استاد هاشمی:

عذاب استیصال و غیر استیصال / قسمت چهارم

روایت خاص در تفسیر این آیه داریم که خداوند برای امت پیامبر اسلام دو امان قرار داده و یکی از آنها که وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که رحلت کردند و الان حضور فیزیکی ندارند ولی امان دوم که استغفار است که بعد از رحلت باقی است؛ لذا برای جلوگیری از عذاب الهی رو آورید به استغفار کردن.

 

استاد سید صدرا هاشمی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به ادامه موضوعات مربوط به «ویروس کرونا» پرداخت؛

 

وی در این بخش از گفتگو به طور تفصیلی به عذاب استیصال امت های لاحقه پرداخت و در ابتدا خاطرنشان کرد: مراد از این بخش، یعنی «عذاب الهی برای هلاکت مردم بخاطر مخالفت کردن و ایمان نیاوردن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم».

وی خاطرنشان کرد: این بخش را باید در دو قسمت بررسی کرد:

1 – بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  مثل زمان حاضر

2 – قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

 

قسمت اول : بعد از رحلت پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم

این استاد بزرگوار حوزه علمیه قم در تبیین قسمت اول، یعنی بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خاطرنشان کرد: علت نزول عذاب استیصاال مخالفت کردن و ایمان نیاوردن به پیامبران الهی بعد از مشاهده «حجت شهودی»  است.

 

وی در ادامه گفت: «حجت شهودی» معجزه ای است که هیچ احتمال خلافی مانند سحر در او داده نمی شود.

 

این استاد بزرگوار حوزه علمیه قم در این راستا به بررسی معجزات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم پرداخت و گفت: معجزات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به دو نوع موقت و مستمر تقسیم می شوند:

1 – معجزات موقت: که استمرار ندارند؛ مثل «رد الشمس» و «شق القمر» و «سخن گفتن با شجره» و... که در تاریخ آمده است.

2 – معجزات مستمر: مثل قرآن که در همه زمان ها اعجازش باقیست.

 

وی در توضیح معجزات موقت که برای ما نقل شده اند، گفت: این معجزات ولو برای کسانی که آنها را دیده اند، «حجت شهودی» هستند، ولی وقتی نقل می شوند، «حجت شهودی» بر آنها صدق نمی کند، چون احتمال کذب یا خطای در نقل همیشه وجود دارد. «شنیدن کی بود مانند دیدن»

 

استاد سید صدرا هاشمی خاطرنشان کرد: حتی اگر این معجزات با خبر متواتر نقل شوند، «حجت شهودی» بر آنها صدق نمی کند؛ چون: اولا: در خبر متواتر مصطلح، احتمال عقلائی کذب و خطای «راوی» وجود ندارد، ولی بنابر حساب احتمالات، احتمال عقلی کذب و خطا از بین نمی رود و این نکته، اشکال معروفی است  درباره خبر متواتر که در علم اصول فقه به آن پرداخته شده است و همین مقدار از احتمال، آنها را از «حجت شهودی بودن» خارج می کند. ثانیا: این معجزات با خبر متواتر مصطلح ثابت نشده اند.

 

بنابراین، معجزات «موقت»، برای امثال ما «حجت شهودی» نیستند و مخالفت کردن با آنها موجب عذاب استیصال نمی شود.

 

وی در این راستا توجه مخاطبان را به نکته ای جلب کرد: ما فعلا عذاب استیصال دنیوی را بررسی می کنیم، نه عذاب اخروی، البته روشن است تکذیب این معجزات اگر با خبر معتبر ثابت شده باشند، موجب عذاب اخروی می شود که از بحث ما خارج است.

 

بررسی اعجاز قرآن:

استاد سید صدرا هاشمی در ادامه به بررسی اعجاز قرآن پرداخت و در این باره گفت: قرآن حتی در زمان خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم «حجت شهودی» برای همه مردم نبوده است، چه رسد به بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بلکه قرآن «حجت عقلی» است، هم در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و هم بعد از رحلت ایشان. البته برای عده ای خاص، قرآن «حجت شهودی» بوده و الان هم چنین است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در توضیح این مطلب خاطرنشان کرد: دین اسلام، دین خاتم است و قرار نیست بعد از آن پیامبری فرستاده شود بنابراین نباید معجزه چنین پیامبری مثل سایر انبیاء موقت باشد و شاید بتوان ادعا کرد که بشر تا زمان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از «درک لازم» برخوردار نبوده ولی از آن زمان به رشد و درک عقلی لازم رسیده و بنابراین خداوند تبارک و تعالی هم معجزه حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم را «حجت عقلی» قرار داده است.

