استاد عامری شهرابی مطرح کرد؛

اوصاف امام صادق (ع) در کلام اهل سنت

امام صادق علیه السلام عیبجو نبودند؛ دشنام دهنده نبودند؛ اهل داد و فریاد نبودند؛ طمع ورز نبودند؛ امام هرگز اهل خدعه و نیرنگ نبودند؛ سخن چین نبودند؛ مذمت و بدگویی کسی را نمی کردند؛ پرخوری نمی کردند؛ آرامش داشتند و شتابزده نبودند؛ اندوهگین و غمناک با کسی برخورد نمی کردند؛ پرگو و پرحرف نبودند بیهوده گو نبودند؛ سخن بی فایده نمی گفتند؛ به مردم طعنه نمی زدند؛ امام علیه السلام اهل «لمزه» و غیبت نبودند؛ اهل همزه نبودند؛ مال اندود نبودند؛ کسی را لعن نمی کردند.

 

به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام، استاد هادی عامری شهرابی با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به گفتگو پرداخت.

 

وی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام در ربیع الاول سال 83 هجری قمری به دنیا آمدند. در 31 سالگی به امامت رسیدند و مدت امامت ایشان 34 سال بوده است؛ یعنی در سال 148 هجری قمری و در 65 سالگی به شهادت رسیدند و در روایت درست، 16 روز بعد ازمیلاد امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام این شهادت روی داده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم، افزود: حضرت شیخ الأئمه بودند، زیرا عمر شریفشان در زمان شهادت از سایر ائمه علیهم السلام بیشتر بوده است.

 

وی اضافه نمود: امام علیه السلام هم با بنی امیه و هم با تعدادی از سلاطین عباسی هم دوره بودند. با سفاح عباسی 5 سال، و با منصور عباسی 12 سال را به سر بردند.

 

استاد عامری شهرابی افزود: ظلم های امرای بنی امیه در مقابل ظلم های منصور عباسی خیلی ناچیز بوده است؛ به گونه ای که می دانیم زندان هاشمیه به دست منصور عباسی ساخته شده است.

 

وی خاطرنشان کرد: دو مرتبه منصور عباسی خانه امام صادق علیه السلام را آتش زد و بارها امام علیه السلام را احضار نمود.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: در روایتی نقل می کنند که منصور عباسی می گفت: جعفر بن محمد مثل استخوانی در گلو است، نه می توانم بیرونش بیارم و نه می توانم او را با کلک به قتل برسانم. (عيون المعجزات ؛ ص88؛ ابن عبد الوهاب، حسين بن عبد الوهاب، متوفی در قرن پنجم)

(و روي أنه علیه السلام لما خرج من بين يدي المنصور، نزل الحيرة فبينما هو اذ اتاه الربيع فقال له: اجب امير المؤمنين، فركب إليه و قد كان وجد في الصحراء صورة عجيبة الخلق لم يعرفها احد و ذكر من وجدها انه رآها قد سقطت مع المطر، فلما دخل  علیه السلام قال له المنصور: يا أبا عبد اللّه اخبرني عن الهواء اي شي‏ء فيه؟ فقال له: بحر، قال له: فله سكان، قال علیه السلام نعم، قال المنصور، و ما سكانه؟ فقال علیه السلام خلق ابدانهم ابدان الحيتان و رءوسهم رءوس الطير و لهم اجنحة كاجنحة الطير من الوان شتى، فدعا المنصور بالطست فاذا ذلك الخلق فيه فما زاد على ما وصفه علیه السلام فاذن له فانصرف علیه السلام ثم قال المنصور للربيع هذا الشجي‏ المعترض في حلقي من أعلم الناس في زمانهم.)

 

استاد هادی عامری شهرابی ادامه داد: امام علیه السلام در فرصت پیش آمده برای هدایت مردم استفاده کردند، 4000 شاگرد تربیت کردند.

 

وی در ادامه به کلام ابن حجر هیثمی در کتاب معروفش، صواعق المحرقه اشاره کرد: در جلد دوم این کتاب، صفحه 586، بعد از بیان حدیث مشهور جابر و زندگانی آقا امام باقر علیه السلام، به شرح زندگانی امام صادق علیه السلام می پردازد و خاطرنشان می کند بزرگانی از اهل عامه، از جمله: یحیی بن سعید، ابن جریج، مالک، شعبه و ابوایوب همه از شاگردان امام صادق علیه السلام بودند و از ایشان روایت نقل کردند.

(الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة) (2/ 586)

«... وَكَفاهُ شرفا أَن ابْن الْمَدِينِيّ روى عَن جَابر أَنه قَالَ لَهُ وَهُوَ صَغِير رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم يسلم عَلَيْك فَقيل لَهُ وَكَيف ذَاك قَالَ كنت جَالِسا عِنْده وَالْحُسَيْن فِي حجره وَهُوَ يداعبه فَقَالَ (يَا جَابر يُولد لَهُ مَوْلُود اسْمه عَليّ إِذا كَانَ يَوْم الْقِيَامَة نَادَى مُنَاد ليقمْ سيد العابدين فَيقوم وَلَده ثمَّ يُولد لَهُ ولد اسْمه مُحَمَّد فَإِن أَدْرَكته يَا جَابر فأقرئه مني السَّلَام)

توفّي سنة سبع عشرَة ومئة عَن ثَمَان وَخمسين سنة مسموما كأبيه وَهُوَ علوي من جِهَة أَبِيه وَأمه وَدفن أَيْضا فِي قبَّة الْحسن وَالْعَبَّاس بِالبَقِيعِ وَخلف سِتَّة أَوْلَاد أفضلهم وأكملهم

جَعْفَر الصَّادِق وَمن ثمَّ كَانَ خَلِيفَته ووصيه وَنقل النَّاس عَنهُ من الْعُلُوم مَا سَارَتْ بِهِ الركْبَان وانتشر صيته فِي جَمِيع الْبلدَانِ وروى عَنهُ الْأَئِمَّة الأكابر كيحيى بن سعيد وَابْن جريج والسفيانين وَأبي حنيفَة وَشعْبَة وَأَيوب السّخْتِيَانِيّ»

 

این استاد حوزه علمیه قم، ضمن اشاره به گسترش شبکه وکالت، از سوی آقا امام صادق علیه السلام، به روایتی از بحار الانوار پرداخت که بیان گر برخی از ویژگی ها و فضایل حضرت علیه السلام است.

(بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏47، ص: 25)

«و يقال الإمام الصادق و العلم الناطق بالمكرمات سابق و باب السيئات راتق و باب الحسنات فاتق لم‏ يكن‏ عيّابا و لا سبّابا و لا صخّابا و طمّاعا و لا خدّاعا و لا نمّاما و لا ذمّاما و لا أكولا و لا عجولا و لا ملولا و لا مكثارا و لا ثرثارا و لا مهذارا و لا طعّانا و لا لعّانا و لا همّازا و لا لمّازا و لا كنّازا.»

 

وی افزود: امام صادق علیه السلام عیبجو نبودند؛ دشنام دهنده نبودند؛ اهل داد و فریاد نبودند؛ طمع ورز نبودند؛ امام هرگز اهل خدعه و نیرنگ نبودند؛ سخن چین نبودند؛ مذمت و بدگویی کسی را نمی کردند؛ پرخوری نمی کردند؛ آرامش داشتند و شتابزده نبودند؛ اندوهگین و غمناک با کسی برخورد نمی کردند؛ پرگو و پرحرف نبودند بیهوده گو نبودند؛ سخن بی فایده نمی گفتند؛ به مردم طعنه نمی زدند؛ امام علیه السلام اهل «لمزه» و غیبت نبودند؛ اهل همزه نبودند؛ مال اندود نبودند؛ کسی را لعن نمی کردند.

 

 

استاد عامری شهرابی در ادامه به روایت دیگری از کتاب شریف کافی پراخت: (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 246) «عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ وَ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي مَرْضَةٍ مَرِضَهَا لَمْ يَبْقَ مِنْهُ إِلَّا رَأْسُهُ «1» فَقَالَ يَا فُضَيْلُ إِنَّنِي كَثِيراً مَا أَقُولُ مَا عَلَى رَجُلٍ «2» عَرَّفَهُ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ لَوْ كَانَ فِي رَأْسِ جَبَلٍ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْمَوْتُ يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ إِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالًا وَ إِنَّا وَ شِيعَتَنَا هُدِينَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ* يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَوْ أَصْبَحَ لَهُ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ كَانَ ذَلِكَ خَيْراً لَهُ وَ لَوْ أَصْبَحَ مُقَطَّعاً أَعْضَاؤُهُ كَانَ ذَلِكَ خَيْراً لَهُ يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يَفْعَلُ بِالْمُؤْمِنِ إِلَّا مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ لَوْ عَدَلَتِ الدُّنْيَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقَى عَدُوَّهُ مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ إِنَّهُ مَنْ كَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً كَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ وَ مَنْ كَانَ هَمُّهُ فِي كُلِّ وَادٍ لَمْ يُبَالِ اللَّهُ بِأَيِّ وَادٍ هَلَكَ.

