استاد سید جواد حسینی مطرح کرد؛

سیره امیر مؤمنان علیه السلام در مبارزه با فساد مالی و اقتصادی در جامعه «قسمت سوم»

استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به ادامه بحث در موضوع «سیره امیرمؤمنان علیه السلام در مبارزه با فساد مالی و اقتصادی در جامعه» پرداخت.

 

د) بر خورد شدید با متخلفان و مفسدان اقتصادی

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای سومین قسمت از گفتگو خاطرنشان کرد: مسائل اقتصادی نبض جامعه است. اگر در آن اخلال، اختلاس، فساد و احتکار راه یابد، کل جامعه را به بی ‌نظمی و فساد می ‌کشاند، پس با متخلفان این وادی با شدت تمام، البته توأم با دقت و قانونی باید برخورد شود. ما به نمونه‌ هایی از برخورد حضرت علی علیه السلام با گروه ‌های مختلف از متخلفان و اخلال‌گران اقتصادی اشاره می‏ کنیم.

 

1. مجازات اختلاس‌کنندگان

استاد سید جواد حسینی در ادامه بیان کرد: امیر مؤمنان علیه السلام در نامه ‌‌ای به یکی از فرمانداران (برخی نوشته‌ اند که این نامه به «عبدالله بن عباس» نوشته شده و جمعی دیگر مقام و شان عبدالله را والاتر از این مسائل می ‌دانند و می‌ گویند که به برادر ایشان، عبیدالله نوشته شده است. (نهج البلاغه، ص 547)) که در سال 38 یا 40 هجری دست به اختلاس زد، چنین نوشتند:

«...من تو را در امانت خود شرکت دادم، و همراز خود گرفتم و هیچ یک از افراد خاندانم برای یاری و مددکاری و امانتداری، چون تو مورد اعتمادم نبود. آن هنگام که دیدی روزگار بر پسر عمویت سخت گرفته و دشمنی به او هجوم آوده، و امانت مسلمانان تباه گردیده، و امت اختیار از دست داده، و پراکنده شدند، پیمان خود را با پسر عمویت دگرگون ساختی، و همراه با دیگرانی که از او جدا شدند، از او فاصله گرفتی و هماهنگ با دیگران دست از یاری ‌اش کشیدی، و با دیگر خیانت‌ کنندگان خیانت کردی. نه پسر عمویت را یاری کردی و نه امانت ها را رساندی. گویا تو در راه خدا جهاد نکردی و برهان روشنی از پروردگارت نداری، و گویا برای تجاوز به دنیای این مردم نیرنگ می‌ ‌زدی و هدف تو آن بود که آنها را بفریبی و غنایم و ثروت های آنان را در اختیار گیری، پس آنگاه که فرصت خیانت یافتی، شتابان حمله ‌ور شدی و با تمام توان، اموال بیت ‌المال را که سهم بیوه‌ زنان و یتیمان بود، چون گرگ گرسنه ‌ای که گوسفند زخمی یا استخوان شکسته ‌ای را می ‌رباید، به یغما بردی، و آنها را به سوی حجاز با خاطری آسوده روانه کردی، بی‌ آنکه در این کار احساس گناهی داشته باشی.... چگونه با اموال یتیمان و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، کنیزانی می ‌خری و با زنان ازدواج می‌ کنی؟ که خدا این اموال را به آنان وا گذاشته، و این شهرها را به دست ایشان امن فرموده است: «فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَى‏ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ‏ أَمْوَالَهُمْ‏ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْكَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَى اللَّهِ فِيكَ وَ لَأَضْرِبَنَّكَ بِسَيْفِي الَّذِي مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّار» (همان، نامه 41، صص 546-548) پس از خدا بترس و اموال آنان را بازگردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفر خواهم کرد که نزد خدا عذرخواه من باشد، و با شمشیری تو را می‌زنم که به هر کس زدم، وارد دوزخ گردید.»

