سخن در این است که اگر مبنای مذاهب دیگر را باطل می دانیم، چرا مانند اختلاف مبنا در داخل مذهب برخورد نمی کنیم؟ نظریاتشان را بررسی کنیم و شاید به این نتیجه برسیم که مبنایشان مورد قبول ما نیست. اگر آن شخص، پیروانی دارد، عمل به آن نظریات برای پیرو آن مذهب یا معذّر است و یا منجّز؛ حدّاقل می توانیم بگوییم که عمل به فتوای آن مجتهد برای مقلدینش معذّر است؛ چون بر اساس حجت پیش رفته اند.
استاد حسین رجبی از اساتید حوزه قم و دانشگاه ادیان و مذاهب در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان نظریه خود به نام «نظریه تعدد اجتهاد» پرداخت.
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحثی را مطرح می کنم که شاید کمتر مطرح شده است؛ هر چند در زمینه های وحدت و تقریب راه هایی گفته شده و ضرورت هایی بیان شده است، ولی هنوز احساس می کنیم که نیاز جدی در این زمینه وجود دارد تا این خلأیی که در اثر اختلافات ایجاد شده است، برطرف شود و باید محققین مذاهب بنشینند و اظهار نظر کنند و بهترین راه را انتخاب نمایند.
وی افزود: بنده با توجه به اینکه در این زمینه مطالعاتی داشته ام، به برخی از نظریات رسیدم که امروز یک نظر را بیان می کنم که اگر مورد قبول محققین و اساتید باشد، می تواند به عنوان کرسی آزاد اندیشی امامیه آن را لحاظ نمود و هم در حوزه های مذاهب دیگر این نظریه را مطرح کرد و در نشست های علمی حتی در کشورهای خارج از ایران هم می توان این نظر را مطرح و ضابطه مند کرد تا به یک وحدت مطلوب و پسندیده ای برسیم.
استاد حسین رجبی اضافه نمود: قبل از ورود به اصل مطلب، آسیبی را بیان کنم؛ همواره بین مذاهب اسلامی و ادیان و کسانی که در جریان امور هستند و به تعبیری می توانند مسائل را در اختیار بگیرند که افراطی فکر می کنند و به گونه ای مسائل را بیان می کنند که گویی مقابله با مذاهب دیگر از اصول اسلام و از ارکان مذهب است! در حالی که ملاحظه نمی کنند که یکی از اصول مذهب، بلکه از اصول دین این است که با مذاهب دیگر تعامل داشته باشیم.
وی در ادامه بیان کرد: این بیان را می توانیم از قرآن و روایات و خصوصا از سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام به دست بیاوریم؛ به عنوان نمونه فرمودند: «زینت ما باشید و نه موجب عار و ننگ ما»؛ با توجه به روایات فراوانی می توانیم به این بیان دست یابیم؛ علاوه بر اینکه مسلک خود امیرالمؤمنین علیه السلام در مقابل خلفا و هم مسلک سایر ائمه طاهرین علیهم السلام، مخصوصا سیره و روایات امام صادق علیه السلام را در این رابطه پیش رو داریم و به این ترتیب به یک اصل و قاعده دست می یابیم که با مخالفان فکری و اعتقادی خودمان از حرکت های افراطی تند و تعبیرهای زننده و توهین به مقدسات آنها اجتناب کنیم. چنان چه این گونه عکس العمل های خشن را در روش بزرگواران دین نمی بینیم.
استاد رجبی خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام در میانه جنگ صفین اشاره کردند: به راستی من دوست ندارم که شما سبّاب باشید، اما اگر شما اعمال آنها (اهل شام) را وصف کنید و حالشان را یاد کنید، از حیث گفتار برایتان بهتر خواهد بود و در عذرخواهی رساتر خواهید بود.
«إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ». (نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۳۲۳)
وی افزود: نمی دانم چرا این اصل مورد توجه قرار نمی گیرد و از آن طرف به بهانه تولی و تبری، از اهانت و دشنام استفاده می شود؛ تولّی و تبرّی اصل و قاعده است اما با توجه به سیره و کلام اهل بیت علیهم السلام هم یکی از مصادیق تولّی و تبرّی است. دشنام و ناسزا گفتن به بهانه تولّی و تبرّی هم بر ضد مذهب خواهد بود و هم آثار منفی برای مذهب خواهد داشت و هم در مورد اصل اسلام آسیب رسان خواهد بود.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: پیروان مذاهب در اصول، مشترک هستند و هم روش بزرگان مذاهب، همه اینگونه بودند و ارتباط بسیار خوبی در این باره داشتند. همین امروز در سیره مرحوم شیخ طوسی نگاه می کردم؛ در درس ایشان در بغداد بیش از سیصد تن از دانشمندان بودند که از اهل سنت هم در درس های ایشان شرکت می کردند. از پیروان مذهب امامیه هم بودند که در پای درس علمای سایر مذاهب شرکت می کردند.