 

استاد سید صدرا هاشمی، در ادامه به این سؤال پرداخت که چرا می گویید قرآن «حجت شهودی» نیست؟

 

وی در مقام جواب بیان داشت: چون با آمدن «حجت شهودی»، هیچ احتمالی، حتی خیلی کم، در صدق آورنده اش برای هیچ کس وجود ندارد، در حالی که خود قرآن در چندین آیه تصریح می کند که قرآن نه تنها روی همه تأثیر ندارد بلکه برای برخی تأثیر معکوس دارد و موجب خسارت و حجاب می شود، از باب نمونه به این آیه دقت کنید:

«وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً» (و هنگامى كه قرآن بخوانى، ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان ندارند، پرده‏اى نامرئى قرار مى‏دهيم [كه به سزاى لجاجت و كفرشان از فهم آن محروم شوند.]) (الاسراء 45)   

 

این استاد حوزه علمیه قم در یک نتیجه گیری از این بخش از گفتگو بیان داشت: طبق سنت الهی عذاب استیصال بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به جهت مخالفت و دشمنی با آن حضرت، به نظر می آید امکان ندارد؛ مگر اینکه کسی ظلم روشن بکند که از این جهت ممکن است گرفتار عذاب استیصال شود و لو اعتقاد به خدا هم نداشته باشد.

 

 

استاد سید صدرا هاشمی، در ادامه به وجه اعجاز قرآن پرداخت و گفت: وجوه متعددی برای اعجاز این کتاب آسمانی گفته شده است که از حوصله این زمان کم خارج است؛ در اینجا فقط به دو وجه قابل فهم برای همه اشاره می کنم؛

 

وی در بیان وجه نخست از جنبه اعجاز قرآن به این آیه شریفه اشاره کرد؛ آنجا که خداوند متعال در قرآن می فرماید: ما قرآن را نازل کردیم و خودمان هم آن را حفظ می کنیم. «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ» (الحجر: 9)

 

وی در تبیین این آیه شریفه گفت: قرآن از هزار چهار صد سال قبل تا الآن که میلیاردها نسخه از آن در جهان موجود است، حتی یک کلمه اش دچار تغییر نشده، آیا این معجزه نیست؟

 

این استاد سطوح عالی حوزه های علمیه به جنبه دیگری از اعجاز قرآن اشاره کرد و گفت: خداوند در قرآن از هزار چهارصد سال پیش «مبارز طلبیده» و خطاب به مخالفین خود گفته: اگر شک دارید که این قرآن از طرف ما بر پیامبر نازل شده است، همه تلاشتان را بکنید و یک سوره مثل قرآن بیاورید. «وَ إِنْ كُنْتُمْ في‏ رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ...» (بقره 23)

 

وی گفت: نکته اینجاست که با این همه دشمنانی که اسلام داشته و دارد تا الآن هیچ کس، حتی یک آیه هم مثل قرآن نتوانسته بیاورد، آیا به نظرتان این معجزه نیست؟

 

قسمت دوم: عذاب استیصال قبل از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:

استاد سید صدرا هاشمی از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دوم از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید در ادامه بررسی «عذاب استیصال در امت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم»، به قسمت دوم که مربوط به «زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم» است، پرداخت؛

 

وی در ابتدا به این نکته توجه داد که در امم سابق گفته شد که علت عذاب استیصال، ایمان نیاوردن مردم و مخالفت کردن آنها با انبیاء الهی بوده است. بنابراین ما باید دو مسأله را بررسی کنیم:

مسأله اول: اهل کتاب، یعنی یهودیان و مسیحیان و همینطور مشرکین بت پرست سرزمین حجاز، چه برخوردی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشته اند؟

مسأله دوم: آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای اهل کتاب و کفار بت پرست مکه «حجت شهودی» آورده است؟

 

مسأله اول:

این استاد حوزه علمیه قم، درباره مسأله اول، یعنی: «برخورد اهل کتاب و مشرکین حجاز با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم»، بیان داشت: هر چند در قرآن آیات زیادی در این مورد وجود دارد ولی در این نوشتار به آیات 6 تا 15 سوره حجر اکتفاء می کنیم که به نظرم وضعیت برخورد آنها با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به خوبی روشن می کند.

 

طبق این آیات، اهل کتاب و مشرکین بعد از شنیدن قرآن خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می گفتند: اى كسى كه قرآن بر او فرود آمده، همانا تو حتما ديوانه ‏ای؛ اگر راست مى‏گويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمى‏آورى؟ «وَ قَالُواْ يَأَيهُّا الَّذِى نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ؛ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَئكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين»

خداوند در جواب این درخواست، چنین پاسخ داد: فرشتگان را جز بحق نمی فرستیم، چون اگر فرشتگان را بفرستیم و شما ایمان نیاورید، چون «حجت شهودی» هستند، دیگر به شما مهلت داده نمی شود و گرفتار عذاب استیصال می شوید. «مَا نُنزَّلُ الْمَلَئكَةَ إِلَّا بِالحْقّ‏ وَ مَا كاَنُواْ إِذًا مُّنظَرِين»

بعد در آیه 14 و 15 در باره عناد و لجاجت اینان می فرماید: و اگر درى از آسمان بر آنان بگشاييم تا پيوسته در آن بالا روند (و قدرت و معجزات ما را در ملکوت آسمان ها بنگرند) هر آينه گويند: چشمان ما را پوششى برنهاده‏ اند- ما را چشم ‏بندى كرده‏اند، بلكه ما گروهى جادو زده ‏ايم.

