استاد فاضلی مطرح کرد؛

ابعاد حیات طیبه

استاد علی فاضلی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «ابعاد حیات طیبه» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: زندگی عالی ترین محصول جهان هستی است، از این رو در فصل بهار که باغ و بوستان زنده می شوند، عید گرفته می شود. لذت و شکوه زندگی در فصل بهار قابل وصف نیست. در خانه ها نیز نوزادان هستند که با خود شکوه تازه آورده و به پدر و مادر جان تازه می بخشد. زندگی پر از آگاهی و جنب و جوش است و این هر دو لذت بخشند.

 

وی افزود: زندگی حرکت می بخشد و هرچه قوی باشد پرثمر می شود. یک نهال در ابتدا، تنها یک برگ سبز است ولی در ادامه شکوفه داده و در پایان میوه می دهد. یک نوزاد نیز روز به روز بر شکوهش افزوده می شود. روزی چهار دست و پا حرکت می کند، روزی می-ایستد و زبان باز می کند، روزی یاد می گیرد و وارد اجتماع می شود، روزی خانواده تشکیل می دهد و زندگی هایی را بوجود می-آورد، هنر می سازد و آباد می کند.

 

استاد فاضلی اظهار داشت: زندگی ها آثار شگفت آوری دارند. یک دانشمند جهانی را آباد می کند. خواجه نصیر طوسی توانست حمله کور و ویرانگر مغول را کنترل کند. او چه شکوهی داشت که یک تنه جلوی یک سیل ویرانگر را گرفت. ادیسون با اختراع برق و پاستور با کشف میکروب چه خدمتی کردند و چقدر زندگی بخشیدند!

 

وی ابراز داشت: زندگی مراتب مختلفی دارد. یک گیاه زنده است و انسان نیز زنده است. هیتلر و خواجه طوسی هر دو زنده بودند، ویرانی هیتلر و آبادانی خواجه طوسی نیز هر دو اثر زندگی آن دو بود. آیا آن دو، دو گونه مختلف از زندگی را داشتند یا تنها رنگ و لعاب زندگی آن دو متفاوت بود؟ اهمیت کشف مراتب زندگانی کمتر از خود زندگانی نیست. بالاترین مرتبه در زندگی انسانی چیست؟ معیار تشخیص در زندگی ها کدامند؟ خداباوری، اخلاق و جهان پس از مرگ چه تاثیری در شکوه زندگی ما دارند؟ قوی ترین زندگی چیست و شکوهش در کجاست؟

 

استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن از یک زندگی به نام حیات طیّبه خبر می دهد. زندگی پاکی که شکوهش فرشتگان را بر سر تعظیم آورد تا بر انسان سجده کردند. خدای آفرینش به این زندگی مباهات کرد، از همه جهان هستی تنها به آن راضی شد و تنها آن را امانت سنگین و هدف نهایی از آفرینش معرفی نمود. همه موجودات زنده و غیر زنده زمان محدودی دارند و خواهند مرد. تنها حیات طیبه به چرخه هستی متصل شده و ابدی خواهد ماند.

 