وی اضافه نمود: بنابراین اولین نکته ای که باید لحاظ کرد، این است که به جای اینکه به بهانه تولّی و تبرّی حرکت های تند نسبت به مذاهب دیگر داشته باشیم، به قاعده ای تمسک پیدا کنیم که هم عمل اهل بیت علیهم السلام بر آن بوده است و هم گفتارشان بر همین است و هم موافق قرآن و هم سنت و هم عقل و عقلا است. همه اینها تأییدگر این مسأله هستند.
استاد رجبی افزود: این قاعده را برای جامعه اسلامی بیان کنیم و بدانیم که تنها روشی که امروز در جهان اسلام مؤثر بوده است، حتی اگر نمی خواهیم تبلیغ مذهب داشته باشیم، این روش است؛ روشی که امام رحمت الله علیه داشت. شیخ زکزاکی با یک اشاره امام که برو برگرد و تبلیغ کن؛ ببینید که چقدر منشأ برکت شد. حال اگر کسی می گفت: برو به مقدساتشان اهانت کن و از این راه مذهب را تبلیغ کن؛ آیا تا این اندازه تأثیر را داشت؟ همه فقهای ما این روش که بر اساس سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام است را تقریر می کنند. این نکته را باید جدی گرفت.
وی در ادامه بیان کرد: آن مطلب اساسی که می خواهم بگویم، این مطلب است ما یک اصلی به نام «اجتهاد» داریم که مورد قبول همه مذاهب است؛ بحث «اجتهاد» یک اصل است که در هر مذهبی می بینیم وجود دارد؛ چه از مذاهب اهل سنت و چه مذاهب امامیه، زیدیه و اسماعیلیه همه این اصل را قبول دارند. به نظر می رسد که این اصل از ضروریات است.
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: البته ما «اجتهاد» را در عصر معصوم علیهم السلام هم قائل هستیم؛ منتها در پرتو حضور اهل بیت علیهم السلام نیازی به اجتهاد نیست؛ اگر هم نیاز باشد، در سایه نظارت ها و هدایت های امام معصوم علیه السلام، اجتهاد در مسیر حق قرار می گیرد و اختلافی در آن نخواهد بود؛ با این وجود، محل نزاع در عصر غیبت است. در عصر غیبت اصلی است به نام «اجتهاد» که مورد قبول همه مذاهب است؛
وی افزود: قلمرو «اجتهاد» در مسائل نظری اسلام است و نه در مسائل ضروری و بدیهی اسلام! از این رو در رساله ها هم آمده است که مسائل ضروری و بدیهی جایی برای «اجتهاد» ندارند اما در مسائل نظری و استدلالی امکان «اجتهاد» وجود دارد و از این رو بحث «تقلید» به میان می آید. توحید، نبوت، قیامت و فروعات دین، مانند نماز و روزه بخشی از ضروریات دین هستند که در این موارد جایی برای انکار وجود ندارد.
استاد حسین رجبی در ادامه بیان کرد: آنچه که بحث مهمی است و قلمرو مذاهب است، مباحث نظریات و استدلالات است؛ گاهی تعبیر می کنم و می گویم: مذاهب زاییده اجتهاد است؛ اجتهاد است که مذهب ایجاد می کند و اگر مذاهب را بررسی کنید، ریشه اش به یک عالم بر می گردد که بر اساس اجتهاداتی که در مبانی خودش داشته، آنها را به دست آورده و نظریاتی را ارائه داده است. بعدا به مرور زمان، نظریات او مورد توجه واقع شده، پیروانی پیدا کرده، کثرت پیدا شده، دفاع هایی انجام شده و به یک مذهب تبدیل شده است.
وی اضافه نمود: به این ترتیب می بینیم که اصولا در مباحث نظریات است که مذهب شکل پیدا می کند و ضروریات خارج از مباحث مذهب است؛ درست است که هر مذهبی از توحید و نبوت صحبت می کند، اما در عین حال این مباحث از ضروریات است.
