استاد علم الهدی مطرح کرد؛

وصف امام صادق (ع) در حدیث لوح فاطمه سلام الله علیها

بزودی تردید کنندگان [در حقانیت] جعفربن محمد هلاک خواهند شد؛ هرکس او را رد کند، گویی مرا رد کرده است. سخن حق از من است: سوگند می‌ خورم که جایگاه جعفر بن محمد [و هر آن که بر او ایمان آورد] را گرامی بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شیعیان، پیروان و یارانش قرار خواهم داد.

 

به مناسبت سالگرد شهادت آقا امام صادق علیه السلام، استاد سید هادی علم الهدی، از اساتید حوزه علمیه قم، با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.

 

وی خاطرنشان کرد: وجود مبارک امام صادق علیه السلام به عنوان شخصیتی است که مکتب ما به نام آن بزرگوار سکه زده شده است و ایشان رئیس مذهب و مکتب شناخته می شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: می دانیم که دعوت همه انبیا علیهم  السلام، در دعوت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم خلاصه می شود و حقیقت دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مکتب شیعه اثناعشری است.

 

وی اضافه نمود: این مکتب حقیقت دعوت همه انبیا علیهم السلام و عصاره دعوت همه اولیای الهی است و این عصاره دعوت انبیا و اولیای الهی از اول خلقت تا پایان خلقت، به نام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام سکه زده شده است و به همین خاطر مذهب جعفری خوانده می شود.

 

استاد سید هادی علم الهدی در ادامه خاطرنشان کرد: حقیقتِ دین آدم، نوح و ابراهیم و دیگر انبیا در حقیقتِ دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم است و دین محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم به نام حضرت جعفر بن محمد الصادق علیه السلام است.

 

وی افزود: گاهی شخصیت های نابغه بشری، امام صادق علیه السلام را معرفی می کنند، یعنی کسانی که در زمان خود در اوج قله فکری بودند و گاهی خودِ خدای ربّ العالمین، حضرت را معرفی می کند.

 

توصیف مالک بن انس از امام صادق علیه السلام

استاد سید هادی علم الهدی به کلام مالک بن انس، در توصیف امام صادق علیه السلام پرداخت؛ این روایات را هم علمای شیعه و هم علمای عامه در کتاب های خود آوردند.

 

وی افزود: قاضی عیاض که از فقها و محدثین بزرگ اهل تسنن است، این روایت را در کتاب «مدارک» خود صفحه 212 ذکر کرده؛ و دیگر از محدثین و فقها هم این روایت را ذکر کرده اند؛ شیخ صدوق این روایت را در سه کتاب خود، یعنی «خصال»، «امالی» و «علل الشرایع» نقل می کند؛ مرحوم مجلسی در جلد 47 بحار الانوار، این روایت را آورده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: یکی از مفاخر شیعه، ابن ابی عمیر است؛ ایشان می گوید من خودم از مالک بن انس فقیه اهل مدینه شنیدم که درباره امام صادق علیه السلام چنین گفت: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ مُحَمَّدُ بْنُ زِيَادٍ الْأَزْدِيُّ قَالَ سَمِعْتُ مَالِكَ بْنَ أَنَسٍ فَقِيهَ الْمَدِينَةِ يَقُولُ كُنْتُ أَدْخُلُ إِلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَيُقَدِّمُ لِي مِخَدَّةً وَ يَعْرِفُ لِي قَدْراً وَ يَقُولُ لِي يَا مَالِكُ إِنِّي أُحِبُّكَ فَكُنْتُ أُسَرُّ بِذَلِكَ وَ أَحْمَدُ اللَّهَ عَلَيْهِ قَالَ وَ كَانَ ع رَجُلًا لَا يَخْلُو مِنْ إِحْدَى ثَلَاثِ خِصَالٍ إِمَّا صَائِماً وَ إِمَّا قَائِماً وَ إِمَّا ذَاكِراً وَ كَانَ مِنْ عُظَمَاءِ الْعِبَادِ وَ أَكَابِرِ الزُّهَّادِ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ كَثِيرَ الْحَدِيثِ طَيِّبَ الْمُجَالَسَةِ كَثِيرَ الْفَوَائِدِ فَإِذَا قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص اخْضَرَّ مَرَّةً وَ اصْفَرَّ أُخْرَى حَتَّى يُنْكِرَهُ مَنْ كَانَ يَعْرِفُهُ وَ لَقَدْ حَجَجْتُ مَعَهُ سَنَةً فَلَمَّا اسْتَوَتْ بِهِ رَاحِلَتُهُ عِنْدَ الْإِحْرَامِ كَانَ كُلَّمَا هَمَّ بِالتَّلْبِيَةِ انْقَطَعَ الصَّوْتُ فِي حَلْقِهِ وَ كَادَ أَنْ يَخِرَّ مِنْ رَاحِلَتِهِ فَقُلْتُ قُلْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لَا بُدّ لَكَ مِنْ أَنْ تَقُولَ فَقَالَ يَا ابْنَ أَبِي عَامِرٍ كَيْفَ أَجْسُرُ أَنْ أَقُولَ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ وَ أَخْشَى أَنْ يَقُولَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لَبَّيْكَ وَ لَا سَعْدَيْكَ.»

