استاد ساعی ور مطرح کرد؛

در پاسخ به سید کمال الحیدری

اگر سیره ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین در رفتار با انسان ها را ببینیم، می بینیم که آن بزرگواران مباحث را به شکل تشنج زا مطرح نمی کردند. در روایات به ما توصیه شده که به نحوه رفتارمان با سایر فِرَق دقت کنیم و از گفتن خیلی از مسائلی که با کلماتمان اختلاف ایجاد می کنیم، پرهیز نماییم.

 

در پی سخنان اخیر سید کمال الحیدری، استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به گفتگو پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در رابطه با مباحثی که امروزه در جامعه ما مطرح می شود و سبب ازدیاد اختلافات و تشنّجات غیر علمی می شود، نکاتی را بیان می کنم.

 

نکته اول: جایگاه بحث علمی

استاد ساعی ور افزود: مباحث علمی اگر درست تبیین نشود، آثار اجتماعی مخرّبی دارد و از این رو باید با احتیاط تبیین بشود و حتی در مورد آنها مبالغه گویی و کلی گویی نشود و مباحث فرعی آن همراهش بیان گردد؛ نکات تلطیف دهنده مباحثش مطرح شود تا مورد سوء استفاده واقع نشود؛ حقیقت کما حقّها روشن بشود مبادا این مباحث در سطح تنزّل یافته بین مردمانی که از ادلّه این مباحث خبردار نیستند، سبب عداوت و کینه شود.

 

وی در ادامه بیان کرد: پس اولین نکته، جایگاه مباحث علمی است که علاوه بر بحث علمی بودن، صبغه و نقش اجتماعی هم دارد و الا اگر در یک تریبون عمومی و در یک فرصتی محدود، بدون اشاره به کل جوانب امر، بدون ارائه تبصره های موجود، بدون بیان نکاتی که ممکن است روشنی بخش مباحث باشد، یک نوع خیانت به بحث و سبب یک نوع تشنج آفرینی در جامعه است؛ خصوصا مباحثی که غیر از مباحث اجتماعی اش، دشمنان دین هم در صدد شعله ور کردن آنها هستند، احتیاط در نحوه مباحث باید زیادتر رعایت شود.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: باید در نظر داشت که گاهی یک بحث علمی صرف است؛ گاهی یک بحث علمی دارای نقش اجتماعی است که دشمنان هم در صدد سوء استفاده از آن مباحث هستند.

 

وی خاطرنشان کرد: همیشه مسیر اداره مباحث علمی را علم به تنهایی فرماندهی نمی کند بلکه گاهی باید علوم را به عقل داد و عاقلانه مباحث علمی را در جایگاه خود و با کیفیت خود ارائه کرد.

 

نکته دوم:

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه به مباحث کفر و اسلام پرداخت و در این زمینه اشاره نمود: درباره اینکه اسلام به چه اعتقادی گفته می شود و مسلمان به چه کسی اطلاق می شود، اگر به کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده مثل «تألیف الأمه»، یا به مباحث فقهی که فقهاء در کتاب الطهاره می آوردند، رجوع شود، می بینیم که شهادتین معیار و مناط اسلام است؛ یعنی هر کس که شهادتین گفت، مسلمان است.

 

وی افزود: هر کس که مخالف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باشد، باید دانست که مخالفت به دو نحو است؛ یک نحو مخالفت به دشمنی و کینه ورزی است که به ناصبی گفته می شود؛ آن بحثش جدا است اما باید بررسی شود آیا کسی که ولایت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین را قبول ندارد از نظر فقهای ما در طول تاریخ به کفر او حکم شده است؟

