استاد علم الهدی مطرح کرد؛

عزت و شکوهمندی کاروان اسرای اهل بیت (ع) «قسمت دوم»

من جز نيكى و سرفرازى چيزى نديدم! خداى فرزانه از آنان، دفاع از حق و عدالت و حمايت از ارزش ها و آزادى و حقوق پايمال‏ شده مردم را خواسته بود و آنان نيز فرمان حق را با جان پذيرا شدند و در اين راه به سوى شهادتگاه پرافتخار خود شتافتند و با شهادت و سرفرازى سر بر بستر شهادت نهادند و به زودى خدا تو و آنان را در دادگاهى گرد آورده و رويارويى و محاكمه آغاز خواهد شد و آن گاه، خواهيد ديد كه در برابر دادگاهى كه داورش خداست، رستگارى و پيروزى از آن كيست؛ آزاديخواهان و حق طلبان؛ يا بانيان اختناق و پاسداران ظلمت و استبداد! مادرت در مرگت گريه كند! هان اى پسر مرجانه! چه مى ‏گويى؟

 

به مناسبت ایام محرم و صفر و ایام اسارت آل الله، استاد سید هادی علم الهدی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «عزت و شکوهمندی کاروان اسرای اهل بیت علیهم السلام» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: عزت اهل بیت علیهم السلام عزتی است که با اسباب بشری فراهم نشده است بلکه از عزت خدا نشأت گرفته؛ همان عزتی که در قرآن کریم آمده است: «انّ العزة لله و لرسوله و للمؤمنین»؛ در روایت از حضرت صادق علیه السلام آمده است، مقصود از مؤمنین در این آیه، ما و شیعیان ما است.

 

وی افزود: منشأ عزّت ذات خداوند تعالی است. عزتی که از منشأ آن نشأت گرفته شده با هیچ چیزی و به دست هیچ مخلوقی خدشه پذیر نیست. هر چه بیشتر به آن عزت چنگ بزنند تا بر آن خدشه ای بیندازند، آن را منوّرتر و روشنتر می کنند.

«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون» (صف: 8)

در آیه دیگر آمده است:

«يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» (توبه: 32)

 

استاد علم الهدی خاطرنشان کرد: شما ببینید در واقعه اسارت خانم زینب سلام الله علیها و اهل بیت علیهم السلام، لحظه به لحظه آن عزت است. هر چه دشمنان می  کنند تا خوار گردند، عزت آنها بالاتر می رود.

 

وی افزود: در مقتل سید الشهداء علیه السلام، زینب کبری سلام الله علیها چگونه از جان امام زمانش دفاع می کند. رو سوی عمر بن سعد می کند؛ اما چگونه؟ آیا از او خواهش می کند؟ آیا به او التماس می کند؟ خیر! بلکه او را مؤاخذه می نماید. سخن زینب شمشیری برای زینب است که اگر از شمشیر عادی شهدای کربلا قوی تر نباشد، ضعیف تر هم نیست. می فرماید: «أ یُقتل أبو عبدالله و أنت تنظر إلیه؟!»، آیا کشته شود اباعبدالله و تو نگاه می کنی؟!

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سخن از موضع قدرت و عزّت است؛ و نه از موضع التماس؛ بعد از آن که می بیند آن خبیث رویش را بر می گرداند و اشک هم می ریزد، وقتی از هدایت آنها مأیوس می شود، رو به مکه و مدینه و حجاز می کند و ندا می دهد: «وا محمداه، وا علیّا»؛ می بینید که التماس به غیر رسول خدا نمی کند.

 

استاد علم الهدی اضافه نمود: بعد از آنکه اهل بیت علیهم السلام به اسارت برده می شوند، زینب سلام الله علیها وارد کوفه می شود؛ این روایت را سید بن طاووس نقل می کند و در بحار الانوار، جلد 45 نیز آمده است که هنگام ورود، عده ای در استقبال از این اسرا برایشان خرما می آورند؛ خانم ام کلثوم خرماها را از بچه ها دور و به سمت صاحبانشان پرت می کند. می فرماید: «انّ الصدقة علی آل محمد محرّمه»؛ صدقه بر ما آل محمد حرام است. با اینکه بچه ها گرسنه بودند. اما این گونه عزت را نگاه می کنیم.

«قَالَ صَارَ أَهْلُ الْكُوفَةِ يُنَاوِلُونَ الْأَطْفَالَ الَّذِينَ عَلَى الْمَحَامِلِ بَعْضَ التَّمْرِ وَ الْخُبْزِ وَ الْجَوْزِ فَصَاحَتْ بِهِمْ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ قَالَتْ يَا أَهْلَ‏ الْكُوفَةِ إِنَ‏ الصَّدَقَةَ عَلَيْنَا حَرَامٌ‏ وَ صَارَتْ تَأْخُذُ ذَلِكَ مِنَ أَيْدِي الْأَطْفَالِ وَ أَفْوَاهِهِمْ وَ تَرْمِي بِهِ إِلَى الْأَرْضِ قَالَ كُلُّ ذَلِكَ وَ النَّاسُ يَبْكُونَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ ...»

