استاد سید محمدتقی قادری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع ««تحلیل فائده و فلسفه «بکاء» و گریه برای سید الشهداء علیه السلام» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: با اینکه در روایات، گریه واشک بر میت امری ناپسند و مکروه شمرده شده است، ولی به صورت استثنایی نه تنها اشک ریختن بر مصائب سیدالشهداء علیه السلام، بلکه تباکی و حالت گریه به خود گرفتن، مورد تاکید خاصّ قرار گرفته است؛ از همین رو امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام»
«14- ما، الأمالي للشيخ الطوسي المفيد عن ابن قولويه عن أبيه عن سعد عن ابن عيسى عن ابن محبوب عن أبي محمد الأنصاري عن معاوية بن وهب قال: كنت جالسا عند جعفر بن محمد ع إذ جاء شيخ قد انحنى من الكبر فقال السلام عليك و رحمة الله فقال له أبو عبد الله و عليك السلام و رحمة الله يا شيخ ادن مني فدنا منه و قبل يده و بكى فقال له أبو عبد الله ع و ما يبكيك يا شيخ قال له يا ابن رسول الله أنا مقيم على رجاء منكم منذ نحو من مائة سنة أقول هذه السنة و هذا الشهر و هذا اليوم و لا أراه فيكم فتلومني أن أبكي قال فبكى أبو عبد الله ع ثم قال يا شيخ إن أخرت منيتك كنت معنا و إن عجلت كنت يوم القيامة مع ثقل رسول الله ص فقال الشيخ ما أبالي ما فاتني بعد هذا يا ابن رسول الله فقال له أبو عبد الله يا شيخ إن رسول الله قال إني تارك فيكم الثقلين ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا- كتاب الله المنزل و عترتي أهل بيتي تجيء و أنت معنا يوم القيامة ثم قال يا شيخ ما أحسبك من أهل الكوفة قال لا قال فمن أين قال من سوادها جعلت فداك قال أين أنت من قبر جدي المظلوم الحسين قال إني لقريب منه قال كيف إتيانك له قال إني لآتيه و أكثر قال يا شيخ ذاك دم يطلب الله تعالى به ما أصيب ولد فاطمة و لا يصابون بمثل الحسين و لقد قتل ع في سبعة عشر من أهل بيته نصحوا لله و صبروا في جنب الله فجزاهم الله أحسن جزاء الصابرين إنه إذا كان يوم القيامة أقبل رسول الله و معه الحسين و يده على رأسه يقطر دما فيقول يا رب سل أمتي فيم قتلوا ابني و قال ع كل الجزع و البكاء مكروه سوى الجزع و البكاء على الحسين.» (بحارالانوار، ج 45، ص 313)
وی افزود: همین استثنا موجب شدکه یک پرسش پرتامل در مقابل ما سبز شود که چه راز و سری و فلسفه ای در پشت این بکاء و اشک خاص وجود دارد؟ این همه ثواب و اجر بلند برایش ذکر شده و به شدت مورد تاکید قرار گرفته است؟ پاسخ به این پرسش زمانی امکان پذیر است چند نکته در این راستا به درستی توضیح داده شود.
نکته اول: جایگاه اشک و بکاء
استاد قادری اظهار داشت: واژه «بکاء» با مشتقّاتش در قرآن، هفت مرتبه؛ و واژه «الدمع» دو بار تکرار شده است؛ و همین تکرار، نشانده آن است که بکاء و اشک، بستگی به موردش دارد؛ که در برخی ممدوح، پسندیده و نوعی تکلیف است، و در مواردی هم ناپسند و مکروه است. «بکاء» را بایستی با متعلقش سنجید و مورادش را ملاحظه کرد و سپس مورد فهم و قضاوت قرار داد.