 

وی در بیان خلاصه این آیات گفت: اگر درهای غیب را هم بر اینها باز کنیم و ملکوت آسمان ها را ببینند، باز هم می گویند: ما را سحر کردند و همه اینها توهّم ناشی از سحر است. «وَ لَوْ فَتَحْنَا عَلَيهْم بَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُون ؛لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نحَنُ قَوْمٌ مَّسْحُور»؛ نتیجه اینکه از جهت عناد و لجاجت، اهل کتاب و مشرکین قریش با مشرکین امت های گذشته که به عذاب استیصال گرفتار شدند، فرقی ندارند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: برای بررسی بیشتر این آیات به تفسیر المیزان ج12 ص99؛ و التبیان ج6 ص320؛ و مجمع البیان ج6 ص 509؛ و مفاتیح الغیب ج19 ص119؛ مراجعه کنید.

 

مسأله دوم

استاد سید صدرا هاشمی، در ادامه به تبیین مسأله دوم پرداخت، یعنی: آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای اهل کتاب و کفار بت پرست مکه «حجت شهودی» آورده است؟

مقدمه:

وی برای پاسخ به این مسأله، ابتدا به مقدمه ای اشاره کرد و آن، اینکه:

امت های گذشته بعد از دیدن «حجت شهودی» که موجب حصول یقین بر صدق انبیاء سابق بود، رسالت آنها را انکار کردند؛ از باب نمونه به آیات 12 و 13 و 14 سوره نمل دقت کنید. خداوند در این آیات که خبر از حضرت موسی علیه السلام و فرعون می دهد و می فرماید:

حضرت موسی علیه السلام با 9 معجزه پیش فرعون و قومش رفت ولی وقتی این معجزات خیلی روشن را دیدند، خطاب به موسی علیه السلام گفتند: اینها سحر آشکار است.

«وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فىِ جَيْبِكَ تخَرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيرْ سُوءٍ  فىِ تِسْعِ ءَايَاتٍ إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ  إِنهَّمْ كاَنُواْ قَوْمًا فَاسِقِين (12) فَلَمَّا جَاءَتهْمْ ءَايَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُواْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِين (13)»

در آیه 14 می فرماید: اینها با دیدن این معجزات در نفس خودشان یقین به صادق بودن موسی داشتند ولی به خاطر ظلم و عناد و لجاجت در ظاهر انکار کردند و در نتیجه به عذاب استیصال گرفتار شدند؛ در پایان هم خداوند متعال می فرماید: از عاقبت اینها عبرت بگیرید. «وَ جَحَدُواْ بهِا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا  فَانظُرْ كَيْفَ كاَنَ عَقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ (14)»

 

ادامه مسأله دوم

استاد سید صدرا هاشمی در ادامه بررسی مسأله دوم، به این سؤال پرداخت که آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز همچون انبیای گذشته بعد از آوردنِ ادله و معجزات روشن با مخالفت مواجه و متهم به سحر و جنون شد؟

وی در جواب گفت: مردم مکه دو دسته بودند:

1 – اهل کتاب مثل یهودیان و مسیحیان که اعتقاد به خدا و معاد و نبوت داشتند.

2 – کفار بت پرست که چنین اعتقادی نداشتند.

 

اما اهل کتاب:

این استاد حوزه علمیه قم، در مقام پاسخ، نخست به اهل کتاب پرداخت و خاطرنشان کرد: طبق آیات متعدد قرآن کریم، اهل کتاب با علم به نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم او را انکار کردند، از باب نمونه به چهار آیه در این زمینه اشاره می کنیم:

 

آیه اول (سوره الصف ایه 6):

در تورات و انجیل قبل از اینکه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث شود، خبر از آمدن پیامبر آخر الزمان با تمام خصوصیات حتی اسم آن حضرت آمده بود، ولی وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مبعوث شدند، همه چیز را انکار کردند و به حضرت نسبت سحر دادند.

«وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ » (الصف: 6)   

آیه دوم  (سوره بقره آیه 146)

 می فرماید: اینها پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را مثل فرزندان خود به خوبی می شناختند، ولی برخی از اینها (که مراد علماء باشد - مفاتیح الغیب ج4ص110) حق را کتمان کردند (و از مردم این آیات تورات و انجیل را پنهان کردند).

«الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَريقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» (البقرة : 146)

 

آیه سوم (سوره انبیاء ایه 7):

 خداوند در این آیه خطاب به کسانی که شک دارند در نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: از اهل ذکر (علماء) بپرسید.

«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (الأنبياء: 7)

 

آیه چهارم (سوره بقره آیه 89):

علماء یهود قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای کفار در مورد نشانه های پیامبر آخر الزمان می گفتند که او خواهد آمد و بساط کفر را از بین خواهد برد ولی هنگامی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با همان خصوصیاتی که آنها می گفتند آمد، او را انکار کردند. 

«وَ لَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَ كاَنُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلىَ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءَهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الْكَفِرِينَ»

استاد هاشمی در یک نتیجه گیری از این قسمت، بیان داشت: علمای اهل کتاب به خوبی از آمدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و خصوصیاتش و اینکه این شخص همان پیامبر آخر الزمان است، اطلاع کامل داشتند و لذا مثل قوم موسی بودند که خداوند درباره آنها فرمودند: با وجود اینکه علم داشتند، انکار کردند. «وَ جَحَدُواْ بهِا وَ اسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا» 

 

 

وی خاطرنشان کرد: بعید نیست در «عصر ظهور» هم برخی کسانی که این همه خصوصیات حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و دولت کریمه اش را برای مردم دنیا بیان می کنند که او خواهد آمد و ما را از شرّ «شروران» نجات خواهد داد، هنگام ظهورش او را انکار کنند.

 

اما کفار بت پرست:

استاد سید صدرا هاشمی در مورد قسمت دوم از پاسخ، به کفار بت پرست مکه اشاره کرد در این رابطه بار دیگر آیات 6 تا 15 سوره حجر را خاطرنشان کرد:

«ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ (5) وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ (6) لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (7) ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ (8) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (9) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ (10) وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ (11) كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ (12) لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ (13) وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ (14) لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ (15)

(هيچ ملتى از اجل معين خود نه پيش مى‏افتد و نه پس مى‏ماند. (5) و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده! قطعاً تو ديوانه‏اى! (6) اگر [درباره پيامبرى‏ات‏] راست مى‏گويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمى‏آورى؟! (7) [اينان بدانند كه‏] ما فرشتگان را جز به درستى و راستى نازل نمى‏كنيم، و در آن هنگام [كه نازل شوند، اين منكران لجوج از دچار شدن به عذاب‏] مهلت نمى‏يابند. (8) همانا ما قرآن را نازل كرديم، و يقيناً ما نگهبان آن [از تحريف و زوال‏] هستيم. (9) و بى‏ترديد ما پيش از تو هم پيامبرانى را در امت‏هاى پيشين فرستاديم. (10) و هيچ پيامبرى به سوى آنان نمى‏آمد مگر آنكه او را مسخره مى‏كردند. (11) ما اين گونه [كه قابل فهميدن باشد] قرآن را وارد قلوب بدكاران مى‏كنيم. (12) [با اين همه‏] به آن ايمان نمى‏آورند، و البته روش پيشينيان هم [در مسخره كردن آيات خدا و استهزاى پيامبران‏] به همين صورت بوده است. (13) و اگر [براى دريافت حقايق ومعارف‏] درى از آسمان به روى آنان بگشاييم، كه همواره از آن بالا روند. (14) باز خواهند گفت: يقيناً ما چشم‏بندى شده‏ايم، بلكه گروهى جادو شده هستيم. (15)

 

وی بعد از آوردن آیات مزبور بیان داشت: می توان گفت این مسأله علاوه بر اهل کتاب، شامل کفار بت پرست هم می شود، چون احتمال دارد که مراد از این آیات فقط اهل کتاب باشد؛ می توان با برهان «اِنّ - که انتقال از معلول به علت است» ادعا کرد که حتما آنها هم برایشان علم به صادق بودن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم حاصل شده بود؛ حال منشاء علم یا «آیات قرآن» و یا «سایر معجزات» و یا «خود شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم» و ... یا همه اینها با هم بوده است.

 

وی به عنوان نتیجه این بخش از بحث گفت: کفار و بت پرستان هم مثل اهل کتاب و امم سابقه با وجود علم به صدق پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، حضرت را انکار و متهم به سحر و جنون می کردند.

 

سؤال:

استاد سید صدرا هاشمی بعد از روشن شدن پاسخ سوال قبل، در همان راستا به این سوال پرداخت که با این اوصاف پس چرا مخالفین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مثل امت های گذشته گرفتار عذاب استیصال نشدند؟

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: برای پاسخ به این سؤال باید در دو جهت بحث را پیگیری کنیم:

 

جهت اول: نبودِ مقتضی؛ یعنی حجت شهودی یا معجزه اقتراحی وجود نداشته است؛

 

جهت دوم: وجود مانع یعنی مستحق عذاب استیصال بودند ولی در امت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مانع وجود داشته است.