 

وی در ادامه بیان کرد: قاطعیت از این بالاتر؟! مسئولین با اختلاس ‌گران چنین برخوردی داشته باشند تا بقیة مردم دست به خیانت نزنند.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: همچنین حضرت در نامة شدید اللحنی «اشعث بن قیس» والی آذربایجان که در زمان عثمان منصوب شده بود و صد هزار درهم از بیت‌المال برداشت نموده بود، احضار می‌ کند و می ‌فرماید:

«اگر این مبلغ را به بیت ‌المال بازنگردانی، گردنت را با شمشیر خواهم زد. سرانجام پول به بیت المال بازگشت.» (دعائم الاسلام، ج 1، ص 396)

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: امیرالمؤمنین علیه السلام نامه‌ های تندی به این افراد می نویسد:

الف: زیاد بن ابیه (نهج البلاغه، نامه 30 و حکمت 476) (جانشین و قائم مقام عبدالله بن عباس در فارس)

ب: شریح بن حارث (همان، نامه 3) (قاضی شهر کوفه)

ج: عثمان بن حُنیف انصاری (همان، نامه 45) (عامل حضرت در بصره)

د: قدام بن عجلان (أنساب الأشراف، بلاذرى، دار الفكر، بيروت، 1417ق، ج 2، ص 388) (عامل حضرت در کشکر؛ بین کوفه و بصره)

ه: مصقلَة بن هُبَیرَه شیبانی (نهج البلاغه، خطبه 44) (والی اردشیر خره)

و: ابن جارود عبدی (همان، نامه 71) (عامل حضرت در اصطخر، یکی از شهرهای قدیمی فارس و معرّب استخر)

 

وی افزود: این نامه ها نشان دهندة حساسیت شدید حضرت امیر علیه السلام نسبت به بیت المال و برخورد با اختلاس‌ گران بوده است.

 

2. مجازات شدید رشوه‌خواران

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: زمانی که «علی بن هَرَمه»، بازرس بازار اهواز، از بازاریان رشوه گرفته بود، حضرت نامه ‌ای به «رفاعه بن شداد»، قاضی منصوب خود در اهواز فرستاد و فرمود:

«وقتی نامه ‌ام به تو رسید، ابن هرمه را برکنار و زندانی کن و حکم مرا به مردم و کارگزارانت اعلان نما و [بدان که] هرگونه غفلت و تفریطی موجب هلاکت نزد خداوند خواهد شد.» (بحار الانوار، محمدباقر مجلسی، داراحیاء التراث، بیروت، 1404ق، ج 41، ص 119، ح 27)

 

وی در ادامه بیان کرد: حضرت در این نامه کیفیت برخورد با ناظر رشوه‌ خوار را این ‌گونه بیان می‌ دارد: «پس چون روز جمعه فرا رسد، او را از زندان بیرون بیاور و سی و پنج ضربه شلاق بزن و در بازارها بگردان. هر کسی علیه او مدعی شد و شاهد آورد، خود و شاهدش را سوگند بده، آنگاه از محل دارایی‌ های او (ابن هرمه) مقدار شهادت داده شده را به مدعی بپرداز، سپس او را با خواری و زشتی به زندان بازگردان و پاهایش را ببند و در وقت نماز باز کن. بین او و کسی که برایش خوراک، نوشیدنی، پوشاک یا زیراندازی بیاورد، حایل مشو و نگذار کسی که به او خصومت و کینه می‌آموزد و امید آزادی به او می ‌دهد، بر او وارد شود. اگر بر تو ثابت شد که کسی چیزی به او یاد داده که به ضرر مسلمانان است، او را با تازیانه بزن و زندانی‏اش کن تا توبه کند و دستور بده زندانیان شب هنگام به حیاط زندان درآیند تا تفریح کنند، جز ابن‌هرمه، مگر آنکه بترسی بمیرد که در این صورت با زندانیان به حیاط بیاورش. چون در او توان دیدی، پس از سی روز، سی و پنج ضربه شلاق دیگر، غیر از سی و پنج ضربة اول بر او بزن، و آنچه در بازار انجام دادی و اینکه چه کسی را بعد از آن خائن برگزیده‌ ای، برایم بنویس و جیره و روزی خائن را قطع کن.»

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: اگر براستی با رشوه‌ خواران چنین برخوردی می ‌شد، این همه رشوه‌ خواری رواج پیدا می ‌کرد؟ اگر به سیرة امام علی علیه السلام در این حکومت که به نام حکومت اسلامی شیعی است، عمل نشود، چگونه می‏ توان انتظار داشت که اعتقاد مردم به اسلام و نظام پابرجا بماند و متزلزل نشود؟ اصلی ‌ترین مشکل کشور ما، قاطع عمل نکردن در برابر دانه درشت ها است.

