استاد سید جواد حسینی مطرح کرد؛

جامعیت اوصاف امیر مؤمنان علی علیه السلام «قسمت اول»

استاد سید جواد حسینی از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «جامعیت اوصاف امیر مؤمنان علی علیه السلام» پرداخت.

 

درمكتب لايموت دردانه علی است

در كون و مكان شاهد فرزانه علی است

در كعبه ظهور كرده تابر همه خلق

معلوم شود كه صاحب خانه علی است

خانه كعبه صدف گشت كه معلوم شود

بين ابناء بشر گوهر يك دانه علی است

 

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حضرت امير مؤمنان علی عليه السلام در سيزدهم رجب سال 30 عام الفيل در كعبه ديده به جهان گشود. مادرش فاطمه بنت اسد، زنی كه سخت مورد احترام پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله بود، و پدرش عمران، معروف به ابوطالب حامی بزرگوار رسول خدا بود.

 

وی در ادامه بیان کرد: مادرش فاطمه می ‌گويد: وقتی از خانه خدا خارج شدم، هاتفی [از غيب] مرا ندا داد:‌ای فاطمه! [اين نوزاد را] به نام علی نام گذاری كن. پس او علی است و خدای اعلی می‌گويد: به راستي، اسم او را از اسم خودم جداساختم، و او را به ادب خود، ادب نمودم و او را بر پيچيدگيهای علم خود آگاه ساختم و او كسی است كه بتها را در خانه من خواهد شكست و بر بام خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقديس و تمجيد خواهد نمود. پس خوش به حال كسی كه او را دوست بداردو اطاعتش كند و وای بر كسی كه او را دشمن بدارد.‌

 «هتف بی ‌هاتف يا فاطمة سميه عليا فهو علی والله الاعلی يقول: انی شققت اسمه من اسمی و ادبته بادبی و وقفته علی غامض علمی و هوالذی يكسر الاصنام فی بيتی و هوالذی يؤذن فوق ظهر بيتی و يقدسنی و يمجدنی فطوبی لمن احبه و اطاعه و ويل لمن ابغضه (شيخ عباس قمي، انوار البهية، چاپ افست، ص 25)

 

استاد حسینی افزود: سرانجام در بيست و يكم ماه مبارك رمضان 40 هجری در شهر بی ‌وفای كوفه به شهادت رسيد و شبانه و مخفيانه در نجف اشرف به خاك سپرده شد، و عزيزانش در تاريكی شب، بدن پاك پدر را زير خاك پنهان نمودند.

زمين را از عدالت پاك كردند

گريبان فلك را چاك كردند

زچشمان ملائك اشك می‌ ريخت

بميرم مرتضی را خاك كردند

 

علی مرد نامتناهی

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بدون هيچ تعارفی درباره علی عليه السلام سخن گفتن و اوصاف او را بيان نمودن، كاری بس مشكل است؛ پيامبر گرامی اسلام صلی الله عليه و آله فرمود: اگر همه درختان باغها قلم شوند، و تمام درياها مركب و جوهر، و جنها حسابگر و انسانها نويسنده گردند، نمی‌توانند فضايل علی عليه السلام را شماره كنند»

 «لو انّ الرياض اقلام والبحر مداد والجن حساب والانس كتاب ما احصوا فضائل علی بن ابی طالب» (بحار الانوار، ج 28، ص 197)

 

كتاب فضل تو را آب بحر كافی نيست

كه‌ تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم

 

وی افزود: همچنين آن حضرت فرمود: «خداوند برای برادرم علی عليه السلام فضايلی قرار داده كه از شماره بيرون است. هر كس يكی از فضايل او را بيان و بدان معترف باشد، خداوند گناهان گذشته و آينده اش را خواهد بخشيد و كسی كه فضيلتی را از او بنويسد تا وقتی كه از آن نوشته اثری باقی است، فرشته ‌ها برايش طلب آمرزش می‌ كنند و آنكه به فضايل علی عليه السلام گوش بسپارد، خداوند گناهانی را كه به وسيله گوش دادن مرتكب شده، می ‌بخشد. هر كس به نوشته‌ ای در فضيلت علی عليه السلام نگاه كند، گناهانی را كه به وسيله چشم انجام داده است، مورد آمرزش قرار خواهد داد.‌ (قندوزي، ينابيع المودة، ص 121)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: خودِ آن حضرت در بيانی دردمندانه فرمود: فردا روزگار مرا می ‌بينيد [و مرا خواهيد شناخت] و برای شما از اسرار [شخصيت] من پرده برداشته می ‌شود و مرا بعد از خالی شدن مكان من [و رفتن من از اين دنيا] و نشستن ديگران به جای من خواهيد شناخت.‌