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: کتاب هایی که در طهارات، در بحث کافر مطرح شده است را نگاه کنید؛ هیچ فقیهی غیر از محدّث بحرانی قائل به کفر مخالف شیعه نیست. محدث بحرانی چنین قولی را به برخی از فقهاء نسبت داده است که صرف نسبت است و اگر کلمات آن بزرگان را بررسی کنیم، مفهوم دیگری دارد. اگر به کتاب الطهاره امام خمینی رضوان الله تعالی علیه، جلد 3، صفحه 428 رجوع شود، می بینیم که امام راحل، احادیثی را که مرحوم محدّث بحرانی آورده است، به طور مفصل بررسی می کند. پس یک نکته این است که ما کفر صریح عامه را نداریم؛ غیر از کفری که محدث بحرانی مطرح می کند که ناشی از برخی از روایات است و امام رضوان الله علیه به آن پاسخ داده اند.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: کفر اقسامی دارد که در بین شیعه هم مطرح می شود. مثلا کفر عملی یا کفر اعتقادی؛ در روایات شیعه آمده است که اگر کسی مستطیع باشد و به حج نرود، «فقد کفر»؛ این کفر، کفر عملی است.

 

وی در ادامه بیان کرد: کفر عملی در مقابل ایمان است؛ نه کفر در مقابل اسلام؛ این که برخی از فقها بحث از کفر باطنی اهل سنت کرده اند، باید یکی یکی بررسی بشود که آیا منظورشان کفر عملی است؛ مثل همین حدیث که بیان می کند اگر کسی رفتن به حج را عمدا ترک کند، کفر ورزیده است؛ مفهوم این روایت در (تفسير القمي ؛ ج‏ 1؛ ص  108؛ وسائل الشيعة؛ ج ‏11؛ ص 29؛ البرهان في تفسير القرآن؛ ج ‏1؛ ص 664) آمده است؛ در این جا باید به صورت کامل مشخص شود که این کفرِ در مقابل ایمان است؟ چون یکی از شرایط ایمان، قبول ولایت اهل بیت علیهم السلام است یا کفر در معنای دیگری است.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: به همین خاطر به همه اینها به یک کاسه نگاه کردن و به این حکم کردن که همه فقهای شیعه به کفر اهل سنت معتقدند، خالی از تحقیق است؛ خالی از استدلال است؛ صرف نسبتی مبالغه آمیز است؛ بدون دقت است؛ و با توجه به نکته اول، بی تدبیری است.

 

وی اضافه نمود: کتاب «التکفیر فی ضوء فقه الشیعی» که تقریرات درس خارج آیت الله العظمی وحید خراسانی حفظه الله است؛ در این کتاب و در صفحه 193 آمده است: «به نظر من، عامّه هم حقیقتا مسلمان هستند و هم ظاهرا مسلمان هستند؛ و نقد می کند کسانی از فقهای شیعه را که قائل به کفر باطنی آنها هستند.» مرحوم شرف الدین در کتاب تألیف الأمة همین مطلب را بیان می کند.

 

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: این امر نشان می دهد که نمی شود به شکل اجماع و یک جا حکم و قضاوت کرد بر اینکه همه فقهای شیعه بر کفر اهل سنت حکم داده باشند. از مراجع متأخرین و معاصرین، به اسلام حقیقی آنها معتقد هستند اما آنهایی که کلمه کفر باطنی را دارند، به نظر من باید بررسی بشود که آیا کفر در مقابل ایمان است؟ یعنی ایمان ندارند؛ در عین اینکه اسلام دارند؛ یا منظور این است که کفر عملی دارند؟ بحث کفر اعتقادی نیست؟ یا نوع دیگری از کفر است و از این باب باید روشن شود که چه کفری مدّ نظرشان بوده است.

 

وی در ادامه به جمع بندی در این رابطه پرداخت؛ کلامِ سید کمال الحیدری در زمینه اعتقاد فقهای شیعه نسبت به کفر مخالفین فتاوای همه را شامل نیست و خیلی از معاصرین، اسلامِ حقیقی داشتن تمام فرق مسلمین، غیر از خوارج و ناصبی و مشبهه و مجسمه را قبول دارند؛ به همین خاطر یک مطلبی که اختلاف بیاندازد؛ بنابراین این یک مطلبی است که اجماعی در آن نیست؛ شما با یک حالت اجماع حدسیاتی از پیش خودت تولید کنی و در جامعه ای که از آن مطلب اثر اجتماعی می پذیرد آن مطالب را بیان کنی و به جامعه ای که دشمنان در صدد سوء استفاده از حرف های ما هستند، ارائه کنی، جز خدمت به تفرقه خواهان بین مسلمین، نتیجه ای ندارد. پس باید دانست که برداشت اجماع در این زمینه غلط است.

