استاد عباسی خراسانی مطرح کرد؛

تفسیر ترتیبی قرآن کریم «قسمت نهم»

باید همه آیات قرآن را با دید هدایتی دنبال کنیم. آن هم هدایت عامه که بماند هدایت ویژه و خاصه. چون کمالات بر اساس مراتب و مدارج است. هدایت هم دارای درجات مختلف است. چنان ‌که ضلالت هم در مقابلش دارای همین خصوصیت است.

 

استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به بیان تفسیر آیات نخستین سوره مبارکه بقره پرداخت.  در این گفتگو به بیان معنای «کتاب» و «ریب» اشاره می شود.

 

1- «الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین» (سوره بقره: 1 و 2)

این مفسر قرآن کریم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در بیان کریمه «الم» (بقره/ سوره 2، آیه 1) باید گفت که این آیه، مستقل است و رموز اسماء‌ الهی یا اسماء‌ کتاب الهی یا انبیای الهی و منشأ‌ این کتاب الهی است؛ قرآنی که جامع همه کتب الهی است و همه معارف در آن جمع است و مهیمن و مصیطر دیگر کتب است و کمال حق است و باطل در آن راه ندارد.

 

وی افزود: در وجه اعرابی «الم» (بقره/ سوره 2، آیه 1) باید گفت که این حروف به عبارت آقایان اهل ادب محلی از اعراب ندارد؛ اما بنا بر اینکه این اسم باشند، حروفی باشند که نشانه اسماء‌ باشند می‌ شود بگوییم که «هذه الم ذلک الکتاب لاریب فیه»

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی گفتند از باب اینکه قائم مقام اسماء ‌است، این امکان هست که مبتدا و خبر واقع بشود. «الم» همین کتابی است که «هدی للمتقین» (بقره/ سوره 2، آیه 2) یا «هذه الم» که «ذلک الکتاب لاریب فیه».  (بقره/ سوره 2، آیه 2)

 

2- تفسیر ذلک الکتاب

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: واژه بعدی واژه «ذلک» است. ذلک اسم اشاره است و اسم اشاره برای دور است؛ اگر هذا بود، اشاره به قریب بود؛ اما ذا و ذلک اشاره به دور است.

 

«الکتاب» در قرآن زیاد تکرار شده است؛ گاهی اوقات با ال گاهی بدون ال آمده است؛ «قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ»؛ (مائده/ سوره 5، آیه 15) در سوره مبارکه مائده بدون الف و لام است و در اینجا با الف و لام است.

 

2.1- الف و لام مفید حصر حقیقت

صاحب کتاب الهی نامه در ادامه بیان کرد: اکثر آقایان نظرشان این است که این الف و لام مفید حصر است؛ چطور شما اگر چیزی را خواسته باشید حصر کنید، می‌گویید الکتاب، الرجل؛ ‌از این رو این الف و لام مفید حصر حقیقت است؛ ‌بنابر این احتمال اینگونه می‌ شود که آن کتاب، همین کتاب است و ‌منحصر در همین کتاب است.

 

2.2- معنای «کتاب»

این استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: ماده کتب دو معنا دارد: در معنای اول، به معنای جمع آمده است و در معنای دوم به معنای ثَبَتَ؛ مبنای ما بر این است که از ماده ثبت بهتر است و به معنای ثبت و ضبط است.

 

وی افزود: برخی گفتند که الکتاب به معنی المکتوب است. (أضواء البيان في إيضاح القرآن بالقرآن، الشنقيطي، محمد الأمين، ج 7، ص 3)، ‌ظاهرا به همان معنای مصدری که به معنای ثبت کردن باشد، حاکی از این است که این کتاب ثبتی است که در تمام عوالم ثبت و ضبط و مکتوب است و ثابت شده است و این کتابی هم که ثبت و ضبط است، از خصوصیاتش این است که «لاریب فیه». (سوره بقره، ‌آیه 2) لا حرف نفی است.

 

3- تفاوت ریب و شک

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: ریب مصدری است و به معنای شک است؛ ولی تفاوتی که با شک دارد، در این است که شک حالت تردیدی است؛ ولی ریب منشأ حالت تردید است. وقتی می‌ گوید «لا ریب فیه»، یعنی منشأ شکّی هم در قرآن نیست. این قرآن محض حقیقت است.

