استاد روح الله نمازی از اساتید حوزه علمیه قم، در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به پاسخ یکی از شبهه های روز، در زمینه لزوم اصل انقلاب پرداخت.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: موضوع ما اشاره ای ست به لزوم تشکیل اصل انقلاب اسلامی و فوایدی که این انقلاب بزرگ برای ما داشته است. بیش از چهل سال است که از عمر این سرو بلند قامت ما می گذرد و شاید برای برخی این سؤال باشد که چه تغییراتی به واسطه انقلاب در کشور ایجاد شده است. شاید برخی بپرسند که این انقلاب چه فوایدی در عرصه های مختلف برای مردم و کشور داشته است.
وی افزود: امام رضوان الله تعالی علیه در سال 1342 قیامی را برپا کردند؛ امام می دیدند که اسلامی بودن در آن سال ها و در آن نظام سابق، اصلا وجود نداشت. در زمان حکومت شاهان قدیم، علمایی هم بودند و در این میان، فی الجمله احکام اسلام عمل می شد؛ اما زمانی که امام رضوان الله علیه دستاوردهای نظام شاهنشاهی را دیدند، عیان مشاهده کردند که اینها دستاوردهایی نیست که بتوان روی آن حساب باز کرد.
استاد نمازی تصریح کرد: امام خمینی که رضوان خدا بر او باد، به دنبال حکومتی بود که هم مردمی باشد و هم دینی باشد. یعنی مردم آن را بخواهند و آن حکومت هم حکومتی دینی باشد. امام با زحماتی که در طی 15 سال قبل از انقلاب کشیدند و متحمل شدند، این انقلاب به ثمر رسید.
وی اضافه نمود: جالب است که با این حال، با اینکه به دنبال یک حکومت دینی مردمی بودند، اما همین امر، باعث نشد که نظرشان را بر مردم تحمیل کنند. اعلام کردند که حکومتی مردمی، جمهوری و اسلامی باشد. و با این حال آن را به رأی عمومی گذاشتند؛ اگر واقعا مردم رأی نمی دادند، تابع رأی مردم بودند؛ حتی اگر خلاف نظرشان می بود؛ اما بحمدالله مردم آمدند و رأی دادند و یک حکومت دینی، حکومت اسلامی بر پایه جمهوریت و با رأی اکثریت مردم انتخاب شد و بعد از آن، در جای جای نظام اسلامی در بعضی از مسائل، مانند انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی جمهوریت تبلور یافت. در همه این مسائل و موارد هم امام فرمودند باید جمهوریت باشد و اساس نظام ما بر پایه رأی مردم است؛ حتی درباره انتخاب خود رهبری هم این چنین است؛ چرا که مجلس خبرگان هم از منتخبین مردم است و رهبر هم به صورت غیر مستقیم، توسط مردم انتخاب می شود.
استاد روح الله نمازی خاطرنشان کرد: مردم سالاری دینی قبل از انقلاب وجود نداشت؛ اگر چه مردم در انتخاباتی شرکت داده می شدند، اما نمادین بود؛ شخصی که دربار تعیین می کرد، باید راه می یافت. الآن در نظام ما شورای نگهبان است که افرادی از آن فیلتر عبور می کنند؛ اگر چه ممکن است بعضی از نظرهای سیاسی اعمال بشود.
وی افزود: شاید ما هم نسبت به برخی از مصادیق که از شورای نگهبان عبور کرده یا عبور نکرده، انتقاد داشته باشیم، اما نفس وجود شورای نگهبان، متشکل از شش حقوق دان و شش مجتهد، امر بسیار لازم و پسندیده ای است. در هر کشوری هم چنین نهادی وجود دارد و مرّ قانون هم باید اجرا بشود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: یکی از کارهایی که در نظام ما پیش آمد، بحث مردم سالاری بر پایه دین است. یعنی آزادی به معنای ولنگاری نبده، بلکه بر پایه دین بوده است، اما مردم در امور آن دخالت داشته باشند.
وی اضافه نمود: ما می گوییم «جمهوری اسلامی» و نه «حکومت اسلامی»؛ چرا که در حکومت اسلامی، دستور از بالا می رسد. اما امام رضوان الله تعالی علیه فرمود: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد» یعنی مردم باید تأثیرگزار باشند. مردم خودشان مجلس، خبرگان، ریاست جمهوری و .. را تعیین کردند.
