استاد حسینی:

جایگاه علمی امام جواد (ع)

با مسموم كردن حضرت جواد علیه السلام گویا عقده ‌ام الفضل خالی نشد و از این رو در را از پشت به روی آن حضرت بست، در حالی كه سم بر بدنش اثر گذاشته و طبعاً تشنگی به او دست داده بود.

 

به مناسبت شهادت آقا امام محمد بن علی الجواد علیه السلام، استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

وی در ابتدای این گفتگو خاطرنشان کرد: امام نهم كه نامش «محمّد» و كنیه ‌اش «ابوجعفر» و لقب او «تقی» و «جواد» است، در دهم ماه مبارك رجب 195 هـ. ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: برخی ولادت حضرت را در نیمه ماه رجب نوشته‌ اند. (اعلام الوری، طبرسی، سوم، دار الكتب الاسلامیة، ص 344) و برخی نیز در ماه رمضان دانسته ‌اند. (اصول كافی، تهران، مكتبة الصدوق، 1381، ج 2، ص 492)

 

استاد سید جواد حسینی در ادامه بیان کرد: مادرش «سبیكه» یا «خیزران» نام داشت كه از خاندان «ماریه قبطیه» همسر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به شمار می ‌رود.

 

وی افزود: مدت امامت آن حضرت 17 سال و مدت عمرش 25 سال بود. در آخر ذی قعده سال 220 هـ. ق توسط همسرش،‌ ام الفضل به شهادت رسید؛ البته برخی قاتل حضرت علیه السلام را غلام معتصم می دانند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این شهادت به دستور معتصم، هشتمین خلیفه عباسی و با انگور زهرآلود صورت گرفته است. (اصول كافی، ج 2، ص 492؛ ارشاد، شیخ مفید، مكتبة بصیرتی، ص 316؛ اعلام الوری، ص 344.)

 

وی اضافه نمود: با مسموم كردن حضرت جواد علیه السلام گویا عقده ‌ام الفضل خالی نشد و از این رو در را از پشت به روی آن حضرت بست، در حالی كه سم بر بدنش اثر گذاشته و طبعاً تشنگی به او دست داده بود.

مظلوم تر از جواد بغداد نداشت                                      آن مظهر داد تاب بیداد نداشت

می ‌خواست كه فریاد كند تشنه لبم                                  از سوز جگر طاقت فریاد نداشت

 

اما همسرش اجازه نداد كه كسی برایش آب ببرد، حتی بعضی ها نقل كرده ‌اند كه دستور داد كنیزها هیاهو كنند تا صدای امام جواد علیه السلام را كسی نشوند. (منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، كتابفروشی اسلامیة، ج 2، صص 233 ـ 234؛ ر. ك: ره توشه راهیان نور، شماره 33، رمضان 1379 ش، صص 312 ـ 313، از زبان مرحوم احمدی میانجی.)

صدای آب آب از نای مرد خسته می ‌آید                           صدای العطش از حجره‌ ای در بسته می ‌آید

بگو ای ‌ام فضلِ بی‌حیا یك لحظه ساكت باش                     كه زهرا از جنان با پهلوی بشكسته می‌ آید

 

وی افزود: سرانجام بر اثر همان زهر، حضرت دار فانی را وداع گفت و ایشان را در قبرستان قریش بغداد، یعنی كاظمین فعلی، در كنار قبر جدش، موسی بن جعفر علیهما السلام به خاك سپردند.

 

این استاد حوزه علمیه در همین راستا افزود: شهادت آن حضرت درست دو سال و نیم بعد از مرگ مأمون بود؛ چنان كه خود آن حضرت خبر داده بود: و راحتی من با مرگ بعد از مأمون به سی ماه خواهد بود. «وَ عَنِ ابْنِ بَزِيعٍ الْعَطَّارِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ الْفَرَجُ‏ بَعْدَ الْمَأْمُونِ‏ بِثَلَاثِينَ‏ شَهْراً قَالَ فَنَظَرْنَا فَمَاتَ بَعْدَ ثَلَاثِينَ شَهْراً.» (كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) ؛ ج‏2 ؛ ص363؛ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏50، ص: 64؛ منتهی الآمال، ص 235)

 

وی افزود: آنچه پیش رو دارید، نگاهی گذرا به جایگاه علمی و مكتب تعلیمی و بیان جلوه‌هایی از علم گسترده آن حضرت است.