 

مالك بن انس فقيه مدينه می گويد: من خدمت امام صادق علیه السلام مى‏ رسيدم، يك بالش به من تقديم مي كرد و از من احترام مى ‏نمود و مي فرمود: اى مالك من تو را دوست دارم و من از اين اظهار او خرسند مي شدم و خدا را حمد مي كردم، می گويد: مردى بود كه فارغ از يكى از سه خصلت نبود يا روزه مى‏ داشت يا نماز مي خواند يا ذكر مى ‏گفت، از بزرگان عباد و اكابر زهاد بود كه از خداى عز و جل مى ‏ترسند بسيار حديث مى ‏كرد و خوش مجلس بود و پرفائده چون مي فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گفته: يك بار سبز مي شد و يك بار زرد و رنگش ديگرگون مي شد تا شناخته نمي شد؛ سالى با او به حج رفتم و چون موقع احرام بر مركب نشست و مي خواست تلبيه بگويد، گلوگير مي شد و نزديك بود از مركب خود به زير افتد. گفتنم: يا ابن رسول اللَّه بگو بايد بگوئى فرمود: اى پسر ابى عامر چگونه جرأت كنم بگويم لبيك اللهم لبيك؛ مى ‏ترسم كه خداى عز و جل فرمايد: لا لبيك و لا سعديك.

(الأمالي ( للصدوق)، النص، 169، المجلس الثاني و الثلاثون)، (علل الشرائع،ج‏1 ،235، 169، باب العلة التي من أجلها سمي أبو عبد الله جعفر بن محمد ع الصادق، ص: 234)، (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج، ‏47، 16، باب 4، مكارم سيره و محاسن أخلاقه و إقرار المخالفين و المؤالفين بفضله. ص: 16)، (فلاح السائل و نجاح المسائل،269، الفصل الثلاثون فيما نذكره مما ينبغي العمل به قبل النوم و إذا استيقظ في خلال نومه و لم يجلس)

 

 

کلام الهی در مقام امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام

استاد سید هادی علم الهدی در ادامه به کلام الهی در مقام امام صادق علیه السلام اشاره کرد که در حدیث شریفی که به «لوح فاطمه سلام الله علیها» بیان شده است.

 

وی خاطرنشان کرد: حدیث «لوح فاطمه سلام الله علیها» از احادیثی است که هم محدثین شیعه و هم محدثین عامه آن را نقل کرده اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: از علمای عامه، کسانی مانند: ابراهیم بن محمد جوینی در فرائد السبطین این حدیث را نقل کردند.

 

وی افزود: حدیث لوح فاطمه سلام الله علیها اجمالا متواتر است و بعضی از متون حدیث، روایت و اسناد خاص خود را دارد، این متنی که بیان می کنم، متن مفصلی است که مرحوم کلینی در کافی، شیخ صدوق در دو کتاب کمال الدین و عیون اخبارالرضا و شیخ مفید در کتاب غیبت و اختصاص و همین طور محدث نعمانی در کتاب غیبت نقل کرده اند.

