استاد ساعی ور مطرح کرد؛

معارف توحیدی در کلمات امام رضا (ع)

ائمه علیهم السلام قلوب انسان ها را از معرفت توحیدی سیراب می نمودند. ما در این سؤالات مختلف نمی بینیم که امام کنترل خود را از دست بدهند و نحوه بیانی توبیخی داشته باشد. امامان با حوصله و با کرامت نسبت به طرف مقابل مسائل را تبیین می کردند. این نیست مگر به خاطر اینکه ائمه معصومین علیهم السلام هدایتگر جامعه هستند. نقش های هدایتی آن بزرگواران هم در کلماتشان و هم در سیره آنها نمایان است.

 

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت امام رضا علیه السلام، استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «معارف توحیدی در کلمات امام رضا علیه السلام» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ائمه معصومین علیهم السلام هدایتگر جامعه هستند. نقش هدایتی آن بزرگواران هم در کلماتشان و هم در سیره آنها نمایان است.

 

وی افزود: با توجه به زمان و شرایط هر امام، وظیفه خاصی برای هدایت هر امامی به وجود می آید؛ از این رو وظیفه یک امام قیام مسلحانه می شود که جامعه را از خواب بیدار کند و مردم را به معارف اسلام تنبه بدهد؛ در برهه ای هم اقدام به تأسیس دانشگاه می کنند؛ اگر چه عملکرد آنها به ظاهر در برهه های مختلف متفاوت است، اما همه این نقش ها در عنصر هدایت جامعه مشترک هستند.

 

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: نکته ای در زندگانی امام رضا علیه السلام وجود دارد که از لحاظ تبیین معارف جلوه ای خاص دارد و همچنین یک نکته هم از لحاظ سیره امام رضا علیه السلام است که در مقایسه با حیات سایر معصومین علیهم السلام، جلوه خاصی دارد.

 

وی اضافه نمود: آنچه که در سیره امام رضا علیه السلام نسبت به سایر ائمه علیهم السلام ممتاز است، «ولایت عهدی» امام رضا علیه السلام است و باید گفت که امام رضا علیه السلام با تریبون و امکانات خلافت بنی عباس، امامت را در جامعه اسلامی، بلکه در جامعه ادیان ابراهیمی بلکه در کل مناطقی که تعامل با مملکت اسلامی بود، مطرح کرد و به این ترتیب با قضیه ولایت عهدی نقش هدایت گری جامعه را پیش بردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: آنچه در کلمات امام رضا علیه السلام و تبیین قولی و لسانی امام رضا سلام الله علیه جلوه اش بیشتر است، تبیین معارف توحیدی است.

 

وی افزود: از دو امام، یعنی امیرالمؤمنین و امام رضا علیهما السلام با توجه به شرایط زمانشان معارف عمیق توحیدی را ملاحظه می کنیم.

 

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: شاید در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام که بعد از 25 سال دور شدن از مصدر معارف حکومت ایشان برپا شد، نیاز شد تا مصدر معارف توحیدی بازنگری بشود.

 

وی اضافه نمود: در زمان امام رضا علیه السلام هم جهاتی سبب شد که معارف توحیدی به جلوه اساسی بیانات امام رضا علیه السلام تبدیل شود و سبب گردید که امام رضا علیه السلام تبیین معارف توحیدی را در خطبه ها، نامه ها، مناظره ها و پاسخ به سؤالات قرار دهند.

الف: ترجمه معارف و آثار فلسفی یونان و سایر مناطق در بلاد مسلمین

ب: مطرح شدن تفکرات صوفی و گسترده شدن دعوت صوفیان

ج: باز شدن گفتگوی ادیان و مذاهب مختلف

د: باز شدن فضای مناسب برای نشان دادن اوج تفکر شیعی و معارف شیعی

ه: اهمیت توحید

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: توحید حالت قبضی نسبت به کلّ معارف دینی است؛ چنان که سایر معارف، اعتقادات، اخلاق و احکام، بسط توحید است. اگر الهیات را بررسی می کنیم، معاد را با توحید اثبات می نماییم؛ خدا چون عادل و حکیم است، معاد هم ضرورت دارد؛ در سایر اعتقادات، مانند نبوت هم به همین ترتیب عمل می گردد و با واسطه یا بی واسطه به توحید می رسد و به این ترتیب تمامی معارف و احکام، حالت قبضی نسبت به آن توحید است.

 

 

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه بیان کردک: اگر روایات امام رضا علیه السلام را بررسی کنیم، مطالب ناب توحیدی را می بینیم که سرمنشأ مباحث فلسفی شیعه است که معدن و سرچشمه معارف توحیدی عقلی شیعه است؛ به این اوج از معارف توحیدی دست یافتن، فقط ثمره دین اسلام است که شعارش الله اکبر است.

مباحثی مانند:

نفی تشبیه

عینیت ذات و صفات

نفی وحدت عددی خدا

تفاوت اراده خالق و مخلوق

وحدت اطلاقی خدا که به قول علامه طباطبایی رضوان الله علیه در «رساله التوحید» توحید اطلاقی خدا را فقط دین اسلام اثبات کرده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان نمونه هایی از معارف توحیدی در کلام امام رضا علیه السلام پرداخت.