 

امام جواد علیه السلام در معرض آزمایش علمی

استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید افزود: مناصب الهی وابسته به سن خاصی نیست و خداوند پیامبرانی را هم در كودكی به منصب نبوت انتخاب كرده است.

 

وی در همین راستا افزود: مانند حضرت یحیی علیه السلام كه قرآن می‌ فرماید: «يا يَحْيى‏ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» (اى يحيى! كتاب را به قوت و نيرومندى بگير و به او در حالى كه كودك بود، حكمت داديم.) (مریم / 12)

 

این استاد سطوح عالی افزود: قرآن کریم در جایی دیگر از زبان حضرت عیسی علیه السلام در نوزادی نقل می‌ كند.

«قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا (30)

وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا (31)

وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا (32)

وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا (33)»

(نوزاد [از ميان گهواره‏] گفت: بى‏ترديد من بنده خدايم، به من كتاب عطا كرده و مرا پيامبر قرار داده است. (30)

و هر جا كه باشم بسيار بابركت و سودمندم ساخته، و مرا تا زنده‏ام به نماز و زكات سفارش كرده است. (31)

و مرا نسبت به مادرم نيكوكار [و خوش‏رفتار] گردانيده و گردنكش و تيره‏بختم قرار نداده است. (32)

و سلام بر من روزى كه زاده شدم، و روزى كه مى‏ميرم، و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شوم. (33)

 

وی افزود: با این حال، امامت امام جواد علیه السلام و دارا بودن علم الهی و میراث داری پیامبر، نه تنها از طرف مخالفان مورد تردید جدّی واقع شده بود، بلكه افراد عادی از شیعیان و برخی از بزرگان و علماء شیعه نیز در این مسأله گفتگو داشتند و در واقع، این مسئله به صورت یك معزل اعتقادی در آمده بود.

 

استاد سید جواد حسینی اضافه نمود: «ابن رستم طبری» از دانشمندان قرن چهارم، می‌ نویسد: «زمانی كه سنّ او (حضرت جواد علیه السلام) به شش سال و چند ماه رسید، مأمون پدرش را به قتل رساند و شیعیان در حیرت و سرگردانی فرو رفتند و در میان مردم اختلاف نظر پدید آمد و سن ابو جعفر را كم شمردند و شیعیان در سایر شهرها متحیر شدند.» (دلائل الامامة، طبری، قم، منشورات، 1363 ش سوم، ص 204؛ سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص 539)

 

وی خاطرنشان کرد: به همین جهت، شیعیان اجتماعاتی تشكیل دادند و دیدارهایی با امام جواد علیه السلام به عمل آوردند و به منظور آزمایش و حصول اطمینان از اینكه او دارای علم امامت است، پرسش هایی را مطرح كردند و هنگامی كه پاسخ های قاطع و روشن كننده دریافت كردند، مقام علمی آن حضرت را باور كردند و آرامش یافتند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در این راستا به بیان چند نمونه پرداخت:

نمونه اول:

بعد از شهادت امام رضا علیه السلام، ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمد بن حكیم، عبد الرحمن بن حجاج و یونس بن عبد الرحمان با گروهی از بزرگان و معتمدین شیعه، در خانه «عبد الرحمن بن حجّاج» در یكی از محله‌ های بغداد به نام «بركة زلزل» گرد آمدند و در سوگ امام به گریه و اندوه پرداختند.

 

یونس به آنان گفت: دست از گریه بردارید! [باید دید] امر امامت را چه كسی عهده ‌دار می‌گردد؟ و تا این كودك (ابو جعفر) بزرگ شود، مسائل خود را از چه كسی باید بپرسیم؟

 

در این هنگام «ریان بن صلت» برخاست و گلوی او را گرفت و فشرد و در حالی كه به سر و صورت او می ‌زد، با خشم گفت: تو نزد ما تظاهر به ایمان می‌ كنی و شك و شرك خود را پنهان می ‌داری! اگر امامت او از جانب خدا باشد، حتی اگر طفل یك روزه باشد، مثل پیرمرد صد ساله خواهد بود و اگر از جانب خدا نباشد، حتی اگر صد ساله باشد، چون دیگران یك فرد عادی خواهد بود.