 

3. کیفرمحتکران و گران فروشان

استاد حسینی خاطرنشان کرد: در وضعیت فعلی کشور، یکی از مشکلات جدی کشور «احتکار» است. از احتکار ماشین گرفته تا موبایل، اجناس برقی، پوشک بچه، مواد غذایی و... تا هر روز بر قیمتها افزوده شود و چنان که می‌ بینیم، خرید اجناس برای فقرا کمرشکن شده است؛ اما چرا با محتکران جدّی برخورد نمی‌ شود؟

 

وی افزود: حضرت امیر علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر، ضمن تأکید بر نقش مهم بازرگانان و صنعت ‌گران، آنان را مایة منفعت و پدید آمدن وسایل آسایش می ‌داند و سود حاصل از تلاش آنان را موجب برپایی بازارها بر می‌ شمرد و دربارة محتکران می ‏فرماید:

«...و با این همه بدان که میان بازرگانان بسیارند کسانی که معاملة بد دارند؛ بخیلند و به دنبال احتکار، فقط به سود خویش می‌ کوشند و کالا را به هر قیمتی که می ‌خواهند، می ‌فروشند و این سودجویی و گران‏ فروشی زیانی است بر همگان و عیب است بر والیان، پس جداً از احتکار باید جلوگیری کنی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن جلوگیری نمود.

و باید خرید و فروش، آسان و با میزان عدل انجام پذیرد، با نرخهای رایج بازار، نه به زیان فروشنده و نه خریدار! و آن کسی که پس از تو دست به احتکار زند، او را کیفر ده و عبرت دیگران گردان و (البته) در کیفر او اسراف مکن (و از حد مگذران).» (نهج البلاغه، نامه 53)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همچنین حضرت در نامه ‌ای به «رفاعه بن شداد» فرمود:

«...از احتکار نهی کن، پس هر کسی مرتکب آن شد، تنبیه بدنی و با آشکار ساختن آنچه که احتکار کرده است، او را مجازات کن.» (دعائم الاسلام، ج 2، ص 36، ح 81؛ مستدرک الوسائل، میرزا حسین بن محمد نوری، نشر آل ‌البیت علیهم السلام، بیروت، ۱۴۰۸ق، ج 13، ص 277، ح 15346)

 

وی اضافه نمود: در مجازات محتکر دو نکتة مهم وجود دارد که متأسفانه در این زمان کمتر مشاهده می ‌شود که اجرا شود:

یک: تنبیه بدنی، واقعیت این است که همة مجرمان جانشان را دوست دارند و اگر تنبیه بدنی کاملاً اجرا شود، به شدت از احتکار جلوگیری می‌ کند.

دو: رسوا کردن محتکر است تا موقعیت خود را بین مردم از دست بدهد.

 

کلام از کتب اهل سنت

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: افزون بر این تأکیدات، به گواهی برخی روایات که از طرف اهل ‌سنت نقل شده است، امام شخصاً با احتکار برخورد می ‌کرد.

 

وی افزود: حضرت غلّه ‌ای را که صد هزار درهم قیمت داشت و احتکار شده بود، سوزاند (المحلی بالآثار، ابن حزم اندلسی، دارمکتب العلمیّه، بیروت، 1408ق، ج 7، ص 573، ح 1568)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هنگام گذر بر شط فرات با انبار غلّة یکی از تجار که آن را برای هنگام گرانی احتکار کرده بود، برخورد نمود و دستور داد که آن را بسوزانند. (کنز العمال، متقی هندی، مؤسسه الرسالة، بیروت، ج 4، ص 172، ح 10070)

 

وی اضافه نمود: عبدالرحمن بن قیس حُبَیش نقل می ‌کند: امام علی علیه السلام محصولاتی که من در سواد (اطراف کوفه) احتکار کرده بودم، سوزاند و اگر نمی‌ سوزاند، به مقدار محصول کوفه سود می ‌بردم. (المحلی بالآثار، ج 7، ص 573، ح 1568)

 

استاد حسینی خاطرنشان کرد:هرچند این روایات از طریق اهل‌سنت نقل شده است، با فرض صحت، نشان می‏ دهد که حضرت خواسته با این اقدام قاطع، ریشة احتکار را بسوزاند و دیگران اندیشة احتکار را در سر نپرورانند و مایة عبرت برای دیگران شود.