نکته دوم: اقسام گریه کنندکان و بکاء در قرآن و روایات
گروه اول:
استاد حوزه علمیه با اشاره به گروه های مختلف از گریه کنندگان بر اساس متون دینی خاطرنشان کرد: گروه اول، عارفان و عاشقان به ذات اقدس الهی هستند که به دلیل بالا بودن سطح معرفت به صفات جمال و جلال الهی، آنچنان شور و شوق پیدا می کنند که این شدت شوق، موجب می شود که آنان بی تابی کنند واشک بریزند، چنانچه در ایه ۵۸ سوره مریم در توصیف این گروه آمده: «أُولَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا؛ اینان کسانی از پیامبران بودند که خدا به آنان نعمت داد، از نسل آدم و از نسل کسانی که با نوح در کشتی سوار کردیم و از نسل ابراهیم واسرائیل و از کسانی که آنان را هدایت کردیم و برگزیدیم؛ هنگامی که آیات [خدایِ] رحمان بر آنان خوانده می شد، سجده کنان و گریان به رو می افتادند» (مریم: 58)
وی در همین راستا افزود: مرحوم صدوق در کتاب علل الشرایع از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند: «بَکَی شُعَیْبٌ علیهالسلام مِنْ حُبِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّی عَمِیَ فَرَدَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ بَصَرَهُ؛ شعیب در اثر محبت خدا آن قدر گریه کرد تا نابینا شد. پس خداوند چشمش را به او برگرداند و بینا شد. ثُمَّ بَکَی حَتَّی عَمِیَ فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ؛ باز آن قدر گریه کرد که دوباره کور شد و خداوند باز بینایی را به او بازگرداند. بار سوم آن قدر گریه کرد که باز نابینا شد، فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ. فَلَمَّا کَانَتِ الرَّابِعَةُ أَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ بار چهارم که مشغول گریه کردن شد خدای متعال به او وحی کرد:یَا شُعَیْبُ إِلَی مَتَی یَکُونُ هَذَا أَبَداً مِنْکَ؟ تا چه وقت میخواهی گریه کنی؟ اگر این گریه از ترس جهنم است، من تو را از آتش جهنم پناه دادم و اگر شوق به بهشت موجب گریه تو شده، من بهشت را در اختیار تو گذاشتم. چرا این قدر گریه میکنی؟ قَالَ إِلَهِی وَ سَیِّدِی أَنْتَ تَعْلَمُ أَنِّی مَا بَکَیْتُ خَوْفاً مِنْ نَارِکَ وَ لَا شَوْقاً إِلَی جَنَّتِکَ وَلَکِنْ عَقَدَ حُبُّکَ عَلَی قَلْبِی؛ شعیب گفت: خدایا تو خود میدانی که این گریههای من نه از ترس آتش جهنم است و نه از شوق به بهشت و نعمتهای بهشتی. محبت تو بر دل من گره خورده و تا تو را نبینم آرام نمیگیرم» (علل الشرایع، ج ۱، ص ۵۷)
گروه دوم:
استاد قادری عنوان داشت: گروه دوم از گریه کنندگان، تائبان و گنهکاران هستند؛ که به دلیل لغزش هایی که مرتکب شدند پشیمان می شوند و با اشک و ناله اقدام به توبه می کنند، این سنخ و جنس از اشک نه تنها مکروه نیست بلکه بسیار مطلوب است، از همین روست در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که میفرماید: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلاَّ ثَلاَثَةَ أَعْیُنٍ؛ عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ بَاتَتْ سَاهِرَةً فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ قَالَ (ص) طُوبَی لِصُورَةٍ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهَا تَبْکِی عَلَی ذَنْبٍ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ لَمْ یَطَّلِعْ عَلَی ذَلِکَ الذَّنْبِ غَیْرُه: هر چشمی در روز قیامت گریان است، جز سه چشم: چشمی که در دل شب از ترس خدا گریسته است، چشمی که در راه طاعت خداوند بیداری کشیده است و چشمی که از دیدن آنچه خداوند حرام فرموده، بر هم نهاده شده باشد. همچنین فرمود: «خوشا به صورتی که نگاه خداوند را به خود جلب میکند، در صورتی که بر گناهی که کرده، از ترس خداوند میگرید، در حالیکه کسی از گناه او آگاه نیست» (الخصال ج 2، ص 98)
وی افزود: در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل شده است: «تَوْبَةُ الْعَامِّ فَأَنْ یَغْسِلَ بَاطِنَهُ بِمَاءِ الْحَسْرَةِ وَ الإِعْتِرَافِ بِالْجِنَایَةِ دَائِماً وَ اعْتِقَادِ النَّدَمِ عَلَی مَا مَضَی وَ الْخَوْفِ عَلَی مَا بَقِیَ مِنْ عُمُرِهِ وَ... و یُدِیمَ الْبُکَاءَ وَ الْأَسَفَ عَلَی مَا فَاتَهُ مِنْ طَاعَةِ: توبة عام آن است که باطن خود را با آب حسرت بشوید و همیشه اعتراف به جنایت کند و از گذشتهاش پشیمان باشد و از باقی عمرش خائف باشد. و گریه و تأسّف را بر آن چیزهایی که از طاعت خداوند از او فوت شده است، ادامه دهد.» (بحارالانوار، ج 6: 31)
نکته سوم: فضلیت گریه برمصائب سید الشهداءعلیه السلام
این استاد درس خارج حوزه اضافه نمود: بکاء و اشک ریختن بر مصیبت به سید الشهداء علیه السلام در روایات به صورت ویژه مورد تاکید قرار گرفته و اجر مضاعفی برایش ذکر شده است.