 

وی اضافه نمود: لا هم نفی جنس است. جنس ریب را که احتمال و تردید و شک باشد، نفی می ‌کند؛ البته توجه دارید که شک کننده دارد، ولی خودش شک و شبهه‌ ای در آن نیست. «انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس لما اختلفوا فیه» (بقره/ سوره 2، آیه 213)

 

این استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در این سوره مبارکه، در آیه 213 خواهیم رسید که این کتاب بالحق است؛ لا ریب در اینجا است، و همچنین باید گفت که این کتاب، منیر است؛ چه اینکه آیه شریفه می فرماید: «جاءوا بالبینات و الزبر و الکتاب المنیر» (آل عمران/ سوره 3، آیه 184)

 

این مفسر قرآن کریم در ادامه به این آیه شریفه اشاره نمود: «یا یحیی خذ الکتاب بقوة» (مریم/ سوره 19، آیه 12)؛ این الف و لام حصر و عهد است. این را با قوت اخذ کن. از اینجا معلوم می ‌شود که در حقیقت قرآن و ظرف وجودی قرآن هیچ شک و شبهه‌ ای نیست. «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ» (فصلت/ سوره 41، آیه 42)

 

وی افزود: ریب در دو موضوع در قرآن آمده است: یک مورد در روز قیامت و دیگری در موضوع قرآن کریم آمده است. «لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ» (سوره نساء‌، ‌آیه 87)؛ «ذلک الیوم الحق» (نبأ/ سوره 78، آیه 39)؛ نتیجه «لا ریب» (بقره/ سوره 2، آیه 2) می‌شود «ذلک الیوم الحق» (نبأ/ سوره 78، آیه 39)

 

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: باطل به هر دو راه ندارد؛ عین حق است. «ان کنتم فی ریب مما نزلنا» (بقره/ سوره 2، آیه 23)؛ «ان کنتم فی ریب من البعث» (حج/ سوره 22، آیه 5)

 

وی اضافه نمود: نفی ریب از کتاب که این کتاب و قرآن نه ظرف شک است و نه متعلق شک است؛ به عبارت بهتر هیچ گونه شک و شبهه‌ ای در آن نیست. تعبیر آقایان ادباء لا برای نفی جنس است. مبنای ما این است که در حروف مقطعه قرآن کریم، آیات بعدی، مفسر آیات قبلی است؛ و از این رو اولین جمله‌ای است که بیان «الم» است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جایگاه حروف مقطعه قرآن را همانند شکل مخروطی می‌ دانیم که دارای رأس و قاعده است. در برهان ریاضی رأس و قاعده مخروط یک خصوصیت و حساب و کتاب دارند. حروف مقطعه و آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» در رأس قرآن نشسته است و قاعده آن آیات بعدی است.

 

4- صفت سلبی و ثبوتی «الم»

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: «الم» با دو صفت بیان شده است. یکی صفت سلبی و دیگری صفت ثبوتی. صفت سلبی نفی ریب است از قرآن و صفت اثباتی‌اش این است که «هدی للمتقین» است. این دو را با هم توجه کنید. نفی ریب یعنی رفع مانع و اثبات حقانیت و مانع و ایجاد مقتضی که هدایت باشد، نتیجه ‌اش حقیقت قرآن است.

 

وی در ادامه بیان کرد: عرض ما این است که باید همه آیات قرآن را با دید هدایتی دنبال کنیم. آن هم هدایت عامه که بماند هدایت ویژه و خاصه. چون کمالات بر اساس مراتب و مدارج است. هدایت هم دارای درجات مختلف است. چنان ‌که ضلالت هم در مقابلش دارای همین خصوصیت است.

 

این مفسر قرآن کریم در ادامه به این آیات شریفه اشاره نمود: «أ فی الله شک فاطر السموات و الارض» (ابراهیم/ سوره 14، آیه 10)؛ آن که زمین و زمان فاطریتش دست اوست؛ «ربک انک جامع الناس لیوم لا ریب فیه» (آل عمران/ سوره 3، آیه 9) اینجا هم دارد «ذلک الکتاب لا ریب فیه» (بقره/ سوره 2، آیه 2)

 

وی افزود: لا ریب صفت اولیه قیامت و کتاب است. صفت سلبی است که هزاران اثبات در آن وجود دارد. بحث قیامت و توحید و قرآن مواردی است که باید بر اساس دعوت قرآن به اینها برسیم تا به صفت ثبوتی قرآن برسیم.

 

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: «الم» با دو صفت سلبی و ثبوتی بیان شده است. در برخی آیات اول صفت ثبوتی و بعد سلبی آمده است؛ «الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا» (کهف/ سوره 18، آیه 1) که «لم یجعل له عوجا» بعد آمده است»؛ اینجا اول سلبی است؛ چرا که اول باید رفع مانع شود و بعد اثبات مقتضی؛ علت تامه هدایت تحقق می ‌یابد.

/270/260/21/

 

 

پ, 02/02/1400 - 23:26