استاد سید جواد حسینی مطرح کرد؛

جامعیت اوصاف امیر مؤمنان علی علیه السلام «قسمت دوم»

استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «جامعیت اوصاف امیرالمؤمنین علی علیه السلام» پرداخت.

 

بيان مدعی

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای این قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: ادعای ما اين است كه علی عليه السلام هم شجاع است و هم گاهی به شدت اظهار ترس می‌ كند، هم سخاوتند است و هم بخيل و....

 

1. شجاعت و ترس امیرالمؤمنین علیه السلام

وی افزود: اما شجاعت آن حضرت جای هيچ ترديدی نيست؛ بلكه شهره و آوازه جهانی دارد: در جنگ بدر اين علی عليه السلام است كه بعد از كشتن شجاعانی چون وليد و شيبه و عاص و حنظله، زمينه پيروزی را فراهم می ‌كند.

 

استاد حسینی اضافه نمود: در جنگ احد آن كسی كه تا پای جان مقاومت كرد و مدال «لافتی الا علي، و لاسيف الا ذوالفقار» (پژوهشی عميق پيرامون زندگی علی عليه السلام، جعفر سبحاني، جهان آرا چاپ اول، ص 127) از خداوند دريافت نمود، علی بود. در حالی كه عمر و ابوبكر فرار كردند و پيامبر صلی الله عليه و آله را تنها گذاردند.

 

وی خاطرنشان کرد: در جنگ خندق اين علی است كه ندای «هل من مبارز» عمرو بن عبدود را جواب داد و به جنگ او رفت و اين چنين، تمام ايمان در مقابل تمام كفر قرار گرفت: «برز الايمان كله الی الشرك كله» (همان، ص 139 و 133؛ ر. ك: جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج 2، ص 136)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: افزون بر اين ضربت او كه باعث كشته شدن عمرو می ‌شود، از عبادت جن و انس برتر دانسته می ‌شود كه: «ضربة علی عليه السلام فی يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين.» (همان، ص 249)

 

وی افزود: در جنگ خيبر بعد از هشت روز محاصره دژ قموص و فرار كسانی چون ابوبكر و عمر، علی عليه السلام درِ خيبر را كَند ; بابی كه حتی هشت نفر نتوانستند آن را از جا تكان دهند و خود فرمود: به خدا قسم در خيبر را با قدرت جسمانی نكندم؛ بلكه با قدرت رحمانی كندم.‌ «والله ما قلقت باب خيبر بقوة جسمانية بل بقوة رحمانية» (رسولی محلاتي، زندگانی اميرالمؤمنين، ص 131 – 130)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: بيان موارد شجاعت امام علی عليه السلام از حوصله اين گفتگو خارج است و در شجاعت او همين بس كه پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله فرمود: به خدا قسم علی عليه السلام يك لشكر است [در جنگيدن] در راه خدا. «والله انه جيش فی سبيل الله» (محمدی ری شهري، شهادت، ص 7)

 

وی اضافه نمود: همچنين خود آن حضرت فرمود: به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من پشت به پشت يكديگر بدهند، از آن روی بر نتابم. ‌«والله لو تظاهرت العرب علی قتالی لما وليت عنها... » (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، ص 554، نامه 45)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله می ‌فرمود: «يا علي! اگر تمام شرق و غرب عالم به جنگ تو آيند، توان جنگيدن با همه آنان را داری.‌» (سفينة البحار، ج 1، ص 690)

 

وی افزود: ولی همين علی عليه السلام كه اسدالله الغالب است، گاهی آن چنان می ‌لرزد و می ‌ترسد و اظهار خوف و ترس می ‌كند كه انسان خيال می ‌كند در وجود او از شجاعت هيچ خبری نيست.

 

استاد حسینی در همین راستا اضافه نمود: ضرار بن ضمرة در حضور معاويه درباره علی عليه السلام چنين گفت: پس خدا را شاهد می ‌گيرم كه او را در بعضی از جايگاه هايش ديدم. در وقتی كه شب پرده ‌های تاريكی اش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالی كه در محرابش ايستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته بود و مانند انسان مار گزيده به خود می ‌پيچيد و چون انسان غمديده گريه می ‌كرد... [گويا هنوز آواز او را در گوش جان دارم كه می ‌فرمود:] آه آه از كمی توشه، طولانی بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جايگاه ورود.‌ «... فاشهد بالله لقد رايته فی بعض مواقفه و قد ارحی الليل سدوله و غارت نجومه و هو قائم فی محرابه قابض علی لحيته يتململ تململ السليم و يبكی بكاء الحزين... آه آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشة الطريق و عظيم المورد» (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار (بيروت، داراحياء التراث العربي)، ج 41، ص 21، ذيل روايت 28)

پس آنگاه اشك معاويه جاری شد و با آستينش آن را پاك كرد و ديگران هم اشك ريختند. سپس معاويه گفت: آری ابوالحسن چنين بود.

