملش مطابق با شاکله وجودی اوست که با دو امر ساخته می شود: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى‏ سَبِيلًا» (بگو: هر كس بر پايه خلق و خوى و عادت‏هاى اكتسابى خود عمل مى‏كند، پس پروردگارتان به كسى كه راه يافته‏تر است، داناتر است.) (84)

 

وی افزود: خوب است به این سوال بپردازیم که «اساسا چه زمانی انسان می تواند دعا کند و قلب او نسبت به این امر توجه و اقبال دارد. آیا واقعا اینگونه است که هر کسی در حوادث و ابتلائات روزگار قرار بگیرد، دست به دعا بر می دارد؟» خیر! اینگونه نیست! بازگشت این امر به اعتقادات و خلقیاتی است که افراد دارند.

 

استاد مهدوی بیان داشت: در واقع در رتبه قبل از دعا کردن، شخص باید به این باور رسیده باشد که همه کاره عالم خداوند متعال است و عالم بر طبق مشیت اوست که اداره می شود و تدبیر عالم به دست خدای متعال است. این اعتقاد مقدمه می شود تا شخص قهرا در تمام حالات و خصوصا در مواقع بروز و ظهور مشکلات رو به خدا بیاورد و از او استمداد کند.

 

 

وی در ادامه به «پدیده های طبیعی» اشاره کرد و گفت: در این نامگذاری تسامح صورت گرفته است و از طرف دیگر آن را «خشم طبیعت» هم می نامند که البته باید گفت: خود طبیعت چیست که خشمش را هم در نظر بگیریم!

 

استاد مهدوی در این باره افزود: در مورد «پدیده های طبیعی» همانطور که از اسم آن معلوم است، موضوع «پدیده» مطرح است که قبلا نبوده و حالا رخ داده است. معمولا در هنگام رخ دادن پدیده طبیعی، علت و سبب را می جویند. در این حال بیشتر «علت طبیعی و مادی» مدّ نظر قرار می گیرد؛ از جمله اینکه: نور خورشید به آب دریاها می تابد، بخار می شود، ابر می گردد، اشباع می شود، باران می بارد و بعضا سیل می شود اما چه کسی است که در خورشید این امکان را قرار داده است تا تابشی داشته باشد و گرما ایجاد نماید و بر اساس آن بخار تولید گردد.

 

وی خاطرنشان کرد: اگر کسی در این فرآیند برای خداوند متعال جایگاهی قائل نبود، دیگر برای او «نماز باران» و «نماز آیات» اهمیتی ندارد و این مقولات بی معنا می شود. چرا که در این نگرش، بارش باران «علتی طبیعی» دارد که هر گاه حاصل شد، معلول اتفاق می افتد و در آن علت، خدایی در کار نیست.

 

این استاد حوزه های علمیه به زلزله به عنوان مثالی دیگر در این زمینه اشاره کرد و گفت: در طبقات زمین، جبّه حرکت می کند و قشری از زمین تحت فشار قرار می گیرد و قشرهای دیگر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد؛ در این حالت «نماز آیات خواندن» چه معنایی دارد؟ آیا جز این است که نماز آیات برای آیه و نشانه ای از نشانه های الهی وضع شده است؟

 

وی ضمن اشاره به اینکه قدمای ما در توضیح پدیده ها به علت مادی، صوری، فاعلی و غایی اشاره می دادند، تأکید کرد: نکته ای که در تبیین علل پدیده های طبیعی باید به آن توجه داشت این است که با توجه به اینکه می دانیم که عالم بر اساس «سنت های الهی» اداره می شود، «سنت هدایت» و «سنت امتحان» جزء سنت های قطعی خدای متعال است؛ یعنی خدای متعال است که بنده را آفریده و هدایت را هم برای او قرار داده است؛

 