 

در آن موقع، موسم حج نزدیك شده بود. هشتاد نفر از فقهاء و علماء بغداد و شهرهای دیگر رهسپار حج شدند و به قصد دیدار ابو جعفر عازم مدینه گردیدند و چون به مدینه رسیدند، به خانه امام صادق علیه السلام كه خالی بود، رفتند. در این هنگام، عبد الله بن موسی، عموی حضرت جواد علیه السلام، وارد شد و در صدر مجلس نشست.

 

یك نفر بپا خاست و گفت: این، پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله است. هر كس سؤالی دارد، از وی بكند. چند نفر از حاضران سؤالاتی كردند كه وی پاسخ های نادرستی داد! شیعیان متحیر و غمگین شدند و فقهاء مضطرب گشتند و برخاسته و قصد رفتن كرده، گفتند: اگر ابو جعفر می‌ توانست جواب مسائل ما را بدهد، عبدالله نزد ما نمی ‌آمد و جواب های نادرست نمی ‌داد!

 

در این هنگام، دری از صدر مجلس باز شد و غلامی به نام «موفق» وارد مجلس گردید و گفت: این ابو جعفر است كه می ‌آید. همه بپا خاستند و از وی استقبال كرده، سلام كردند. حضرت وارد شد و نشست. مردم و علماء همه ساكت شدند. آن گاه سؤالات خود را با امام در میان گذاشتند و وقتی كه پاسخ های قانع كننده و كامل شنیدند، شاد شدند و او را دعا كردند و عرض كردند: عموی شما عبدالله چنین و چنان فتوا داد.

 

حضرت فرمود: «ای عمو! امر عظیمی است كه فردا در پیشگاه او (خدا) بایستی و به تو بگوید: با آنكه در میان امت، دانا‌تر از تو وجود داشت، چرا ندانسته به بندگان من فتوا دادی!» (بحارالانوار، مجلسی، تهران، المكتبة الاسلامیة، دوم، 1395 ق، ج 50، صص 98ـ 100؛ اثبات الوصیة، نجف، المطبعة الحیدریة، چهارم، 1374 ش، صص 213 ـ 251؛ سیره پیشوایان، صص 539 ـ 541.)

 

نمونه دوم:

اسحاق بن اسماعیل در نامه ‌ای ده مسئله نوشته بود تا از آن حضرت بپرسد، ولی قبل از آنكه سؤالاتش را مطرح كند، حضرت به اساسی‌ ترین پرسش او جواب فرمود كه به یقین علم و حتی علم غیب حضرت را باور كرد. (اثبات الوصیة، ص 215؛ سیره پیشوایان، ص 542)

 

وی خاطرنشان کرد: مشابه این دیدارها كه در منابع روایی و تاریخی بیان شده است، (بحارالانوار، ج 5، ص 90؛ اثبات الوصیة، ص 210؛ اختصاص، شیخ مفید، ص 102)، باعث شد شیعیان اعتقاد كامل به امامت و علم الهی حضرت پیدا كنند.

 

اعتراف مخالفان

استاد سید  جواد حسینی در بخش دیگری از این گفتگو  با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، خاطرنشان کرد: با مناظرات و پرسش ها از امام جواد علیه السلام نه تنها عظمت علمی آن حضرت در نزد شیعیان به اثبات رسید، بلكه علماء مذاهب دیگر نیز این عظمت علمی را دریافتند و در مواردی بدان اعتراف كردند.

 

وی در همین راستا به بیان چند نمونه از اعترافات علمای اهل سنت پرداخت:

نمونه اول:

  1. ابن حجر هیثمی می‌ نویسد: «مأمون او را به دامادی انتخاب كرد؛ زیرا با وجود كمی سن، از نظر علم و آگاهی و حلم، بر همه دانشمندان برتری داشت..» (الصواعق المحرقة، ابن حجر، قاهره، مكتبة القاهرة، دوم، 1385 ق، ص 205.)

 

نمونه دوم:

  1. شبلنجی می‌گوید: «مأمون پیوسته شیفتة او بود؛ زیرا با وجود كمی سن، فضل و علم و كمال خود را نشان داد و برهان [عظمت] خویش را آشكار ساخت.» (نور الابصار، شبلنجی، قاهره، مكتبة المشهد الحسینی، ص 161.)