استاد نمازی خاطرنشان کرد: نخستین دولت، بنی صدر بود که با آن اوضاع پیش رفت. تمام دولت های بعد از انقلاب، کارهای مثبتی انجام دادند و هم کارهایی را منفی انجام داده اند، به این معنا که نتوانستند هدفشان را به نتیجه برسانند. اما همه زحمت کشیدند و توانستند در جامعه اسلامی پیشرفت هایی را به وجود بیاورند.
وی افزود: یکی از پیشرفت هایی که در این نظام اسلامی روی داده است، در زمینه «پزشکی» بوده است. قبل از انقلاب بیشتر پزشکان از خارج کشور، هندی و پاکستانی و ... بودند؛ پزشک ایرانی اکنون در همه اقصا نقاط جهان می توان دیده شود. به عنوان مثال پزشکان ما در رابطه با مغز و اعصاب و در چشم پزشکی در جهان درخشنده اند. البته متأسفانه شرایط به گونه ای است که اگر امکانات لازم را به آنها ندهیم، برخی از آنها به خارج مهاجرت می کنند. الآن به گونه ای است که در پزشکی پیشرفت های زیادی داشتیم.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: باید موانع در راه پیشرفت کشور را هم دید؛ از اول انقلاب، با تحریم ها روبرو بودیم. ابتدای انقلاب با جنگی داخلی و سپس هشت سال جنگ تحمیلی خارجی روبرو شدیم. تمام این امکانات توسط افکار ایرانی ها تهیه می شد. چرا که کشورهای ابرقدرت به ما کمک نمی کردند و در مقابل امکاناتشان را در اختیار صدام می گذاشتند.
وی اضافه نمود: در همان زمان، مردم با همان امکانات کشور ساختند؛ در همان هشت سال، دولت کار خودش را انجام می داد و در کنار وظایفش نسبت به جنگ، ما یحتاج زندگی مردم را فراهم می کرد؛ البته پیشرفت های کشور، بیشتر، از بعد پایان جنگ بوده است. علت اصلی هم در آن بود که مقتضی موجود، ولی مانع هم موجود بود.
استاد نمازی خاطرنشان کرد: بحمدالله بعد از جنگ توسعه های عمرانی، راه سازی، راه آهن و بسیاری موارد دیگر، حتی خودرو و امکانات تولیدی که زمانه ای همه باید از خارج تهیه می شد.
وی افزود: مهمتر از همه، رفع سلطه ای است که در زمان شاه استکبار بر ما مسلط بودند و در این زمان اینگونه نیست. استکبار بر ما تسلط ندارند؛ اگر چه به فرموده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی حفظه الله تعالی از موضع قدرت این اجازه را داریم که با هر کشوری که مصلحت بدانیم، گفتگو کنیم؛ اما هیچ مستکبری بر ما تسلط ندارد. اینگونه نیست که ما نوکری کشوری را داشته باشیم تا کشور ما پیشرفت نماییم؛ ما بله قربان گوی هیچ کشوری نیستیم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته با حفظ استقلال کشور، می توانیم ابتکاراتی را به خرج بدهیم؛ با وجود تحریم ها و مشکلات داخلی، نظاممان را بر پایه دین و دستورات اسلام و برای حل مشکلات مردم به پیش ببریم. این امر با برنامه ریزی درست انجام می گیرد؛ برنامه ای که مردم را امیدوار نماید. البته اگر مشکلی و مانعی هم موجود باشد، با مردم در میان بگذاریم و بگوییم برنامه ما این بود و به این علت نتوانستیم به نتیجه برسانیم. اما اگر می توانست و انجام نداده باشد، بحث دیگری است و خیانت به مردم است و باید قطعا خائن به اشدّ مجازات برسد.