 

استاد علم الهدی خاطرنشان کرد: این حدیث در کتاب های دیگری چون: احتجاج، ارشاد القلوب، تأویل الآیات، تقریب المعارف، فضائل فضل بن شاذان، مناقب ابن شهر آشوب، کشف الغمه، الفصول المختاره، الصراط المستقیم، الارشاد شیخ مفید و ... به طور کلی یا جزئی، با ذکر سند و یا بدون آن نقل شده است.

 

وی تأکید کرد: روایت، روایتی است که از حیث سند و قرائن داخل متن، بسیار متقن و محکم و از تواتر اجمالی برخوردار است.

 

این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: وقتی که صدیقه طاهره سلام الله علیها، سید الشهدا علیه السلام را به دنیا آوردند و خبر شهادت سید الشهدا علیه السلام داده شد، خدای متعال به عنوان چشم روشنی، لوحی را به فاطمه زهرا سلام الله علیها هدیه می دهد تا تسلای قلب خانم حضرت زهرا سلام الله علیها باشد.

 

وی تأکید کرد: عظمت این لوح را از جمله آغازین آن هویدا است: «بسم الله الرحمن الرحیم هذا کتاب  من الله العزیز الحکیم....»؛ اگر چه خطاب این لوح با رسول الله صلی الله  علیه و آله و سلم است، اما به خانم صدیقه طاهره سلام الله علیها هدیه شد.

 

استاد علم الهدی اضافه نمود: در این لوح شریف، پروردگار عالم، یک به یک اوصیای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را معرفی می کند، از امیرالمؤمنین، امام مجتبی، سیدالشهداء و نُه امام دیگر از فرزندان آقا ابی عبدالله علیهم السلام؛ تا به معرفی کردن امام ششم می رسد.

 

وی افزود: وقتی عبارت الهی در این لوح شریف راجع به حضرت صادق علیه السلام می رسد، عبارت این است:

«سَیهْلِک الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیهِ کالرَّادِّ عَلَی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأُکرِمَنَّ مَثْوَی جَعْفَرٍ وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِی أَشْیاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ أَوْلِیائِهِ» (بزودی تردید کنندگان [در حقانیت] جعفربن محمد هلاک خواهند شد؛ هرکس او را رد کند، گویی مرا رد کرده است. سخن حق از من است: سوگند می‌ خورم که جایگاه جعفر بن محمد [و هر آن که بر او ایمان آورد] را گرامی بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شیعیان، پیروان و یارانش قرار خواهم داد)

 

ویژگی های شیعه

استاد سید هادی علم الهدی در بخش سوم از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان صفات شیعه امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام پرداخت و در این راستا به روایتی اشاره نمود که شیخ صدوق در کتابش صفات الشیعه نقل می کند: «حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِنَّمَا شِيعَةُ جَعْفَرٍ مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ اشْتَدَّ جِهَادُهُ وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ وَ رَجَا ثَوَابَهُ وَ خَافَ عِقَابَهُ فَإِذَا رَأَيْتَ أُولَئِكَ فَأُولَئِكَ شِيعَةُ جَعْفَرٍ.»

قدم اول: شکمش را با لقمه حلال پاک کند.

قدم دوم: دامنش را از حرام حفظ کند

قدم سوم: عملش خالص برای خالقش باشد و برای آفریدگارش کار کند.

قدم چهارم: خوفش فقط از عقاب خداوند باشد،

قدم پنجم: امیدش به ثواب الهی است و چشم طمع به دیگران ندارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر کسی شکمش را از لقمه حرام پاک نگاه دارد، قدم های بعدی هم هموار می شود.

 

وی افزود: اگر کسی خوفش از خدای متعال و فقط از خدا باشد و از هیچ مخلوقی به دل خود خوف و ترس راه ندهد؛ خوفش از این باشد که نکند گناهی کند که مستوجب عقاب الهی باشد؛ از این رو اگر تمام دنیا جمع بشوند مقابل مکتب امام صادق علیه السلام، زانو می زنند؛

 

استاد علم الهدی خاطرنشان کرد: اگر چنین شیعه ای تربیت شد، آنگاه تمام ماسوی الله باید در مقابل او زانو بزند؛ چون امیدی به ماسوی الله ندارد و ترسی هم از ماسوی الله ندارد؛ این توحید محض است که در مکتب تربیتی امام صادق علیه السلام متجلی است.