 

نمونه سوم:

 

  1. جاحظ عثمانی معتزلی، كه از مخالفان خاندان علی علیه السلام بوده، امام جواد علیه السلام را در زمرة ده تن از «طالبیان» آورده و درباره آنان چنین گفته است: «هر یك از آنان عالم، زاهد، عابد، شجاع، بخشنده و پاك بودند.» (نگاهی به زندگانی سیاسی امام جواد علیه السلام، مرتضی عاملی، جامعة مدرسین، 1365 ش، ص 106)

 

نمونه چهارم:

  1. سبط بن الجوزی الحنفی (م654ق) می‌گوید: «وَ مُحَمَّدٌ اَلْاِمَامُ اَبُو جَعْفَرِ الثَّانِی كَانَ عَلَی مِنْهَاجِ اَبِیهِ فِی الْعِلْمِ وَ التُّقی...؛ محمد، امام ابوجعفر دوم (حضرت جواد علیه السلام) در علم و تقوا بر روش پدرش (علی بن موسی علیهما السلام) بود.» (تذكرة الخواص، صص 358 ـ 359، به نقل از اعلام الهدایة، المجمع العالمی لِاَهْلِ الْبَیتِ علیهم السلام، اول، 1422 ق، ج 11، ص 21.)

 

نمونه پنجم:

 

  1. محمود بن وهیب البغدادی می‌گوید: «هُوَ الْوَارِثُ لِاَبِیهِ عِلْماً وَ فَضْلاً وَ اَجَلُّ اِخْوَتِهِ قَدْراً وَ كَمَالاً؛ او (ابو جعفر) وارث علم و فضل پدرش بود و برترین برادران از نظر منزلت و كمال بود..» (جوهرة الكلام، ص 147، به نقل از اعلام الهدایة، ص 25. )

 

نمونه ششم:

 

  1. فتال نیشابوری جامع‌ترین كلام را كه به منزلة جمع‌بندی اعترافات علماء اهل سنت است، دربارة علم او می‌گوید: «مأمون شیفته او شد؛ زیرا می‌دید كه او با وجود كمی سن، از نظر علم و حكمت و ادب و كمال عقلی، به چنان رتبة والایی رسیده كه هیچ یك از بزرگان علمی آن روزگار بدان پایه نرسیده بودند.» (الارشاد، شیخ مفید، قم، مكتبة بصیرتی، ص 319.)

 

 

منبع علم امام

استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دیگری از این گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به بحث در مورد «منبع علم امام» پرداخت.

 

وی در این راستا خاطرنشان کرد: از نظر شیعه امام معصوم علیه السلام داناترین فرد زمانش است و به تمام احكام شریعت احاطه كامل دارد، بدون اینكه مكتب، كلاس و معلّم معمولی دیده باشد.

 

 

وی افزود: امام جواد علیه السلام نیز از چنین علمی برخوردار بود. حال باید دید یك چنین علمی را چگونه به دست آورده بود و منبع علم آن حضرت چه بود؟ و از كجا سرچشمه می ‌گرفت؟

 

1. خداوند متعال

استاد حسینی افزود: سر منشأ اصلی علوم انبیاء و ائمه علیهم السلام از علم لا یزال و بی‌ منتهای الهی است. این حقیقت را امام جواد علیه السلام این گونه بیان فرمود: «اَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی الرِّضَا، اَنَا الْجَوَادُ، اَنَا الْعَالِمُ بِاَنْسَابِ النَّاسِ فِی الْاَصْلَابِ، اَنَا اَعْلَمُ بِسَرائِرِكُمْ وَ ظَوَاهِرِكُمْ وَ مَا اَنْتُمْ صَائِروُنَ اِلَیهِ عِلْمٌ مُنِحْنَا بِهِ مِنْ قِبَلِ خَالِقِ الْخَلْقِ اَجْمَعِینَ، وَ بَعْدَ فَنَاءِ السَّمَواتِ وَ الْاَرَضِینَ»؛

(من محمد بن علی الرضا هستم، من جوادم، من عالم به نسب های مردم در صلب ها [ی پدران] می‌ باشم. من داناترین [مردم] به باطن و ظاهر شما و آنچه شما به سوی آن برمی ‌گردید، هستم؛ علمی كه از طرف خالق همة مخلوقات بعد از فناء آسمان ها و زمین ها به ما عطا شده است.)