 بعد گفت: ‌ای ضرار! چگونه در فراق علی عليه السلام صبر می‌ كني؟

گفت: مانند كسی كه فرزندش را بر روی سينه اش قربانی نموده باشد... كه اشكش تمام نمی‌ شود و حسرتش پايان نمی ‌يابد.

 و با همان حال گريه، از نزد معاويه بيرون آمد.

معاويه گفت: اگر بميرم شما چنين ثنا نمی ‌گوييد. شخصی گفت: رفيق به اندازه رفيقش است. (همان)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: به دعای كميل علی بنگريد، جز گريه و زاری و ترس و لرز در آن نمی‌ بينيد: ای آقای من! پس چگونه خواهد بود حال من در حالی كه من بنده ضعيف، خوار، ناچيز، مستمند و بيچاره تو هستم. «ياسيدی فكيف لی و انا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين‌» (مفاتيح الجنان، دعای كميل، ص 107)

 

وی افزود: همچنين به دعای صباح آن حضرت كه سر تا پا اظهار عجز و ناتوانی و بی ‌چيزی است بنگريد كه می‌ گويد: خدايا! من در خانه رحمت تو را با دست اميدواری می ‌كوبم، و به سوی تو فرار می‌ كنم در حالی كه از بی‌ حدی هواهايم به تو پناه می‌ برم.‌ «الهی قرعت باب رحمتك بيد رجائی و هربت اليك لاجئا من فرط اهوائي» (همان، ص 99)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شبيه همين مضمون را در ابتدای مناجات شعبانيه داريم. آنجا كه به درگاه الهی عرض می ‌كند: به سوی تو فرار كردم و درمقابل تو ايستادم.‌ «فقد هربت اليك و وقفت بين يديك » (همان، ص 259)

 

وی اضافه نمود: در مناجات مسجد كوفه، حضرتش سراسر پناه بردن به خداوند، و اظهار ضعف و ناتوانی را عرضه می ‌دارد: ‌ای مولای من! ‌ای مولای من! تو توانمندی و من ناتوان، و آيا ناتوان را جز قدرتمند ترحم می ‌كند؟ «مولای يا مولای انت القوی و انا الضعيف و هل يرحم الضعيف االاالقوي‌» (همان، ص 657، مناجاب اميرالمؤمنين در مسجد كوفه)

 

نيمه شب زمزمه ‌ای هست بلند

كه مرا می‌ گسلد بند از بند

هست جانسوزتر از ناله نی

كرده صدناله به يك زمزمه طی

چه روان بخش صدايی دارد

سوز عشق است و نوايی دارد

بس كه با شور و نوا دمساز است

به سماوات طنين انداز است

آسمان ها همه با آن عظمت

رفته زين حال فرو در حيرت

دشت و صحرا همه در بهت و سكوت

كه بلند است نوای ملكوت

اين نوای ابديت از كيست

شايد آهنگ مناجات علی است

نيمه شب خلوت رازی دارد

با خدا راز و نيازی دارد

 (اشك شفق، ص 182)

 

 

2. سخاوت و بخل بی نهایت امیرالمؤمنین علیه السلام:

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: سخاوت حضرت بر هيچ كس پوشيده نيست. اوست كه در حال ركوع انگشتری خويش را به فقير می ‌دهد و غذای سه شبانه روز خود و اهل و عيالش را در حالی كه روزه دارند، تقديم مسكين و يتيم و اسير می ‌كند. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيرا» (انسان: 8)

 

وی افزود: اوست كه بعد از حفر قنوات و رسيدن به آب، بلافاصله آن را در راه خدا وقف می‌ كند; اوست كه در راه خدا شبانه و مخفيانه انفاق می ‌كند. «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون» (بقره: 274)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اوست كه ارثی از خود به جای نگذاشت؛ اوست كه بيت المال را جارو می‌ كرد و جای آن نماز می ‌خواند.

اوست كه شمشيرش را در حال جنگ بعد از تقاضای دشمن به او بخشيد.

اوست كه انار تهيه شده برای زهرا عليها السلام را به فقير می‌ بخشيد و....

معاويه درمورد سخاوت آن حضرت گفت: «اگر علی دو مخزن از طلا و كاه داشته باشد، اول طلا را در راه خدا می ‌دهد، آنگاه كاه را.‌» (ر. ك: علی از ديدگاه ابن ابی الحديد، ترجمه علی دوانی)

 

وی اضافه نمود: اما همين علی سخاوتمند، گاهی آن چنان بخل می ‌ورزد كه انسان فكر می ‌كند در مرام او اصلا سخاوت راه ندارد.