این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: ملاک برای ضروری بودن این است که مورد اتفاق تمام مذاهب باشد؛ مذاهبی که مذاهب اصلی جهان اسلام هستند و در دایره اسلام داخل اند، آن را بدیهی می دانند و اختلافی در آن نیست.
وی افزود: اگر چه برای یک مذهب، یک مبحث نظری، بدیهی و استدلالی باشد، اما برای یک مذهب دیگر این مبنا و استدلال ممکن است که قابل قبول نباشد؛ مثلا یک خبر را از یکی از صحابی نقل کرده است؛ اما در مذهب دیگر بیان می شود که من حرفِ آن صحابی را قبول ندارم؛ به این دلیل که خبر واحد است؛ یا مخالف خبر قرآن است و یا خلاف عقل است؛ به هر طریق به حسب اجتهاد خودش این حدیث را قبول نمی کند و به این طریق برای این مذهب حسب اجتهاد خودش آن سخن را نمی پذیرد.
استاد رجبی در ادامه بیان کرد: پایه های اجتهاد، اصول است؛ وقتی اصول اختلافی بود، بناهای بر آن مبانی بر حسب اجتهادات مختلف، تفاوت خواهد داشت و مخالف یکدیگر خواهد بود. ازاین رو در اینجاست که اجتهادات رشد می کند و مذاهب ایجاد می شود و مقلدین هر مذهب عمل متفاوت از دیگر مذاهب خواهند داشت؛ کم کم اگر مباحث سیاسی هم وارد قضیه بشود و احیانا متأسفانه به حرکت های فیزیکی می انجامد.
وی افزود: اینجا است که خطرناک است. اینجا است که پیروان مذاهب خودشان را بر حق می دانند و دیگران غیر از خود را تکفیر می کنند و به این ترتیب واجب القتل می دانند و بعضا به قتل می رسانند. اینجاست که نگرانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حجة الوداع را درک می کنیم؛ در آنجا که می فرماید: من نگرانی ام این است که شما به دنیا تمایل پیدا کنید؛....
«و عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أنه خطب الناس يوم النحر بمنى فقال أيها الناس لا ترجعوا بعدي كفارا يضرب بعضكم رقاب بعض فإنما أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله فإذا قالوا ذلك فقد عصموا مني دماءهم و أموالهم إلى يوم يلقون ربهم فيحاسبهم ألا هل بلغت قالوا نعم قال اللهم اشهد....» (ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام؛ ج 2؛ ص 402 - قم، چاپ: دوم، 1385ق.)
این استاد حوزه و دانشگاه اضافه نمود: در صحیح بخاری، در کتاب دیات، بابي است به اين عنوان «باب قول النبي صلي الله عليه و آله لاترجعوا بعدي کفارا يضرب بعضکم رقاب بعض»؛ در اين باب رواياتي آورده که همه آنها در همان مضمون عنوان است؛ از جمله اين روايت:
«عن ابن عمر انه سمع النبي صلي الله عليه و آله يقول: لا ترجعوا بعدي کفارا يضرب بعضکم رقاب بعض»؛ ابن عمر مي گويد: شنيدم پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مي فرمود: پس از من به کفر برنگرديد و بعضي گردن بعض ديگر را بزند.
باز به سند خود از ابن عباس نقل مي کند:«قال النبي صلي الله عليه و آله: لا ترتدوا بعدي کفارا يضرب بعضکم رقاب بعض»؛ فرمود: پس از من مرتد نشويد و بعضي گردن بعض ديگر را بزند.
باز ابوزرعه از جدش جرير نقل کرده:
«قال: قال لي رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم في حجة الوداع: استنصت الناس ثم قال لا ترجعوا بعدي کفارا يضرب بعضکم رقاب بعض» گفت: پيامبر در حجة الوداع به من فرمود: مردم را ساکت کن؛ سپس فرمود: پس از من به کفر برنگرديد و بعضي گردن بعضي ديگر را بزند.
باز در کتاب حدود، نظير اين عبارت را از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه حجة الوداع در ضمن نقل، قسمتي از آن را بيان کرده، در آن جا به اين تعبير است:«و يحکم او ويلکم لا ترجعن بعدي کفارا يضرب بعضکم رقاب بعض.»
