استاد توکل مطرح کرد؛

ایمان معار و مستقر

اگر علّت محقق شد، از قِبَلِ آن معلول محقق می شود؛ اما اگر علّتی در کار نباشد، محال است که در این عالم امری انجام بگیرد. این حوزه اسباب و مسبّبات یک قاعده عام است که هم در امورات مادی عالم جاری است، و هم در امورات معنوی عالم جاری است؛ از سوی دیگر هم جاری در عالم مُلک است و هم جاری در عالم ملکوت است

 

استاد سید رحیم توکل از اساتید تراز حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ایمان معار و ایمان مستقر» پرداخت.

 

این استاد بزرگوار حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: خداوند تبارک و تعالی عالم دنیا را عالم اسباب و مسبّبات قرار داده است؛ مراد از عالم اسباب و مسبّبات این است که هر کاری در عالم اگر بنا است که انجام بگیرد، حتما باید از کانال علّتش محقق بشود.

 

وی افزود: اگر علّت محقق شد، از قِبَلِ آن معلول محقق می شود؛ اما اگر علّتی در کار نباشد، محال است که در این عالم امری انجام بگیرد. این حوزه اسباب و مسبّبات یک قاعده عام است که هم در امورات مادی عالم جاری است، و هم در امورات معنوی عالم جاری است؛ از سوی دیگر هم جاری در عالم مُلک است و هم جاری در عالم ملکوت است

 

استاد توکل اضافه نمود: مثال آن در عالم مادی که مشخص است؛ اما مثال در عالم معنوی، اگر بنا باشد به کسی مقامی بدهند، باید کاری بکند که به او مقامی بدهند؛ اگر به کسی مقامی دادند و بخواهند مقامش را بالا ببرند، باید کاری بکند که مقامش را بالا ببرند؛ اگر کسی مقامی دارد و مقام را بخواهند از او بگیرند، باید کاری انجام بدهد که از او سلب مقام کنند؛ به بیان دیگر هر گونه تغییر و تحول در عالم تنها راه این است که انسان علّت آن را ایجاد کند؛ اگر علت ایجاد شد، همه جا معلول در کنار علت خواهد بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: اگر بخواهیم مثالی بزنیم، باید گفت اگر انسان شهادتین بر زبانش جاری کند و همین مقدار بگوید: «أشهد ان لا إله إلا الله و أشهد أنّ محمداً رسول الله»، با گفتن شهادتین، انسان به وادی «اسلام» می آید و عنوان «مسلمانی» بر او صادق است؛ اما عنوان «مؤمن» زمانی بر او صادق می آید که دل او به باور برسد.

 

ابن استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اگر دل به باور رسید، به وادی ایمان می آید؛ اما اگر همه واجبات را انجام دهد و همه محرمات را ترک کند، اما هنوز این دل به باورش نرسیده باشد، مسلمان است؛ اما هنوز مؤمن نشده است؛ از این رو راه ایمان، باور دل است.

 

وی در ادامه این سؤال را مطرح کرد: اگر بناست انسان به باور دل دست پیدا کند، چه راهی دارد؟ یک راه بیشتر ندارد و عزیزان عمر کوتاه را بی خود هدر ندهند؛ تنها  راه این است که حجابی که در دل است، این حجاب کنار برود؛ تا حجاب در باطن ما است، ما به خاطر حجاب محجوب هستیم و به خاطر محجوب بودن، بی خبر از عالم هستیم؛ از این رو انسان به باور عالم دست پیدا نمی کند.

 

استاد توکل خاطرنشان کرد: اگر این حجاب باطن کنار برود و انسان با چشم باطن بتواند حقایق عالم را ببیند، این انسان به باور دل خواهد رسید.

 

وی افزود:  راه زدودن حجاب، فقط یک راه بیشتر نیست و در این یک راه، باید حتما دو عمل را انجام بدهد؛ اگر این دو عمل را انجام داد، یقین بداند که حجاب دل کنار می رود؛ باور بر این دل خواهد آمد؛ وقتی بر این دل بیاید، تازه مؤمن می شود؛ وقتی مؤمن شد، برکات اهل ایمان هم بر او مترتّب خواهد شد.

 

این استاد درس خارج حوزه اضافه نمود: این حجاب در باطن همان ظلمت در باطن است؛ ظلمت ها در مقابل نور ضد هم هستند؛ اگر بنا است که ظلمت باطن کنار برود، باید اولا به دنبال اعمال نورانیت زا برویم؛ تا به برکت این اعمال نور به باطن سرازیر بشود؛ به برکت این نورانیت آن ظلمت باطن، کم رنگ و بعد از آن از بین برود.

 

وی در ادامه بیان کرد: وقتی ظلمت باطن از بین رفت، انسان به باور دل و ایمان دست پیدا می کند و اعمال نورانیت زا همین واجبات و همین مستحبات است که در آنها نورانیت وجود دارد. با انجام واجبات و مستحبات، به این باطن، نورانیت سرازیر می شود.

 

استاد توکل خاطرنشان کرد: اما این یک عمل به تنهایی کفایت نمی کند؛ باید در کنار اعمال نورانیت زا، اعمال ظلمت زا را هم باید ترک کنیم؛ به یک مثال عالی دقت کنید: کسی به درد سینه مبتلا است؛ به دکتر مراجعه می کند؛ دکتر شربتی را تجویز می  کند؛ این بیمار این شربت را می خورد؛ اما ترشی را هم مرتب می خورد؛ به این ترتیب درمان حاصل نمی شود؛ چون خوردن ترشی اثر شربت را از بین می برد. درمان زمانی حاصل می شود که هم شربت را میل کند و هم ترشی نخورد؛ اگر این دو کار رعایت شد، آن شربت سینه، مشکل سینه را حل می کند.

