استاد حسینی مطرح کرد؛

برخی از ابعاد شخصیت والای امیر مؤمنان علی علیه السلام

«پروردگار به برادرم علی فضائلی مرحمت کرده که شماره ندارد و هر کس یکی از این فضائل را بگوید (به شرطی که خودش هم اقرار داشته باشد نه اینکه در کتاب بنویسد، ولی به امامت دیگران معتقد باشد) خودش هم قبول داشته باشد و اقرار داشته باشد، در این حالت یکی از فضائل حضرت را بیان کند، خدای متعال همه گناهان او را می آمرزد؛ اگر فضیلتی از فضائل او را بنویسد، تا زمانی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار می کنند؛ اگر فضیلت او را بخواند، خدا گناهانی را که به چشم انجام داده است می بخشد؛ اگر فضیلتی از فضائل او را بشنود ، خدا گناهانی را که با گوش انجام داده است می آمرزد.

 

 

استاد سید جواد حسینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ابعاد گوناگون شخصیت والای امیر مؤمنان علیه السلام» پرداخت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: شخصیت والای امیر مؤمنان علی علیه السلام به گونه ای است که نمی توان در گفتگویی کوتاه بگنجد؛ اگر تنها به بُعد بیان فضیلت امیر مؤمنان علیه السلام هم اکتفا کنیم، زمانی طولانی را می طلبد؛ مقاله ای دارم به نام «فضایل علی علیه السلام از زبان پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم در منابع اهل سنت» که به گوشه ای از فضایل حضرت علیه السلام اشاره می کند؛ و آن شاعر خوش ذوق، چه بیت زیبایی سروده است که گفت:

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنم  سرِ انگشت و صفحه بشمارم

 

حدیث اول:

وی افزود: این حدیث به نقل از کتاب مناقب خوارزمی بیان شده است: «مِنْ مَنَاقِبِ اَلْخُوَارِزْمِيِّ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَوْ أَنَّ اَلرِّيَاضَ أَقْلاَمٌ وَ اَلْبَحْرَ مِدَادٌ وَ اَلْجِنَّ حُسَّابٌ وَ اَلْإِنْسَ كُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ» (کشف الغمة في معرفة الأئمة؛  جلد ۱،  صفحه ۱۱۱، عنوان باب: الجزء الأول، ذكر الإمام علي بن أبي طالب عليه أفضل السلام  في فضل مناقبه و ما أعده الله تعالى لمحبيه و ذكر غزارة علمه و كونه أقضى الأصحاب)

 

حدیث دوم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به نقل از مناقب خوارزمی بیان شده است: «و في مناقب الموفق بن أحمد الخوارزمي قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لرهط من أصحابه: إنّ الله تعالى جعل لأخي علي فضائل لا تحصى كثرة»

 

حدیث سوم:

وی اضافه نمود: خوارزمی این حدیث را از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان می کند:

«إنَّ اللهَ تبارکَ و تعالی، جعل لِأَخی عَلیِّ ابن ابی طالبٍ فضائِلَ لاتُحصَی کِثرَةً؛ وَ مَن ذَکر فَضیلةً من فضائِلِه _ مُقِرّاً بها _  غفر اللهُ تَعالی لَه ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبه و ما تَأخّر، وَ مَن کَتَبَ فَضیلةً مِن فَضائِلِه، لَم تَزَل المَلائِکَةُ نَستَقفِرُلَه ما بَقی لِتِلکَ الکِتابة رسمٌ و َمَن نَظَر اِلی الکِتابَ مِن فَضائله، غفر اللهُ تَعالی لَه الذُنوبَ الّتی اکتسبها با النَظر، وَ مَن استمعَ الی فَضیلة مِن فَضائِله، غَفَر اللهُ تَعالی لَه الذُنوبَ الّتی اکتسبها با الاستماع.

 ثُمّ قال: النظر الی علیِّ بن ابی طالب عبادة ٌو ذکرهُ عبادةٌ وَ  لا یَقبَلُ اللهُ ایمانَ عبدٍ الاّ بِولایتهِ و البَرائةِ من اعدائِهِ

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «پروردگار به برادرم علی فضائلی مرحمت کرده که شماره ندارد و هر کس یکی از این فضائل را بگوید (به شرطی که خودش هم اقرار داشته باشد نه اینکه در کتاب بنویسد، ولی به امامت دیگران معتقد باشد) خودش هم قبول داشته باشد و اقرار داشته باشد، در این حالت یکی از فضائل حضرت را بیان کند، خدای متعال همه گناهان او را می آمرزد؛ اگر فضیلتی از فضائل او را بنویسد، تا زمانی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار می کنند؛ اگر فضیلت او را بخواند، خدا گناهانی را که به چشم انجام داده است می بخشد؛ اگر فضیلتی از فضائل او را بشنود ، خدا گناهانی را که با گوش انجام داده است می آمرزد.