 

سپس دست شریفش را بر دهان خویش قرار داد و فرمود: «یا مُحَمَّدُ اصْمُتْ كَمَا صَمَتَ آبَاؤُكَ مِنْ قَبْلُ»؛ (‌ای محمد! ساكت باش؛ چنان كه پدرانت قبلاً سكوت اختیار كردند.) (مستدرك العوالم، ج 23، ص 159، به نقل از اعلام الهدایة، ج 11، ص 31)

 

2. امام قبلی

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم افزود: هر چند علوم ائمه علیهم السلام به خدا منتهی می‌ شود، ولی در روایات گاه مستقیماً این علم به خداوند نسبت داده شده است، كه در روایت قبلی بیان شد و گاه به امامان قبلی نسبت داده شده است.

 

وی خاطرنشان کرد: درباره علم امام جواد علیه السلام از مسعودی نقل شده است كه كلثم بن عمر می‌ گوید: خدمت امام رضا علیه السلام عرض كردم: شما فرزند را دوست داری، دعا كن خداوند فرزندی روزی شما گرداند!

 

 حضرت فرمود: «اُرْزَقُ وَلَداً وَاحِداً وَ هُوَ یرِثُنِی؛ به من یك فرزند روزی می‌شود كه او از من ارث می‌برد.»

سپس هنگامی كه ابو جعفر جواد الائمه علیه السلام به دنیا آمد، حضرت از اول شب تا صبح با او سخن گفت و این قضیه چندین شب ادامه داشت.

 عرض كردم: فدایت بشوم! مردم قبل از این فرزند (شما) دارای فرزندها شده ‌اند، آیا همه را تعویذ [و دعا] كرده ‌ای؟

 فقال: «وَیحَكَ! لَیسَ هَذَا عَوْذَةٌ اِنَّمَا اَغَرُّ بِالْعِلْمِ غَرّاً؛» (وای بر تو این تعویذ نیست، بلكه فقط علم فراوان را به او انتقال دادم [بسان مرغی كه به جوجه خود دانه می ‌دهد]) (اثبات الوصیة، ص 210، به نقل از اعلام الهدایة، ج11، ص 31)

 

3. روح القدس

وی تأکید کرد: منبع سوم برای علم امامان از جمله امام جواد علیه السلام كه در واقع به همان منبع اول بر می‌ گردد، روح القدس است كه به امر الهی با آنها سخن می ‌گوید.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: امام باقر علیه السلام فرمود: «اِنَّ الْاَوْصِیاءَ مُحَدَّثُونَ یحَدِّثُهُمْ رُوحُ الْقُدُسِ وَلَا یرَونَهُ؛ (به راستی اوصیاء [و امامان] محدّث هستند و روح القدس با آنان سخن می‌ گوید، در حالی كه او را نمی ‌بینند.) (بحارالانوار، ج 25، ص 57، ح 24)

 

جلوه‌ هایی از علم گسترده

استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید که به مناسبت شهادت امام جواد الائمه علیه السلام صورت می گرفت، به بیان جلوه هایی از علم گسترده امام پرداخت.

 

وی در این راستا افزود: امامان و پیشوایان بزرگ هر كدام در عصر خود فعالیت علمی به وسعت اقتضاء زمان و شرائط حاكم بر جامعه داشته‌ اند كه گاه از طریق شاگردان، تعلیم و تربیت، زمانی از طریق تدوین كتب و دستور به جمع آوری حدیث و نشر آن و گاه از راه مناظره و احتجاجات علمی، علوم و دانش های خود را به جامعه نشر می ‌دادند. به هر حال، شرائط اجتماعی و سیاسی زمان آنان یكسان نبوده است.

 

الف. تربیت شاگردان

این استاد سطوح عالی اضافه نمود: در دوران امام صادق و امام باقر علیهما السلام شرائط اجتماعی مساعد بود و به همین جهت، بالغ بر چهار هزار نفر از محضر این دو امام استفاده بردند.

