استاد ساعی ور مطرح کرد؛

خانواده در قرآن «قسمت اول»

راحتی در جامعه ای است که روح سالم داشته باشد ولو بیماری های جسمانی هم در آن بود، اما در جامعه ای که روح ها مریض و مکدر شد، آن جامعه خوشبخت نمی شود، این جامعه، بحران زده و بی هویت است. ما با سقط جنین و بی دقتی به انسان بودن این مولود، بحرانِ جنگ علیه اخلاق و جنگ علیه انسانیت درست کرده ایم.

 

استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «سلسله بحث های خانواده در قرآن» پرداخت.

 

این استاد سطوح عالی در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از مباحثی که اسلام، عموما و قرآن خصوصا به آن اهمیت داده است، بحث خانواده است. قرآن خانواده را منشأ و معدن رحمت و مودّت می داند. در جامعه ما اگر انسان ها بخواهند رحیم، رئوف و ودود تربیت بشوند، این معدن رحمت و معدن مودّت را باید از خانواده بگیرند و الا خانواده ای که اینها را نداشته باشد، جامعه اش محروم از رحیمیت، رئوفیت و ... خواهد بود.

 

وی افزود: به عبارت دیگر جامعه ای اخلاقی مرهون خانواده است. اگر در خانواده اخلاق شکوفا نشود، در جامعه از این نعمت محروم خواهیم بود؛ به همین خاطر اهتمام به مباحث خانواده چه از جهت حقوقی، چه از جهت تربیتی و چه از جهت بینشی مستقیما تأثیر خودش را در جامعه خواهد گذاشت.

 

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: بخش هایی از این سلسله مباحثی که در پیش خواهیم داشت، بخش های فقهی خواهد بود؛ چه اینکه این بخش های فقهی در درونشان یک نگاه های کلامی، عقیدتی و بینشی هم هست؛ به همین خاطر دقت به این مباحث و تدوین منطقی مباحث سبب می شود که خانواده ها سالم و قرآنی تربیت بشود.

 

وی اضافه نمود: یکی از مشکلات جامعه کلّ جهان، بحث «سقط جنین» است. آماری که برای سقط جنین است، بیش از آمار تصادفات رانندگی است. آماری که برای سقط جنین است، بیشتر از آماری است که برای قتل هایی است که عمدا مرتکب می شوند. اما انسان ها با چراغ خاموش از کنار این فاجعه می گذرند و این فاجعه در خانواده ها اتفاق می افتد. این بحث به نگاه خانواده ها و نحوه تعامل خانواده ها در این مسائل بر می گردد.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به برخی از جنبه های «سقط جنین» و آسیب های آن در خانواده پرداخت.

 

وی افزود: معنای سقط جنین این است که «من قدرت دارم و چون بچه بی دفاع است، هر قدرتمندی حاکم بر بی دفاع است»؛ این نگاه خیلی آثار منفی دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: معنای دیگر «سقط جنین» این است، آزادی، حتی تا حدّ زیر پا گذاشتن انسانیت و تا حدّ زیر پا گذاشتن خود آزادی.

 

وی اضافه نمود: سقط جنین در دنیا «حقوق بشر تبعیضی» را نشان می دهد؛ به این معنا که از یک سو کشته شدن یک انسان را عَلم می کنند و می گویند چرا کشته شد؟ و از آن سو هزاران انسان کشته می شود، اما چشم پوشی و بعضا قانونی می گردد و مجوز آن نیز صادر می شود.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: بعضی ها برای آزادی جنسی به حقوق بشر متوسل شده اند و گفتند: همه انسان ها، بشر هستند و آزادند که هر کاری بکنند. از آثار این آزادی جنسی، بارداری نامشروع و ناخواسته شد و در ادامه می بینیم که با این آزادی جنسی و بارداری ناخواسته حقوق بشر ادعایی خودشان را نیز زیر پا گذاشته اند.

 

وی افزود: جالب است! با حقوق بشر، آزادی را می خواستند و چون این آزادی بی سر و ته و آزادی به معنای ول انگاری و بی قیدی بود؛ ناخواسته برای آن آثاری پیدا شد و به این امر منجر گردید که اصل آزادی زیر پا گذاشته شد و بچه های مظلوم را به قتل می رسانند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علیه قم در ادامه بیان کرد: با پدیده «سقط جنین» مشخص گردید که منظور آنها از آزادی، آزادی بی قید و بند است؛ و الا می بینیم که با «سقط جنین» اصل حقوق بشر زیر پا گذاشته می شود.