مردم شروع به گریه می کنند همان جا ام کلثوم سلام الله علیها سر را از محمل بیرون می آورند.

 

«... ثُمَّ إِنَّ أُمَّ كُلْثُومٍ أَطْلَعَتْ رَأْسَهَا مِنَ الْمَحْمِلِ وَ قَالَتْ لَهُمْ صَهْ يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ تَقْتُلُنَا رِجَالُكُمْ وَ تَبْكِينَا نِسَاؤُكُمْ فَالْحَاكِمُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ يَوْمَ فَصْلِ الْقَضَاءِ» (ساکت باشید ای مردم کوفه، مردان شما ما را می کشند و زنانتان بر ما گریه می کنند؟! پس آنچه حکومت می کند بین ما و شما، خداوند است؛ در روزی که فصل الخطاب خواهد بود.)؛ اصلا بهت آور است.

 

خطبه زینب کبری

استاد سید هادی علم الهدی در ادامه به خطبه غرّاء زینب کبری سلام الله علیها اشاره نمود: خطبه زینب کبری بین عامه و خاصه مشهور است و البته ابن شهر آشوب در مناقب، مرحوم طبرسی در الاحتجاج و سید بن طاووس در لهوف هم آن خطبه را بیان کرده اند.

 

وی درادامه به این فقره از خطبه پرداخت: «قَالَ حِذْيَمٌ الْأَسَدِيُّ لَمْ أَرَ وَ اللَّهِ خَفِرَةً قَطُّ أَنْطَقَ مِنْهَا كَأَنَّهَا تَنْطِقُ وَ تُفْرِغُ عَلَى لِسَانِ عَلِيٍّ علیه السلام» (به خدا قسم ندیده ام، خفره ای را تا کنون، که نطّاق تر و سخنورتر از زینب سلام الله علیها باشد.)

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بیان معنای «خفرة» خاطرنشان کرد: وقتی به ماده «خفرة» رجوع می کنیم، می بینیم «جاریة خفرة، أی: شدیدة الحیاء»؛ این ماده به معنای شدّت حیاء است. در عین حال که زینب در نهایت حیاء بود اما بانویی از او نطاق تر و بلیغ تر و محکم تر ندیدم؛ «کأنما تفرع عن لسان امیرالمؤمنین علیه السلام»؛ گویا او منشعب می شود از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام؛ گویا زبان او شاخه ای از زبان علی علیه السلام است. این چنین محکم و در عین حال با شدّت حیاء سخن می گوید.

 

 

وی در ادامه به دیگر قسمت های خطبه اشاره نمود:

«وَ قَدْ أَشَارَتْ إِلَى النَّاسِ بِأَنْ أَنْصِتُوا فَارْتَدَّتِ الْأَنْفَاسُ وَ سَكَنَتِ الْأَجْرَاسُ...  » (به مردم اشاره کرد که ساکت باشید؛ نفس ها به سینه ها برگشت و حتی صدای جرس شترها هم خوابید)

 

استاد علم الهدی افزود: این تصرف، تصرف عادی نیست. حیوانات گردن ها را تکان ندادند. اینها هم تحت تصرف امر ولایی زینب کبری قرار گرفت.

 

وی افزود: به گونه ای صحبت را شروع کرده است که گویی فاطمه زهرا در مسجد خطبه فدکیه را می خواند؛ «ثُمَّ قَالَتْ بَعْدَ حَمْدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِهِ صلی الله علیه و آله و سلم ...»؛ این شروع همان گونه است که مادرش زهرای مرضیه ایراد سخن می کنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اینجا نهایت عظمت است؛ خانمی که هجده عزیز او در یک روز قتل عام شده اند. در ادامه اهل کوفه را محاکمه می کند! این چه اسیر شکست خورده ای است که اسیر کنندگان خود را به محاکمه می کشاند؛ گویی که آنها به اسارت او در آمده اند.

 

وی در ادامه بیان کرد: زینب سلام الله علیها مردم کوفه را به کنیزکانی تشبیه می کند که از شدت ذلت کاری جز تملق گویی نسبت به اربابشان ندارند. در بین شما جز بدگویی و تملق گویی در برابر ظالمان نیست. ظلم و بدگویی می کنید؛ در مقابل ظالمان مانند کنیزکان تملق گویی می کنید. شما مثل سبزی در کنار مزبله حیوانات هستید؛ یا مثل گچ سفیدی هستید که به دور لحد و قبر کشیده می شود؛ یعنی شما ظاهر زیبایی دارید؛ همانند سبزی در لجن زار؛ آن گچ سفیدی که در قبر کشیده می شود و دیواره قبر را سفید می کند، چشم نواز است؛ اما بوی تعفن مردار در آنجا است؛ یعنی ظاهر زیبایی دارید که باطن آن لجن است.