 

این استاد حوزه علمیه قم، در بخش پایانی این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بیان کامل حدیث لوح فاطمه سلام الله علیها پرداخت.

 

حدیث لوح مشهور که از طریق جابر بن عبدالله انصاری نقل شده، چنین است: امام صادق علیه السلام نقل می ‌کند که روزی پدرم از جابر بن عبدالله انصاری خواست ماجرای مشاهده لوحی که در دست جده ‌اش حضرت فاطمه سلام الله علیها بود و مطالب مکتوب در لوح را برای او بازگو کند. جابر گفت: روزی در ایام حیات رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مادرت فاطمه سلام الله علیها را ملاقات کردم تا ولادت حسین علیه السلام را به او تبریک بگویم که در دستان آن بانوی بزرگ، لوح سبز رنگی دیدم که گمان کردم زمرّد است؛

در آن لوح، کتاب سفیدی را که به درخشندگی خورشید بود مشاهده کردم. به آن حضرت عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو باد! این لوح چیست؟ فاطمه سلام الله علیها فرمود: «این لوحی است که خداوند ـ عزوجل ـ آن را به رسولش محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم اهدا نمود. در این لوح نام پدر و همسر و فرزندانم و نام اوصیا و امامانی که از نسل فرزندانم هستند ذکر شده است. پدرم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن را به من بخشیده است تا با نگاه کردن به آن دلم شاد شود». سپس مادرت فاطمه سلام الله علیها آن لوح را در اختیار من قرار داد. من آنچه در لوح نوشته شده بود خواندم و نسخه ‌ای از روی آن نوشتم. جابر صحیفه ‌ای از پوست نازک آورد، آن را گشود و به رؤیت پدرم رسانید. پدرم به جابر فرمود: جابر! حال به صحیفه‌ ای که در نزد توست، بنگر تا برای تو از حفظ بخوانم. جابر به نسخه ‌ای که در دستش بود، نگریست و پدرم تمام مطالب صحیفه را از حفظ برای جابر خواند. سوگند به خدا حرفی از کلام امام با حرفی از صحیفه‌ ای که در دست جابر بود، مخالف نبود. پس از آنکه قرائت امام به پایان رسید جابر گفت: خدای بزرگ را شاهد می‌گیرم که آنچه در صحیفه نزد فاطمه سلام الله علیها دیدم، همین بود که شما خواندید. متن این لوح طبق نقل چنین است:

«بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

هَذَا کتَابٌ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکیمِ*- لِمُحَمَّدٍ نَبِیهِ وَ نُورِهِ وَ سَفِیرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِیلِهِ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَظِّمْ یا مُحَمَّدُ أَسْمَائِی وَ اشْکرْ نَعْمَائِی وَ لَا تَجْحَدْ آلَائِی إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیانُ الدِّینِ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَیرَ فَضْلِی أَوْ خَافَ غَیرَ عَدْلِی عَذَّبْتُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَإِیای فَاعْبُدْ وَ عَلَی فَتَوَکلْ إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیاً فَأُکمِلَتْ أَیامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیاً وَ إِنِّی فَضَّلْتُک عَلَی الْأَنْبِیاءِ وَ فَضَّلْتُ وَصِیک عَلَی الْأَوْصِیاءِ وَ أَکرَمْتُک بِشِبْلَیک وَ سِبْطَیک حَسَنٍ وَ حُسَینٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِی-بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِیهِ وَ جَعَلْتُ حُسَیناً خَازِنَ وَحْیی وَ أَکرَمْتُهُ بِالشَّهَادَةِ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَةِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً جَعَلْتُ کلِمَتِی التَّامَّةَ مَعَهُ وَ حُجَّتِی الْبَالِغَةَ عِنْدَهُ بِعِتْرَتِهِ أُثِیبُ وَ أُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِی سَیدُ الْعَابِدِینَ وَ زَینُ أَوْلِیائِی الْمَاضِینَ وَ ابْنُهُ شِبْهُ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکمَتِی سَیهْلِک الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیهِ کالرَّادِّ عَلَی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأُکرِمَنَّ مَثْوَی جَعْفَرٍ وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِی أَشْیاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ أَوْلِیائِهِ أُتِیحَتْ بَعْدَهُ مُوسَی فِتْنَةٌ عَمْیاءُ حِنْدِسٌ- لِأَنَّ خَیطَ فَرْضِی لَا ینْقَطِعُ وَ حُجَّتِی لَا تَخْفَی وَ أَنَّ أَوْلِیائِی یسْقَوْنَ بِالْکأْسِ الْأَوْفَی مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی وَ مَنْ غَیرَ آیةً مِنْ کتَابِی فَقَدِ افْتَرَی عَلَی وَیلٌ لِلْمُفْتَرِینَ الْجَاحِدِینَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ مُوسَی عَبْدِی وَ حَبِیبِی وَ خِیرَتِی فِی عَلِی وَلِیی وَ نَاصِرِی وَ مَنْ أَضَعُ عَلَیهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکبِرٌ یدْفَنُ فِی الْمَدِینَةِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ- إِلَی جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَسُرَّنَّهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ حُجَّتِی عَلَی خَلْقِی لَا یؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ کلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِهِ عَلِی وَلِیی وَ نَاصِرِی وَ الشَّاهِدِ فِی خَلْقِی وَ أَمِینِی عَلَی وَحْیی أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِی إِلَی سَبِیلِی وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِی الْحَسَنَ وَ أُکمِلُ ذَلِک بِابْنِهِ محمد رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ عَلَیهِ کمَالُ مُوسَی وَ بَهَاءُ عِیسَی وَ صَبْرُ أَیوبَ فَیذَلُّ أَوْلِیائِی فِی زَمَانِهِ وَ تُتَهَادَی رُءُوسُهُمْ کمَا تُتَهَادَی رُءُوسُ التُّرْک وَ الدَّیلَمِ فَیقْتَلُونَ وَ یحْرَقُونَ وَ یکونُونَ خَائِفِینَ مَرْعُوبِینَ وَجِلِینَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ وَ یفْشُو الْوَیلُ وَ الرَّنَّةُ فِی نِسَائِهِمْ أُولَئِک أَوْلِیائِی حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ کلَّ فِتْنَةٍ عَمْیاءَ حِنْدِسٍ وَ بِهِمْ أَکشِفُ الزَّلَازِلَ وَ أَدْفَعُ الْآصَارَ وَ الْأَغْلَالَ أُولئِک عَلَیهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ.»