سپس پیغمبر خدا فرمودند: نگاه به صورت علی عبادت است و یاد امیر المؤمنین عبادت است و خدا ایمان هیچ بنده ای را قبول نمی کند، مگر به ولایت علی و بیزاری از دشمنش»

 

حدیث چهارم:

استاد حسینی خاطرنشان کرد: بیهقی که یکی از دانشمندان اهل سنت است، روایتی را بیان می کند که نشان می دهد امیرالمؤمنین علیه السلام بر پیامبران گذشته علیهم السلام برتری دارد.

«من اراد ان ينظر الي نوح في عزمه، والي آدم في علمه، والي ابراهيم في حلمه، والي موسي في فطنته، والي عيسي في زهده فلينظر الي علي بن ابيطالب علیه السلام» «هر كه مي خواهد نوح را در عزمش ببيند، هركه مي خواهد آدم را در علمش ببيند، هر كه مي خواهد موسي را در زكاوتش ببيند، هر كه مي خواهد عيسي را در زهدش ببيند، پس به علي بن ابيطالب نظر كند»

 

من که آتش شده ام، به، که تو دریا داری

بی سبب نیست که در ساحل من جا داری

ماه کامل شده ای چشمِ حسودانت کور

آن چه خوبان همه دارند تو یکجا داری

 

حدیث پنجم و ششم:

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حدیث نبوی است که می فرماید:

«من احبّ علیا فقط احبّنی»،

«یا علیّ محبّک محبّی و مبغضک مبغضی»

 

حدیث هفتم:

استاد حسینی خاطرنشان کرد: این روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل گردیده است: همانا خداوند متعال من را به محبت چهار نفر از اصحابم امر کرده است؛ و به من خبر داده است به اینکه قطعا آن چهار نفر را دوست دارد.

عرض کردیم: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟

فرمود: آگاه باشید که علی علیه السلام از آن چهار تن است؛ سپس سکوت کرد؛ سپس فرمود: آگاه باشید که علی از آن چهار تن است؛ سپس سکوت کرد.

«عن ابن بريدة، عن أبيه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: ان الله عزوجل أمرني بحب أربعة من أصحابي، و أخبرني أنه يحبهم. قلنا: يا رسول الله من هم؟ فكلمنا يحب ان يكون منهم؛ فقال: ألا إن عليا منهم، ثم سكت، ثم قال: ألاان عليّا منهم، ثم سكت» (المناقب الخوارزمي، ص: 56)

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: محبت آقا رسول الله به امیرالمؤمنین به خاطر یک ریشه نسبی صرف نیست؛ به این علت نیست که داماد و پسرعموی ایشان است؛ بلکه ریشه های مختلف دارد. یکی از ریشه های محبت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السام، علم حضرت امیر بوده است؛ چنان که حضرت صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «انا مدینة العلم و علیّ بابها»؛ و همین طور شجاعت و عبادت و لیاقتی که امیرالمؤمنین علیه السلام دارا بودند، همه اینها باعث شد که آقا رسول الله به ایشان محبت داشته باشند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: می توان گفت اگر اجازه می دادند که امیرالمؤمنین و سایر اهل بیت علیهم السلام امامت و حکومت می کردند، بشریت به آن آرمان شهری که در پی آن بود، می رسید.

 

 

وی افزود: خداوند آقای دشتی را رحمت کند، کتابی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها دارد به نام «فرهنگ سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها» که در آن مجموعه سخنان حضرت را جمع آوری کرده است؛ حضرت زهرا سلام الله علیها در یکی از خطبه ها می فرماید: به خدا قسم اگر می گذاشتند که امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندانش خلافت می کردند، دو نفر در جهان با هم اختلاف پیدا نمی کرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: شما اکنون اختلافاتی که در جهان اسلام است را می بینید، از چندین مذاهب فقهی، مذاهب کلامی و مذاهب اخلاقی، فرقه های تصوف و عرفانی، چه در اهل سنت و چه در تشیع، همه، حاکی از اختلافات فراوان در میان مسلمان ها است؛ به خاطر اینکه امامت در جای خودش قرار نگرفته است.

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: اصلی ترین ویژگی حکومت علوی، عدالت بوده است؛ تا آنجا که «قُتل علیّ علیه السلام لشدة عدله»؛ عدالتی که امیرالمؤمنین علیه السلام در همه جنبه ها آن را پیاده کردند.

 

وی اضافه نمود: در منابع معتبر وارد شده است که خلیفه دوم بین عرب و عجم، تبعیض قائل بود؛ به عنوان مثال به تنها نیمی از سهمی که به عرب ها از بیت المال اختصاص می داند، به عجم ها می دادند.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی از حبّ و بغض ها را هم در سهمیه بیت المال دخالت می داد؛ به عنوان مثال، قنفذ بعد از قضیه اهانت به زهرا سلام الله علیها سهمیه بیشتر از بیت المال داشت.