روایت اول:
وی افزود: در کامل الزیارات از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «مَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ علیهالسلام عِنْدَهُ، فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ [عَیْنَیْهِ] مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یَرْضَ لَهُ بدُونِ الْجَنَّهِ؛ کسى که یادى از حضرت حسین بن على (علیه السلام) نزدش بشود و از چشمش به مقدار بال مگسی اشک خارج شود، اجر او بر خدا است و حقتعالی به کمتر از بهشت براى او راضى نیست» (کامل الزیارات،ج ۱، ص ۱۰۰)
روایت دوم:
استاد قادری در ادامه بیان کرد: از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «یا ابن شبیب اِنْ بَکَیْتَ عَلَی الحُسَینِ علیه السّلام حَتّی تَصیرَ دُمُوعُکَ عَلی خَدَّیْکَ غَفَرَ اللّهُ لَکَ کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتَهُ صَغیرا کانَ اَوْ کَبیراً قَلیلا کانَ اَوْ کثیراً؛ ای پسر شبیب اگر بر حسین (ع) گریه کنی تا اینکه اشکهایت بر گونههایت جاری شود، خداوند گناهانی که مرتکب شدی، چه بزرگ و چه کوچک، چه کم و چه زیاد را میبخشد» (بحارالأنوار ج 44، ص 285؛ عیون أخبارالرضا (ع)، ج 1 ص 299)
روایت سوم:
این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: در زیارت ناحیه مقدّسه آمده است: «لأَندُبَنَّک صَباحَا وُ مَساءً وُ لَأَبکینَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما؛ امام مهدی علیه السلام در زیارت ناحیه مقدّسه خطاب به امام حسین (ع) می فرماید: هر صبح و شام بر تو گریه و شیون می کنم و در مصیبت تو به جای اشک، خون می گریم.»
روایت چهارم:
وی افزود: امام عصر علیه السلام می فرماید: « فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِی الدُّهُورُ وَ عَاقَنِی عَنْ نُصْرَتِکَ الْمَقْدُورُ وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حَارَبَکَ مُحَارِباً وَ لِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَدَاوَةَ مُنَاصِباً فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْکِیَنَّ عَلَیْکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً:گر روزگار مرا به تأخیر انداخت و مقدرات از یاری و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آینه من صبح و شام بر تو ندبه میکنم و به جای قطرات اشک، بر تو خون میگریم». (بحارالانوار، ج 98، ص148)
روایت پنجم:
استاد قادری خاطرنشان کرد: در دعای ندبه نیز آمده است: «فَعَلی الْأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَ آلِهِما، فَلْیَبْكِ الْباكُونَ، وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ، وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتذْرفِ الدُّمُوعُ، وَ لْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ، وَ یَضِجَّ الضَّاجُّونَ، وَ یَعِجَّ الْعاجُّونَ؛ پس بر پاکیزگان از اهل بیت محمّد و علی (درود خدا بر ایشان و خاندانشان) ، باید گریه کنندکان بگریند و زاری کنندگان بر ایشان زاری کنند و برای مانند آنان باید اشک ها روان شود، و فریادکنندگان فریاد زنند و شیون کنندگان شیون کنند و خروشندگان بخروشند.»
وی افزود این فراز از دعای ندبه به مصیبت هایی که به پاکان از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد شده، اشاره می کند؛ همان برگزیدگانی که امام سجاد (ع) در دعای ۴۷ صحیفه سجادیه درباره آنها می فرماید: «رَبِّ صَلِّ عَلَی أَطَایِبِ أَهْلِ بَیْتِهِ الَّذِینَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِكَ، وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَهَ عِلْمِكَ، وَ حَفَظَهَ دِینِكَ، وَ خُلَفَاءَكَ فِی أَرْضِكَ، وَ حُجَجَكَ عَلَی عِبَادِكَ، وَ طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَ الدَّنَسِ تَطْهِیراً بِإِرَادَتِكَ، وَ جَعَلْتَهُمُ الْوَسِیلَهَ إِلَیْكَ، وَ الْمَسْلَكَ إِلَی جَنَّتِک؛ ای پروردگار من، بر اهل بیت طیّبین او که آنان را برای قیام به امر خود برگزیده ای و خازنان علم خود، حافظان دین خود، خلفای خود بر روی زمین و حجت های خود بر بندگان قرار داده ای و آنان را به خواست خود از هر ناپاک پاک گردانیده ای و طریق رسیدن به مقام قرب خود و وصول به بهشت ساخته ای، تحیّت و درود بفرست.» امام (ع) در ادامه سخن خود گریه بر آنان را لازم می شمارد.
