مشروطه خواهی برای تبدیل ماهیت سیستم اداری کشور صورت گرفت؛ حال یا افرادی مانند شیخ فضل الله نوری از مشروطه، مشروطه مشروعه می فهمیدند؛ یا افرادی که مقصودشان مشروطه غربی و دموکراسی غربی بود از مشروطیت چیز دیگری استنباط می کردند و در قانون اساسی فرانسه و بلژیک دنبال آن می گشتند.
استاد خان بلوکی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به نتایج و آثار شهادت شیخ فضل الله نوری رحمت الله علیه پرداخت.
وی به عنوان مقدمه، ضمن اشاره به دو مصاحبه گذشته که در ارتباط با شهادت شیخ فضل الله نوری صورت گرفته بود، خاطرنشان کرد: هر حرکتی اجتماعی به انگیزه ای خاص انجام می شود.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در همین زمینه افزود: گاه انگیزه یک حرکت اجتماعی، صرفا به خاطر ظلمی مالی است که از جانب دستگاه حاکم صورت گرفته است؛ از این رو اگر آن ظلم مالی هم برطرف و خسارت ها جبران شود، آن حرکت اجتماعی نیز خاموش می شود.
وی در ادامه به قسم دیگری از انگیزه جنبش ها اشاره کرد: گاه برای خاموش کردن برخی از حرکات اجتماعی، نیاز به این مطلب وجود دارد تا در سازمان اداری آن کشور تحولی ایجاد گردد که به خاطر وسعت خواسته آن جوشش و حرکت، همه صنف ها و دیدگاه های مردم را در برداشته باشد؛
استاد خان بلوکی خاطرنشان کرد: تقریبا مسأله مشروطیت هم از همین قبیل بوده است. مشروطه خواهی برای تبدیل ماهیت سیستم اداری کشور صورت گرفت؛ حال یا افرادی مانند شیخ فضل الله نوری از مشروطه، مشروطه مشروعه می فهمیدند؛ یا افرادی که مقصودشان مشروطه غربی و دموکراسی غربی بود از مشروطیت چیز دیگری استنباط می کردند و در قانون اساسی فرانسه و بلژیک دنبال آن می گشتند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به مسأله «ولایت فقیه» و در رأس بودن فقیه بر امّت اشاره کرد و اینکه باید فقیه به عنوان کفیل ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم باشد.
وی خاطرنشان کرد: این امر و مسأله ولایتی که ایجاد شده، می خواهد انسان را جبران کند؛ چه اینکه عامه مردم غیر از آن خواصی هستند که تحت تأثیر خطوط سیاسی و یا افکار خاص یا هواهای نفسانی خاص هستند.
استاد خان بلوکی افزود: آحاد مردم اسلام خواه هستند و به دنبال برداشت خاصی از اسلام نیستند؛ مگر تحت تأثیر جریان غالبی قرار بگیرند؛ اما آحاد ملّت خواسته شان همان خواسته اسلامی است؛
وی بعد از اشاره به این نکته، افزود: به جهت نقصانی که در عامه مردم است، آنها در بی اطلاعی بودند؛ مخصوصا در روزگاری که بی سوادی غوغا می کرد؛
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اسلام برای اینکه مردم فریب دشمن را نخورند؛ دشمنی که با لباس میش و درحقیقت گرگ است؛.خداوند فقیه را مأموریت داده تا ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را کفالت کند تا نقصان جبران شود و ولایت در فقیه تحقق یابد.
وی در جمع بندی از بخش اول این گفتگو بیان کرد: بنابراین، این نقطه قابل توجه است که در جوشش های انقلابی و حرکت های مردمی در جوامع اسلامی نوعا عامه مردم اسلام خواهی می کنند و خواهان نگرش و برداشت خاصی نیستند و این مطلب قطعی است.
استاد خان بلوکی از اسااتید حوزه علمیه قم، در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، ضمن اشاره به حرکت های چهل، پنجاه ساله اخیر در انقلاب اسلامی ایران، خاطرنشان کرد: توده مردم در روند انقلاب اسلام خواه بودند و در آنجا که انقلاب همه گیر شده بود، باز هم عموم مردم بر این مسأله تأکید داشتند و با همین هدف انقلاب را پیش می بردند.