بسم اللّه الرحمن الرحیم

این کتابی است از سوی خداوند شکست ناپذیر و حکیم به محمد نور و فرستاده خدا و حجاب، دلیل و آیت او در زمین. این نوشته توسط جبرئیل امین از جانب رب العالمین آورده شد. ‌ای محمد نام‌ هایم را بزرگ شمار و نعمت ‌هایم را شکرگزار باش، هرگز نشانه ‌هایم را انکار نکن. من پروردگار و معبود جهانیانم و جز من خدایی نیست؛ درهم ‌کوبنده جباران و دولت‌ بخشِ مظلومان، و حسابرس روز جزا. من همان الله و معبود شمایم که جز من خدایی نیست. هر که به فضل کسی جز من امیدوار باشد یا از چیزی جز عدل من خوف داشته باشد، او را به عذابی سخت گرفتار خواهم ساخت که احدی از جهانیان آن را نچشیده است. پس فقط مرا پرستش کن و بر من توکّل نما. من هیچ رسولی را مبعوث نکردم و رسالت او را تکمیل ننمودم و دوران تبلیغ و رسالت او را به پایان نرساندم، مگر اینکه برای او وصیّ و جانشینی قرار دادم. [ای محمد(ص)] تو را بر تمام پیامبران برتری بخشیدم؛ وصی تو را نیز بر تمام اوصیا برتری دادم. سپس تو را به وجود دو فرزندت: حسن و حسین گرامی داشتم. بعد از پایان دوره [حیات و امامت] پدرش [علی(ع)] حسن را معدن علم خود و حسین را نگهبان و حافظ وحی خود قرار دادم؛ نعمت شهادت را به حسین بخشیدم و او را بدین سبب گرامی داشتم و برای او سعادت خواستم. حسین با فضیلت‌ترین کسی است که شهید گشت و در بین شهیدان بالاترین درجه و مقام را داراست؛ امامت و توحید تمام و کمال را با او همراه کردم، حجت بالغه خود را نزد او قرار دادم؛ بر اساس اهل بیت و عترت او پاداش می‌دهم و طالحان و بدکاران را به سزای اعمال خوش می‌رسانم. اولین فرزند و عترت او، علی [بن الحسین] سرور پرستندگان و زینت دوستان من است. پس از او فرزندش که شبیه و همنام جدش است محمد، شکافنده علم الهی و معدن حکمت اوست. بزودی تردید کنندگان [در حقانیت] جعفربن محمد هلاک خواهند شد؛ هرکس او را رد کند گویی مرا رد کرده است. سخن حق از من است: سوگند می‌ خورم که جایگاه جعفر بن محمد [و هر آن که بر او ایمان آورد] را گرامی بدارم؛ محبت و عشق به او را در دل دوستان، شیعیان، پیروان و یارانش قرار خواهم داد، سپس فتنه کور و سیاه گمنامی و تقیه را از برابر امام موسی کنار خواهم زد؛ چرا که سیر فرمان و اطاعت الهی هرگز منقطع نخواهد شد و حجت و دلیل من از دید مردم پنهان نخواهد ماند و دوستانم هرگز تیره بخت نخواهند گردید. اگر کسی یکی از حُجج مرا انکار کند، نعمتی را که داده‌ام انکار نموده است و هر که آیه‌ای از کتابم را تغییر دهد بر من تهمت بسته است. وای بر افترا زنندگانِ انکارگر، آن زمان که دوران امامت بنده و دوست و برگزیده‌ام موسی [بن جعفر(ع)] به پایان رسد. آگاه باشید! هر که هشتمین حجت مرا دروغ شمارد، گوئی همه اولیای مرا انکار نموده است. علی [بن موسی(ع)] دوست و یاور من [و رهبر شما] است و من ثِقل علم و عصمت و صفات نبوت را در او قرار می‌دهم؛ توان او را در پاسداری از آن می‌آزمایم؛ عفریت ستمگر و متکبر او را می‌کشد و در شهری که عبد صالح (ذوالقرنین) ساخت در کنار بدترین بندگانم (هارون الرشید) دفن می‌شود. دیدگان هشتمین امام را با تولد فرزندش محمد و خلیفه و جانشین پس از او روشنی بخشم. محمد [بن علی بن موسی الرضا(ع)] وارث علم و دانش من و معدن حکمت و جایگاه راز من و حجّت من بر بندگانم است. هرکس به او ایمان داشته باشد بهشت جایگاه اوست و او را شفیع هفتاد نفر از افراد خانواده [منسوبان او] که جهنم بر آنان واجب شد قرار می‌دهم. [پس از او] فرزندش علی [بن محمدبن علی بن موسی الرضا(ع)] دوست و یاورم را سعادتمند کردم؛ او امانت دار وحی من خواهد بود؛ از صُلب او، حسن [بن علی بن محمد] را بر خواهم آورد که دعوت کننده مردم به راه خدا و نگاهبان علم الهی است. آنگاه [پس از او] حجت خویش را با آمدن فرزندش محمد که رحمت برای جهانیان است تکمیل خواهم نمود. قدرت و کمال موسوی، عظمت و نور عیسوی و صبر ایوب همه را در او می‌بینید؛ او در زمانی خواهد آمد که دوستان من خوار شده و چون مغولان و دیلمیان مشرک، سرافکنده گشته و به آتش کشیده می‌شوند، سرهای آنان به عنوان هدیه به اطراف و اکناف فرستاده می‌شود و ترسان و لرزان می‌شوند، زمین از خون آنان رنگین می‌شود و هلاکت و فریاد و شیون در بین زنانشان همه گیر می‌شود. آنان بحقیقت حجّت و اولیای من در زمین خواهند بود. به واسطه اینان هر فتنه کور و سیاه و زلزله را از خلق دور خواهم ساخت و با آنها حرکتهای ظریف و پنهان [معاندان دین الهی] کشف می‌شود و قید و بندها و زنجیرهای بندگی از دوش خلق برداشته می‌شود. صلوات و رحمت خداوند بر آنان باد! اینان همان هدایت یافتگانند».

/270/260/42/

 

س, 03/27/1399 - 16:41