 

وی افزود: معانی و اقسام کفر زیاد است و باید همه اقسام کفر بررسی بشود؛ ما در خود شیعه هم ممکن است کفر، به معنای کفر عملی داشته باشیم که در مقابل کفر اعتقادی است.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه به این نکته توجه داد: مباحث استضعاف و مستضعف هم باید در نظر گرفته بشود. مستضعف یک مفهوم مقول به تشکیک است. ممکن است که یک انسان در یک مقوله ای مستضعف نباشد و در یک مقوله دیگر مستضعف باشد؛ ولو این امر مربوط به یک مذهب باشد.

 

وی اضافه نمود: به همین خاطر، قرآن انسان ها را به دو قسم ثنائی تقسیم نکرده است که بگوید: «مؤمن و کافر»؛ بلکه به چهار قسم تقسیم کرده است: «مؤمن، کافر، منافق، مستضعف».

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مباحث قرآنی را هم باید در این بحث ولایت و در بحث امامت مطرح کنیم؛ ممکن است که افرادی سالیان سال در مورد امامت و ولایت، استضعاف داشته باشد به همین خاطر طرح مباحث باید با در نظر گرفتنِ مستضعف بودن برخی از انسان ها و برخی از جوامع مطرح شود.

 

وی در ادامه بیان کرد: باید ادب و نزاکت هم در کلمات مراعات بشود؛ نباید از آن نکته ای که فرار می کنیم، خودمان به آن نکته مبتلا بشویم. باید مباحث را به شکلی تبیینی در جامعه مطرح کنیم. نباید به شکل تحقیر و توهین طرح بشود.

 

استاد ساعی ور با تأکید مجدد بر لزوم طرح تبیینی و نه توهینی، خاطرنشان کرد: این نکته ای است که باید در قلم ها، نوشتارها و بیان ها مورد نظر قرار گیرد که مورد سوء استفاده قرار نگیرد. به عبارت دیگر ارائه مقصود تأمین کننده نیست؛ در مباحث اجتماعی دقت در یک کلمه هم مهم است تا مورد سوء استفاده قرار نگیرد.

 

وی افزود: در هر کشوری هر فرقه ای از مسلمین را داریم؛ این نوع صحبت کردن، هم در سطح جهانی این وحدت را به خطر می اندازد؛ هم در سطح داخلی هر کشور، این وحدت را به خطر می اندازد. این نظریات مبالغه ای این نظریات بدون تحقیق کامل، آسیب رسان است؛ ممکن است یکی دو نفر از یک عالم مطلبی را شنیده باشد و فردی این را به شکل یک اجماع به یک مذهب نسبت بدهد، این منطق درستی نیست.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: انسان نباید بدون تحقیق کامل اینگونه مباحث را در اجتماع عرضه نماید. عرضه مباحثی که در تیررس بهانه جویی زیاد است؛ مباحثی که علاوه بر جنبه علمی، جنبه اجتماعی دارد و اگر به آن توجه نکنیم، تشنج زا می گردد.

 

وی اضافه نمود: در اینجا انسان باید به مباحث مسلط باشد؛ تمامی اقوال و نظریات را ببیند و  نحوه بیان را هم دقت کند که مورد سوء استفاده افراد قرار نگیرد.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در قسمت پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اگر سیره ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین در رفتار با انسان ها را ببینیم، می بینیم که آن بزرگواران مباحث را به شکل تشنج زا مطرح نمی کردند. در روایات به ما توصیه شده که به نحوه رفتارمان با سایر فِرَق دقت کنیم و از گفتن خیلی از مسائلی که با کلماتمان اختلاف ایجاد می کنیم، پرهیز نماییم.

/270/260/20/

 

 

پ, 08/08/1399 - 12:03