 

وی خاطرنشان کرد: طبق آنچه تاکنون گفته شد، علت عدم عذاب، نبودِ مقتضی است. برای اینکه:

1 - اهل کتاب و حتی کفار، با اینکه علم به نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم داشتند، نبوت حضرت را انکار کردند.

2 - علم اینها به خاطر دیدن حجت شهودی یا معجزه اقتراحی نبوده بر خلاف امت های گذشته که علمشان ناشی از حجت شهودی بوده است.

3 - فقط در صورت آمدنِ حجت شهودی یا معجزه اقتراحی عذاب استیصال نازل می شود.

وی در نتیجه گیری از مطالب فوق بیان داشت: پس در امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مقتضی برای عذاب استیصال وجود نداشته است.

 

 

استاد سید صدرا هاشمی در ادامه پاسخ به سوالات در این بخش، از زاویه آیات نیز به این سوال نگاه کرد و گفت: ظاهر آیه 33 سوره انفال این است که در امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانع وجود داشته که این افراد گرفتار عذاب استیصال نشدند؛ ولی ظاهر آیه 34 می گوید: هیچ مانعی از عذاب وجود ندارد اما توضیح آیات از این قرار است که آیه 33 می گوید: خداوند به خاطر وجود دو مانع، مخالفین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را عذاب نمی کند:

1 – مانع اول وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بین اینها بوده است «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ»

2 – مانع دوم چون اینها استغفار می کردند «وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»

ولی آیه 34 می گوید: وقتی اینها راهِ رفتنِ به مسجد الحرام را می بندند؛ هیچ مانعی از عذاب کردن آنها وجود ندارد؛ «وَ مَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبهَمُ اللَّهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ ...»

 

وی در ادامه به چند نکته توجه داد:

وی در اولین نکته گفت: اگر عذابی که در آیه 33 نفی شده و در آیه 34 اثبات شد و مرجع ضمائر جمع «هم» در هر دو آیه واحد باشد، در این صورت با هم تعارض دارند.

دومین نکته در بیان استاد هاشمی اینکه: تعارض: تنافی دو دلیل در مقام اثبات بر وجه تناقض یا تضاد است.

نکته سوم اینکه: در منطق گفته اند:

در تناقض هشت وحدت شرط دان                    وحدت: موضوع و محمول و مکان،

وحدت: شرط و اضافه ، جزء و کل                    قوه و فعل است و در آخر زمان.

 

استاد سید صدرا هاشمی در ادامه به بیان نکته چهارم پرداخت:

 اگر قرار باشد تعارض این دو آیه برطرف شود حتما باید در یکی از این وحدت های هشتگانه تشکیک کرد.

 

 

وی بعد از بیان این نکات چهارگانه بر این مطلب توجه داد که با توجه به نکات فوق، برای رفع تنافی بین این دو آیه چندین نظریه وجود دارد:

نظریه اول:

این استاد حوزه علمیه قم در مقام بیان اولین نظریه در جهت رفع این تنافی بیان داشت: برخی گفته اند آیه 33 با آیه 34 نسخ شده است و چون با آمدن ناسخ، منسوخ از فعلیت ساقط می شود، در قوه و فعل وحدت ندارند.

 

وی در این زمینه یادآور شد: در جواب نسخ، برخی گفته اند: نسخ در احکام، ممکن است نه در اخبار و چون این دو آیه خبر هستند نسخ ممکن نیست. «و قال الحسن و عكرمة: هذه الآية منسوخة بالتي بعدها. قال الرماني: هذا غلط، لأن الخبر لا ينسخ». (التبيان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 113»)

 

نظریه دوم:

استاد هاشمی در ادامه به بیان نظریه دوم پرداخت و خاطرنشان کرد: برخی گفته اند آیه 33 سخن کفار است و آیه 34 جواب خداوند به این سخن کفار است.  (روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن، ج‏9، ص: 106)

یعنی این دو آیه، سخنان یک نفر نیستند؛ در حالی که تعارض در صورتی صدق می کند که هر دو سخن از یک نفر یا چند نفر در حکم یک نفر باشند.

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد که در جواب این نظریه، برخی گفته اند:

 اولا: این مطلب، با وحدت سیاق هماهنگ نیست؛ چون هیچ قرینه ای در آیه وجود ندارد که آیه 33 سخن کفار باشد.

ثانیا: با قسمت دوم آیه که می فرماید: «وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» سازگار نیست، چون کفاری که اعتقاد به خدا ندارد، استغفار کردنشان اثری ندارد.