 

وی افزود: نگاه تبعیضانه در زمان عثمان شدت یافت و باید گفت که بیت المال تاراج شد. امیرالمؤمنین علیه السلام در بخشی از خطبه شقشقیه می فرماید: «تا آنکه سومی به خلافت رسید، دو پهلویش از پرخوری باد کرده، همواره بین آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود، و خویشاوندان پدری او از بنی امیه به پا خاستند و همراه او بیت المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه ای که به جان گیاه بهاری بیفتد. عثمان آتقدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت، و شکم بارگی او نابودش ساخت.

«... قام ثالث القوم نافجا حضنيه‏ بين نثيله و معتلفه  و قام معه بنو أبيه يخضمون مال الله- [خضم‏] خضمة الإبل نبتة الربيع‏ إلى أن انتكث‏ عليه فتله و أجهز عليه عمله و كبت‏ به بطنته‏»

 

استاد سید جواد حسینی خاطرنشان کرد: این امیر مؤمنان علیه السلام است که وقتی بر منیر خلافت می نشیند، می فرماید: به خدا قسم اگر آن املاك را بيابم، به مسلمين بر مى گردانم؛ گر چه مهريه زنان شده باشد، يا با آن كنيزها خريده باشند؛ زيرا گشايش امور با عدالت است، كسى كه عدالت او را در مضيقه اندازد، ظلم و ستم مضيقه بيشترى براى او ايجاد مى ‏كند.

«وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإِنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ»

 

وی تصریح کرد: حضرت امیر علیه السلام، نسبت به نزدیک ترین افرادش هم عدالت را اجرا می کند. در روایات آمده على بن ابى رافع که در بیت المال امیر المؤمنین علیه السلام خدمت مى ‏کرد، گفت: دختر آن حضرت یک گردنبند مروارید در روزهاى عید قربان به امانت تضمین شده از من گرفت که پس از سه روز آن را بازگرداند.

 امیرالمؤمنین علیه السلام آن را بر گردن وى دید، برداشت و به من فرمود: «در مال مسلمانان خیانت مى‏ کنى؟»

داستان را براى او نقل کردم و گفتم که من آن را از مال خود تضمین کرده‏ ام.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: همین امروز آن را باز گردان و اگر بار دیگر چنین کنى، به کیفر من گرفتار خواهى شد.

 سپس فرمود: اگر دخترم این گردنبند را جز به صورت امانت تضمین شده گرفته بود، نخستین زن، از بنى هاشم مى ‏بود که دستش به جرم سرقت بریده مى ‏شد. (حکیمى، محمد رضا و محمد و علی، الحیاه، آرام، احمد، ج ‏۲، ص ۴۱۱ و ۴۱۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، ۱۳۸۰ ش‏؛ شیخ طوسى، تهذیب ‏الأحکام، ج ۱۰ ص ۱۵۱، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج ۲، ص ۱۰۸، مؤسسه انتشارات علامه قم، ۱۳۷۹ هـ ق.)

 

استاد حسینی خاطرنشان کرد: عدالت در حکومت علوی، نقش محوری را ایفا می کند. کمترین خیانت به بیت المال را با شدت فراوان برخورد می کردند. دستورات اسلام را مو به مو اجرا می کردند. مسأله قومیت و نژاد و بستگان و ... در رفتار ایشان اثر نداشت. حضرت علیه السلام، معاویه را لایق نمی دانست که والی شام باشد؛ برخی از افراد می گفتند: بگذارید که والی باشد و با او مسامحه کنید؛ اما حضرت علیه السلام موافقت نمی کردند.

 

وی تصریح کرد: از اصلی ترین ویژگی حکومت علوی عدالت ایشان بود؛ البته در کنار این ویژگی، مهربانی حضرت را هم شاهدیم. یک حاکم، با آن عظمتش در اوج عدالت، اوج شجاعت و در اوج رحمت است.

 

این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: عظمت علی به آن است که دارای صفات متضاد است؛ آن مرد شجاع، در جایی دیگر ترسو است؛ آن مرد، در میدان جنگ، شجاع است؛ اما در عبادت، می ترسد؛ این علی در جایی، ده ها و صدها و بیشتر را در میدان جنگ می کُشد، اما در جای دیگر نسبت به فقرا مهربان و رؤوف است؛ در جای خودش سخاوت دارد؛ اگر مالِ شخصی دارد، هر چه دارد را می بخشد؛ اما وقتی صحبت از بیت المال است، حتی در مقابل برادر نیز ذره ای رحم ندارد. در مقابل درخواست او برای سهم بیشتر از بیت المال، میل داغ را نزدیک دست این برادر نابینا می برد. می فرماید: «ثكلتك الثواكل يا عقيل أ تئن من حديدة أحماها إنسانها للعبه و تجرني إلى نار سجرها جبارها لغضبه أ تئن من الأذى و لا أئن من لظى‏» (نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ ص 347)

 

 

/270/260/20/

 

ش, 04/26/1400 - 17:39