وی به گروه های مارکسیست و کمونیست و دیگر گروه های درکنار جریان اصلی بودند اشاره نمود و خاطرنشان کرد: آنها واقعا در اشتباه بودند که فکر می کردند، آرمان عامه مردم با آرمان این گروه ها یکی است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم، در همین راستا افزود: یک خلطی هم در جریان مشروطه اتفاق افتاد، خلطی که ممکن بود در انقلاب اسلامی هم بیفتد.
استاد خان بلوکی اضافه نمود: من گمان نمی کنم که گروه های سیاسی چه در ایام مشروطه و چه در ایام انقلاب اسلامی گمان کرده باشند که آرمانشان با آرمان آنها یکی است.
وی خاطرنشان کرد: این نکته به نظر من نکته روشنی است که واقعا اشتباهشان این بود، فکر می کردند مردم دموکراسی غربی را می خواهند و آرمانشان با آرمان اینها یکی است؛ اما باید از این موج عمومی بهره مند می شدند و پس از یک نارضایتی عمومی، مردم باید به این جمعیت متصل می شدند تا این جوشش و حرکت به نتیجه رسد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: بنابراین چاره ای نداشتند جز اینکه با روحانیت همراه بشوند و با همراهی مرجعیت شیعه آن نفوذ اجتماعی مرجعیت را با خودشان همراه کنند و بعد از پیروزی آن حرکت و رسیدن به مطلوب سیاسی، آن مرجع و آن عالم دینی و روحانیت را تصفیه کرده، کنار بگذارند.
وی افزود: این اتفاق در مشروطه واقع شد و بعد از پیروزی مشروطه متأسفانه علیه دینداران اقدام شد، شیخ فضل الله نفر اول بود.
استاد خان بلوکی اضافه نمود: مرحوم آیت الله آشیخ محمد آملی، پدر آیت الله محمد تقی آملی صاحب درر الفوائد، نفر دوم بود که از اعدام منصرف شدند، قرار بر این بود که یکی یکی مخالفان اعدام شوند که افراد نوعا دینی مدّ نظر بودند که این کار منجر به حذف عملی روحانیت می شد.
وی افزود: هر چند قانون گذاشته بودند که پنج نفر از روحانیت بر قوانین نظارت داشته باشند اما به هر حال جوّ غالب دست مشروطه چی ها بود و باید گفت: مشروطه با فتاوایی که در دفاع از آن صادر شد، پیروزی خود را مدیون این فتاوا است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در جریان انقلاب اسلامی هم این اتفاق روی داد؛ یعنی آن گروه هایی که با رژیم طاغوت می جنگیدند، در ساقط کردن رژیم اتفاق نظر داشتند؛ اما دنبال آرمان و انگیزه خودشان بودند.
وی افزود: مثلا باید در این زمینه تفکری صورت بگیرد که آن بزرگانی که تمایلات کمونیستی و مارکسیستی داشتند چگونه پذیرفتند که تحت رهبری امام قرار بگیرند؛ آیا فکر می کردند که امام به آرمان کمونیستی معتقد است و بعد از پیروزی احکام اسلام را احیا نخواهند کرد؟
استاد خان بلوکی اضافه نمود: آن گروه خاص، عده ای دانشجو و مهندس هستند؛ اما آرمان، فکر و اندیشه آنها همه گیر نیست و تنها برای یک قشر تحصیل کرده بوده است؛ اما این روحانیت بوده که در میان اقشار مردمی جا داشته است. از این رو آنها وارد شدند و پذیرفتند علی رغم اینکه مبناء ًبا احکام اسلامی مخالفت داشتند، اما با آنها همراه شدند.
وی خاطرنشان کرد: وقتی خاطرات این افراد را می خوانیم، در زندان که با روحانی ها و مذهبی ها هم بند و هم زندان بودند، در آنجا هم دارای اختلاف های اساسی بودند. کمونیست با این که بی دین بودند؛ اما علی رغم این مسأله عکس امام را هم می زدند.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: اینکه در شبکه های خارجی مطرح می کنند که انقلاب توسط روحانیون دزدیده شده و قرار نبود این گونه بشود، بلکه قرار بود هر یک از گروه های مبارز در دوران طاغوت، در حکومت بعد از انقلاب سهم داشته باشند؛ باید گفت این گروه ها از روحانیت رودست خوردند.