 

نمونه اول:

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: اولین خطبه امام رضا علیه السلام در قصر مأمون که قبل از قبول ولایت عهدی ایراد سخن داشته اند. در این خطبه بیش از هفتاد نکته معرفت توحیدی استفاده می شود و این سخن بر این نکات دلالت می کند. بخشی از آغاز خطبه از این قرار است:

«إِنَّ أَوَّلَ‏ عِبَادَةِ اللَّهِ‏ مَعْرِفَتُهُ‏ وَ أَصْلَ مَعْرِفَتِهِ تَوْحِيدُهُ وَ نِظَامَ تَوْحِيدِهِ نَفْيُ الصِّفَاتِ عَنْهُ‏ لِشَهَادَةِ الْعُقُولِ أَنَّ كُلَّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَيْسَ بِصِفَةٍ وَ لَا مَوْصُوفٍ وَ شَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ بِالاقْتِرَانِ وَ شَهَادَةِ الِاقْتِرَانِ بِالْحَدَثِ وَ شَهَادَةِ الْحَدَثِ بِالامْتِنَاعِ مِنَ الْأَزَلِ الْمُمْتَنِعِ مِنْ حَدَثِهِ‏ فَلَيْسَ اللَّهَ عَرَفَ مَنْ عَرَفَ ذَاتَهُ‏ وَ لَا لَهُ وَحَّدَ مَنْ نَهَّاهُ‏ وَ لَا بِهِ صَدَّقَ مَنْ مَثَّلَهُ وَ لَا حَقِيقَتَهُ أَصَابَ مَنْ شَبَّهَه‏» (تحف العقول؛ النص؛ ص 61)

 

نمونه دوم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نمونه دوم از بیان معارف توحیدی در کلمات امام رضا علیه السلام، مناظره حضرت با شخص نصرانی است که اعتقاد به الوهیت عیسی داشته است.

امام از او می پرسند: نظرت درباره عیسی چیست؟

او می گوید: مسیح از خدا است.

امام تبیین می کنند: مسیح از خدا است، یعنی چه؟ آیا بعض از کلّ است؟ یا مانند سرکه از خمر است؟ یا مانند فرزند و پدر یا مصنوع از صانع مطرح است.

 

وی افزود: با این روش تبیین صور و با روش تبیین عقلانی مطلب، مخاطب را به دریافت حقیقت از راه منطق و عقل می کشاند و فهم توحیدی او را عمیق و وی را هدایت می نماید.

 

استاد محمد باقر ساعی ور با اشاره به کتاب هایی همچون «توحید شیخ صدوق» و «عیون أخبار الرضا علیه السلام» خاطرنشان کرد: در این گونه از کتاب ها مطالب ناب توحیدی را از امام رضا علیه السلام می بینیم. به عنوان مثال، در فقره ای از نامه ایشان به فتح بن یزید مشاهده می کنیم:  

«أَحَدٌ لَا بِتَأْوِيلِ‏ عَدَد» (ابن بابويه، محمد بن على، التوحيد (للصدوق)، ص 27 - ايران؛ قم، چاپ: اول، 1398ق.)

 

وی در ادامه بیان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام هم در خطبه 152 نهج البلاغه می فرماید:

«الْأَحَدِ بِلَا تَأْوِيلِ‏ عَدَد»

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این عبارت، یعنی توحید خداوند متعال توحید عددی نیست و توحید صرف است؛ چون در توحید عددی ثانی برای آن تصور دارد؛ ولکن چون خداوند غیر متناهی است، ثانی برای او تصور ندارد. در این جا چنین معارف توحیدی را با این عمق شاهدیم که امام رضا علیه السلام در نامه خود بیان می دارند.

 

وی افزود: در صفحه 35 از توحید صدوق می خوانیم:

«كُلُ‏ مَعْرُوفٍ‏ بِنَفْسِهِ‏ مَصْنُوع‏»

 

وی در ادامه بیان کرد: امام رضا علیه السلام در اینجا می فرماید ذات خدا امکان شناخت ندارد. انسان راهی به شناختن ذات خدا ندارد؛ چون هر چیزی که قائم به غیر است، معلول است؛ و خدا نباید قائم به غیر باشد که اگر باشد، معلول و ممکن می شود.

 

استاد ساعی ور اضافه نمود: امام رضا علیه السلام در نامه ای به حسین بن خالد می فرماید:

«لم یزل الله عالما قادرا حیا قدیما سمیعا بصیرا»

شاهدیم که امام رضا علیه السلام تمام صفات را به شکل صفت به خدا نسبت داده است.

حسین بن خالد می گوید: من به حضرت عرض کردم: یابن رسول الله برخی این گونه می گویند: عالما بعلمه، قادرا بقدرته حیّا بحیاته؛ یعنی عالم است به وسیله علم؛ خدا قادر است، به وسلیه قدرت.

امام فرمود: این گونه نگو! چون در این صورت ذات خدا یک چیز می شود؛ قدرت خدا یک چیز می شود؛ حیات خدا یک چیز می شود. پس همراه با ذات خدا باید چیزهای دیگر هم قدیم باشد که منجر شرک در ذات می شود.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: این گونه تعبیرها از ائمه معصومین علیهم السلام برای ما چند نکته دارد:

نکته اول:

وی افزود: ائمه علیهم السلام سعی می کردند تا معارف توحیدی را به صورت عقلانی تبیین کنند. از دین دفاع عقلانی داشته باشند؛ این امر یعنی تکمیل عقل انسان ها و منطقی برخورد کردن با سؤالات عقیدتی

 

نکته دوم:

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: ائمه علیهم السلام قلوب انسان ها را از معرفت توحیدی سیراب می نمودند. ما در این سؤالات مختلف نمی بینیم که امام کنترل خود را از دست بدهند و نحوه بیانی توبیخی داشته باشد. امامان با حوصله و با کرامت نسبت به طرف مقابل مسائل را تبیین می کردند.

 

وی در کلام پایانی خاطرنشان کرد: غفلت از این نوع هدایت سبب می شود که شیرینی دین احساس نشود.

/270/260/20/

 

 

ش, 07/26/1399 - 22:14