«غدا ترون ايامی و يكشف لكم عن سرائری و تعرفونی بعد خلو مكانی وقيام غيری مقامی» (اصول كافي، ج 1، ص 299; بحارالانوار، ج 42، ص 206; نهج البلاغه، خطبه 149)

 

 

وی اضافه نمود: آری علی را يا نشناختند و يا قدر او را ندانستند. عمر گفت: زنان، ديگر شخصيتی مانند علی نزايند «عقمت النساء ان يلدن علی بن ابی طالب» (الغدير، چاپ نجف، ج 6، ص 308) ولی آن گونه با او رفتار كرد كه تاريخ از بيانش شرم دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شبلی شميل مادی مسلك می‌ گويد:; امام علی بن ابی طالب بزرگ بزرگان، يگانه نسخه‌ای است كه شرق و غرب، نسخه‌ای مطابق او در گذشته و حال نديده است.‌ «الامام علی بن ابی طالب عظيم العظماء نسخة مفردة لم ير لهاالشرق و لاالغرب صورة طبق الاصل لاقديما ولاحديثا» (صوت اسدالله، ج 1، ص 37)

 

 

وی افزود: جرج جرداق مسيحی می‌ گويد: ‌ای دنيا! چه می‌شد كه قدرتهای خويش را بسيج می‌كردی و هر دوره‌ای [انساني] مانند علی عليه السلام رابا همان عقل و روح، و با همان زبان [و قدرت] و شجاعت [به جامعه بشري] تحويل می‌ دادی.‌ «ماذا عليك يا دنيا لو حشدت قواك فاعطيت فی كل زمن عليا بعقله و قلبه و لسانه و ذی فقاره» (صوت العداله الانسانية، جرج جرداق، ج 1، ص 49 و الغدير، ج 6، ص 308)

 

 

استاد حسینی خاطرنشان کرد: با همه اينها علی عليه السلام برای بشر ناشناخته است؛ چراكه علی عليه السلام قرآن ناطق است. همچنان كه قرآن صامت ناشناخته است و بشر به عمق و ژرفای آن نرسيده است، به ژرفا و حقيقت علی عليه السلام نيز پی نبرده‌ اند.

يكی از شاعران مصری چنين می ‌سرايد:

لئن قيل اسلام و ما قيل حيدر

فذلك قلب ليس ينبضه دم

«اگر اسلام گفته شود [و اسلام را بپذيريم] ولی به حيدر و علی قائل نباشيم [و امامت او را نپذيريم]، پس اين قلبی [كه اسلام را پذيرفته] در آن خون جريان ندارد، [قلبی است كه حيات ندارد و اسلامی است كه روح ندارد]‌» (رضا حكيمي، حماسه غدير، ص 42)

 

وی در ادامه بیان کرد: البته در اينجا بنا نداريم كه اوصاف بی‌ پايان علی عليه السلام را بيان كنيم؛ بلكه فقط حالاتی را از زبان شخصيت هايی كه گوشه ‌ای از عظمت او را دريافته ‌اند، بيان می ‌كنيم.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: امام خمينی قدس سره درباره مقام و منزلت آن حضرت می‌ فرمايد: «ما با كدام مؤونه و با چه سرمايه ‌ای می ‌خواهيم در اين وادی وارد شويم؟ ما درباره شخصيت علی بن ابی طالب عليه السلام از حقيقت ناشناخته او صحبت كنيم يا از شناخت محجوب و مهجور خود؟ اصلا علی عليه السلام يك بشر ملكی و دنيوی است كه ملكيان از او سخن بگويند يا يك موجود ملكوتی است كه ملكوتيان او را اندازه گيری كنند؟ اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهيون جز با علوم محدوده خود با چه ابزاری می‌ خواهند به معرفی او بنشينند؟! تا چه حد او را شناخته‌ اند تا ما مهجوران را آگاه كنند؟ دانشمندان و اهل فضيلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضايل و با همه دانش ارجمندشان، آنچه از آن جلوه تام حق دريافت كرده ‌اند، در حجاب وجود خود و در آيينه محدود نفسانيت خويش است و مولا غير از آن است. پس اولی [و بهتر] آنكه از اين وادی بگذريم.‌» (پيام امام خمينی قدس سره به مناسبت برگزاری كنگره هزاره نهج البلاغه، 27/2/1360)

 

 

وی افزود: آنچه در جملات فوق بيان شده حقيقتی است كه قرن ها قبل سرور كائنات عصاره عالم هستی پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله درباره امير مؤمنان بيان نموده است: «ای علي! خداوند متعال را نشناخت به حقيقت شناختنش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه كه حق شناختن توست، جز خدا و من.»