 

اولین مسأله: سقط جنین، به مثابه قتل یک انسان

استاد محمد باقر ساعی ور در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: باید دانست که این نطفه بعد از دمیده شدن روح، انسان است؛ پس تمام ادلّه قتل نفس بر سقط جنین وارد است؛ از جمله ادلّه، آیاتی است که به بحث قتل نفس می پردازد؛ از جمله آیات می توان به این آیه شریفه اشاره نمود:

«مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ» (مائده: 32)

(به اين سبب بر بنى ‏اسرائيل لازم و مقرّر كرديم كه هر كس انسانى را جز براى حق، قصاص يا بدون آنكه فسادى در زمين كرده باشد، بكشد، چنان است كه همه انسان ‏ها را كشته، و هر كس انسانى را از مرگ برهاند و زنده بدارد، گويى همه انسان ‏ها را زنده داشته است. و يقيناً پيامبران دلايل روشنى براى بنى‏اسرائيل آوردند، سپس بسيارى از آنان بعد از آن در روى زمين به [تجاوز از حدود حقّ و فساد و] زياده ‏روى برخاستند.)

 

مسأله دوم: سقط جنین در جوامع اسلامی، به مثابه کشتن یک انسان مسلمان

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر سقط جنین در جوامع اسلامی روی دهد، ادلّه قتل یک مسلمان را می توان بر سقط جنین بار کرد؛ چون این بچه، ولو مسلمان بالفعل نیست، ولی به حکم اسلام است.

حدثني محمد بن الحسن قال حدثني محمد بن الحسن الصفار عن أحمد بن محمد عن الحسن بن سعيد عن محمد بن أبي عمير قال حدثني غير واحد عن أبي عبد الله علیه السلام قال: من أعان على قتل مؤمن بشطر كلمة جاء يوم القيامة بين عينيه مكتوب آيس من رحمة الله تعالى» (ابن بابويه، محمد بن على، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال - قم، چاپ: دوم، 1406 ق؛ ص 276)

 

مسأله سوم: سقط جنین به مثابه خیانت در امانتی الهی

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: از دنیای لیبرال دلیل ناقصی در این باره مطرح می شود که می گوید: «این جسم، این رحِم، مالِ من است» مادر می گوید: «من نمی خواهم این بچه را حمل کنم؛ چون من بر جسم و جان خودم مسلط هستم، پس می توانم سقط جنین کنم!ً»

 

وی افزود: این ادله بیانگر «انسان محوری» است و نه «خدا محوری»؛ این ادله نشانگر آن است که انسان بر خودش قانون هایی را برای زندگی، حاکم می کند؛ در حالی که در یک جامعه دینی و خدا محور، قانون را از خدا می گیرد.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مادرِ خدا محور می داند که حتی مسلط بر اعضای خود هم نیست؛ تا چه رسد به تسلط بر امانتی که در رحِم او است. اما استدلال لیبرال ها بیانگر آن است که می گوید: من نسبت به اعضای خودم آزاد هستم. شبیه این استدلال ها در بحث حجاب و عفاف هم هست؛ که البته در سقط جنین هم مطرح می شود.

 

وی اضافه نمود: انسان مسلط بر اعضای خودش مسلط نیست؛ انسان بر اموال خودش مسلط است، آن هم به نحوی که شرع اجازه می دهد؛ انسان بر اعضای خودش مسلط نیست؛ اجازه ندارد که چشم خودش را کور کند، دست خودش را قطع نماید، انسان این حق را ندارد؛ حق از خدا به عنوان خالق و مالک انسان است که به انسان داده می شود و خدا هیچ گاه چنین حقی را به انسان نداده است؛ از این رو جسم و جان انسان در تسلط انسان نیست؛

 

وی افزود: به همین خاطر است که خودکشی و انجام عمل انتحاری حرام است و به همین خاطر تن دادن به اموری که خطر معتنابهی برای اعضای او داشته باشد، حرام است. از این رو اکثر این استدلال ها ناشی از تفکرات اومانیستی است؛ خدا محوری کنار رفته و انسان محوری جایگزین آن گردیده است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه اضافه نمود: بیان گردید که سقط جنین از مصادیق قتل نفس است و انسان حق ندارد نسبت به اعضای خودش به عنوان امانات الهی خیانت نماید. در مورد سقط جنین روایات اختصاصی هم داریم و نیازی به اشاره به آن نیست.

 

سقط جنین و ادله ثانوی

استاد محمد باقر ساعی ور در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: اسلام دین واقع گرا است و در واقعیت می خواهد انسان را تربیت کند؛ در برخی از امور ممکن است که عناوینی همانند اضطرار، حرج و تزاحم پیش بیاید؛ دین این عناوین را به رسمیت شناخته است؛ اگر چیزی از مصادیق این عناوین باشد، در آن موقع دین به آن مجوز می دهد و آن را جایز می شمارد.