روایت ششم:
این استاد درس خارج حوزه ابراز داشت: امام صادق عليهالسلام از شخصی به نام مسمع بن عبد الملک کردین پرسیدند: «ای مسمع! تو از اهل عراق هستی، آیا به زیارت قبر حسین عليهالسلام می روی؟ عرض کرد: خیر، من نزد اهل بصره مردی مشهور هستم و نزد ما کسانی هستند که خواسته این خلیفه را طالب بوده و دشمنان ما از گروه ناصبی ها و غیر ایشان بسیار بوده و من در امان نیستم از اینکه حال من را نزد پسر سلیمان گزارش کنند. در نتیجه او با من کاری کند که عبرت دیگران گردد، بنابراین احتیاط کرده و به زیارت آن حضرت نمی روم. حضرت به او فرمود: آیا یاد می کنی مصائبی را که برای آن جناب فراهم کرده و آزار و اذیت هایی که به حضرتش روا داشتند؟ عرض کرد: بلی.
حضرت فرمود: آیا به جزع و فزع می آیی؟عرض کرد: بلی، به خدا قسم و به خاطر یاد کردن مصائب آن بزرگوار چنان غمگین و حزین می شوم که اهل و عیالم اثر آن را در من مشاهده می کنند و چنان حالم دگرگون می شود که از خوردن طعام و غذا امتناع نموده و به وضوح علائم حزن و اندوه در صورتم نمایان می گردد.
حضرت (ع) فرمود: خدا رحمت کند اشک های تو را (یعنی خدا به وسیله این اشک ها تو را رحمت نماید)، بدان قطعاً تو از کسانی محسوب می شوی که به خاطر ما جزع نموده و به واسطه سرور و فرح ما مسرور گشته و به خاطر حزن ما محزون گردیده و به جهت خوف ما خائف بوده و هنگام مأمون بودن ما در امان هستند، توجه داشته باش که حتماً و عن قریب هنگام مرگ اجدادم را بالای سرت خواهی دید که ملک الموت سفارش تو را خواهند نمود و بشارتی که به تو خواهند داد برتر و بالاتر از هر چیزی است و خواهی دید که ملک الموت از مادر مهربان به فرزندش به تو مهربان تر و رحیم تر خواهد بود.
مسمع می گوید: سپس حضرت (ع) گریست و اشک های مبارکشان جاری شد و من نیز با آن جناب اشک ریختم، پس از آن فرمود: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنا عَلی خلقه بالرّحمه و خصّنا اهل البیت بالرّحمه. ای مسمع! از هنگامی که امیر المؤمنین عليهالسلام شهید شد، زمین و آسمان بر ما ترحم نموده و می گریند و موجودی بیشتر از فرشتگان بر ما گریه نکرده است، اشک های آنها لا ینقطع جاری بوده و هرگز قطع نمی شود. توجّه داشته باش که احدی به خاطر ترحم به ما و به جهت مصائبی که بر ما وارد شده، گریه نمی کند مگر آنکه قبل از آمدن اشک از چشمش حق تعالی او را رحمت خواهد کرد و وقتی اشک ها بر گونه هایش جاری شد، در صورتی که یک قطره از آنها در جهنّم بیفتد، حرارت و آتش آن را خاموش و آرام می کند که دیگر برای آن حرارتی پیدا نمی شود.