حیات و زندگانی

استاد علی فاضلی خاطرنشان کرد: نظام هستی بسیار با قدرت و هدفمند پیش می رود. میلیون ها سال است که گسترش می یابد و رکودی در آن مشاهده نمی شود. هر روز بر شکوهش افزوده و پدیده جدیدی می آفریند. هر چه مانع حرکت یا سبب توقف آن باشد را از میان برداشته و از همان فرصت می سازد. اینکه جهان با نیروهای متضاد پیش می رود شگف آور است. خاک هزاران نقش می بندد، میوه های رنگارنگ می آفریند و طلا و مروارید تحویل می دهد. مایعات از درون تضادّها نفت و میعانات ارزشمند می سازند. گازها با صعود و تنازع شان به آسمان رنگ زیبا داده و از زمین ما محافظت می نمایند. درندگان و چهارپایان در کنار هم زندگی می کنند، بلکه زندگی شان به هم وابسته است. دست پر قدرت هستی با قدرت و حکمت خود عناصر متضاد را ترکیب کرده و مدام پدیده جدیدی می آفریند. جهان هستی هر لحظه نو و خود سازنده می باشد. فیزیک دانان می گویند: گازهای جوی که سطح کره زمین را نگه داشته اند به ضخامت 800 کیلومتر می باشند. این جو هم چون یک زره زمین را از خطر بیست میلیون سنگ سرگردان نگه می دارد. زیست شناسان نیز می گویند: بعضی از حیوانات عضو مفقود خود را از نو می سازند. خرچنگ و کرم خاکی چنین اند. (گفتار فلسفی، آیه الکرسی، ص 278 و 44)

 

وی افزود: در سوره مبارکه ملک می خوانیم: «آنکه هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید، در آفرینش پر رحمت او نابسامانی و ناهمگونی نمی بینی. دوباره بنگر، آیا هیچ سستی می بینی؟ باز بنگر تا زمانی که چشمانت خسته شوند و از بی نقصیِ جهان خبر دهند.» «الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِير» (ملک: 3 و 4)؛ «وَ هُوَ حَسِيرٌ، ای: كليل من طول المعاودة و كثرة المراجعة»

 

استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم اظهار داشت: در این میان یکی از اجزای آفرینش حیات و زندگی است. قدرت و حکمتِ زندگی در پیش روندگی، تجدید قوا، سازندگی، آگاهی، هنر، شادی و محبت از حد وصف بیرون است. باید ساعت ها به عظمت آن خیره شد. ارزش مهر مادری را با چه میزانی می شود ارزیابی کرد؟ تمدن های بزرگ را با چه مقیاسی می شود سنجید؟ قدرت و زیبایی هستی خیره کننده هست، ولی قدرت و زیبایی زندگی هوش از سر می برد. زندگی از گیاه و حیوان تا انسان با مراتب گوناگونش زیباست.

 

وی افزود: آنان که در مغز و هوش انسان مطالعه کرده اند قدرت خیره کننده آن را در اداره زندگیِ جسمی و روانی بهت آور توصیف می کنند و می پرسند: منطق، یادگیری، تجزیه و تحلیل، خلاقیت و برنامه ریزی، حل مسئله، آگاهی، احساس و خودسازندگی اثر کدام نیروست؟ شخصیت هایی مانند علی ع که شکوه زندگانی هستند، به کدام نیرو متصل شده اند. صدها سال با هزاران جلد کتاب به نظاره زندگانی علی ع نشسته اند و هر روز گل جدیدی یافته اند.

 

استاد فاضلی خاطرنشان کرد: باید توجه داشت که زندگی همانند دیگر اجزای آفرینش یک حقیقت است. ما آن را نساخته  و نمی توانیم تغییرش دهیم. البته با سخاوت به ما این امکان را داده که آن را بشناسیم و بهره ببریم. راسل می گوید: قدرت ما محدود به حدود طبیعت است. می توانیم با ملایمت طبیعت را به برآوردن آرزوهایمان راضی کنیم. نمی توانیم بر او فرمانروایی کرده یا منحرفش نماییم. (امیدهای نو، ص41، به نقل از گفتار فلسفی، آیه الکرسی، ص 184) پس تنها باید قوانین زندگی را فهمید، عوامل سازنده و مخرب آن را یافت و هیچ وقت آن را تغییر نداد. نمی توان با زندگی مخالفت نمود. علی (ع) می فرماید: هر کس با زمانه و حقیقت بجنگد خود شکست می خورد. «مَنْ عَتَبَ عَلَى الدَّهْرِ طَالَ مَعْتَبُهُ. مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صُرِع‏. مَنْ غَالَبَ الْحَقَّ غُلِب‏» (تصنيف غرر الحكم، ص129 و70)