«يا علی ماعرف الله حق معرفته غيری و غيرك و ما عرفك حق معرفتك غيرالله و غيری» (مناقب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 268)

 

و يا در جای ديگر فرمود: «‌ای علي! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.‌»

«يا علی لايعرف الله تعالی الا انا و انت و لايعرفنی الا الله و انت و لايعرفك الاالله و انا» (محمد تقی مجلسي، روضة المتقين، ج 13، ص 273)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: بنابراين، مانيز از بيان اوصاف آن امام همام می ‌گذريم و در اين مقال برآنيم كه راز اوصاف متضاد آن حضرت را در حد درك و توان خود بيان داريم.

 

اوصاف متضاد علی عليه السلام

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از مسائلی كه سخت توجه دانشمندان را به خود جلب نموده، اوصاف متضاد علی عليه السلام است.

 

وی افزود: به طور معمول انسان ها يا شجاع ‌اند و اهل تقوی و تقدس نيستند، يا دلسوزند و شجاعت ندارند، يا حراف و پرسخن هستند، يا ساكت و كم گو، يا زاهدند و اهل سياست و رزم نيستند و يا.... ولی علی عليه السلام چنين نيست؛ بلكه جامع صفات نيكو است. حال، به نمونه هايی از سخنان بزرگان در اين زمينه اشاره می‌ شود:

 

1. سيد رضی قدس سره

استاد حسینی خاطرنشان کرد: سید رضی قدس سره كه به بيش از هزار سال پيش تعلق دارد، متوجه اين نكته و شيفته آن است. از این رو می ‌گويد: «از عجايب علی عليه السلام كه منحصر به خود او است و احدی با او در اين جهت شريك نيست، اين است كه وقتی انسان در آن گونه سخنانش كه در زهد و موعظه و تنبه است تأمل می ‌كند، و موقتا از ياد می‌ برد كه گوينده اين سخن، خود شخصيت اجتماعی عظيمی داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالك الرقاب عصر خويش بوده است، شك نمی‌ كند كه اين از آن كسی است كه جز زهد و كناره گيری چيزی را نمی‌ شناسد و كاری جز عبادت و ذكر ندارد؛ گوشه خانه يا دامنه كوهی را برای انزوا اختيار كرده، جز صدای خود چيزی نمی ‌شنود و جز شخص خود كسی را نمی ‌بيند واز اجتماع و هياهوی آن بی‌ خبر است. كسی باور نمی ‌كند كه سخنانی كه در زهد و تنبه و موعظه تا اين حد موج دارد، و اوج گرفته است، از آن كسی است كه در ميدان جنگ تا قلب لشكر فرو می ‌رود، شمشيرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن است، دليران را به خاك می ‌افكند و از دم تيغش خون می‌ چكد، و در همين حال اين شخص زاهدترين زهاد و عابدترين عباد است.‌»

 

وی افزود: سید رضی قدس سره آنگاه می ‌گويد: «من اين مطلب را فراوان با دوستان در ميان می‌ گذارم و اعجاب آنها را بدين وسيله بر می‌ انگيزم.‌» (علامه مرتضی مطهري، سيری در نهج البلاغه، (قم، صدرا، چاپ دوازدهم، 1374)، ص 28; ر. ك: علامه مرتضی مطهري، انسان كامل، انتشارات كتابخانه عمومی اميرالمؤمنين اصفهان، 1400، ص 32)

 

 2. صفی الدين حلی

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: صفی الدین حلی، متوفای قرن هشتم هجری در اين باره می‌ گويد:

جمعت فی صفاتك الاضداد

و لهذا عزت لك الانداد

زاهد حاكم حليم شجاع

تك ناسك فقير جواد

خلق يخجل النسيم من اللطف

و باس يذوب منه الجماد

جل معناك ان تحيط به

الشعر و يحصی صفاتك النقاد

«در صفات تو ضدها جمع شده‌ اند. از اين رو، همانند تو كم پيدا است، هم زاهدی و هم حاكم [كه نوعا اين دو جمع نمی ‌شوند] ، هم حليمی [در نهايت درجه حلم] و هم شجاعی [در نهايت درجه شجاعت]، هم خونريزی [در نهايت درجه خونريزی آنجايی كه بايد خون كثيفی را ريخت] و هم عابدی [در منتهای درجه عبادت] ، فقيری و بخشنده (نداری و انفاق كننده)، خلق های [نيكي] كه نسيم [سحر] از لطافت آن شرمسار و خجل است و شدت [و قدرت و صلابتی كه] جمادات به موجب آن ذوب می ‌شوند. معنا [و صفات] تو برتر از آن است كه شعر بر آن احاطه يابد و نقاد آن را شماره كند.‌» (انسان كامل، ص 33 و سيری در نهج البلاغه، ص 29)

 