بدان کسی که به خاطر ما قلبش دردناک شود، در روزی که مرگش فرا برسد و ما را مشاهده کند، سرور و نشاطی برایش پیدا شود که پیوسته این سرور در او بوده تا در کنار حوض بر ما وارد گردد و هنگامی که محبّ و دوست دار ما اهل بیت بر حوض کوثر وارد شود، سرور و فرح خاصّی در کوثر پیدا شود به حدّی که انواع و اقسام اطعمه ای را به او چشانده که وی مایل نیست طعم آن غذاها زائد گردد.» (کامل الزیارات، باب ۳۲، ص ۱۰۸، ح ۶، وسائل الشیعه،، ج ۱۰، ص ۳۹۷، ح ۱۶)
نکته چهارم: اثر و کاربرد اشک بر امام حسین علیه السلام
استاد سید محمد تقی قادری اظهار داشت: در اینکه چرا اشک ریختن بر مصیب حضرت سید الشهداء علیه السلام این همه مورد تاکید قرار گرفته، اگر تحلیل دقیق و همه جانبه انجام شود، می توان گفت راز و فلسفه آن در آثار فوق العاده ای است که این اشک به دنبال دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم؛
وی افزود: نخستین اثر بلکه مهمترین و کلیدی اثر اشک برای امام حسین علیه السلام، «ارتباط حضوری پیداکردن» صاحب اشک در واقعه عاشورا است، چرا که اشک ریختن مساوی است با انعکاس یافتن واقعه در قلب و روح صاحب اشک و این تصور قلبی و روحی از واقعه مساوی است با برداشتن فاصله زمانی و مکانی بین صاحب اشک باواقعه و دیدن مصائب با چشم دل و همین است که صاحب اشک بی تابانه بر مصائب سید الشهداء اشک می ریزد و بی تابی می کند تا کسی این امر را تجربه نکند نخواهد توانست این حقیقت را فهم کند و بیابد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: دومین اثر اشک بر امام حسین علیه السلام «تولی» و رابطه «دوستی و محبت» با حضرت سیدالشهداء و اصحاب سید الشهداء و هم عقیده و همسنگر شدن با آن حضرت و «تبری» بیزاری جستن از همه کسانی که واقعه و مصیبت عاشورا را رقم زدند و همه کسانی که راضی به چنین جرم و جنایتی بوده و هستند و داشتن چنین روحیه ای برخاسته از واقعه عاشورا است که موجب شد امتی را به صحنه و میدان گاه ها بیاورد و مبعوث کند که یکپارجه بعد ازشهادت امام شهیدشان برسر بزرگترین استبداد جهانی فریاد بر آورند که اجازه نخواهیم داد که کربلا تکرار شود.
استاد قادری عنوان داشت: سومین اثر و فائده اشک بر سیدالشهداء «تحول روحی» و اظهار ندامت و توبه است، چرا که با اتصال و ارتباط نزدیک وتنگاتنگی که صاحب اشک با واقعه برقرار می کند می یابد کسی به این واقعه نزدیک و نزدیک تر است که از جنس صاحبان واقعه باشد و صاحبان این واقعه را کسانی تشکیل می دهند که در اوج از طهارت و پاکی بوده اند چون شخص امام و خواص از اصحاب امام و یا به آن طهارت و پاکی رسیدند و شهید شدند چون حر، زهیر، صاحب اشک با چنین دریافتی یکباره جابجا میشود زبان به انابه و توبه می گشاید و به سمت طهارت باطنی خود می پردازد و تبدیل به یک انسان جدید از جنس اصحاب سید الشهداء می شود و به همین دلیل در روایت مژده مورد مغفرت و رحمت الهی قرارار گرفتن را به صاحبان اشک داده شده است.
نتیجه تحلیل
این کارشناس دینی یادآور گردید: با تامل بیشتر در این فواید می یابیم اشک ریختن بر مصائب سید الشهداء علیه السلام فقط یک واکنش عاطفی نیست، بلکه تجلی عمیق یک فلسفه انسانی و معنوی است. این اشکها، زبان بیزبانی است که ظلمستیزی، عدالتخواهی و عشق به آزادی، کسب طهارت باطنی، انسانی ازجنس عاشورائیان را فریاد میزند.
وی افزود: گریه برای امام حسین (ع)، در واقع بازخوانی مظلومیت حقیقت در طول تاریخ است؛ یادآوری این که چگونه راستی در برابر زور ایستاد و با خون خود، جاودانگی اخلاق و ایمان را ثبت کرد. این اشکها، قطرههای آگاهیاند که وجدانهای خفته را بیدار میکنند و پرسشی همیشگی پیش روی انسان میگذارند: «آیا تو نیز در راه حق، چون حسین ایستادهای؟»
استاد قادری خاطرنشان کرد: فلسفه گریه برای اباعبدالله (ع)، نوعی پیوند عاطفی و معنوی با اسوه شجاعت و ایثار است. این اشکها، فقط برای غم کشته شدن یک انسان نیست، بلکه برای از دست رفتن نماد مقاومت در برابر باطل است. هر قطره اشک، بیعت دوباره با آرمانهای حسینی است و تجدید پیمانی است با راهی که او برگزید. به تعبیری، گریه برای امام حسین (ع)، تمرینی برای حفظ حافظه جمعی امت و زنده نگاه داشتن درسهای عاشورا است تا ظلمستیزی و دفاع از حق، هرگز به فراموشی سپرده نشود.