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حقیقت موجود زنده چیست؟ در این باره بسیار ناآگاهیم. تنها توانسته ایم آثار زندگی را بشناسیم. تنفس، رشد، حساسیت، تولید مثل، جذب و دفع را نشانه زندگی دانسته اند. دانشمندان در اینکه ویروس ها را زنده بنامند اختلاف دارند. آنها تکثیر می شوند ولی آیا زنده اند؟ باید گفت: زندگی مراتب مختلفی دارد. هرچه قوی می شود اثر بیشتری دارد. ما در این نوشته که به زندگی انسان می-پردازیم، تعریفی را انتخاب کرده ایم که از زندگی گیاهان شروع می شود. زندگی یعنی حرکت، رشد و سازندگیِ آگاهانه. «الحی هو الذی یصحّ أن یعلم و یقدر.» (تفسیر کبیر، ج2، ص466).

 

وی افزود:  این زندگی از جذب و تغذیه شروع می شود، با آگاهی و خلاقیت پیش می رود، علم و فلسفه بوجود می آورد، هنر و اخلاق تولید می کند و همچنان پیشروی دارد. قوی ترین زندگی کدام است؟ آیا زندگی های قوی می توانند آغاز و انجام جهان را بشناسند؟ به علت غایی دست یابند و بر مشکلات خویش چیره شوند؟ هدف پاسخ به این پرسشهاست. پاسخ قران به این پرسش ها مثبت است. حیات طیبه می تواند حتی جهانی نو بسازد. لازم است ابتدا به بیان چند نکته بپردازیم.

 

حرکت:

استاد فاضلی یادآور گردید: نشانه زندگانی حرکت بوده و موجود زنده مدام در جنب و جوش است. دقیقتر اینکه زندگی همان در حرکت بودن و دویدن است. گیاه و جاندار تا زمانی که حرکت می کنند رشد دارند و زنده هستند. هرگاه از حرکت بایستند دچار رکود می گردند، در نتیجه مواجه با فشارهای خارجی می شوند و می شکنند. در این صورت است که آفات طبیعی گیاه ضعیف شده را می خشکانند، بلایای طبیعی حیوان درمانده را می کشد و فشارهای روحی و روانی انسان را از پای در می آورد.

 

وی اضافه نمود: تا زمانی که زندگانی حرکت طبیعی خود را می پیماید خود سازنده بوده و همه چیز در جای خود قرار می گیرد. شادی زندگی چنان می شود که حتی بدون پرسش از «فلسفه حیات» به پیش می رود. زندگی خود فلسفه خود می باشد و سوال «من چرا زندگی می کنم» آزار نمی دهد. همچون گرسنه ای که غذا می خورد و نمی پرسد: «چرا باید غذا بخورم». زندگی به اندازه کافی محرک لازم برای ادامه خود را دارد.

 

استاد حوزه علمیه قم بیان کرد: حرکت شاخصه مهم زندگی است که با استعداد و توانایی تعریف می شود. هر حرکت یک توانی را شکوفا می کند. توانایی ها مختلفند، پس زندگی ها متفاوتند و آگاهی ها و حرکت ها نیز گوناگونند. گیاه یک روزه تا گیاه صد ساله، حشرات کم خاصیت تا زنبور عسل، انسان سفیه تا عالمان ربانی. ولی همه در حرکتند و توانایی خود را شکوفا می کنند. تا زمانی که یک استعداد باقی است و مانعی بر سر راه نیست حرکت ادامه خواهد داشت. شناخت زندگی با شناخت توانایی ها ممکن است.