 

وی خاطرنشان کرد: ولی در دوره امام جواد علیه السلام تا زمان امام حسن عسكری علیه السلام به دلیل فشارهای سیاسی و كنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت علمی آنان بسیار محدود بود، هر چند از علم وسیعی برخوردار بودند و از این نظر، تعداد راویان و شاگردان آنها كاهش چشمگیری نشان می ‌دهد.

 

استاد حسینی افزود: راویان و شاگردان مكتب امام جواد علیه السلام قریب به صد و ده نفر بوده ‌اند. (رجال شیخ طوسی، نجف، مكتبة الحیدریة، اول، 1381 ش، صص 397 ـ 409)

 

وی افزود: 26 نفر از آنان مجموعاً 78 اثر نوشته ‌اند، از جمله:

 

  1. علی بن مهزیار از جمله اصحاب امام جواد علیه السلام است که صاحب تألیف 35 اثر است.
  2. محمد بن عبدالله بن مهران از دیگر اصحاب امام جواد علیه السلام است که 7 اثر دارد.
  3. معاویة بن حكیم نیز از دیگر اصحاب امام جواد علیه السلام است که دارای 7 اثر است. (سیر حدیث در اسلام، سید احمد میر خانی، تهران، دوم، 1361 ش، صص 266 ـ 278)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در حال حاضر، كلمات حضرت جواد علیه السلام با عنوان «مسند الامام الجواد علیه السلام» توسط شیخ عزیر الله عطاردی گردآوری شده است. (رجال شیخ طوسی، صص 366 ـ 397)

 

وی اضافه نمود: از دیگر چهره‌ های برجسته و درخشان از بین شاگردان و راویان آن حضرت، می‌ توان از احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی، زكریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازی، و احمد بن محمد بن خالد برقی كه هر كدام در صحنه علمی و فقهی وزنه خاصی به شمار می‌ رفتند، نام برد. (سیرة پیشوایان، ص 562)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: قابل ذكر است كه روایت كنندگان از امام جواد علیه السلام منحصر به راویان و محدّثان شیعه نیستند، بلكه محدّثان و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقی از اسلام را از آن حضرت نقل كرده ‌اند.

 

وی در ادامه به چند نمونه اشاره نمود:

 

  1. «خطیب بغدادی» احادیثی با سند خود از آن حضرت نقل كرده است. (تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، بیروت، دار الكتاب العربی، ج 3، صص 54 ـ 55)
  2. حافظ «عبد العزیزبن اخضر جنابذی» در كتاب «معالم العترة الطاهرة» (اعیان الشیعة، سید محسن امین، بیروت، 1403 ق، ج 2، ص 35)
  3. ابوبكر احمد بن ثابت،
  4. ابو اسحاق ثعلبی
  5. محمد بن مندة بن مهربذ در كتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتی از آن حضرت نقل كرده ‌اند. (ابن شهر آشوب، قم، المطبعة العلمیة، ج 4، ص 384)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه به یک نکته تأکید نمود: نكته قابل دقت در روایات رسیده از امام جواد علیه السلام، تنوع روایات در موضوعات مختلف و مورد نیاز آن زمان بوده است.

 

وی در ادامه به عنوان نمونه به چند نمونه اشاره نمود:

1. توحید و بسیاری از شبهاتی كه در این زمینه، در آن زمان مطرح بوده است؛ (ر. ك: اصول كافی، ج 4؛ توحید صدوق، ص 82؛ اعلام الهدایة، ص 32).

2. تفسیر قرآن و تأویل آن و بیان بطون آیات؛ (مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 164؛ اعلام الهدایة، ج 11، ص 33)

3. روایات فقهی در باب نماز، زكات، حج، عبادات مستحبه و نوافل؛ (اعلام الهدایة، صص 36 ـ 37)

4. بیان فلسفه و علل احكام، از جمله روایت طولانی دربارة فلسفه عدّة مطلّقه، عدّة وفات... و ایلاء و احكام آن...؛ (همان، ص 38؛ حیاة الامام محمد الجواد، ص101)

5. دعاها، مانند: دعای قنوت، دعای بعد از نماز (رضیت بالله ربّاً...) ، دعای صبح و شام، و.... (همان، صص 40 ـ 41؛ مستدرك عوالم العلوم، ج23، صص 212 ـ 218)

 

ب. مناظرات

استاد سید جواد حسینی در ادامه بیان جلوه های علم امام به «مناظرات» توجه نمود و افزود: راه دیگر برای توسعه و نشر علم حضرت در جامعه و اثبات عظمت آن امام، مناظراتی است كه با علماء و دانشمندان مختلف داشته است.