 

استاد سید جواد حسینی در ادامه به بیان نمونه هایی از امیر مؤمنان علی علیه السلام در این زمینه پرداخت:

الف) آن حضرت می ‌فرمايد: به خدا سوگند اگر بيت المال [تاراج شده را هر كجا كه] بيابم [به صاحبان اصلی آن] باز می‌ گردانم، گرچه با آن ازدواج كرده يا كنيزانی خريده باشند. «والله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملك به الاماء لرددته»(نهج البلاغه، محمد دشتي، خطبه 15، ص 58)

 

 ب) وقتی عقيل، برادرش، كه نابينا و نيازمند بود، نزد حضرت آمده و سهم بيشتری از بيت المال درخواست نمود، آن حضرت آهن داغ شده را به دست او نزديك كرد كه از حرارت آن فرياد عقيل بلند شد.

آنگاه حضرت فرمود: «مادرت به عزايت نشيند! از آزاری ناله می‌زنی و من از آتش سوزان ناله نزنم.» (بحار الانوار، ج 41، ص 115 – 114)

 

3. رأفت و قاطعیت امیرالمؤمنین علیه السلام:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علی عليه السلام هم رئوف و مهربان و دلسوز است، هم گاهی ازخود قاطعيت و صلابت نشان می‌ دهد.

 

وی افزود: از رحم علی است كه می ‌فرمايد: به خاطر خلخالی كه از پای زن يهوديه برده شده، اگر كسی از غصه بميرد، جا دارد؛ از دل رحمی علی است كه مشك آب زن خسته را بر دوش می‌ كشد، با اينكه به تقسيم امروزی بر پنجاه كشور حكومت می‌ كرد (از ليبی تا داغستان شوروي) (زندگی اميرالمؤمنين، سيد محمد شيرازي، ص 34)

از رأفت علی است كه شب به يتيمان و فقرا سركشی می‌ كرد.

از مهربانی علی است كه كنار پيرمرد نابينای خرابه نشين می‌نشيند و می ‌گويد: «فقيری كنار فقيری نشسته و مسكينی كنار مسكينی.‌» (دستغيب شيرازي، معارفی از قرآن، ص 231) و صدها مورد ديگر.

 

استاد حسینی خاطرنشان کرد: ولی همين علی عليه السلام گاهی خيلی بی‌ رحمانه عمل می ‌كند؛ در جنگ نهروان چهارهزار نفر از خوارج را به قتل می ‌رساند و می ‌فرمايد: من چشم فتنه را در آوردم. «فانا فقات عين الفتنة... » (نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه 92) ‌

 

وی اضافه نمود: در جنگ جمل متجاوز از سی هزار نفر كشته شدند و در جنگ صفين نيز حدود ده هزار نفر از طرفين تلفات دادند، (مهدی پيشوايي، زندگی امام حسن مجتبی عليه السلام، ص 34) آيا نبايد بپرسيم كه‌ ای علی دل رحم! كجا رفته آن همه رحمت و رأفت؟!!

 

4. علم و اظهار جهل امیرالمؤمنین علیه السلام

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همين طور، علی عليه السلام كه علم اولين و آخرين را دارا بود، (نهج البلاغه فيض الاسلام، ص 1145)، گاهی اظهار نادانی می ‌كند و می ‌گويد: «تجرات بجهلی» (دعای كميل)

5. فصاحت و سکوت امیرالمؤمنین علیه السلام:

وی افزود: علی ناطق‌ ترین و فصيح‌ ترین انسان ها بود، اما بيست و پنج سال آن چنان سكوت كرد كه گويا اصلا اهل سخن نيست. (ر. ك: نهج البلاغه، خطبه 3)

 

راز جامعيت

استاد سید جواد حسینی در ادامه گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: حال بايد ديد كه راز اين تضادها در چيست؟

 

وی افزود: اوصاف متضاد اميرمؤمنان، علی عليه السلام از ايمان و معرفت عميق او، از بندگی و تسليم بی‌ چون و چرای او در مقابل خداوند سرچشمه می‌ گيرد. آنجا كه فرمان الهی بر آن است كه بايد شجاع و دلير باشد و جان در كف اخلاص نهد، علی سراپا شجاعت و دليری است، ولی آنجا كه در پيشگاه معبود خود می ‌رسد كه جايگاه خضوع و خشوع و تذلل و كوچكی است، سراپا ترس و لرز، و گريه و ناله است. آنجا كه به مال خودش می‌ رسد تمام سخاوت است، اما آنگاه كه به بيت المال می ‌رسد و مامور است طبق عدالت رفتار كند، سراپا بخل و امساك است. و همين طور، اوصاف ديگر علی عليه السلام تابع فرمان الهی است.