 

وی اضافه نمود: اگر بنا بر تشخیص متخصص، دَوَران بر این امر باشد که مادر و فرزند با هم بمیرند و یا اینکه فرزند به تنهایی بمیرد؛ عقل حکم به سقط جنین می کند؛ چرا که در هر حال بچه که خواهد مُرد. بعضا هم سقط جنین واجب است؛ چون تزاحم به این نحو اشکال ندارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: اما اینکه یا مادر بمیرد یا بچه بمیرد، در اینجا تزاحمی در کار نیست. نمی شود جانی را بر جان دیگر تسلط بدهیم. اینجا مادر و بچه فرقی با هم ندارند و هر دو روح دارند و انسان هستند.

 

وی افزود: پس تزاحم گاه بین مُردن دو نفر و مُردن یک نفر است و گاه تزاحم در مردن مادر یا مردن فرزند است. در این تزاحم سبب نمی شود که بچه را سقط کنیم.

 

سقط جنین و شبهات اقتصادی

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: گاه برای توجیه سقط جنین، شبهات اقتصادی و معیشتی مطرح می کنند و می گویند یک خانواده چگونه اینها را اداره کنند. قرآن در بحث فرزند کشی اینها را مطرح کرده است و تأکید می کند: ما هم شما را رزق می دهیم و هم آنها را رزق می دهیم.

 

وی افزود: در دوران جاهلیت به سه دلیل فرزندان را می کشتند.

عامل اول: عامل عقیدتی و خرافات دینی: قربانی کردن برای بت ها؛ در این عامل دختران و پسران را می کشتند. «وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ» (انعام: 137)

عامل دوم: غیرت جاهلی بود دخترانشان را می کشتند. در سوره نحل می خوانیم: «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ (58) يَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ (59)»

عامل سوم: به خاطر مسائل اقتصادی و معیشتی بود که دختران و پسران را می کشتند. در این مورد سوم خدا می فرماید: رزق شما را خدا می دهد. این امر مجوز کشتن فرزند نیست. «... وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُم...» (انعام: 151)

 

سقط جنین به خاطر ترحم بر فرزند معلول

این استاد حوزه علمیه قم افزود: گاه این سقط جنین به خاطر ترحم بر جنینی است که به تشخیص دکتر متخصص، معلول به دنیا می آید و البته امر سقط در این موارد می تواند به خاطر ترحم بر مادر هم باشد و همینطور به خاطر هزینه های بالایی که نگهداری فرزند معلول و ناقص الخلقه می تواند به دنبال داشته باشد.

 

وی اضافه نمود: اگر واقعا این مسأله منجر به عسر و حرج شود، آن، موضوع دیگری است؛ اما نوع بچه ها امتحان الهی هستند؛ هر کسی در این دنیا باید از گردنه های امتحان الهی عبور کند. «فکّ رقبه» باید کند؛ باید «اطعام فی یوم ذی مسقبه» انجام دهد؛ در ایام خوش که انسان رشد نمی کند؛ در آن ایامی که با حوادث روبرو می شود، انسان رشد می کند. ربّ العالمین هر انسانی را با حوادثی روبرو می کند که فضایل انسان پرورش بیابد.

 

استاد ساعی ور در ادامه بیان کرد: این امر فرار از رفوزه شدن در امتحانات است. اگر دولتی بیاید همه فقرا را بکشد تا فقیری پیدا نشود، وضعیت اقتصادی مجوز این می شود که فقرا را بکشیم تا قانون تنازع در بقاء را در جامعه انسانی مطرح و تدوین کنیم؟! ریشه این تفکر را در مباحث قانون جنگل می توان پیدا کرد.

 

وی خاطرنشان کرد: نکته اصلی در بحث سقط جنین این است که انسان گاه آن قدر خود را گم می کند که راحتی خودش را در قتل جنین می بیند؛ این به معنای بی ارزش دانستن تمام ارزش های معنوی است. به خاطر در آسایش بودن خودش و به خاطر اینکه در زندگی اش مقداری راحتی داشته باشد به این امر فجیع دست می زند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اضافه نمود: راحتی در جامعه ای است که روح سالم داشته باشد ولو بیماری های جسمانی هم در آن بود، اما در جامعه ای که روح ها مریض و مکدر شد، آن جامعه خوشبخت نمی شود، این جامعه، بحران زده و بی هویت است. ما با سقط جنین و بی دقتی به انسان بودن این مولود، بحرانِ جنگ علیه اخلاق و جنگ علیه انسانیت درست کرده ایم.

 

/270/260/20/

 

 

 

چ, 09/26/1399 - 17:42