 

وی افزود: مناظره آن حضرت با یحیی بن اكثم و علماء درباری نمونه‌هایی از این مناظرات است. شرح مبسوطی از برخی مناظرات آن حضرت پیش‌تر در مجله مبلغان چاپ شده است. (ر. ك: مجله مبلغان، شماره‌های 2، 13 و 33)

 

ج. پاسخ به شبهات و پرسش ها

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همیشه در ذهن جوّال بشری پرسش هایی پیرامون معارف دینی، اعم از اصول و فلسفه احكام و تفسیر و... وجود داشته و دارد.

 

وی افزود: باید همواره در جامعه، علماء متخصص و ورزیده برای پاسخگویی حضور داشته باشند و همان كاری را انجام دهند كه تمام امامان ما بدون استثناء انجام داده ‌اند؛

 

استاد حسینی اضافه نمود: چنان كه امام جواد علیه السلام به شبهات زمان خویش كه از طریق ملحدان، واقفیه، معتزله و... القاء می ‌شد، جواب های روشنگرانه داده است.

 

وی در همین زمینه به بیان چند نمونه پرداخت:

  1.  پاسخ به شبهة تصور كردن خداوند، كه حضرت جواب می‌ دهد: خداوند به وهم نیاید و قابل تحدید ذهنی و تصوری و عقلی نیست و یا سؤال از اینكه آیا خدا شیء است؟ كه می‌ فرماید: بله، ولی او را از حدّ تعطیل كه اصلاً قابل درك كلی نباشد و تشبیه كه مانند چیزی باشد، خارج بدانید. (اعلام الهدایة، ص 32؛ احتجاج، ج 2، صص 465 ـ 466)
  2. همچنین است پاسخ به شبهات قرآنی كه پیرامون برخی آیات مطرح بوده است. (اعلام الهدایة، صص 32 ـ 33.) و پاسخ به پرسش هایی كه پیرامون فلسفة احكام مطرح شده است؛ مثل اینكه:

 

4-1-  چرا باید زن عدّه نگه ‌دارد؟

4-2- و چرا عدّه زن در طلاق سه ماه و ده روز است، ولی در وفات چهار ماه و ده روز است؟

وی در ادامه خاطرنشان کرد: جمال پاسخ حضرت این است كه سه ماه و ده روز برای استبراء رحم زن است كه اگر از شوهر قبلی دارای فرزند باشد، مشخص شود و عدّه وفات از یك جهت در مقابل آن مدّتی است كه مرد باید در ایلاء صبر كند و از طرف دوم، نهایت تحمل زنان در مسائل جنسی مدت چهار ماه است. به همین جهت، در ایام زنده بودن شوهر، بعد از چهار ماه مباشرت واجب می‌شود. (اعلام الهدایة، ص 38.)

 

استاد سید جواد حسینی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، سخن را با اشعاری از مهدی رضایی، در سوگ آن امام مظلوم و مسموم به پایان برد:

جواد ابن الرضا امشب به یاد مادر افتاده                          چو مادر بی‌نفس از تشنگی پشت در افتاده

ز فرط درد می غلتد از این پهلو به آن پهلو                      گمانم یاد آن پهلو شكسته مادر افتاده

چنان بگسسته از هم زهر كینه تار و پودش را                  كه گویی در كنار نهر علقم پیكر افتاده

ز سوز تشنگی می ‌سوزد و گویی كه در گودال                  حسین بن علی لب تشنه زیر خنجر افتاده

گلی از گلبن باغ ولایت باز پرپر شد                                كه زهرا از نفس در دامن پیغمبر افتاده

سرت بادا سلامت‌ ای رضا‌ی ضامن آهو                           میان حجره نور دیدگانت پرپر افتاده

گذر كن از مدینه جانب بغداد یا زهرا                               جوادت را نظر كن تشنه لب جان داد یا زهرا

بیا بنگر غریب و بی‌كس اندر گوشه غربت                       برآور در عزایش از جگر فریاد یا زهرا

/270/260/42/

 

ي, 04/29/1399 - 17:47