«...انه تعالى لا يعبأ في كلامه باستغفار المشركين و لا سيما أئمة الكفر منهم، و اللاغي من الاستغفار لا أثر له»   (الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص: 70)

ثالثا: روایت خاص در تفسیر این آیه داریم که خداوند برای امت پیامبر اسلام دو امان قرار داده و یکی از آنها که وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که رحلت کردند و الان حضور فیزیکی ندارند ولی امان دوم که استغفار است که بعد از رحلت باقی است؛ لذا برای جلوگیری از عذاب الهی رو آورید به استغفار کردن.

حکمت 88 نهج البلاغه:

(كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا، فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ ( صل الله‏ عليه‏ وآله ‏وسلم ) وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالِاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى « وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُون »)

 

نظریه سوم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به نظریه سوم در این زمان اشاره کرد که برخی گفته اند، مراد از عذابی که در آیه 33 نفی شده؛ عذاب استیصال است و مراد از عذابی که در آیه 34 اثبات شده، عذاب اخروی یا عذاب دنیوی غیر استیصال است.

(و قال آخرون: أراد بذلك لا يعذبهم بعذاب الاستئصال في الدنيا، و هم يقولون يا رب غفرانك. و يعذبهم على شركهم في الآخرة و ذلك عن ابن عباس في رواية أخرى « التبيان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 113 » ) به عبارت دیگر، این دو آیه از جهت حکم وحدت ندارند.

 

نظریه چهارم:

 استاد سید صدرا هاشمی به نظریه چهارم در این زمینه اشاره کرد و بیان داشت: برخی گفته اند مراد از صدر آیه 33 «و انت فیهم» در موقعی بوده که پیامبر صلی الله  علیه و آله و سلم در مکه بودند و مراد از ذیل آیه 33 «و هم یستغفرون» زمانی بوده که پیامبر صلی الله  علیه و آله و سلم از مکه خارج شده بودند ولی هنوز برخی از مسلمانان در مکه بودند و استغفار می کردند و به برکت اینها عذاب از مشرکین مکه برداشته شد.

(ان النبي صلى الله عليه و آله لما خرج من مكة بفي فيها بقية من المؤمنين يستغفرون، و هو قول ابن عباس، و عطية، و أبي مالك، و الضحاك، و اختاره الجبائي «التبيان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 113 » و « مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏4، ص 829»)

 

وی در جهت تکمیل این نظریه گفت: مراد از آیه 34 موقعی بود که مسلمانان هم از مکه خارج شدند و عذاب استیصال بر کفار در جنگ بدر و فتح مکه، بواسطه هزاران ملک بر کفار نازل شد. (روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، ج‏9، ص:106). به عبارت دیگر یعنی در واقع وحدت زمان ندارند.

 

این استاد بزرگوار خاطرنشان کرد: آیه 9 سوره انفال و ایات 123 و124 آل عمران به این مسأله اشاره می کند:

«إِذْ تَسْتَغيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفينَ» (الأنفال : 9) 

 

استاد سید صدرا هاشمی خاطرنشان کرد: برای توضیح این آیات مراجعه کنید به کتب تفسیر مثل: تفسير أحسن الحديث، ج‏2، ص: 180؛ و جامع البيان في تفسير القرآن ج‏4، ص: 48 و تفسير نمونه، ج‏3، ص: 78.)

 

وی افزود: ابو مالك و ضحّاك گفتند: خداى تعالى اين آيت را به مكّه فرستاد و رسول در ميان ايشان بود. چون رسول صلی الله  علیه و آله و سلم از آن جا بيرون آمد، جماعتى مسلمانان آن جا بماندند، ايشان چاره ديگر نديدند جز استغفار، استغفار مى ‏كردند. چون آن جماعت مسلمانان از ميان ايشان بيرون آمدند، خداى تعالى ايشان را عذاب كرد به فتح مكّه و قتل و اسر، و ايشان را پراكنده و مستأصل كرد. (روض الجنان و روح الجنان في تفسيرالقرآن، ج‏9، ص: 106)

 نظریه پنجم:

استاد هاشمی به آخرین نظریه در این باره پرداخت: ممکن است گفته شود آیه 33 مطلق است و آیه 34 مقید است به اینکه علاوه بر انکار نبوت راه مسجد الحرام را هم مسدود کنند؛ مانند اینکه بستنِ راه مسجد الحرام خط قرمز است و قاعده حمل مطلق بر مقید اقتضا می کند که با آیه 34 آیه 33 را تقید بزنیم؛ یعنی در واقع تعارض منتفی است چون وحدت شرط وجود ندارد.

 

وی افزود: شاهد این نظریه صحیحه ای است از حضرت علی علیه  السلام که می فرمایند: از خدا بترسید که مبادا حج خانه خدا را ترک شود که در این صورت به عذاب استیصال گرفتار می شوید؛ (البته اگر باب تفاعل معنای باب افعال داشته باشد).

«اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ فَلَا يَخْلُو مِنْكُمْ مَا بَقِيتُمْ فانَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا» ( مرآة العقول  شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏23؛ ص 86»)

 

استاد هاشمی خاطرنشان کرد: توجیهات دیگری هم در این باب آمده است که از حوصله این مقال خارج است.

استاد هاشمی در ادامه به آیه ای اشاره کرد که بر وجود مقتضی و نبود مانع دلالت دارد؛

وی گفت: طبق آیه 13 سوره فصلت خداوند می فرمایند:

اگر اینها اعراض کنند، ای پیامبر بگو من شما را انذار می کنم که به صاعقه ای مثل صاعقه عاد و ثمود گرفتار می شوید و واضح است که صاعقه ای که بر قوم عاد و ثمود نازل شد عذاب استیصال بود. چون وقتی در «مشبه به» مقتضی وجود دارد و مانع هم مفقود است در «مشبه» هم باید چنین باشد.

«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُود» (فصلت: 13) 

 

«بل عذاب الاستئصال بآية سماوية كما جرى في أمم الأنبياء الماضين لكن الله سبحانه هددهم بعذاب الاستئصال في آيات كثيرة كقوله تعالى: «فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ». (المیزان فی تفسیر القران ج9 ص68) .

 

وی در ادامه به نکته ای دیگر پرداخت: در اینکه مفعول به «اعرضوا» چیست اختلاف وجود دارد و این اختلاف در معنای آیه موثر است ولی از حوصله این نوشتار خارج است.

استاد بزرگوار سید صدرا هاشمی در مقام جواب ابراز کرد: در تفسیر «التحریر و التقریر» در توجیه این آیه می فرماید: این فقط تهدید بوده است و نه وعده عذاب استیصال شاهدش هم این است که چنین عذابی بر امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل نشد. «و ليس هو وعيدا لأن قريشا لم تصبهم صاعقة مثل صاعقة عاد و ثمود» (التحرير و التنوير، ج‏25، ص26).

 

در آخرین بخش از بیانات دقیق و سنجیده استاد سید صدرا هاشمی، وی ضمن اشاره به 5 نظریه ای که در رابطه با جمع در تعارض آیه 33 و 34 از سوره مبارکه انفال بیان شد، به صورت اجمالی به جمع بندی در این مورد پرداخت.

 

مطلب اول:

مقدمه:

این استاد حوزه علمیه قم به مطلب اول پرداخت و به عنوان مقدمه برای این بخش گفت: اگر در جایی معلول نباشد، چند صورت ممکن است:

صورت اول: به خاطر نبودن مقتضی است؛ مثل اینکه آتش که مقتضی حرارت است وجود ندارد.

صورت دوم: به خاطر وجود المانع است؛ مثل اینکه آتش هست ولی مواد ضد احتراق هم هست.

صورت سوم: به خاطر نبودن مقتضی و وجود المانع است؛ مثل اینکه آتش وجود ندارد و هم مواد ضد احتراق وجود دارد.

 

وی در ادامه بیان داشت:

در صورت اول حتما عدم معلول باید مستند به عدم المقتضی باشد.

در صورت دوم حتما عدم معلول باید مستند به وجود المانع باشد.

در صورت سوم اسناد عدم معلول به وجود المانع درست نیست چون در مرتبه قبل از وجود المانع عدم معلول بخاطر عدم مقتضی است.

وی در مقام نتیجه گیری از این قسمت گفت: اگر در جائی عدم المعلول مستند به وجود المانع باشد حتما باید مقتضی هم وجود داشته باشد.

استاد هاشمی در ادامه، به تطبیق این مقدمه بر آیه 33 سوره انفال پرداخت و بیان داشت: در این آیه علت عدم عذاب مستند به وجود دو مانع شده است 1 – وجود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در بین مردم  2 – استغفار کردن مردم؛

 

این استاد حوزه علمیه قم در یک نتیجه گیری از مطلب نخست، بیان داشت:

 چه عذاب در این آیه استیصال یا غیر استیصال باشد چون عدم عذاب مستند به وجود المانع شده پس حتما باید مقتضی عذاب وجود داشته باشد و الا اگر مقتضی عذاب وجود نداشته باشد، اسناد عدم العذاب به وجود المانع درست نیست.

 

وی افزود: بنابراین اگر مراد از عذابی که در این آیه نفی شده، عذاب استیصال باشد؛ معنایش این است مقتضی  وجود داشته است و این با آنچه ما گفتیم که بخاطر نبودِ «حجت شهودی» مقتضی برای عذاب استیصال نبوده است، سازگار نیست البته اگر مراد از عذابی که نفی شد غیر استیصال باشد، با مطالب ما منافات ندارد.