(فضيل بن يسار می گويد: خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم در مرضى كه (او را لاغر و نحيف كرده بود و) جز سرش باقى نمانده بود (اين جمله در لغت عرب در مورد لاغرى زياد گفته مى ‏شود)، فرمود: اى فضيل! من بسيار مي گويم: كسى را كه خدا به اين امر (تشيع) آشنا كرد، اگر بر سر كوهى باشد، تا مرگش برسد، زيانى نيست.

 

اى فضيل بن يسار! مردم راه راست و چپ پيش گرفتند و ما و شيعيان ما به صراط مستقيم هدايت شديم.

اى فضيل بن يسار! اگر ميان مشرق و مغرب (تمام دنيا) از آن مؤمن باشد خير اوست و اگر اعضائش را تكه تكه كنند، خير او است.

 

اى فضيل بن يسار! خدا نسبت به مؤمن جز خير انجام ندهد.

اى فضيل بن يسار! اگر دنيا نزد خداى عزوجل به اندازه بال مگسى ارزش مي داشت، شربت آبى از آن به دشمنش نمى‏ آشامید.

اى فضيل بن يسار! كسى كه هدف و همتش يك چيز (رضاى خدا) باشد، خدا هدفش را كارگزارى كند و كسى كه همتش به همه سو متوجه باشد، خدا باك ندارد كه در چه دره‏ئى هلاك شود (يعنى خدا هدايت و توفيقش را از او برگيرد و او را بخود و هواى نفسش واگذارد تا در راه يكى از اديان باطل جان سپارد).

 

استاد هادی عامری شهرابی در ادامه خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام، نه تنها نزد شیعیان دارای مقام والایی است بلکه در نزد اهل سنت هم چنین است و به تعبیر ابن ابی الحدید معتزلی، سه تن از امامان مذاهب فقهی اهل سنت با واسطه یا بی واسطه از شاگردان آقا امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام بوده اند.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: ذهبی که به تعصب معروف است، در سیر اعلام النبلاء به روایتی از ابوحنیفه اشاره می کند که امام صادق علیه السلام را فقیه ترین روزگار بر می شمارند.

 

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

به جملاتی از کتاب سیر اعلام النبلاء می پردازیم:(سير أعلام النبلاء ط الحديث) (6/ 363 و 364)

«قَالَ ابْنُ أَبِي حَاتِمٍ: سَمِعْتُ أَبَا زُرْعَةَ وَسُئِلَ، عَنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيْهِ وَسُهَيْلٍ عَنْ أَبِيْهِ وَالعَلاَءِ عَنْ أَبِيْهِ أَيُّهَا أَصَحُّ? قَالَ لاَ يُقْرَنُ جَعْفَرٌ إِلَى هَؤُلاَءِ. وَسَمِعْتُ أَبَا حَاتِمٍ يَقُوْلُ جَعْفَرٌ لاَ يُسْأَلُ عَنْ مِثْلِهِ.

قُلْتُ: جَعْفَرٌ: ثِقَةٌ, صَدُوْقٌ, مَا هُوَ فِي الثَّبْتِ كَشُعْبَةَ, وَهُوَ أَوْثَقُ مِنْ سُهَيْلٍ وَابْنِ إِسْحَاقَ وَهُوَ فِي وَزْنِ ابْنِ أَبِي ذِئْبٍ وَنَحْوِه. وَغَالِبُ رِوَايَاتِه عَنْ أَبِيْهِ مَرَاسِيْلُ.

قَالَ أَبُو أَحْمَدَ بنُ عَدِيٍّ: لَهُ حَدِيْثٌ كَثِيْرٌ عَنْ أَبِيْهِ عَنْ جَابِرٍ وَعَنْ آبَائِهِ وَنُسَخٌ لأَهْلِ البَيْتِ, وَقَدْ حَدَّثَ عَنْهُ الأَئِمَّةُ وَهُوَ مِنْ ثِقَاتِ النَّاسِ كَمَا قَالَ ابْنُ مَعِيْنٍ.

وَعَنْ عَمْرِو بنِ أَبِي المِقْدَامِ, قَالَ: كُنْتُ إِذَا نَظَرتُ إِلَى جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ, عَلِمتُ أَنَّهُ مِنْ سُلاَلَةِ النَّبِيِّيْنَ, قَدْ رَأَيْتُه وَاقِفاً عِنْدَ الجَمْرَةِ يَقُوْلُ سَلُونِي, سَلُونِي.