وی در ادامه به بیان ماجرایی پرداخت: «یکی از اشخاصی که در زمان تبعید امام در نجف اشرف، در آنجا بودند، نقل می کند که بنی صدر به نجف اشرف آمده بود؛ او کتابی در زمینه حرکت های انقلابی نوشته بود؛ در نجف یک نسخه از این کتاب را به آیت الله سیستانی داده بود. راوی ماجرا نقل می کند که به حسب آشنایی، آیت الله سیستانی این کتاب را به من داده بود. من آن کتاب را خواندم، در بخشی از این کتاب آمده بود، به کسی که دست بگذارد بر گوشش تا بخواهد حرف دیگران را بشوند، (اشاره به آیت الله بروجردی) به این افراد نمی شود حکومت را سپرد.»
راوی می گوید: از همین جا فهمید که نمی خواهند حکومت را به روحانیت بسپارند و انگیزه شان همان بود که شبه دموکراسی غربی را پیاده کنند و دولت باید لائیک باشد.
من سؤال کردم چگونه پیش امام آورده بود؟ گفتند: ظاهرا آن 20 صفحه ای که مربوط به عدم توانایی روحانیت بر اداره جامعه است، را سانسور کرده بود و به امام تحویل داد.»
وی افزود: این افراد دنبال آرمان خودشان بودند و برای مردمی شدن به روحانیت پیوستند تا حرکت را به نفع خودشان مصادره کنند. ماجرایی که یک بار در مشروطه اتفاق افتاده بود که عالمان دینی و کسانی که درد تبلیغ احکام شریعت و اجرای آن را داشتند، از این قطار پیاده کنند.
این استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: این نکته، نکته حائز اهمیت است که در حرکتی همگانی، افراد به انگیزه های مختلف وارد این عرصه می شوند؛ بر سر روحانیت آگاه و عالم به حقایق و معارف دین که مذاق امام صادق علیه السلام را بتواند درک کند و عالم به روز باشد، کلاه نخواهد رفت.
وی افزود: امیرالمؤمنین علیه السلام مشغول تجهیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بود و انجمن سقیفه نیز به کار خود مشغول بود، ابوسفیان که شمّ سیاسی نیرومندی داشت به منظور ایجاد اختلاف در میان مسلمانان در خانه حضرت علی علیه السلام را زد و به ایشان گفت: دستت را بده تا من با تو بیعت کنم و دست تو را به عنوان خلیفه مسلمانان بفشارم، که هرگاه من با تو بیعت کنم، احدی از فرزندان عبد مناف با تو به مخالفت بر نمی خیزد، و اگر فرزندان عبد مناف با تو بیعت کنند، کسی از قریش از بیعت تو تخلف نمی کند و سرانجام همه عرب تو را به فرمانروایی می پذیرند. ولی حضرت علی علیه السلام سخن ابوسفیان را بی اهمیت تلقی کرد و چون از نیت او آگاه بود، فرمود: من فعلا مشغول تجهیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستم.
علی او را ملامت کرد و گفت: تو جز فتنه و آشوب هدف دیگری نداری. تو مدت ها بدخواه اسلام بودی. مرا به نصیحت، پند، سواره وپیاده تو نیازی نیست. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 45.)
استاد خان بلوکی در ادامه بیان مسأله «فهم سیاسی دقیق در عرصه های مختلف» افزود: در زمان امام صادق علیه السلام هم منصور دوانیقی قصد داشت تا حضرت را به حکومت بکشاند، شیعیان را به میدان بیاورد و بعد از شناسایی شیعیان آنها را توسط بنی العباس قلع و قمع کند.
وی تأکید کرد: در مشروطه این اتفاق افتاد و شیخ فضل الله به شهادت رسید و عده ای تبعید و یا به حصر روانه شدند.
استاد خان بلوکی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، اضافه نمود: امیدواریم که خدای متعال شریعت سید المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم را تا ظهور منجی اکبر حفظ کند و مجاهدت شهیدان و همه کسانی که آه سوزان دین را در سینه داشتند، مشکور بدارد.
وی افزود: باید دانست که همیشه هستند کسانی که به انگیزه های خلاف دین، خود را به متدینین و علما وصل می کنند. امیدواریم که درس بگیریم تا هیچ وقت شاهد ماجرای شهادت مانند شیخ فضل الله نوری نباشیم./270/260/20/