استاد روح الله نمازی در بخش پایانی گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: گاهی در بعضی از نقاط این نظام اسلامی اشتباهات و خیانت ها هم وجود دارد؛ اما نکته در این است که مردم به واسطه اینکه نظام بر اساس دین بنا نهاده شده است، این انتظار را از نظام دارند که با آن اشتباهات غیر سیستماتیک برخورد نمایند. اما اگر در زندان های قبل از انقلاب شکنجه بوده است، سیستماتیک و با رضایت اصل نظام شاهنشاهی بوده است.
وی افزود: پاسخ به این مباحث، با توجه به شیوع آن در میان مردم عادی از اهمیت بالایی برخوردار است و لازم است تا مبلغین و اساتید حوزه علمیه قم و خواصّ بزرگوار نسبت به پاسخگویی آن تلاش داشته باشند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: باید برای مردم پاسخگو باشیم که اولا پیشرفت های انقلاب اسلامی ایران از جنبه های مختلف، در طی این چهل سال، نسبت به سایر انقلاب های بزرگ جهان، با طی همین مدت، در شاخصه های مختلف واقعا قابل توجه است و ما از این نظر شرمندگی نداریم و سرمان بالا است.
وی اضافه نمود: خوب است که اساتید بزرگوار و مبلغین محترم حوزه علمیه قم در همین زمینه به کتاب «صعود چهل ساله» ارجاع داده بشوند؛ این کتاب، آمارهای پیشرفت چهل ساله ایران را بر اساس منابع معتبر بین المللی مورد ارزیابی قرار داده است و در طیّ آن، در حیطه های مختلف به بیان آمار اقدام کرده است که حاکی از پیشرفت های خیره کننده در حوزه های مختلف اقتصادی، بهداشتی و غیره است.
استاد نمازی خاطرنشان کرد: نکته دیگر در آن است که شاید یکی از علت های نارضایتی مردم ناشی از اغراق رسانه های بیگانه در بهشت جلوه دادن خارج کشور است؛ نکته ای که از اساس، باطل می نماید؛ لکه ای سیاه در داخل ایران را همانند اقیانوسی از سیاهی جلوه دادن و اقیانوس سیاهی در خارج ایران را به قدر لکه ای سیاه برای ایرانیان جلوه دادن، ناشی از قدرت رسانه است؛ پدیده ای که امپراتوران رسانه در جهان به خوبی از عهده آن بر می آیند؛ اما با جستجویی ساده در فضای سایت های بین المللی و دیدن واقعیت های آن دیار، در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، خودکشی، خانواده و حتی از بعد اقتصادی حکایت از ماجرایی دیگر و واقعیتی غیر تصور عموم مردم نسبت به اوضاع مملکت های خارج ایران دارد.
وی افزود: جنبه دیگر قضیه مقایسه کشور ایران اسلامی مستقل، با کشورهای در حدّ و اندازه ایران است که اتفاقا مستقل نیستند؛ خوب است که در این حیطه نیز کنجکاوی هایی از سوی مبلغین و محققین حوزه علمیه و دانشگاه ها صورت بپذیرد.
مقاله احمد القاعود
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خبرنگاری مصری معاند با انقلاب اسلامی ایران، در مقاله ای بین کشورهای عربی و غیر مستقل و در واقع وابسته به استکبار و ایران مستقل به مقایسه می پردازد. احمد القاعود» تحلیلگر و روزنامه نگار برجسته مصری در روزنامه فرامنطقه ای «العربی الجدید» می نویسد:
«چهل سال از انقلاب اسلامی ایران گذشته و در طول این مدت، منطقه تحت تاثیر تغییرات ریشه ای و عمیقی قرار گرفته است که در آنها رژیم هایی سرنگون شدند و رژیم های دیگری سربرآوردند؛ در حالی که ساختار ژئوپلتیک ایران بر پایه همان اهداف برگرفته از زمان وقوع انقلاب در سال ۱۹۷۹ تثبیت شده است.
پس از گذشت چهل سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران علیه رژیمِ جیره خوار غرب که انواع و اقسام بلایا را بر سر مردمش فرود آورد، لازم است اوضاع ایران به صورت عمیق و ریشه ای بررسی ومطالعه شود و آنگاه بررسی ها و مطالعات صورت گرفته در این زمینه به منظور ایجاد نوعی استراتژی واقعی به تصمیم گیرندگان جهان عرب داده شود تا بتوانند از طریق آن در سایه جهانی محکوم به قدرت و جهانی که جای هیچ ضعیفی در آن نیست، به حیات خود ادامه دهند.