وَعَنْ صَالِحِ بنِ أَبِي الأَسْوَدِ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ, يَقُوْلُ: سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفقِدُوْنِي, فَإِنَّهُ لاَ يُحَدِّثُكُم أَحَدٌ بَعْدِي بِمِثْلِ حَدِيْثِي.

ابْنُ عُقْدَةَ الحَافِظُ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ حُسَيْنِ بنِ حَازِمٍ, حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيْمُ بنُ مُحَمَّدٍ الرُّمَّانِيُّ أَبُو نَجِيْحٍ, سَمِعْتُ حَسَنَ بنَ زِيَادٍ, سَمِعْتُ أَبَا حَنِيْفَةَ, وَسُئِلَ مَنْ أَفْقَهُ مَنْ رَأَيْتَ؟ قَالَ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً أَفْقَهَ مِنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَقدَمَهُ المَنْصُوْرُ الحِيْرَةَ بَعَثَ إِلَيَّ فَقَالَ: يَا أَبَا حَنِيْفَةَ إِنَّ النَّاسَ قد فتنوا بجعفر ابن محمد فهيىء لَهُ مِنْ مَسَائِلِكَ الصِّعَابِ فَهَيَّأْتُ لَهُ أَرْبَعِيْنَ مَسْأَلَةً ثُمَّ أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَجَعْفَرٌ جَالِسٌ، عَنْ يَمِيْنِه فَلَمَّا بَصُرتُ بِهِمَا دَخَلَنِي لِجَعْفَرٍ مِنَ الهَيْبَةِ مَا لاَ يَدْخُلُنِي لأَبِي جَعْفَرٍ فَسَلَّمتُ وَأَذِنَ لِي فَجَلَستُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ جَعْفَرٌ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ تَعْرِفُ هَذَا قَالَ: نَعَمْ هَذَا أَبُو حَنِيْفَةَ ثُمَّ أَتْبَعَهَا قَدْ أَتَانَا ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا حَنِيْفَةَ هَاتِ مِنْ مَسَائِلِكَ نَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللهِ فَابتَدَأْتُ أَسْأَلُه فَكَانَ يَقُوْلُ فِي المَسْأَلَةِ: أَنْتُم تَقُوْلُوْنَ فِيْهَا كَذَا وَكَذَا, وَأَهْلُ المَدِيْنَةِ يَقُوْلُوْنَ كَذَا وَكَذَا, وَنَحْنُ نَقُوْلُ كَذَا وَكَذَا فَرُبَّمَا تَابَعَنَا وَرُبَّمَا تَابَعَ أَهْلَ المَدِيْنَةِ وَرُبَّمَا خَالَفَنَا جَمِيْعاً حَتَّى أَتَيْتُ عَلَى أَرْبَعِيْنَ مَسْأَلَةً مَا أَخْرِمُ مِنْهَا مَسْأَلَةً ثُمَّ قَالَ أَبُو حَنِيْفَةَ: أَلَيْسَ قَدْ رَوَيْنَا أَنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ أَعْلَمُهم بِاخْتِلاَفِ النَّاسِ؟.»

 

 

استاد هادی عامری شهرابی در ادامه به یعقوبی اشاره کرد که در کتاب تاریخ خود نسبت به شخصیت امام صادق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم چنین می نویسد: (تاريخ اليعقوبي) (ص: 265، بترقيم الشاملة آليا):

«وتوفي أبو عبد الله جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب وأمه أم فروة بنت القاسم بن محمد بن أبي بكر بالمدينة سنة 148 وله ست وستون سنة وكان أفضل الناس وأعلمهم بدين الله وكان من أهل العلم الذين سمعوا منه إذا رووا عنه قالوا: أخبرنا العالم.»

 

وی در ادامه به ابن خلّکان اشاره نمود: وفيات الأعيان (1/ 327)

«جعفر الصادق[علیه السلام]: أبو عبد الله جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علي زين العابدين بن الحسين بن علي بن أبي طالب، رضي الله عنهم أجمعين؛ أحد الأئمة الاثني عشر على مذهب الإمامية، وكان من سادات أهل البيت ولقّب بالصادق لصدقه في مقالته وفضلُه أشهر من أن يذكر، وله كلام في صنعة الكيمياء والزجر والفأل، وكان تلميذه أبو موسى جابر بن حيان الصوفي الطرسوسي قد ألف كتاباً يشتمل على ألف ورقة تتضمن رسائل جعفر الصادق وهي خمسمائة رسالة.