استاد مهدوی افزود: در قرآن کریم و در سوره مبارکه قاف می خوانیم: «قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» (گفت: پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى، آفرينش [ويژه‏] او را [آن گونه كه سزاوارش بود] عطا كرده، سپس هدايت نمود.) (50) لذا اگر انسان آفریده شد، هدایت هم شد، این هدایت هم از طریق وسایط الهی صورت می گیرد. چه اینکه خداوند متعال می فرماید همه انسان ها را مورد امتحان قرار می دهد؛

 

وی افزود: در سوره مبارکه عنکبوت می خوانیم: «أحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون» (آيا مردم گمان كرده‏اند، همين كه بگويند: ايمان آورديم، رها مى‏شوند و آنان [به وسيله جان، مال، اولاد و حوادث‏] مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند؟) (2)

 

این استاد حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: البته در مقابل «سنت هدایت»،  مردم دو دسته شدند؛ در سوره انسان آیه 3 می خوانیم: «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» (ما راه را به او نشان داديم يا سپاسگزار خواهد بود يا ناسپاس).

 

وی ضمن اشاره به تشکیل دو جبهه حق و باطل بر اساس قبول یا ردّ «سنت هدایت» توسط مردم، افزود: بعد از شکل گیری این دو جبهه، بار دیگر خداوند متعال برای هر یک از جبهه حق و جبهه باطل سنت هایی را در نظر گرفته است و عالم بر اساس آن سنت الهی است که اداره می شود.

 

استاد مهدوی افزود: با توجه به این مطلب، بارش باران دارای «علت مادی» است که کاملا هم درست می باشد؛ و البته «علت فاعلی» آن هم خداوند متعال می باشد، که این اثر را قرار داده است تا بر اثر تابش خورشید به آب دریا بخار صورت بگیرد و سایر مراحل از پی آن فراهم آید.

 

وی افزود: می بینیم که بارش باران که می تواند سودمند باشد، گاه موجب طغیان رودخانه و ایجاد سیل می شود که بنیان کن می گردد. اینجا هست که می بینیم، آنگاه که قومی استحقاق آن را داشته باشند تا نعمت های الهی بر آنها نازل گردد، در اینجا بارش باران به صورت نافع است، اما گاه به صورت نافع نیست.

 

وی خاطرنشان کرد: در روایتی داریم که معصوم می فرماید: میزان بارش باران فرقی ندارد و این مردم هستند که با اعمال اختیاری خود تعیین می کنند باران به کجا و چه وقت و به چه مقدار ببارد؟ یعنی یک زمان خداوند متعال به واسطه باران می خواهد قوم گناهکار را به واسطه گناهشان عقاب کند و گاه اینگونه نیست.

 

استاد مهدوی در توضیح این مطلب به مثال «زلزله» پرداخت و گفت: این امر هم با اذن خداوند متعال می باشد؛ که گاه ویرانگر نیست؛ چه اینکه این نیرو باید آزاد بشود، اما خداوند متعال در نظر می گیرد که کسی آسیب نبیند؛ و گاه ویرانگر است، مخصوصا اگر قرار بر این باشد که قومی عذاب ببینند.

 

وی افزود: اگر کسی بپرسد چرا؟ باید گفت یکی از علت ها این است که خدای متعال می خواهد عباد خود را «تربیت» کند. باطن تمامی این رنج ها هم همین است. چرا که درجات مردم متفاوت است و برخی مطیع هستند و برخی اینچنین نیستند. تربیت کردن قوم  و یک ملت با رنج های فراوان همراه است، اما قومی هم هستند که نیاز به رنج های آنچنانی ندارند.

 

این استاد حوزه های علمیه نکته ای را یادآور شد و آن اینکه اگر صرفا بخواهیم این حوادث را به «علل مادی» برگردانیم، جایی برای خداوند باقی نمی ماند و اگر این ادبیات در بین ما رایج باشد کسی اهل دعا نمی گردد.