آمریکا پس از سرنگونی رژیم شاه، سال ها جنگ و محاصره را علیه ایران تحمیل کرد، اما با این حال نظام ایران و دولت این کشور همه این حوادث را پشت سر گذاشتند؛ در صورتی که اگر چنین اموری بر یک کشور عربی تحمیل می شد، قطعا در چند سال کوتاه و شاید هم چند ماه اندک از هم می پاشید و خاک آن برای نیروهای شرق و غرب مباح می شد.
انقلاب اسلامی ایران علی رغم مبانی و روش های مختلف، باید در جهان عرب مورد مطالعه قرار گیرد و تدریس شود و نمونه ای برای علی الخصوص ملت هایی باشد که هشت سال پیش بهار خود را ساختند، شاید اگر انقلاب های بهار عربی از گذشته نزدیک و قیام مردم ایران علیه رژیم شاه و جیره خوار غرب درس می گرفتند، گرفتار قهقرایی نمی شدند که توسط دشمنان داخلی و خارجی در منطقه و جهان دامنگیر آن شدند.
موضوع وابستگی، اولین مشکلی است که جهان عرب را در حاشیه جهان قرار می دهد؛ این در حالی است که همین رهایی از وابستگی، انگیزه و مشوق قوی و اصلی قیام در ایران بود. حتی با وجود محاصره دردناک و دشمنانی که از همه طرف ایران را احاطه کرده اند، نظام این کشور قویتر از قبل شد و خوداتکایی به قدرتی انگیزشی و مساله بزرگ ملی تبدیل شد.
از همین رو ما دربربر چهل سالی قرار داریم که صحنه دستاوردهای داخلی و خارجی بزرگی برای ایران بوده است و می بینیم که چگونه یک دولت و یک نظام زیر این همه تحریم به حیات خود ادامه می دهد و بیشتر از کشورهایی در منطقه توسعه می یابد که وابسته به غرب هستند و غرق باتلاق شکست و سردرگمی شده اند. همچنین با دستاوردهای علمی، پزشکی، صنعتی و دستاوردهای روزافزونی در زمینه نظامی و هسته ای روبرو می شویم که باعث ایجاد سردرد برای اسرائیل به عنوان دشمن اول منطقه و ورای آن آمریکا شده است.
با مقایسه وضعیت ایران با وضعیت کشورهای اصلی منطقه که بر مدار آمریکا می چرخند، می بینیم که این کشورها به مرور زمان همچنان به قهقرا می روند و دیگر هویت واقعی و هیچ اراده ای از خود ندارندو علاوه بر این نه تنها هیچ دستاورد علمی، فرهنگی و هنری نداشته اند بلکه به مرور زمان دستاورهایی که داشته اند هم به قهقرا می رود و در حال رسیدن به سطح فاجعه باری هستند که تر و خشک را با هم می سوزاند.
مقایسه وضعیت کشورهای عربی با همسایه آنها ایران، وضعیت نارحت کننده این کشورهای فاقد هدف و استراتژی بویژه مصر را نشان می دهد که تحت حکومت نظامی، اراده ملت آن سلب شده است و اینجاست که باید بپرسیم فایده برخورد نامناسب فعلی کشورهای عربی با ایران چیست؟ آیا برخوردی آزادانه است و تمایل واقعی رژیم های آن کشورها را نشان می دهد یا اینکه دستورات و خط مشی هایی است که در تل آویو و واشنگتن ترسیم می شود؟
کشورهای عربی باید نوعی استراتژی جدید مبتنی بر آزادی از وابستگی کُشنده به غرب را در پیش بگیرند که هدف از آن استقلال ملی و جانبداری از طرح عربی اسلامی و بر دوری از نگرش و راهبرد رژیم صهیونیستی مبتنی باشد. علاوه بر این،کشورهای عربی باید روابط خود با ایران را به عنوان یک کشور مسلمان وبرادر با هر نظام حاکمی و با وجود هر گونه اختلاف نظر در پرونده های سیاسی از سربگیرند.»
/270/260/20/