به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی طی یادداشتی در رابطه با حکمت های روزه داری آورده اند: هر مسلمانی حق دارد به بحث و بررسى درباره اسرار و فلسفه احکام بپردازد؛ امّا این سخن به این معنا نیست هر چه مى خواهد دل تنگمان بگوییم و هر چه به فکرمان رسید، به نام بازگو کردن فلسفه حکم، مثلاً روزه را منحصراً رژیمى براى لاغر شدن بدانیم؛[۱] چرا که روزه، اثر و مزیّت مخصوص خود را دارد[۲] و جامع میان مادّه و معناست.[۳]
ما مجموعه اى هستیم از جسم و جان و روح و تن، و طبعاً دستورات آسمانى براى تکمیل هر دو جنبه است.[۴] درباره اثر بهداشتى روزه و تأمین سلامت جسم انسان ها و مصون و محفوظ ماندن از بیمارى هاى گوناگون در حدیثى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) مىخوانیم :«صوموا تصحّوا؛ روزه بگیرید تا سالم باشید».[۵]
از سوی دیگر روزه روح انسان را در قالب «تقوا»[۶] لطافت مى بخشد؛[۷] تقوایی الهى که سرچشمه حرکت به سوى تمام خوبی ها و نیکی هاست و انسان با احساس مسئولیت در درون خود به سوى اطاعت اوامر الهى و ترک معاصى حرکت می کند،[۸] و اینچنین جسم و جان آدمى از آلودگى گناه پاک می شود.[۹]
تمام عبادات، مشروط به اخلاص و به یک معنا از اسباب خلوص نیت است؛ ولى از آنجا که روزه عبادتى است که در ظاهر آشکار نیست، تأثیر بسیار عمیق ترى در آزمودن اخلاص مردم دارد؛ به تعبیر دیگر، تنها خدا از آن آگاه است و تا روزه دار چیزى نگوید کسى از روزه او باخبر نمى شود. [۱۰]
لذا امیر مؤمنان على(علیه السلام) در نهج البلاغه هنگامى که به فلسفه روزه مى رسد چنین مى فرماید: «… الصِّیامَ ابْتِلاءً لاخلاصِ الْخَلْقِ؛ خداوند روزه را از این جهت تشریع فرموده که روح اخلاص در مردم پرورش یابد»![۱۱]
کمخورى موجب روشنائى نور معرفت در قلب و پرخورى موجب خاموشى آن است، همان نور معرفت فطرى که خداوند براى تشخیص صلاح و فساد در نهاد هر انسانى قرار داده است.[۱۲]
بر این اساس، هنگامى که انسان روزه مى گیرد[۱۳] نور و صفاى تازه اى در دل احساس مىکند، خود را به نیکی ها نزدیک تر، و از زشتی ها و بدی ها دورتر مى بیند،[۱۴]و آمادگى بیشتری براى شنیدن مواعظ در او حاصل می شود.[۱۵]
اینکه در ماه رمضان، قرآن خواندن سفارش شده، علّتش این است که در ماه رمضان به سبب روزه، قلب انسان صاف شده و آماده پذیرش تلقینات و تبلیغات است و قرآن هم بهترین تبلیغ است.[۱۶]
گاهى خداوند متعال در قرآن مجیدش وقتى مسئله اى داراى ابعاد مختلف و متنوّع باشد در هرجایى به مناسبت، اشاره به یکى از ابعاد آن مىنماید، مثلًا به تأثیر روزه در تقویت روح انسان اشاره کرده، مىفرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! از صبر(روزه) و نماز کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است!».[۱۷]
صبر آن حالت استقامت و شکیبایى و ایستادگى در جبهه مشکلات است. که در روایات فراوانى به روزه تفسیر شده است؛ بلکه ذکر روزه به عنوان یک مصداق بارز و روشن آن است، زیرا انسان در پرتو این عبادت بزرگ اراده اى نیرومند و ایمانى استوار پیدا مىکند و حاکمیت عقلش بر هوس هایش مسلم مىگردد.[۱۸]
مفسران بزرگ در تفسیر این آیه[۱۹] نقل کرده اند که رسول گرامى اسلام هر گاه با مشکلى روبرو مىشد که او را ناراحت مىکرد از نماز و روزه مدد مىگرفت.[۲۰]