 

وی اضافه نمود: اينك به نمونه هايی كه نشان دهنده روح يقين، ايمان عميق و بندگی محض اوست اشاره می‌ كنيم:

 

1. قرآن ناطق و وحی مجسم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام علی عليه السلام خود فرمود: من قرآن ناطقم، من سخن خدای ناطقم، من دانش خدا وزبان خدای ناطقم.‌

«انا القران الناطق»  (سليمان قندوزی حنفي، ينابيع المودة (مؤسسة الاعلمي، چاپ اول)، ج 1، ص 214، ح 20)

«انا كلام الله الناطق»  (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 82، ص 199)

«انا علم الله... و لسان الله الناطق» (شيخ صدوق، التوحيد، مؤسسه نشر اسلامي، ص 164، ح 1)

 

 

2. شهود و ملكوت:

وی افزود: آن حضرت می‌ فرمايد: به حقيقت، من به ملكوت [جهان] بااذن پروردگار نظر كردم. پس چيزی از گذشته و آينده از من پنهان نيست.‌ «و لقد نظرت فی الملكوت باذن ربی فما غاب عنی ماكان قبلی و لاما ياتی بعدی»  (شيخ طوسي، الامالي، دارالثقافة قم، 1414 ق، ص 205، حديث 351)

 

 

3. افتخار اطاعت و بندگي:

استاد حسینی اضافه نمود: از اميرمؤمنان نقل شده است كه به درگاه خداوند عرض می ‌كرد: [در] عزت من همين بس كه بنده تو [و سراپا تسليم امر تو] باشم و اين افتخار مرا كافی است كه تو پروردگار [و مربي] من باشی. «كفی لی عزا ان اكون لك عبدا و كفی لی فخرا ان تكون لی ربا» (محمدی ری شهري، ميزان الحكمه، بيروت، ج 5، ص 1959)

 

وی خاطرنشان کرد: برخی انسان ها به خاطر ترس از جهنم و يا طمع به بهشت خدا را بندگی می‌ كنند، ولی علی هم عبادت عاشقانه دارد و هم آگاهانه، از اين رو، عرض می‌ كرد: خدايا! من تو را به موجب بيم از آتشت و يا به خاطر طمع در بهشتت پرستش نكرده‌ ام ; بلكه بدان جهت تو را پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم.‌ «الهی ما عبدتك خوفا من نارك و لاطمعا فی جنتك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك» (سيری در نهج البلاغه، ص 86)

و در جای ديگر فرمود: اگر [فرضا] خداوند به نافرمانی خويش وعيد نداده [و كيفری معين نكرده بود] ، سپاسگزاری نعمت هايش ايجاب می‌ كرد كه از فرمانش تمرد نشود.‌ «لو لم يتوعد الله علی معصيته لكان يجب الا يعصی شكرا لنعمه» (نهج البلاغه، محمد دشتي، ص 700، حكمت 290)

 

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: آن حضرت در ادامه پاسخ برادرش عقيل فرمود: به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانی كنم و به ناروا پوست جوی را از مورچه‌ای بگيرم، چنين نخواهم كرد.‌» آنگاه چنين فرمود: «همانا اين دنيای آلوده شما نزد من، از برگ جويده شده دهان ملخ پست‌تر است» «والله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها علی ان اعصی الله فی نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته» (همان، ص 460، خطبه 225)

 

وی افزود: شب نوزدهم وقتی حضرت اذان آخرش را گفت، از مأذنه پايين آمد و با خود اين گونه زمزمه كرد:

 

خلوا سبيل المؤمن المجاهد

فی الله لايعبد غيرالواحد

«باز كنيد راه مؤمن رزمنده در راه خدارا، كه جز [خداي] واحد نپرستيده است.‌» (ديوان علی عليه السلام، به نقل از انسان كامل (همان)، ص 48)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تمام ارزش های علي، عظمت و مقام او، و تمام اختلافات و تضادها در اوصاف او، درهمين وصف بندگی او نهفته است.

 

زبارگاه قدس حق يك نفس او كنار نيست

علی است عاشق خدا بندگی اش شعار نيست

پيش يتيم بینوا زانو زند گريه كند

لباس وصله می ‌زند اسير روزگار نيست

 

وی اضافه نمود: سوده همدانی بانوی فداكار و دلباخته و شيعه راستين علی عليه السلام، در مقابل معاويه بر علی درود فرستاد و در وصف او چنين گفت:

صلی الله علی روح تضمنها

قبر فاصبح فيه العدل مدفونا

قد حالف الحق لايبغی به بدلا

فصار بالحق والايمان مقرونا

 

«درود خدا بر روانی باد كه او را خاك برگرفت و عدل در آن مدفون گشت. باحق پيمان بسته بود كه به جای آن بدلی نگزيند; پس با حق و ايمان مقرون گشته بود.‌» (جاذبه ودافعه علي، همان، ص 96)

 

/270/260/20/

س, 02/14/1400 - 20:03