 

وی افزود: همچنین حضرت به فردی که متاعش را بالاتر از قیمت متعارف عرضه می‌ کرد، فرمود: «آن ‌گونه که مردم می‌ فروشند، بفروش؛ وگرنه از بازار بیرون برو. مگر اینکه کالایت مرغوب ‌تر از کالای دیگران باشد که در بازار موجود است.» (دعائم الاسلام، ج 2، ص 36، ح 81)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همچنین کسی که کم فروشی و یا غشّ در معامله می ‌کرد، تازیانه می ‌زد. (همان، ج 2، ص 538، ح 1913)

 

4. مجازات کارگزارن متخلف

استاد حسینی خاطرنشان کرد: امام به شدت بر رفتار کارگزاران خود نظارت می‌ کرد و برای این کار جاسوسانی را چون «کعب بن مالک» گمارده بود. در عهدنامة‌ مالک اشتر چنین آمده است:

«در اعمال کارگزاران خود کاوش نما و جاسوسانی از مردم راستگو و وفادار به خود بر آن بگمار؛ زیرا مراقبت نهایی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در رعیت وا می ‏دارد و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت آلوده نکنند. هرگاه یکی از ایشان دست به خیانت گشود و اخبار جاسوسان نزد تو به خیانت او گرد آمد، همه بدان گواهی دادند، همین خبرها تو را بس است. باید به سبب خیانتی که کرده، تنش را به تنبیه بیازاری و از کاری که کرده است، بازخواست نمایی، سپس خوار و ذلیلش سازی و مهر خیانت بر او بزن و ننگ رسوایی را بر گردنش آویزان کن!» (نهج البلاغه، نامه 53)

 

وی افزود: این نامه نشان می ‌دهد که خیانت ‌کاران اداری هم باید تنبیه بدنی شوند و هم نزد مردم معرفی گردند تا دیگر به او اعتماد نکنند.

 

5. برگرداندن  اموال غارت شده به بیت‌المال

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حضرت نه تنها در زمان حکومتش با اخلال ‌گران اقتصادی زمان خود برخورد می ‏کرد؛ بلکه به تخلف هایی که در زمان خلفا انجام گرفته بود نیز رسیدگی می‌ کرد و اموال به غارت رفته از بیت‌المال را به محلش بر می‏ گرداند.

 

وی افزود:حضرت دو روز پس از بیعت مردم با ایشان، خطبه‌ ای خواندند که در آن تصمیم خود را برای استرداد بیت‌ المال، به مردم اعلام کردند:

«همانا هر زمینی [از زمین های بیت المال] را که عثمان بخشیده و هر مالی از اموال خدا را که به افراد داده است، به بیت المال بر می‌ گردد؛ زیرا حق پیشین را چیزی باطل نمی‌ کند. اگر چیزی را که عثمان بخشیده، مهریة زنان کرده و در شهرها پراکنده ساخته باشند، به جای خود باز خواهم گرداند؛ زیرا در دادگری گشایش است و آنکه از دادگری به تنگ آید، از ستمی که بر او می ‌رود، بیشتر به تنگ می ‏آید.» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 269)

 

استاد حسینی خاطرنشان کرد: سپس حضرت علیه السلام فرمان داد تمام سلاح ها و شتران صدقه و زکات را که در خانة عثمان بود، به بیت المال برگردانند و از تصرف در داریی‌ های عثمان بپرهیزند و هرجا به بیت المال برخوردند که جزء بخشش های عثمان بود، آن را برگردانند. (همان، ج 1، ص 270)

 

وی اضافه نمود: با این همه ذخایری که از سیرة امام علی علیه السلام دربارة برخورد با بازاریان و اخلال‏ گران و مفسدان اقتصادی داریم، جای هیچ تأملی نیست که مسئولان دولتی در این بحران اقتصادی پیش آمده که نظام و انقلاب را تهدید می ‌کند، باید با مفسدان و اخلال‌گران قاطعانه برخورد نمایند، همان ‌گونه که حضرت علی علیه السلام برخورد می‏ فرمود.

لینک قسمت قبلی مصاحبه: https://www.neshasteasatid.com/node/6340/

/270/260/20/

ش, 02/18/1400 - 22:00