وكانت ولادته سنة ثمانين للهجرة، وهي سنة سيل الجحاف، وقيل: بل ولد يوم الثلاثاء قبل طلوع الشمس ثامن شهر رمضان سنة ثلاث وثمانين.

وتوفي في شوال سنة ثمان وأربعين ومائة بالمدينة، ودفن بالبقيع في قبر فيه أبوه محمد الباقر وجده علي زين العابدين وعم جده الحسن بن علي، رضي الله عنهم أجمعين، فلله دره من قبر ما أكرمه وأشرفه.

وأمه أم فروة بنت القاسم بن محمد بن أبي بكر ...»

 

این استاد حوزه علمیه قم در همین راستا بیان کرد: طبق اعتراف ابن خلّکان، حضرت صادق علیه السلام یکی از مصادیق آیه تطهیر هستند.

 

وی در ادامه به روایتی اشاره کرد که در کتاب مستدرک الوسائل آمده است: (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏12، ص: 172) «13806- «15» الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ،: سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَلَى أَيِّ شَيْ‏ءٍ بَنَيْتَ عَمَلَكَ قَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِي لَا يَأْكُلُهُ غَيْرِي فَوَثِقْتُ بِهِ وَ عَلِمْتُ أَنَّ عَلَيَّ أُمُوراً لَا يَقُومُ بِأَدَائِهَا غَيْرِي فَاشْتَغَلْتُ بِهَا وَ عَلِمْتُ أَنَّ الْمَوْتَ يَأْخُذُنِي بَغْتَةً فَاسْتَعْدَدْتُ لَهُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ مُطَّلِعٌ عَلَيَّ فَاسْتَحْيَيْتُ مِنْهُ.»

 

استاد هادی عامری از اساتید حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: دانستیم که چه شیعه و چه سنی قائل به افضلیت و اعلمیت ایشان هستند؛ اما سؤال این است که ما چگونه شیعه ای باید باشیم؟

 

وی در همین راستا به ضمن اشاره به دو روایت، خاطرنشان کرد: ما شیعیان اگر بخواهیم شیعه واقعی باشیم، باید در اخلاق، عمل و عقیده تابع محض معصومین علیهم صلوات الله باشیم.

 

(المحاسن؛ ج‏1؛ ص18) «عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ حَدِيدٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ‏ الْخُلُقِ‏ وَ حُسْنِ‏ الْجِوَارِ وَ كُونُوا دُعَاةً إِلَى أَنْفُسِكُمْ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ بِطُولِ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ فَإِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا أَطَالَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ هَتَفَ إِبْلِيسُ مِنْ خَلْفِهِ وَ قَالَ يَا وَيْلَتَاهُ أَطَاعُوا وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدُوا وَ أَبَيْتُ‏.»

(الأمالي ( للصدوق)؛ النص ؛ ص400) «حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ عُثْمَانَ الْأَحْوَلُ قَالَ حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنَ الشِّيعَةِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ مَعَاشِرَ الشِّيعَةِ كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِيحِ الْقَوْلِ.»

 

شاگردان حضرت علیه السلام

 

این استاد حوزه علمیه در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به شاگردان طراز آقا امام صادق علیه السلام پرداخت.

 

وی خاطرنشان کرد: شیخ مفید رحمت الله علیه شهادت داده و در کتب رجالی ما، فقهای شیعه بر این شهادت شیخ مفید بحث نموده اند و حتی عده زیادی از فقها و رجالیون ما قائل هستند بر اینکه چهار هزار نفر از شاگردان امام صادق علیه السلام جزو کسانی بودند که عادل هستند.

 

استاد عامری افزود: استاد ما آیت الله العظمی سبحانی در کتاب رجال خود، این مطلب شیخ مفید رحمت الله علیه را مورد بحث قرار می دهند.

 

وی اضافه نمود: اگر چه خودشان قائل نیستند، اما قید می فرمایند که بسیاری از علما بر حسب شهادت شیخ مفید، بر این نظر قائل هستند، یکی از توثیقات را این می دانند که جزو شاگردان امام صادق علیه السلام باشد.

 

این استاد حوزه علمیه، گفتگو را با نام یکی از شاگردان حضرت علیه السلام به پایان رساند: یکی از شاگردان امام صادق علیه السلام جابر بن حیان است که تا قرن ها بعد، از علوم او استفاده می کردند و به «پدر علم شیمی» معروف است./270/260/43/

پ, 03/29/1399 - 12:12