 

وی افزود: این دعا است که قضای حتمی خدای متعال را بر می گرداند. در اصول کافی این روایت را از امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام می خوانیم که می فرماید: «إِنَّ الدُّعَاءَ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَان‏» یا این تعبیر که می فرماید: «الدُّعَاءُ أَنْفَذُ مِنَ السِّنَانِ الْحَدِيدِ» نکته این سخن هم روشن است؛ سنان و نیزه اگر چه کارآمدی دارد اما باز هم «علت مادی» هستند. در مقابل، کسی که دعا می کند، به علت فاعلی و ایجادی حوادث توجه دارد. و قطعا آن تأثیری که علت ایجادی در پیدایش حوادث دارد، علت مادی ندارد و همان بحث توحید افعالی پیش می آید که در مسائل عقیدتی به آن می پردازیم.

 

استاد غلامرضا مهدوی افزود: توجه بسیار زیادی لازم است که مسائل اینچنینی را به خداوند متعال برگردانیم، هر چند که «علت مادی» هم وجود دارد اما اگر بخواهیم علت را منحصر در «علت مادی» بدانیم، دیگر دعا کردن ضرورتی نخواهد داشت.

 

 

وی خاطر نشان کرد: البته می دانیم که دنیای امروز ما خصوصا بعد از جریان رنسانس، با توجه به اهمیتی که علوم تجربی در غرب پیدا کرده است که ناشی از غلبه «تفکر مادی» است؛ جایی برای تبیین «علل حقیقی و ایجادی» نمی گذارد و لذا ضرورتی برای دعا نمی ماند.

 

این استاد حوزه علمیه به ادبیات روزمره مردم اشاره کرد و گفت: متأسفانه این امر در ادبیات روزمره ما نیز رسوخ کرده است؛ به عنوان مثال در محاورات روزمره می شنویم: «مواظب خودتان باشید» که به جای این کلام بهتر است گفته شود: «خدا نگهدار»؛ یا در نظر بگیرید که در گذشته فرهنگی در میان مردم بود که میزبان در مقام تعارف میوه به میهمان می گفت: «بسم الله!» در حالی که امروزه به جای این کلمه می گویند: «بفرمایید.»

 

وی خاطرنشان کرد: اهمیت مسأله ادبیات به آن است که هر ادبیات به اعتقادات آن قوم و ملت بر می گردد و اگر ادبیات ما درست نباشد، کم کم به خلقیات ما سرایت می کند و در رفتار ما هم اثر می گذارد. ما باید به «موحدانه صحبت کردن» عادت کنیم که این امر جنبه تشریفاتی ندارد.

 

استاد مهدوی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، بعد از تبیین مطلب اول، یعنی اینکه «چه کسانی هستند که می توانند دعا کنند و این توفیق از آنها سلب نمی شود»؛ در ادامه به تبیین مطلب دوم پرداخت و آن اینکه اگر ما متوجه «فقر و عجز ضعف و جهلِ» خود در مقابل خداوند متعال باشیم این امر مقدمه ای برای «دعا» خواهد شد.

 

وی در توضیح بیشتر به بیان دلایل این مسأله پرداخت و گفت: انسان برای انجام کارهای خود، باید «آگاهی» داشته باشد و دیگر آنکه «توانا» باشد لذا اگر انسان خود را «ضعیف و عاجز و ناتوان» ببیند و همین طور اگر خود را «جاهل» بداند؛ این دو باور زمینه ای می شود برای اینکه فرد به «دعا» متمایل شود؛ و الا اگر کسی خود را «غنیّ بی نیاز» ببیند و باور به آن نداشته باشد که فقیر، ضعیف و ناتوان است؛ این فرد که مغرور به علم، ثروت، اعتبارات، شهرت و مسائلی از این قبیل شده است و خود را توانا و عالم می بیند، تمایلی به دعا نخواهد داشت.

 

این استاد حوزه های علمیه خاطرنشان کرد: بشر امروزی با این علوم تجربی به شدت مغرور شده است و تفکر مادی بر بشر امروز غلبه کرده است و به همین دلیل است که می خواهند تفسیرهای مادی را به همه مباحث مطرح در شریعت هم سرایت دهند. در این نگاه، چنین کسی هیچ وقت نمی تواند زبان به دعا باز کند و خود را محتاج به دعا کردن هم نمی داند.