 

وی افزود: انجام اعمال نورانیت زا، نور را به این باطن سرازیر می کند، اما انسان حتما اعمال ظلمت زا را هم ترک کند که ظلمت به این باطن نیاید.  اگر از یک طرف به باطن نورانیت بیاید، و از طرفی ظلمت هم بیاید، این ظلمت آن نور را کنار می زند و انسان نمی تواند آن ظلمت باطن را از جان خود دور بسازد. از این رو از هر عملی که ظلمت زا است و از آن تعبیر به گناه می آوریم، باید انسان پرهیز کند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر گناه را ترک کرد، ظلمت به این دل وارد نمی شود؛ دنبال واجبات و مستحبات بود، نورانیت به این باطن سرازیر می شود؛ در ادامه این نورانیت ها باطن را از حجاب بیرون می آورد و باور بر این باطن عارض می شود و به این ترتیب این انسان اهل ایمان می شود.

 

وی در ادامه بیان کرد: اما اگر انسان این کار را انجام داد و اعمال ظلمت زا را ترک کرد و اعمال نورانیت زا را انجام داد، این ایمانی را که به دل می آید را ایمان معار و عاریه ای می گویند. ایمان عاریه ای ایمانی است که اگر مشکلاتی پیش نیاید، خطری نیاید، این ایمان در  این دل خواهد ماند؛ اما اگر مشکلی، جنگی، فقری و یا بیماری جلو بیاید، انسان با ایمان معار نمی تواند در برابر سختی ها و بلاها محکم بایستد؛ باید برود و ایمان معارش را به ایمان مستقر تبدیل کند.

 

استاد سید رحیم توکل در توضیح ایمان مستقر خاطرنشان کرد: منظور از ایمان مستقر آن ایمانی است که که در جانش نفوذ و ریشه انداخته باشد.

 

وی در ادامه به این سؤال پراخت که انسان چه کند تا ایمان معارش را به ایمان مستقر تبدیل نماید. همین سؤال را از امام سلام الله علیه دارد. امام صادق عليه السلام، در پاسخ به سؤال از عواملى كه ايمان را در انسان استوار مى سازد، فرمود: آنچه ايمان را در آدمى استوار مى كند، وَرَع است و آنچه ايمان را از دل او بيرون مى راند طمع است.

«الإمامُ الصّادقُ عليه السلام و قد سُئلَ عمّا يُثَبِّتُ الإيمانَ في العبدِ: الّذي يُثَبّتُهُ فيهِ الوَرَعُ ، و الّذي يُخْرِجُهُ مِنهُ الطَّمَعُ .[الخصال: 9/ 29]

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه در بیان از فرق ورع و تقوا خاطرنشان کرد: انسان در تقوا واجبات را انجام می دهد و محرمات را ترک می کند؛ در ورع یک پله بالاتر است؛ انسان در ورع واجبات را انجام می دهد و همچنین آنجا که احتمال واجب می دهد، آن را هم انجام می دهد؛ انسان در ورع حرام را ترک می کند، آنجا که احتمال حرام هم بدهد، احتیاطا آن را هم ترک می کند؛ از این رو ورع همان تقوا باضافه احتیاط در مشتبهات است.

 

وی افزود: شخصی که ورع دارد، به احتیاط واجب و احتیاط حرام هم اهمیت می دهد و حسب آن، انجام می دهد؛ اگر این کار را انجام داد، اهل ورع می شود و به واسطه ورع به ایمان مستقر دست پیدا می کند.

 

استاد سید رحیم توکل خاطرنشان کرد: حالا انسان، ایمانی به دست آورد، دنبال تقوا رفت، به برکت تقوا ایمان معار به دل آمد، بعد به دنبال ورع رفت، به برکت ورع ایمان مستقر را نصیب خود کرد؛ کدام عمل را انجام دهد، این ایمان از دل او خارج می شود؟ «والذی یخرجه الطمع»؛ اگر انسان دنبال طمع و حرص برود، آنچه را که به واسطه ایمان به دست آورده بود، از دل او خارج می کنند. تمام زحمت او را بر باد فنا می دهند.

 

وی در ادامه بیان کرد: انسان به برکت تقوا به ایمان معار دست پیدا می  کند؛ به برکت ورع به ایمان مستقر دست پیدا می کند؛ به نکبت طمع آنچه را که به دست آورده بود را به باد فنا می دهد و البته تمام اینها از باب اسباب و مسببات است.

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم اضافه نمود: تقوا سبب است که انسان ایمان معار پیدا می کند؛ ورع سبب است که انسان ایمان مستقر پیدا می کند؛ طمع سبب است که انسان ایمان خود را از دست می دهد.

 

وی افزود: اگر انسان ها یک نگاه دقیق به تمام آیات و روایات بیندازند، می بینند آنجا که مقامی می دهند، علت و معلول است؛  آنجا که مقامی را ترفیع می دهند، علت و معلول است؛ مقامی را از کسی سلب می کنند، علت و معلول است؛ بلا نازل می کنند، علت و معلول است و همچنین اگر بلا را از کسی بر می دارند، علت و معلول است.

/270/260/20/

ش, 01/28/1400 - 13:20