 

«أَمَّا بَعْدُ يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ يَا أَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخَذْلِ أَلَا فَلَا رَقَأَتِ الْعَبْرَةُ  وَ لَا هَدَأَتِ الزَّفْرَةُ إِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً  تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ- هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلَفُ وَ الْعُجْبُ وَ الشَّنَفُ وَ الْكَذِبُ وَ مَلَقُ الْإِمَاءِ وَ غَمْزُ الْأَعْدَاءِ  أَوْ كَمَرْعًى عَلَى دِمْنَةٍ أَوْ كَفِضَّةٍ عَلَى مَلْحُودَةٍ أَلَا بِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَ فِي الْعَذَابِ أَنْتُمْ خَالِدُونَ

 

أَ تَبْكُونَ أَخِي أَجَلْ وَ اللَّهِ فَابْكُوا فَإِنَّكُمْ أَحْرَى بِالْبُكَاءِ فَابْكُوا كَثِيراً وَ اضْحَكُوا قَلِيلًا فَقَدْ أَبْلَيْتُمْ بِعَارِهَا وَ مَنَيْتُمْ بِشَنَارِهَا وَ لَنْ تَرْحَضُوهَا أَبَداً  وَ أَنَّى تَرْحَضُونَ قُتِلَ سَلِيلُ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَلَاذُ حَرْبِكُمْ وَ مَعَاذُ حِزْبِكُمْ وَ مَقَرُّ سِلْمِكُمْ وَ آسِي كَلْمِكُمْ وَ مَفْزَعُ نَازِلَتِكُمْ وَ الْمَرْجِعُ إِلَيْهِ عِنْدَ مُقَاتَلَتِكُمْ- وَ مَدَرَةُ حُجَجِكُمْ وَ مَنَارُ مَحَجَّتِكُمْ أَلَا سَاءَ مَا قَدَّمَتْ لَكُم‏»

 

استاد سید هادی علم الهدی افزود: اگر اسارت از کوفه تا شام را در یک پرده ببینیم، عظمت و شکوهی که در آن مشاهده شد، در طول تاریخ انبیاء و اولاد انبیاء نظیری برایش پیدا نمی کنیم. این عزت الهی است.

 

وی اضافه نمود: ببینید که وقتی می خواهد بر ابن زیاد وارد بشود، «دخلت متکبرة»؛ وقتی ابن زیاد می خواهد نمک بر زخم زینب سلام الله علیها بپاشد و حالت ذلت در او ایجاد نماید، ببینید که خانم زینب سلام الله علیها پاسخ می دهند:

«الحمد للَّه الّذى أكرمنا بمحمّد و طهّرنا تطهيرا، إنّما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا.» ستايش از آن خدايى است كه ما را به وسيله پيامبر برگزيده ‏اش، محمّد صلّى اللَّه عليه و آله، گرامى داشت و از ضدّ ارزش ها و گناهان و ناپسندي ها پاك و پاكيزه ساخت! عبيد! تنها انسان‏ نماهاى فاسق و خودكامه و پليد كارند كه رسوا مى‏ گردند و عناصر بدانديش و بدكردارند كه دروغ مى‏ بافند؛ و فاسق و فاجر، ديگران هستند كه حقوق و آزادى و حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش را بازيچه مى ‏سازند، نه ما خاندان وحى و رسالت.

«عبيد» گفت: هان اى دختر على! «كيف رأيت صنع اللَّه باهل بيتك؟» ديدى خدا با برادرت، حسين و خاندانت چه كرد؟

بانوى سرفراز گيتى دليرانه فرمود: «ما رأيت‏ إلّا جميلا، هؤلاء قوم كتب اللَّه عليهم القتل فبرزوا إلى مضاجعهم، و سيجمع اللَّه بينك و بينهم فتحاج و تخاصم، فانظر لمن الفلح، هبلتك امك يا ابن مرجانه!» من جز نيكى و سرفرازى چيزى نديدم! خداى فرزانه از آنان، دفاع از حق و عدالت و حمايت از ارزش ها و آزادى و حقوق پايمال‏ شده مردم را خواسته بود و آنان نيز فرمان حق را با جان پذيرا شدند و در اين راه به سوى شهادتگاه پرافتخار خود شتافتند و با شهادت و سرفرازى سر بر بستر شهادت نهادند و به زودى خدا تو و آنان را در دادگاهى گرد آورده و رويارويى و محاكمه آغاز خواهد شد و آن گاه، خواهيد ديد كه در برابر دادگاهى كه داورش خداست، رستگارى و پيروزى از آن كيست؛ آزاديخواهان و حق طلبان؛ يا بانيان اختناق و پاسداران ظلمت و استبداد! مادرت در مرگت گريه كند! هان اى پسر مرجانه! چه مى ‏گويى؟

/270/260/20/

 

 

پ, 07/10/1399 - 15:11