 

استاد مهدوی به بیان مطلب سوم پرداخت: «دعا کردن» یک ضرورت است؛ دعا اینگونه نیست که تنها در وقت بروز حوادث ناگوار و مصایب لزوم داشته باشد تا انجام شود؛ دعا آنگونه است که انسان دائما در طول ایام حیات خود به آن نیاز دارد و این امر ناشی از «عجز، فقر و جهل» است؛ مضافا به اینکه خدای متعال که انسان را آفرید و خلقتش همراه با هدایت بود و این هدایت هم توسط اولیای الهی صورت گرفته است، به بندگان خودش امکانات و نعمت هایی را داده است؛ این نعمت هایی که در اختیار آنها قرار گرفته است، برای آن بوده است که ما از این نعمت ها در راه خودش و برای خودش استفاده کنیم، نه اینکه مشغول به این نعمت ها شویم و فراموش کنیم که برای چه به ما این نعمت ها داده شده است.

 

وی افزود: تعبیری است که رایج هم شده است این است که می گویند: خدای متعال این نعمت های در عالم را برای انسان در نظر گرفته است؛ اما سوال این است که «انسان را برای چه آفرید؟» بشر نمی تواند بگوید «هر آنچه دلم خواست و میلم کشید و دوست داشتم از آن نعمت ها استفاده می کنم»؛ و حال آنکه نعمت هایی که خدای متعال به انسان ها داده است، نه برای لهو و لعب که برای هدفی بوده است و آن نعمت ها باید در راستای هدف مدّ نظر قرار بگیرد.

 

این استاد حوزه علمیه خاطر نشان کرد: یکی از آن هدف ها طبق این آیه شریفه که می فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» آن است که این نعمت ها در راستای عبودیت قرار بگیرد.

 

استاد مهدوی به آیات نخستین سوره تکاثر اشاره کرد، آنجا که می خوانیم: «اَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ» (مباهات و افتخار بر يكديگر [به ثروت و كثرت نفرات‏] شما را [از پرداختن به تكاليف دينى و ياد آخرت‏] بازداشت؛ تا جايى كه گورها را ديدار كرديد [و به تعداد مردگان هم به يكديگر مباهات و افتخار نموديد!!] (1 و 2)

 

وی بر اساس این آیات، در تبیین دقیقتر مفهوم لهو و لعب گفت: لهو که به معنای سرگرمی است، به آن چیزی گفته می شود که انسان را از هدف اصلی خود باز بدارد و غافل کند. آیه اول به همین مورد اشاره می کند که لهوها شما را به خودتان مشغول کرده است؛

 

وی افزود: وقتی که این شد و انسان از امکانات درست استفاده نکرد، نتیجه آن ضایع شدن نعمت های الهی است. لذا انسانی که بیدار است، دائما خود را محتاج به دعا کردن می داند و می گوید: خدایا تو که مرا آفریدی و قوای جسمی و روحی و نعمت هدایت به من عطا کردی، از من دستگیری بنما تا بتوانم این نعمت ها را در راه خودت و برای خودت مصرف کنم؛ این است که می گوییم دعا کردن یک ضرورت برای تمام عمر ما است.

 

استاد مهدوی در بخش پایانی این گفتگوی صمیمانه با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به آیه شریفه قرآن کریم اشاره کرد: خدای متعال در آخرین آیه سوره فرقان می فرماید: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاما» (بگو: اگر دعايتان نباشد پروردگارم به شما ارجى ننهد، پس شما [كه قاطعانه آيات خدا و پيامبرش را] تكذيب كرديد و به زودى [كيفر اين تكذيب براى هميشه‏] ملازم [شما] خواهد بود)./270/260/43/

 

 

ش, 02/06/1399 - 10:35