استاد رجبی افزود: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نگران هستند و می فرمایند: بعد از من به کفر برنگردید؛ به تعبیری من به اینگونه ترجمه می کنم: «مبادا به بهانه کفر، همدیگر را بزنید»؛ اما متأسفانه امت اسلامی به گونه ای به اینجا منتهی شده اند.
این استاد برجسته دانشگاه ادیان و مذاهب و مدیر دانشکده مذاهب فقهی این دانشگاه خاطرنشان کرد: انقلاب شد و حضرت امام و مقام معظم رهبری به خوبی مدیریت کردند و فتوای آن دو بزرگواران در حرمت توهین به مقدسات یکدیگر به جهان اسلام خیلی امید داد؛ در عین حال باید برای این فتوا مبانی را هم ببینیم.
وی اضافه نمود: تنها راه این است که در جامعه اسلامی و در حوزه های بزرگ اسلامی، مانند الازهر مصر، مکتب دیوبند، قم، نجف و دیگر حوزه های جهان اسلام، وقتی به اجتهادات می پردازیم، مبانی دیگر مذاهب را نیز نگاه و مطرح نماییم؛ در حدود هفتاد درصد اشتراک دارند اختلاف در برخی مبانی خاص است؛ مانند سیره صحابه و قیاس؛ در این چند مورد قلیل می توان گفت که اجتهاد جدی وجود دارد؛ اگر هم در دیگر موارد اختلاف است، به همین چند مورد قلیل بر می گردد؛ یا به قیاس یا به سیره صحابه منجر می شود. برخی می پذیرند و برخی خیر؛ کسانی که پذیرفته اند، برای خودشان دلیلی دارند.
استاد حسین رجبی خاطرنشان کرد: ما بگوییم شما اجتهاد را قبول دارید؛ اگر چه ما مبانی شما را قبول نداریم، اما باطل دانستن آن مبنا به معنای این نیست که آنها را به طور کلی از خیمه اسلام بیرون کنیم یا آنها اگر در مبانی ما سیره اهل بیت علیهم السلام، یا مباحث دیگر ما مانند مباحث اجتهادیه و انکار قیاس را در مذهب ما می بینند، آنها هم حق نداشته باشند که ما را از خیمه اسلام بیرون کنند.
وی افزود: در مباحث نظری اسلامی است که بحث اجتهاد پیش می آید و در اجتهاد ممکن است منجّز و یا معذّر باشد؛ ممکن است که ما را به واقع برساند و یا به واقع نرساند. آنها هم مبنایی اینگونه دارند؛ آنها می گویند یا مصیب است و یا مخطئء.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: نظریه تعدد اجتهاد با این مطلب شروع می شود که اگر در بین یک مذهبی، مثلا صد مجتهد داریم، هر یک از مجتهدین یک مبنایی را قبول دارد، طبیعتا مبنای مجتهد دیگر را قبول ندارد؛ بنابراین وقتی مبنای یکدیگر را باطل می دانید، آنها را از حیطه مذهب خارج نمی دانید؛ چرا که از ضروریات اسلام نیست؛ از ضروریات مذهب هم نیست.
وی اضافه نمود: بله! یک وقت است که فردی چیزی را بر اساس اجتهاد خود انکار می کند که از ضروریات مذهب است؛ طبیعتا از مذهب بیرون می رود؛ اما اگر از ضروریات مذهب نبود، نمی توان آنها را از خارج از مذهب دانست.
استاد حسین رجبی خاطرنشان کرد: سؤال بنده این است؛ اگر در حیطه اسلام مذاهب فراوانی داریم، علمایی داریم که کتاب هایشان در دست ما است؛ اگر به کتاب های آنها مراجعه کنیم، پی می بریم که مبانی آنها خیلی روشن است؛ در بسیاری از موارد مبانی آنها به مبانی ما نزدیک است و البته در برخی از موارد اختلاف مبنا داریم؛ اما در هر حال ما مبنایشان را باطل می دانیم.
وی افزود: سخن در این است که اگر مبنایشان را باطل می دانیم، چرا مانند اختلاف مبنا در داخل مذهب برخورد نمی کنیم؟ نظریاتشان را بررسی می کنیم و شاید به این نتیجه برسیم که مبنایشان مورد قبول ما نیست. اگر آن شخص، در کشوری، یا در مذهبی، پیروانی دارد، آن پیرو به آن نظریات عمل می کند؛ یا معذّر است و یا منجّز؛ حدّاقل می توانیم بگوییم که عمل به فتوای آن مجتهد برای مقلدینش معذّر است؛ چون بر اساس حجت پیش رفته اند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شاید برخی بگویند که ما آنها را از اساس باطل می دانیم؛ باید از آنها پرسید: «از اساس» یعنی چه؟ آیا آنها را از دین خارج می دانیم؟ این امر ممکن نیست؛ چرا که یکی از اصول مذهب ما این است که هر کس شهادتین جاری کند، مسلمان است و هر کس ضروری اسلام را انکار نکند، مسلمان است.