 

هدفمندی:

استاد علی فاضلی خاطرنشان کرد: زندگانی در حرکت تکاملی خود همراه با لذّت و درد، یأس و امید، شکست و پیروزی و کام یابی و افسردگی است. اینها همه حرکت را یاری می دهند. چیز باطلی در این جهان وجود ندارد. مسافر کمال اگر راز دست اندازها، بن بست ها و رنج ها را نداند آسیب دیده و ممکن است از سفر انصراف دهد. زندگی بیهوده نیست، هدفمند است. جاذبه دارد و به پوچی پایان نمی یابد. پس باید راز مشکلات و تضادّها را شناخت.

 

قدرت:

وی گفت: زندگی به شکل شگف آوری پر قدرت و خود سازنده است، همه موانع را دفع کرده و به حرکت ادامه می دهد. میلیونها سال گیاهان با انواعی از بادهای سوزان، خشک و دیگر بلایای طبیعی مواجه بوده اند ولی همه باقی مانده اند. قانون تنازع بقا در جنگل چه اندازه منظم است که هیچ حیوانی را نابود نمی کند. انسان نیز همین گونه  است. زندگی اگر در مسیر درست و طبیعی خود قرار گیرد هیچ فشاری او را از پا در نمی آورد. تا زمانی که یک افق از استعدادها باقی باشد حرکت ادامه خواهد داشت. هر استعدادی خود یک قدرت نهفته است. پس باید استعدادها را شناخت. قران از نیرومندترین، شورانگیزترین و وسیع ترین زندگی به حیات طیبه نام می برد. این نیرو از قویترین حرکت و هدف برخوردار است.

 

رکود:

استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: هر حرکتی مقصدی معیّن در نظام آفرینش دارد و نباید مسیر آن را منحرف کرد. امام علی ع در بیش از بیست سخن این نکته را هشدار داده-اند که هر نوع منازعه با حقیقت رکود می آورد. «هر که از حقیقت کناره گرفت بر راهی تنگ قدم گذاشت». «مَنْ تَعَدَّى الْحَقَّ ضَاقَ مَذْهَبُه» (تصنيف غرر الحكم، ص70) قران کریم نیز اهمیت آن را گوش زد می کند. «از مسیر جدا نشوید که گم خواهید شد. «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُون» (یونس، 32)

 

وی در ادامه بیان کرد: ما برهان این سخن را در طبیعت بی جان نیز دیده ایم. هر جا بشر دخالت کرده است اکوسیستم طبیعت را بر هم زده و آن را نابود کرده است. این اتفاق در زندگی انسان نیز نباید بیافتد و علایق شخصی بر زندگی تحمیل شود. از این رو باید عواملی که مسیر زندگی را تغییر می دهند شناسایی شوند و با آنها مقابله گردد. اگر شناخت کافی در این باره نباشد، فقط آفات زندگی فربه می شوند. باید محرّک ها، تلنگرها، موانع و شاخصه های حیات برین را شناخت.

 

نتیجه گیری:

استاد علی فاضلی در کلام پایانی گفتگو  با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: در نتیجه گیری از کلام باید گفت:

 1. زندگی انسان همانند کهکشان ها، دریاها، جنگل ها و کوه ها قدرت مندانه پیش می رود و می تواند موانع را از سر راه بر می دارد.

 2. تضاد موجود در آفرینش، و از جمله گیاهان و حیوانات، نه تنها آن را تخریب نمی کند، بلکه عامل بقای آن است. تضاد درونی در روان انسان و شادی و غم او نیز مانع زندگی نیست، بلکه پیش برندۀ آنست.

 3. تا آفتی مانع از ادامه حیات نگردد، زندگی خود پیش رونده است. پس ما گاهی خود عامل رکود خود می شویم.

 4. نباید انسان علایق خود را بر زندگی تحمیل کند. زندگی بر محور علایق ما ساخته نشده است. او باید زندگی را بشناسند تا از قدرت آن بهره بگیرد. همان کاری که با عناصر شیمی و فیزیک انجام می دهد و با شناخت آنها از طبیعت بهره مند می گردد.

 

ش, 05/03/1405 - 13:10