3. شيخ محمد عبده،

استاد حسینی در ادامه بیان کرد: شیخ محمد عبده، شارح نهج البلاغه، می‌ گويد: «قطع نظر از سخنان علي، به طور كلی روح علی يك روح وسيع و همه جانبه و چند بعدی است، و همواره اين خصلت ستايش شده است. او زمامداری است عادل، عابدی است شب زنده دار، در محراب عبادت گريان و در ميدان نبرد خندان است؛ سربازی ست خشن و سرپرستی است مهربان و رقيق القلب؛ حكيمی است ژرف انديش، فرماندهی است لايق، او هم معلم است و هم خطيب و هم قاضی و هم مفتی و هم كشاورز و هم نويسنده، او انسان كامل است و بر همه دنياهای روحی بشريت محيط است.‌» (سيری در نهج البلاغه، ص 29)

 

4. استاد شهيد مرتضی مطهری

وی افزود: استاد شهيد مرتضی مطهری در اين باره می‌ گويد: «در علی هم خاصيت فيلسوف است و هم خاصيت رهبر انقلابی و هم خاصيت پير طريقت و هم خاصيتی از نوع خاصيت پيامبران. مكتب او، هم مكتب عقل و انديشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسليم و انضباط و هم مكتب حسن و زيبايی و جذبه و حركت.

علی عليه السلام پيش از آنكه امام عادل برای ديگران باشد و درباره ديگران به عدل رفتار كند، خود شخصا موجودی متعادل و متوازن بود. كمالات انسانيت را با هم جمع كرده بود. هم انديشه‌ ای عميق و دور رس داشت و هم عواطفی رقيق و سرشار. كمال جسم و كمال روح را توام داشت. شب، هنگام عبادت از ماسوی می‌ بريد و روز، در متن اجتماع فعاليت می ‌كرد. روزها چشم انسان ها مواسات و از خودگذشتگي های او را می ‌ديد و گوش هايشان پند و اندرزها و گفتارهای حكيمانه اش را می‌ شنيد، و شب چشم ستارگان اشك های عابدانه اش را می ‌ديد و گوش آسمان مناجات های عاشقانه اش را می ‌شنيد. هم مفتی بود و هم حكيم، هم عارف و هم رهبر اجتماعي، هم زاهد بود و هم سرباز، هم قاضی و هم كارگر، هم خطيب بود و هم نويسنده و بالاخره به تمام معنی يك انسان كامل بود با همه زيبايي هايش.‌» (استاد مرتضی مطهري، جاذبه و دافعه علی عليه السلام، (قم، انتشارات صدرا، چاپ سی و نهم، 1380)، ص 13 – 12)

 

 

جامعيت علی عليه السلام از نگاه پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: جامعيت علی عليه السلام و برخورداری او از اوصاف متضاد، هرچند برای بزرگان و دانشمندان جنبه كشفی و تازگی دارد، ولی پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله 1400 سال قبل اين مسئله را گوشزد نمود.

 

وی افزود: بيهقی يكی از دانشمندان نامی اهل سنت چنين روايت نموده كه پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: هر كسی كه دوست دارد به علم و دانش آدم عليه السلام بنگرد و مقام تقوا و خود نگهداری نوح را [مشاهده نمايد] و بردباری حضرت ابراهيم عليه السلام را [نظاره كند] و به عبادت موسی عليه السلام [پی ببرد] ، بايد به علی بن ابی طالب عليه السلام نظر بيندازد.‌

«من احب ان ينظر الی آدم عليه السلام فی علمه و الی نوح عليه السلام فی تقواه و ابراهيم عليه السلام فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلينظر الی علی بن ابی طالب عليه الصلوة والسلام» (شيخ طوسي، امالي، (قم، دار الثقافة، 1416)، ص 416، مجلس 14; ر. ك: ديلمي، ارشاد القلوب، انتشارات شريف رضي، 1412 ه. ق، ج 2، ص 363 و علامه حلي، شرح تجريد، ص 221)

 

وی در ادامه بیان کرد: اين روايت بيانگر اين حقيقت است كه علی عليه السلام جامع صفات پيغمبران اولوالعزم است. از اين رو، در روايت طولانی ديگری از صعصعة بن صوحان می‌ خوانيم كه خود حضرت نيز به اين حقيقت اشاره نموده است:

«اگرچه تمجيد و تجليل از خويشتن زشت است، لكن از باب اظهار نعمت الهی می ‌گويم كه من بر موسی و عيسی و ابراهيم و آدم و نوح و سليمان و... برتری دارم.» (سيد نعمت الله جزائري، انوار النعمانية، شركت چاپ تبريز، ج 1، ص 27)

/270/260/20/

ي, 02/12/1400 - 15:49