وی در ادامه بیان کرد: همین امروز تذکره را می دیدم؛ مرحوم علامه می فرماید: هر کس از روی علم ضروری را انکار کند، کفر است. خیلی مسأله است که علامه رحمت الله علیه بیان می کند: «از روی علم»؛ این امر خیلی دایره را ضیق می کند. این اشخاص اهل فهم بودند. بی خود نبود که به آنها «علامه» می گفتند.
استاد حسین رجبی خاطرنشان کرد: آنها از اساس باطل نیستند؛ مبانی خودشان را از قرآن گرفته اند. از روایات گرفته اند؛ حتی قیاس را از قرآن گرفته اند؛ شما نگاه کنید؛ یکی از آیاتی را که برای حجیت قیاس استفاده می کنند: «فاعتبروا یا اولی الابصار» است؛ البته ما این استدلال را قبول نداریم و می گوییم این استدلال باطل است؛ اما آنها برای خودشان این امر را پذیرفتند و آن را حل کردند؛ ما داغ تر از بحث قیاس در مسائل نداریم.
وی افزود: آنها سیره صحابه را بیان می کنند و ما سیره اهل بیت علیهم السلام را بیان می کنیم. آنها وقتی سیره صحابه را قبول کردند، بر آن استدلال می کنند. می گویند آنها صحابه ای بودند که اسلام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در کنار آنها بوده که رشد کرده است. ما نمی گوییم که همه صحابه محبوب بودند و در مسیر اسلام خوب حرکت کردند، اما بحث این است که این مباحث را اجتهادی ببینیم.
این استاد درس خارج حوزه اضافه نمود: حوزه ها، نه فقط حوزه های اهل سنت در جهان اسلام بلکه در حوزه خودمان هم تک جانبی وارد شدیم و نرفتیم کار کنیم. برخی از بزرگان مانند آیت الله العظمی بروجردی و امام راحل رضوان الله علیهم اشاره دارند که لازم است تا در مسیر اجتهاد مبانی دیگران را هم بشناسیم، اما گاهی در حوزه یا در جامعه اسلامی در یک مذهب قشری نظرشان حاکم است که اگر کسی نظر مخالف او را بگوید، تقریبا مطرود می شود و این خیلی بد است.
وی در ادامه بیان کرد: این امر اختصاص به امامیه هم ندارد، در دیگران هم دیدم، در مذهب احناف، در مذهب شافعی و... هم دیدم؛ از این رو اگر شخصی نظر جدیدی بگوید، خیلی مورد توجه و نقد قرار بگیرد و آن را طرد کنند.
مدیر مسئول دانشکده مذاهب فقهی دانشگاه ادیان و مذاهب قم خاطرنشان کرد: البته اخیرا الحمد لله در بین اهل سنت این چنین حرکتی آغاز شده است که بیایند و مذهب ما را بشناسند؛ در مصاحبه های دکتری که گاهی می آیند و با آنها گفتگو می کنم، به مواردی برخورد می کنم؛ با وجود اینکه خودشان استاد حوزه هستند، می آیند تا ببینند کلام امام صادق علیه السلام چیست؟
وی افزود: حوزه های ما عمق عمیقی در «اجتهاد» دارد، از لحاظ علمی بهترین حوزه ها است و من حوزه ای مانند حوزه قم از لحاظ علمی نمی شناسم؛ انصافا حوزه قم از اساتیدی برخوردار است که واقعا همه جانبه نگر هستند؛ اما در عین حال برخی از این مسأله غفلت دارند که کمی بحث را نقد کنند.
استاد حسین رجبی در کلام پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: بنابراین اگر بخواهیم جریانات تکفیری جهان اسلام رخت بربندد و واقعا به مقدسات هم اهانت نکنند و بجای اینکه به این مباحث روزمره و بی نتیجه مشغول بشویم، باید مبانی مذاهب را مورد توجه قرار بدهیم.
/270/260/20/