 

مطلب دوم:

استاد سید صدرا هاشمی، در ادامه به مطلب دوم اشاره کرد و خاطرنشان کرد: آیه 31 سوره فصلت می فرماید:  اگر اعراض کردند ای پیامبر! به آنها بگو شما را انذار میکنم از اینکه صاعقه ای مثل صاعقه قوم عاد و ثمود بر شما نازل شود.

 

وی در این راستا به چند نکته پرداخت:

نکته 1: قطعا صاعقه ای که بر قوم عاد و ثمود نازل شد عذاب استیصال بود چون اینها با صاعقه آسمانی نابود شدند.

نکته 2: علت نابودی قوم عاد و ثمود بخاطر مخالفت کردن با حجت شهودی بود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در نتیجه گیری از مطلب دوم بیان داشت: پس باید در امت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم «حجت شهودی» وجود داشته باشد و الا این انذار معنا ندارد.

وی افزود: بنابراین آیه هم با آنچه قبلا گفتیم که در امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم «حجت شهودی» وجود نداشته، در تعارض است؛ مگر اینکه طبق آنچه در تفسیر التحریر و التقریر گفته شد، این مطلب، صرفا  تهدید بوده باشد، نه اخبار از وقوع عذاب استیصال.

 

مطلب سوم:

استاد سید صدرا هاشمی در ادامه به مطلب سوم در این باره پرداخت و گفت: در مورد مصداق فاعل و مفعول «اعرضوا» احتمالات متعددی وجود دارد:

احتمالات فاعل:

1 – فاعل مسلمانان باشند.

2 – کفار و اهل کتاب باشند.

3 – همه مردم باشند.

 

احتمالات مفعول:

1 – «عنک» باشد؛ یعنی از تو روی برگردانند.

2 – «عن الاسلام» باشد، یعنی از اسلام روی برگردانند.

3 – «کفر» باشد؛ یعنی اظهار کفر کردند.

 

وی در زمینه نتیجه احتمالات بیان داشت: اگر مفعول، متعدی با حرف جَر «عَن» باشد: در این صورت، چون اعراض معنای انصراف می دهد و انصراف و اعراض فرع بر قبول است؛ این آیه ممکن است که از ادله ارتداد باشد.

 

وی افزود: اگر مفعول به بدون حرف جَر «عَن» باشد، معنای اظهار می دهد، یعنی اگر کفرشان را اظهار کردند، در این صورت فاعل حتما غیر مسلمانان است و معنای آیه تهدید غیر مسلمانان است که تبلیغ کفر نکنند که البته با توجه به اینکه سوره فصلت «مکی» است با این مطلب سازگار نیست.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر فاعل «مسلمانان» باشند، مفعول باید با حرف جَر «عَن» باشد و معنایش این است که مسلمانان اگر از اسلام روی برگردانند، گرفتار عذاب می شوند.

 

مطلب چهارم:

استاد سید صدرا هاشمی در قسمت پایانی از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به آخرین مطلب اشاره کرد و گفت: آنچه بالوجدان می دانیم، این است که امت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم گرفتار عذاب استیصال و نابودی همگانی نشدند ولی اینکه آیا بخاطر «نبود مقتضی» بوده یا «وجود المانع» جای تردید دارد، هر چند طبق برداشت ما از آیات قرآن به خاطر نبودن مقتضی بوده است.

این استاد حوزه علمیه، به سؤالی مهم و کلیدی اشاره کرد: چرا حق به روشنی بیان نمی شود و همیشه همراه شک و تردید است؟

وی در پاسخ، به جواب مرحوم علامه در المیزان اشاره کرد: ایشان در جلد 12، صفحه 99 می فرماید:

«أن ظرف الحياة المادية أعني هذه النشأة الدنيوية ظرف يختلط فيه الحق و الباطل من غير أن يتمحض الحق في الظهور بجميع خواصه و آثاره ... فما يظهر فيه شي‏ء من الحق إلا و هو يحتمل شيئا من اللبس و الشك كما يصدقه استقراء الموارد التي صادفناها مدى أعمارنا ... و الظرف ظرف الامتحان و الاختيار و لا اختيار إلا مع إمكان التباس الحق بالباطل و اختلاط الخير و الشر بنحو حتى يقف الإنسان على ملتقى الطريقين و منشعب النجدين فيستدل على الخير و الشر بآثارهما و أماراتهما ثم يختار ما يستحقه من السعادة و الشقاوة»

 

به این ترتیب بخش سوم از بیانات استاد سید صدرا هاشمی در مورد موضوعات مرتبط با شیوع ویروس منحوس کرونا به پایان رسید.

 

 وی خاطرنشان کرد: بخش چهارم مربوط به «عذاب یا امتحان الهی بودن کرونا» است که در آینده ارائه خواهد شد./270/260/40/

س, 02/23/1399 - 13:35