استفاده از مواهب و نعمت هاى مادی به عنوان یک اصل پذیرفته شده، ولى در مسیر عبودیّت و بندگى و عمل صالح نه اینکه زندگى مرفّه هدف براى انسان شود و بقیّه چیز ها را در مسیر آن قرار بدهد؛[۲۱] چرا که این نوع زندگی انسان را از خدا غافل و بىخبر می کند.[۲۲]
اینجاست که اسلام دستور روزه را داده،[۲۳] و با تعطیل کردن برنامه هایى که در معرض هوى و هوس است، و با محروم ساختن فرد از پاره اى لذّات مادّى و امثال آن ها؛[۲۴] انسان را از دنیای مادی جدا می کند و در عالم معنویت وارد می سازد.[۲۵]
روزه رابطه انسان با خویشتن است؛ با ایجاد این رابطه، انسان موفق مىشود که با هواى نفس خویش مبارزه کند؛[۲۶] و با تحمل گرسنگى و تشنگى و همچنین چشم پوشی از لذت جنسى عملاً ثابت کند مىتواند زمام نفس سرکش را به دست گیرد، و بر هوس ها و شهوات خود مسلط گردد. در حقیقت بزرگ ترین فلسفه روزه همین اثر روحانى و معنوى آن است.[۲۷]
تعبیر نورانی پیامبر(صلی الله علیه و آله) درباره روزه ماه رمضان به «أَلصَّوْمُ جُنَّهٌ؛ روزه سپر (ابزار دفاعى در برابر آتش جهنّم) است!»[۲۸]ناظر بر این مسأله است که به وسیله روزه، شهوات در کنترل عقل در می آیند و انسان با این وسیله دفاعى، از حملات شیطان محفوظ مى ماند.[۲۹]
البته در این کارزار غالباً سنگین و پرزحمت، صفوف مطیعان و متواضعان در برابر فرمان حق، از هواپرستان خودخواه جدا می شود که اگر غیر از این مىبود هرگز این جدایى صفوف صورت نمى گرفت.[۳۰]
منابع
۱. پاسخ به پرسش هاى مذهبى
۲. اخلاق در قرآن
۳.انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى
[۱] پاسخ به پرسش هاى مذهبى، ص۲۷۲
[۲] همان، ص۲۸۴.
[۳] همان، ص۲۷۴.
[۴] همان.
[۵] سیرى در فلسفه احکام، ص ۱۲۲؛ (دائره المعارف فقه مقارن، ج۱، ص۴۱۳).
[۶] «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ تا شاید شما تقوا پیشه کنید». (سورۀ بقره، آیۀ۱۸۳).
[۷] گفتار معصومین(ع)، ج۲، ص۱۲۷.
[۸] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج۵، ص۹۴.
[۹] تفسیر نمونه، ج۱، ص۶۳۵.
[۱۰] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج۱۴، ص۸۷.
[۱۱] نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۲۵۲؛ (یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص۴۱۹).
[۱۲] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین)، ج۲، ص۳۸۱.
[۱۳] اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۱۳.
[۱۴] همان، ص۳۳۸.
[۱۵] همان، ص۲۱۳.
[۱۶] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص۴۳۶.
[۱۷] «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»؛ (سورۀ بقره، آیۀ۱۵۳).
[۱۸] تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۸.
[۱۹] سوره بقره، آیه ۱۵۳.
[۲۰] مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث؛ (تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۱۸).
[۲۱] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى، ص۶۰۰.
[۲۲] همان، ص۶۰۱.
[۲۳] همان.
[۲۴] اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۵.
[۲۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، درس خارج فقه، مسجد اعظم قم، ۱/۳/۱۳۹۰.
[۲۶] آیات ولایت در قرآن، ص۷۰.
[۲۷] برگزیده تفسیر نمونه، ج۱، ص ۱۶۳.
[۲۸] والاترین بندگان، ص۱۰۰.
[۲۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج۴، ص۶۲۴.
[۳۰] همان، ج۷، ص۴۳۱.
/260/12/